مهمونی باغ شکوفه های گیلاس میخواد اولین تقدیمی سال جدیدش رو بهتون تقدیم کنه، و به این صورت هست که شما این پیام رو فور میکنید توی چنل زیباتون و من با توجه به وایب چنلتون یه کتاب بهتون معرفی میکنم بعلاوه ی یه بک گراند با وایب اون کتاب و چنلتون به همراه یه آهنگ.
فقط بعد از فور کردن پیام دوتا عدد انتخاب کنید و تایپ شخصیتیتون رو هم بگید، و یادتون نره بعد از فور کردن پیام حتما لینکتونو توی صندق پستمون به اشتراک بزارید.. =)
مهلت فور تا فردا ساعت 5:00 pm
#همسایه_غیرهمسایه_فوررر
ایگنور نشیم پلیز 🍓✨
کوردلیا هستم از باغ Careless Whisper
Careless Whisper!
(قابل توجه کسایی که چنل ندارن، تقدیمی شامل شما هم میشه پس اگه مایل بودید که اولین تقدیمی امسال رو از ما دریافت کنید، حتما اسمتون، دوتا عدد و تایپ شخصیتیتون رو برامون توی ناشناس بزارید =] )
آن گلوله که به عمق تیکههای قلب من فرو میرفت
سخت لبخند میزد؛
چنان که بغضم بازیچهی او بود.
به آن مغزِ پوچت .. که دست روی همهی افکارهیچ برده بود
همان مغزی که تمام تصوراتش گذر و رد شدن از همهچیز و همهکس بود،بدون هیچ فکرِ حساب شدهای!
تمامِ خیالش پر بود از منطق های بیشعورانه که عقل هرکسی را زیرسوال میبرد.
تمام ذهن تو درگیر هیچ و هیچ و هیچ بود!
سرشار از هیچ چیزی،درحالیکه فکرمیکردی از همهچیز باخبری.
تو با همان مغزی که پرازخالی بود،تمام احساسات مرا کُشتی؛تیکه تیکه ی قلبم را به هر سو که خواستی پرتاب کردی...و با منطقت وانمود کردی که تمام احساساتِ من مزخرف و آشغالیِ حس های سرکوب شده است.
و اما قلب من ..
همانجایی که مکانی امن برای وجودت بود...و تو خرابش کردی.
همانی که لبریز از وجودت بود..و تو رهایش کردی.
به تو عشق میورزید و تو با هوس اشتباهش گرفتی.
تو را دوست میداشت اما تو بیخیالش بودی.
تو را در آغوش گرفت...ولش کردی.
نابودش کردی...او را به آتش کشیدی و خاکسترش را در اقیانوس تاریک دلتنگی رها کردی.