eitaa logo
Careless Whisper!
638 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
449 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از شب میترسید، هرچند عاشق ماه و ستاره ها بود و به اعماق آن عظمت فکر میکرد. اما همان که شب فرا میرسید، فرار میکرد..از صحبت کردن با ماه فرار میکرد..چشم از آسمان برداشته و پناه میبرد به لحاف گرم و نرمش. دستاش میلرزیدن، عمق وجودش یخ زده بود، درحالی که قلبش همزمان با سرمای وجودش آتش گرفته بود؛ صورتش عرق کرده بود افکارش نامرتب، کتاب هایش پاره شده بودند و خاطراتش ذره ذره آب میشدند و به فراموشی سپرده میشدند.. چطور میتوانست جلوی اون همه درد رو بگیره و به نفس کشیدن ادامه بده؟ چقدر بی قرار بود و چه دلتنگی بزرگی قلبش رو فرا گرفته بود. صورتش آشفته و رنگ پریده بود، چقدر لاغر شده بود و ضعیف..و چشمانش که دیگر جایی را نمیدید، ناگهان نفسش برید، ضربانش قطع شد و همه جا فقط سیاهی بود و تاریکی.. و در آن لحظه چشمهایش را باز کرد، بالشتش از اشک و خون قرمز شده بود، اما لبخند میزد، او فقط کابوس دیده بود، کابوس تنهایی... اما او خوشحال بود، چون تنهایی وجود نداشت، و حالا او آرام در آغوش آرامش بخش، بخشی از وجودش، همان مهربان ترین زندگی اش به خواب رفته بود..! خوابی راحت، خوابی پر از آرامش..خوابی پر از گرمای محبت و عشق..))!
Good night ✨🎶🍓
هدایت شده از "خونه"
:')))Wiz-khalifa-ft-Charlie-Puth-See-you-again.mp3
زمان: حجم: 9.5M
"𝙰𝚗𝚍 𝙸'𝚕𝚕 𝚝𝚎𝚕𝚕 𝚢𝚘𝚞 𝚊𝚕𝚕 𝚊𝚋𝚘𝚞𝚝 𝚒𝚝 𝚠𝚑𝚎𝚗 𝙸 𝚜𝚎𝚎 𝚢𝚘𝚞 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗..." پس بیاین زندگی رو نفس بکشیم، نفس عمیق... 🌱 🎻
-
می‌‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می‌‌سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌‌‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی.
-
اجبار به رها کردن...
-