در اومدن آفتاب از پشت ابرا، بعد از رعد و برق های طولانی و بارون شدید...مثل لبخندی میمونه که بعد از کلی گریه و خالی شدن قلبت روی لبات شکل میگیره، و اون لبخند پر از حس خالی بودن و احساس خوبه..پر از لطافت و گرما، درست مثل آفتابی که از پشت ابر در اومده و با درخشیدنش باعث به وجود اومدن رنگین کمون میشه :))!
هدایت شده از Green dream
his voice🌪🦋
بی تفاوت از کنار هم رد میشیم، طوریکه اولین باره همدیگه رو ملاقات میکنیم..؛ تظاهر کردن درحالی که با دیدن اون فرد تمام خاطراتت از جلوی چشمات میگذره، اما گذشته..و همه چی تموم شده،
اما مگه میشه اونهمه خاطره و حس های قشنگو به سطل آشغال فراموشی ذهن فرستاد؟؟