Dario Marianelli4_5976414518136284892.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
وایبش..لذت ببرید...))
آنه خندید؛
-من الماس و قصر مرمری نمیخواهم. فقط تورا می خواهم!
من هم مثل فیل، به این جیز ها بها نمیدهم؛ البته الماس و قصر مرمری خوب است، ولی بدون آنها بهتر میشود خیال بافی کرد. و اما در مورد منتظر ماندن، آن هم مسئله ای نیست. هر دو با دل خوش کار میکنیم و منتظر می مانیم...و خیال بافی میکنیم. آه! از این به بعد خیال بافی چه لذتی دارد...))-
گیلبرت و آنه بلند شدند. بعد هر دو، چون پادشاه و ملکهء سرزمین عشق، در تاریکی به سوی خانه روان شدند، از میان جاده های بادخیزی کا با زیبا ترین گل های دنیا آراسته شده بودند، گذشتند و مرغزار هایی را که نسیم امید و خاطره در آنها میوزید، پشت سر گذاشتند....
-از کتاب، آنه شرلی در جزیره-
-Anne of Island-
•~~~~~~~~~~~~•
(Anne & Gilbert)
•→ @ASoothingWhisper ←•
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستان پیر مردی مینواخت و موهای دختری از جنس آسمان به رقص در می آمد..))!
🎹 🎶
•@ASoothingWhisper•
Careless Whisper!
امروز از کجا حرف بزنیم..؟ از جنگل ها، از دریاهای بی کران،از اقیانوس ها از اسمان ها یا از همین زمینی
ولی اصن وایب این...>>>> اشک چیه؟