همه جا تو بودی، یادگاری هات دور و برم، خاطراتمون جلوی چشمام، عطرت رو حس میکردم هر لحظه، انگار هر ثانیه، هر دقیقه هر ساعت از روز، کنارمی و باهم میخندیم؛ اما اینبار متفاوت تر بود، ما همدیگه رو حس میکردیم، شاید درون رگهای قلبمون، اما اینبار گریه میکردیم، دلیل گریه هام بودی؛ دلیل گریه هات بودم؛
You making me sad, but you keep sinking into my heart and making me love you more and more. You're the only one I want to love forever, you and only you, forever, even if you're far away. be fragile.
تو، تو مغزت با خودت درگیری و اونقدری با مغزت دعوا میکنی که کل سیستم درونیت بهم میریزه، اما هی به خودت میگی بی خیال بابا فقط سعی کن عادی باشی. اینا ارزششو نداره، اما این بار متفاوت تر بود، ارزششو داشت ولی همه چیز بی فایده بود، سرنوشت از قبل معلوم شده و برای تغییرش تلاش زیادی لازمه. و تو با این حس درگیری تا وقتی که نسبت بهش بی احساس بشی.
Careless Whisper!
--
تو دور شده بودی و همه چیز خالی بود، همه جا پر بود از حس کمبود، پر از حس پوچی..
شاید بازم مقصر من بودم، شاید بازم همه چیو خراب کردم مثل همیشه،
شاید الکی به خودم سخت گرفتم، شاید زیادی فکر و خیال کردم و سعی کردم فرار کنم؛
افکارم یه باتلاق عمیق بود،
تو اگه توی یه باتلاق گیر کنی، سخته رها شدن و آزاد شدن؛
اگر تلاش کنی برای فرار، بیشتر و عمیق تر و سریع تر فرو میری و غرق میشی..
اگر بی اهمیت باشی و دوری کنی، بازهم به مرور زمان فرو میری در اعماق باتلاق افکارت و تا ابد غرق میشی..
و من خیلی وقت بود که غرق شده بودم، همه جای مغزم پر از وجود تو بود، مغزم کوچیک بود برای اینکه تمامش رو بهت بدم؛ پس تمام وجودمو برای تو گذاشتم، هرچند میدونستم که اشتباه بزرگیه،
اما تو تنها کسی بودی.. تنها کسی که لیاقت قلب و بودن در افکارم رو داشت؛
اما من، هیچ وقت کافی نبودم، شاید تکراری شده بودم،
هیچ وقت تو برای من نبودی،
حتی حالا، احساس گناه میکنم.
تقصیر خودمه، متاسف که نتونستم،
کامل باشم؛
سرنوشت ما اینطوری به پایان نمیرسه، از اول نوشته میشه، اینبار حتی متفاوت تر از همیشه!
حرف های گفته نشده زیاده..اما کی خبر داشت از قلب آدمای اطرافش؟
ظاهر مخفی کننده ی تمام احساسات پنهانه، برای فهمیدن حقیقت فقط به چشم ها باید نگریست!
-G.N-