و تنها او بود که زندگی میکرد،
در پیچ و تاب افکار گره خورده به همِ ذهن مشغولم..
احساسات من..
همانند درد از دور نگاه کردنت،
همانند تا صبح گریه کردن سر هیچ و پوچ،
همانند نگرانی هایی که قلبم رو میفشرد و مچاله میکرد،
همانند دوست داشتن تو که روزی بار ها و بار ها در قلبم میمرد و زنده میشد،
عمیق است!
درد داره،
غمشو ببینی، دل پر از درد و خستشو ببینی، بخوای نزدیکش بشی ولی میدونی که اون به تو نیازی نداره و کاری از دست تو بر نمیاد...
و باز با خودت میگی، هی پسر تو هیچ وقت نتونستی براش کافی باشی..
Passenger2_513703871290857654.mp3
زمان:
حجم:
10M
Well you see her when you fall asleep...
حالا تو فقط اونو توی خواب میبینی..