جلوی چشمانماست؛
و من در حسرت خیره شدن به او،
جلوی چشمانماست؛
اما آنقدری دور است که هرگز دستانم به دستانش نمیرسد،
جلوی چشمانماست؛
اما من حسرت روز های آینده ای را میخورم که بجای او یادگاری هایش جلوی چشمانماست...!
theory_of_a_deadman_-_angel.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
Walls are built to keep us safe
Until they’re crashing down
Worlds apart we were the same
Until you hit the ground
دیوار هایی برای امن نگه داشتن ما ساخته شدند، تا زمانی که فرو میریزند..
دنیاهایمان جدا شد،
ما مثل هم بودیم تا زمانی که به زمین برخورد کردیم...
اینبار اگر با دستانی خونی و قلبی زخمی نزدیکم شوی، اهمیت نمیدم حتی اگر اینبار بخاطر کس دیگری..
همچنان محکم در آغوشم میفشارمت تا روح هایمان یکی شوند و درد های قلبت ترمیم...
هرچند میدانم فرصت من سال ها پیش به پایان رسیده است...!
با عشق من زندگی کردی و با درد نرسیدن و گناه کردن از دنیایمان خداحافظی کردی...
و حالا نوبت من است، با درد عشق تو، مردن، و برای تو آدم کشتن؛
همانند موج های دریا،
مردم با از دور نگاه کردنش آرام میشدند..
اما چه کسی میدانست؟
این موج سرگردان خودش نیازمند آرامش بود و دلتنگ و مشتاق آغوش گرم ساحل؛
اما تا چشم کار میکرد همچنان اقیانوس بود و ادامه داشت سرما و طوفان و همچنان سفری که به پایان نمیرسید...