من خیلی دقت کردم
آدما زمانی با صدای بلند میخندن که از درون نیاز دارن به خودشون یادآوری کنن خوشحالن
یه غم توی اعماقه که به صورت صدای بلند خنده فوران پیدامیکنه تا باعث بشه فرد صدای خندهی خودش رو بشنوه و فکرکنه وقتی صدای خندم میاد پس من خوشحالم.
این درواقع یه مکانیزم دفاعیه که ناخوداگاه بودنش بستگی به میزان تسلط فرد روی میزان خودآگاه بودنش داره.
انسان خیلی چیز عجیبیه.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
من خیلی دقت کردم آدما زمانی با صدای بلند میخندن که از درون نیاز دارن به خودشون یادآوری کنن خوشحالن ی
نمیدونم چقدر میتونه درست باشه ولی حداقل فعلا بنظر اینطور میاد؟
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
من خیلی دقت کردم آدما زمانی با صدای بلند میخندن که از درون نیاز دارن به خودشون یادآوری کنن خوشحالن ی
تنها راه تشخیص این موضوع... :)))))
و یه روز به خودت میای میبینی چقدر تغییر کردی
چقدر بزرگ شدی، چقدر کتابایی که میخونی متفاوت شدن و اصلا چقدر کتاب خوندی!
و اون نقطهی عطف تغییر رویهی کتاب خوندن، اون نقطهی عطف تغییر مسیر رشد و سرعت پرورش فکرت
اینا همه کنار هم خیلی قشنگن
و یه روز به خودت میای و با خودت فکرمیکنی یعنی توی سه سال من انقدر تغییر کردم؟
امیدوارم سه سال دیگه یه عکس دیگه از کتابخونم بگیرم که دیگه هیچ جایی ازش باقی نمونده باشه
مغزی پر از کتابای خونده شده...
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
و یه روز به خودت میای میبینی چقدر تغییر کردی چقدر بزرگ شدی، چقدر کتابایی که میخونی متفاوت شدن و اصلا
وای ولی سه سال پیش چقدر کتاب نداشتم :)))))))))))))
هرچند که این عکس مال بعد ازینه که اکثر کتابامو رد کردم
هدایت شده از ساکنِبنبستِخیال؛🇮🇷
درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون، من هم
لبی تر کرده زان صَهْبایِ جامِ پُرفسون، من هم
هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران
که ره چون میتوانم یافتنْ سوی درون، من هم
- سیدعلی خامنهای
خاسر کسیست
که خودش را از دست بدهد
هرچند تمامی دنیا را به دست بیاورد.
~ع.ص
[وقتی که از خودت میسوزی ص ۲۴.]