یجوری خانواده عادت کردن بدون من بخوابن که اصا همه چی خاموش بزور باید راه اتاقو پیدا کنم
زمانی فراموشت خواهم کرد که؛
عقلم خاموش،
نفسم قطع،
روحم در آسمان،
و تنم در زیر خاک باشد...
ببین اخرشم عصبی میشم میزنم زیر همه قانونایی که مغزم ساخته و احساس میکنه جهانیه و همه باید رعایت کنن