قصر آبی.
بعضی راهها هم هستن که از اولم میدونی بهدرد نمیخورن و تهش جز هدررفتن عمر و احساست دستاوردی نخواهی
حالا اگه بگم "هیچدستاوردی" یکم زیاده رویه. منظورم اینه که تهش نمیارزه
یه حسی بهم میگه راز موفقیت و ذهن باآرامش پاک کردن شبکههای اجتماعیه. حسم بیراه نمیگه
قصر آبی.
یه حسی بهم میگه راز موفقیت و ذهن باآرامش پاک کردن شبکههای اجتماعیه. حسم بیراه نمیگه
خب جدی میخوام همین کارو کنم. اگه خواستید میتونید برید
هرچند من برمیگردم ولی نمیدونم کی
دیروز داشتیم با نرجس همفکری میکردیم که روز پدر چیکار کنیم؟
آخرش به این نتیجه رسیدیم که فقط پول. پول زیاد. دلار. ماشین مدل بالا. زمین. فقط همینا خوبه که ما پولش رو نداریم
قصر آبی.
دیروز داشتیم با نرجس همفکری میکردیم که روز پدر چیکار کنیم؟ آخرش به این نتیجه رسیدیم که فقط پول. پو
این شد که تصمیم گرفتیم به شام دورهمی آبرومندی قانع باشیم و مامان هم رفته بیرون بگرده تا یه چیز خوب پیدا کنه.
امتحانات مدرسه رو فقط میشه به پنیرپیتزا تشبیه کرد.
چرا؟ چون فقط کش میان. لعنتیا تموم نمیشن