انگار که تمام آرزو هایم بر باد رفته
انگار که دیگر صبحی نیست
روزی نمی آید ، روشنایی برنمیگردد
تو تمام آمال و آرزوی من از این دنیا بودی
تو نقطه مرکزی همهی خواسته های من بودیـ…
بگو ، فقط بگو بدون تو چه کنم ؟
من زندگی بدون شمارا بلد نیستم .
تا امروز با هر که شمارا نمیخواست صبورانه و با مماشات رفتار میکردم، اما حالا که حقانیتت به جهانیان ثابت شده و مانده اند مشتی کور و کرُ…؛ نه که نشنوند و نبینند…!!
چشم بسته اند بر روی تویی که هر چه داشتی در راه حُسینـ-ع- دادی . چشم میبندم بر هر که تو را نمیخواهد و از صفحه زندگیم محوش میکنم .
بغض داره خفمون میکنه
داریم دق میکنیم آقا ،
صبری بده تا بمونیم و واقعه بعد کربلا بسازیم و خواب و خوراک به یزید زمان حرام کنیم .
حتما باید حسینـ-ع- را بی کفن و در بوریا میدیدند تا بلند شوند!!
و بدا به حال سیاه پوشانی که دل امام شهید را خون کردند ،
و متاسفانه میرسیم به اون جمله معروف
خسته ام از جماعت زنده کش مرده پرست
نه که امام ما مرده باشد نه ،
اما تا زنده بود هر چه گفت و داد زد کسی به داد دلش نرسید و در همین ایام بعد از شهادت هم اگر عَلم دغدغه های ایشان را برداری از زمین و آسمان سنگ میبارد
دغدغه کتاب خوانی این مردم
دغدغه نسل شیعهی آریایی و…
به خصوص فرزند آوری، که حتی در بین جمعیت حزباللهی هم نمیشود از آن دم زد .