توان ندارم برای تکبیرو شروع نماز شب اول قبر آقا ،
زانو هام رمق نداره ،
به خدا چشمام سو نداره بعد شما باباجانم ، همه جارو تار میبینم!!
پیر شدم تو اول جوونی عزیزکم .
علی دست هارا به هم زد و خاک مزار فاطمه را از لباس تکاند ،
حالا همهی زندگیش زیر خاک بود .
تمام شد؟!
نه، تازه اول ماجراست ، به قول خود حضرت آقا نطق شهدا بعد از شهادت باز میشود
و کار مردم ایران بعد از دفن عزیزشان تازه به مرحله حیاتی میرسد .