مصیبت در لحظات اول کشنده نیست.
ضربه آنچنان شدید است
که نمیتوانی درست درک کنی چه بر تو گذشته است.
اما زمان!
زمان که میگذرد تازه میفهمی که بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام، گسترش مییابد
و همه روح و قلبت را در تسخیر خود میگیرد .
ولی کنار همه بالا و پایین ها کنار آدمای اطرافم
خوشی ناخوشی ، ناراحتی و دلخوری با دلیل بی دلیل یه چیز خوب فهمیدم
باید حرف زد باید دهن باز کردو گفت چی شده درد و دلخوری ، من بلد نیستم!
من اهل حرف زدن درموردش نیستم ولی خوبه که آدمای اطرافم میدونن باید لب باز کنن تا دلخوری نشه زخم، نشه درد و قیچی که پاره پاره کنه همه خاطراتُ
من و بلده ، چند وقت پیش حرف قهر شد
گفت: من اگر با کسی قهر کنم دیگه بهش برنمیگردم ؛
اخم و سکوت اگه از ما میبینی دلخوریِ
ینی هنوز خاطرت عزیزه و باید درستش کنی ؛ تو درستش کنی ینی باید حرف بزنی، جور منِ بی حرف و باید بکشی متاسفانه :)
مخلص کلوم: برا نگه داشتن عزیزاتون تا تهتهش وایسید ؛ اگه بعد از رهایی فکر و خیال ندارم واسه خاطر تلاشیِ که قبلش برا نگه داشتنش کردم .
دوست نداره بلدش باشم؟
مشکلی نیست ولی ما
آرزو های خود را ،
برای سایرین برآورده کردیم .
به من بگو ،
هر چیزی که اذیتت میکنه رو بگو ،
قول میدم یه جوری باهات بچینم و پیش ببرم که اذیت نشی ؛ من شده خودم و اذیت کنم تورو اذیت نمیکنم، قول میدم .