ولی کنار همه بالا و پایین ها کنار آدمای اطرافم
خوشی ناخوشی ، ناراحتی و دلخوری با دلیل بی دلیل یه چیز خوب فهمیدم
باید حرف زد باید دهن باز کردو گفت چی شده درد و دلخوری ، من بلد نیستم!
من اهل حرف زدن درموردش نیستم ولی خوبه که آدمای اطرافم میدونن باید لب باز کنن تا دلخوری نشه زخم، نشه درد و قیچی که پاره پاره کنه همه خاطراتُ
من و بلده ، چند وقت پیش حرف قهر شد
گفت: من اگر با کسی قهر کنم دیگه بهش برنمیگردم ؛
اخم و سکوت اگه از ما میبینی دلخوریِ
ینی هنوز خاطرت عزیزه و باید درستش کنی ؛ تو درستش کنی ینی باید حرف بزنی، جور منِ بی حرف و باید بکشی متاسفانه :)
مخلص کلوم: برا نگه داشتن عزیزاتون تا تهتهش وایسید ؛ اگه بعد از رهایی فکر و خیال ندارم واسه خاطر تلاشیِ که قبلش برا نگه داشتنش کردم .
دوست نداره بلدش باشم؟
مشکلی نیست ولی ما
آرزو های خود را ،
برای سایرین برآورده کردیم .
به من بگو ،
هر چیزی که اذیتت میکنه رو بگو ،
قول میدم یه جوری باهات بچینم و پیش ببرم که اذیت نشی ؛ من شده خودم و اذیت کنم تورو اذیت نمیکنم، قول میدم .