eitaa logo
پو꯭چ
407 دنبال‌کننده
113 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
00:00
خواستم براش بنویسم که چقدر سلولای بدنم بغلتو میخواد ، ولی نشد ، نتونستم
دلم برات تنگ شده .
📷 ៹ 𝗵𝗲𝗿 𝗹𝗶𝗽𝘀 입술 خداوند در چشمانش هزاران ستاره گنجانده بود ، به آن دو گوي شیشهاي که مينگریستي نسخ کهکشان قیري رنگش میشدي ، دل کندن از آنها دشوار بود اما گنجینه اصلي ِاؤ لبهاي شرابياش بودند که انسان با شوق هزاران سال آتش جهنم را به جان میخرد تا چند ثانیه داغي لبانش را احساس کند .
اگر رسیدم و شوقی برایش نمانده بود چه ؟
ㅤᥐ 🎬 ﹑‌ 𝗼𝗽𝗮𝗾𝘂𝗲 흐림 این شهر کمرنگ بود، نه بهتره بگم کدر . انگار هر فردي که واردش میشه، گرد ؤ غبار جسمش رو ميپوشونه لبخند ها رو پاك ميکنه ؤ هر ثانیه ابروها رو بهم نزدیك ؤ نزدیك تر ميکنه ، در نهایت روي پیشوني ها چروك میندازه ؤ موهاي کنار شقیقه رو مجبور به سفید شدن زودتر از موعد میکنه .
براي ِچشمانِ خسته‌ات خوابِ آرامي را، آرزو میکنم
ᥐ 📷 ﹑‌ 𝗪𝗮𝗹𝗹 벽 من دورمون دیوار کشیده بودم . بیشتر براي اینکه کسی نتونه از پشت اون دیوار، زیبایيهات رو ببینه ، توي اون محوطه کوچیك که فقط براي خودم ؤ خودت بود ارکیده کاشتم، جوي کوچیکي از آب رو روان کردم ؤ ابرها رو برات به اشکال مختلف در آوردم، اما تـؤ نخواستي که توي بهشت کوچیکمون بموني ؤ حالا ، اون دیوار هنوز هم سر جاشه ، منم همینطور، اما این بار ارکیده ها پژمرده شدن ، جوي آب خشك شده ، ابر ها دارن میبارن ؤ دیوار، منو از آدما سوا کرده .