eitaa logo
پو꯭چ
407 دنبال‌کننده
113 عکس
0 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
I'll know, I'll know
امروز بعد از مدت ها خودم را قضاوت کردم، فهمیدم ك آدم مهرباني نبودم.. در واقع کرخت و مضحك شدهام. نمي‌دانم دنیا با من چه کرده است، یا شاید هم خودم این کار را کردهام.. شاید هم اینطور نبوده، روزگار و زندگي مرا وادار به اینگونه بودن کرد، نمي‌دانم.. — ۲۰ اسفند ماه ۱۴۰۲، دفترچهٔ خاطرات
منِ بدون تو، یه منِ شکسته‌ و داغونه.
خستگی هامو بغل کن
وای دلم میخواد بزنم تو دهنش و بگم تو بودی که قسم میخوردی و میگفتی برات مهمم ؟
ᥐ 🎼 ﹑‌ 𝘁𝗵𝗲 𝗯𝘂𝘁𝘁𝗲𝗿𝗳𝗹𝘆 나비 خواستن و خواسته نشدن . او را ميخواستم ، در جهانِ تیرهٔ من ، او پروانه‌اي بود که وجب به وجب جهان من را پرواز ميکرد ، امیدوار نبود، اما امید می‌داد ، نوري نداشت، اما جهانم را روشن ميکرد ، سروصدایي نداشت، اما جهانم به آواي خندههایش عادت کرده بود ، برایم کتاب نميخواند، اما خود ، قصهٔ هر روزم شده بود ، آنقدر از او گفته بودم، آنقدر از او شنیده بودم، آنقدر او را تحسین کرده بودم، اما نميدانستم که همین کارهاي کوچک است که ما را عاشق ميکند و من عاشق شدم . عاشق پروانه‌اي که مرا نميخواست ، او عشق جنون‌آمیز من نسبت به خود را درک نميکرد و چیزي که درک نشود، ترک ميشود ، من نیز ترک شدم ، حال، پروانه عاشق شده ، عاشق نیلوفر ، امید را از من گرفت، روشنایياش را به نیلوفر داد، به خاطر دل او خندید ، حال من مانده‌ام و افکارم در خلسه‌اي تاریک ، اما چه کنم؟ مگر می‌شود صداي آن خندهها را شنید و دل نباخت؟ مگر ميشود بالهاي رنگینش را دید حیران نماند؟ او منِ مجنون را در خلائي از حسرت رها کرد و در فاصله‌اي نه چندان دور، عاشق شد .
آخرش خودمو میکشم
خیلی خسته کننده و اضافیم .
خودم فداش
حالم چطوره؟ ممنون، هنوز خودمو نکشتم