•
یکی از دلایل مهم اینه که مخاطب واقعاً
پول خرید محصول اصلی رو نداره
این به معنی بیارزش
بودن اون مخاطب نیست❌
خیلی وقتها فقط فاصله بین نیاز
و توان مالی وجود داره و ما باید
برای این فاصله راهحل پیدا کنیم💡
•
•
یکی از راهحلها پرداخت قسطیه
اما این روش برای همه کسبوکارها
مناسب نیست و معمولاً پیگیری و
مدیریت بیشتری میخواد
برای همین یه راهکار دیگه هم وجود داره:
به جای اینکه فقط یک محصول اصلی
داشته باشی، یه نسخه کوچکتر یا
مینیدوره از همون آموزش آماده کن
اینطوری مخاطب با هزینه کمتر
میتونه وارد دنیای محصولاتت بشه
•
عکس
•
جالب اینجاست که خیلی از آدمها بعد از
استفاده از یک محصول کوچک، راحتتر
به محصولات اصلی اعتماد میکنن
مینیدوره فقط برای فروش نیست؛
برای ساختن اعتماد هم هست🤗
پس اگر بخشی از مخاطبهات به
خاطر مسائل مالی خرید نمیکنن،
به جای حذف کردنشون، یه مسیر
سادهتر برای شروع براشون بساز🥰
•
•
آنچه جردن بلفورت در کتاب شیوه گرگ به ما ارائه میدهد، راهحلی شسته رفته برای به کار بردن سیستم خط مستقیم در هر کسبوکاری است
این سیستم به ما نشان میدهد که چگونه چرخه فروشمان را کوتاه کنیم، نرخ موفقیت در معامله را افزایش دهیم، یک جریان ثابت بازگشت مشتری توسعه دهیم و مشتریان وفادار خلق کنیم.
کل زندگی فروش و متقاعد کردن است. حتی اگر فروشنده نباشیم، هنوز لازم است دست کم در فروش و متقاعدسازی تا سطح معقولی مهارت پیدا کنیم.
صرف نظر از مسیر شغلی و زندگیمان، ما همیشه سعی داریم افکار، ایدهها، رویاها و امیدهایمان را بهگونهای انتقال دهیم که علاوه بر ترغیب افراد، به خواستههای خودمان هم برسیم. این همان هنر متقاعد کردن است و هدف کتاب شیوه گرگ هم دستیابی به همین موضوع است.
•
•
این کتاب به ما کمک میکنه تا
راحتتر مشتری رو بشناسیم و
باهاش ارتباط بگیریم🤠
•
•
در صفحه ۵۳ این کتاب آورده:
۱. مشتری باید به محصول
شما علاقه داشته باشد
۲. مشتری باید به شما اعتماد
و با شما ارتباط داشته باشد
۳. مشتری باید یه شرکت شما
اعتماد و با آن ارتباط داشته باشد
۴. آستانهی عمل را پایین بیاورید
۵. آستانهی درد را بالا ببرید
•
•
هر یک از این عناصر اصلی، هدف خاص
خود را دارند و در عین حال، راه را برای
موارد بعد از خود آسان میکنند. استعارهی
مورد علاقهی من برای توضیح این فرایند
عبارت است از نحوهی عملکرد یک سارق
گاوصندوق مثل آنچه در فیلم سینمایی
«شغل ایتالیایی» است. اگر آن را تماشا
نکردهاید خلاصهی ماجرا از این قرار است:
دونالد ساترلند نقش یکی از سارقان خبرهی
گاوصندوق را بازی میکند و گوشش را روی
قفل جرخان گاوصندوق میگذارد و به یکایک
کلیکها گوش میسپارد. او در حین گوش
کردن به نخستین کلیک، قفل را در جهت
مخالف میچرخاند و منتظر کلیک بعدی
میماند. سپس کلیک بعدی و بعدی. سرانجام
وقتی برای هر عدد حین چرخاندن صدای
کلیک میشوند، دسته را پایین میکشد تا
گاوصندوق را امتحان کند و اگر هر رقم را
به درستی شناسایی کرده باشد، گاوصندوق
باز خواهد شد. به عبارت دیگر، وقتی مشتری
را روی خط مستقیم هدایت میکنید، دقیقاً
به انجام همین کار مشغول هستید. در اصل
به باز کردن رمز قفل خرید مشتری خودتان
مشغولیت و هر بار این کار را به شیوهای
مشابه انجام میدهید.
_شیوهٔ گرگ؛ صفحه ۵۳
•
•
اشتباهی که ۹۰٪ تازهکارها
همون اول مرتکب میشن🙍🏻
یکی از رایجترین اشتباهها توی شروع
چرمدوزی اینه که آدم میخواد همهچی
رو باهم یاد بگیره. دوخت، الگو، ابزار،🧵
مدلهای مختلف، حتی فکر فروش و
درآمد؛ ذهن پر میشه و قبل از اینکه
چیزی جا بیفته، خستگی میاد سراغت.
•
••
تازهکارها معمولاً از همون اول سراغ
کارهای بزرگ میرن. کیفهای شلوغ،
مدلهای سخت، جزئیات زیاد. نه به
این خاطر که اشتباه انتخاب میکنن،
به خاطر اینکه هنوز نمیدونن سادگی،
پایهی مهارته؛ اما سادگی همراه با خلاقیت!
•
•
پله پله قدم بردار و از پایه شروع کن🔰
وقتی از پایه رد میشی، هر چی جلوتر
میری اشتباهها بیشتر اذیتت میکنن.😖
دوخت تمیز نیست، لبهها قشنگ درنمیاد،
و هی با خودت میگی «چرا کارم شبیه اونا
نمیشه؟»، در حالی که مسیر رو پلهپله نرفتی.
•
•
سلام به تویی که اومدی تغییر کنی😇
10 تا پست پایینو با دقت بخون👇👇
•