eitaa logo
توسعه‌ کسب‌و‌کار | زهرا آذرفر🇮🇷
2.4هزار دنبال‌کننده
284 عکس
52 ویدیو
2 فایل
♡• سلام من زهرا آذرفر هستم 🖐🏻 بهم میگن:😉 نسخه‌نویسِ رشد کسب‌وکار 🩺 📈 توسعه کسب‌وکار 🎯 کمپین فروش 💡 حل چالش‌های فروش و بازاریابی 🚀 آموزش و مشاوره برای کارآفرینان ❤ باهام کار داری؟ من اینجام @academic_support 👈
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
.🍃 سلام به شنبه‌ای پر از امید و روزی✨ امروز، شروع یه هفته‌ بی‌نظیره برای جذب برکت به زندگیمون💚 حال دلتون چطوره؟ آماده‌اید با هم یه هفته پر از اتفاقای خوب رو بسازیم؟💪🏻🌻 این پست رو برای کسی که دوست دارید امروز رو پر انرژی شروع کنه، بفرستید📲 👉@Academic_Azarfar👈 .
.🍃 به نظرتون ، ‘رزق و برکت’ بیشتر یعنی چی❓ الف) پول زیاد ب) سلامتی و آرامش ج) خانواده خوب د) همه موارد حتماً گزینه‌ای که در نظرته بهم بگو 👇🏻هدیه میدیما💛 @academic_support .
.🍃 پروردگار می‌فرماید: هر که بر من توکل کند، من او را کفایت خواهم کرد🫀✨🌱 (حدیث قدسی) چقدر به این وعده ایمان دارید؟🥹 👈🏻با یک کلمه (مثلاً: کامل، خیلی زیاد، نیاز به تقویت) میزان ایمانتون رو بگید🌿 .
.🍃 نظر این دوست عزیزمون اینه که رزق و برکت بیشتر ، یعنی پول و آرامش و سلامتی و خانواده ❤️ نظر شما چیه؟🤷‍♀ @academic_support .
.🍃 زهره جان هم نظرشون روی آرامش و سلامتی و خانواده ی خوب هست 🫀✨ نظر شما چیه ؟🤷‍♀ @academic_support .
.🍃 یه قدم کوچیک برای برکت امروزتون🌻🌿 شکـــــــرگــــــــزاری🤲 (بله همینقدر ساده ولی شگفت انگیز✨) همین الان برای 3 چیزی که دارید و شاید فراموشش کردید، از ته دل شکرگزاری کنید🥹🤲🫶 (مثلاً: آب سالمی که می‌نوشید، سقفی که بالاسرتونه، همین گوشی که تو دستتونه و.........) .
.🍃 نمی‌خوام تکنیک و فرمول بگم 🤷‍♀ می‌خوام یه داستانی براتون تعریف کنم که شاید مسیر نگاهتون به پول و پس‌انداز را برای همیشه تغییر بده👌🧐 داستانی که خودم سال‌ها پیش شنیدم و و در زندگیم خیلی تاثیرگذار بود ، در ساختن الان که هستم ✅😎 .
.🍃 داستــــــان پیرمــــرد و نان…👨‍🦳 🍞 در محله‌ای قدیمی، یک نانوای پیر و خوش‌نام زندگی می‌کرد...🏡 هر روز صبح، قبل از طلوع آفتاب، مغازه‌اش را باز می‌کرد و بوی نان داغ و تازه‌اش در تمام کوچه می‌پیچید🥐 جوانی که در همان محله زندگی می‌کرد و همیشه از مشکلات مالی و بی‌پولی‌اش می‌نالید، هر روز برای خرید نان به آنجا می‌رفت🪙 یک چیزی در کار پیرمرد برایش عجیب بود🤔 او می‌دید که نانوا هر روز، بعد از اینکه آخرین نان را از تنور در می‌آورد، یک چونه خمیر بسیار کوچک، به اندازه یک گردو، از خمیر باقی‌مانده برمی‌دارد و آن را در یک خمره سفالی بزرگ در گوشه مغازه می‌اندازد.....⚱ .
تا اینجاش خدا بوده از این به بعدشم هست😍 ✨ســــــــــــلام بانوجانم