ناگهان آتشفشانِ خفتهای بیدار شد ؛
یک نظر دیدم تورا٬یک عمر کارم زار شد..
#شب_شعر
«أقع في حبك كل صباح وهذه
معجزة عينيك.»
هر صُبح عاشِقت میشَوم
و این معجزه ی چشمان توست...
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ؛)
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
اینکه بدترین اوقات هفته، یعنی غروب جمعه و صبح شنبه پشت سر همدیگهان، اصلا منصفانه نیست.🙏💔
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
الأمرْ تخَطى كونَهُ حُبْ، أنتِ جزءٌ مني الآنْ.
این بیشتر از عشق است،
تـو اکنون بخشی از من هستی
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
شوق دیـدار تـو سر رفت ز پیمانهٔ ما
کی قدم مینهی ای شاه به ویـرانهٔ ما
ما هنوز ای نفست گرم پر از تاب و تبیم
سر و سامان بده بر این دلِ دیوانهٔ ما
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷
جهان به خواب ، و شبی چشم ِ من نیاسایَد
چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟
#شب_شعر
‹ ومَعكُلذلكالحَذرأخذتنيعيونها ›
و باوجود آن همه احتیاط؛
چشم هایش مرا با خودش برد...
𝓐𝓬𝓮𝓽𝓪𝓶𝓲𝓷𝓸𝓹𝓱𝓮𝓷