من هیچوقت در زندگی نفهمیدهام که چه میخواهم. همیشه قوای متضادی مرا از یکسو به سوی دیگر کشانده و من نتوانستهام دل و جان فدای یک طرف بکنم و طرف دیگر را از خود برانم. بدبختی من در همین است. همیشه دودل بودهام. همیشه با یک پا به طرف سراشیبی و با پای دیگر رو به بلندی رفتهام و در نتیجه وجود من معلق بوده است.
هنوز نمردهایم، ولی داریم به سرعت میگندیم. چه کسی در این وضعیت نیست؟ همهمان مسافر این کشتی سوراخ هستیم، دلمان هم خوش است که زندهایم.