ولی حتی کلمه ها هم نمیتونن توصیف کنن که من چقدر از داشتنِتو ، کنارِتو و بودنِ باتو خوشحالم : ))💘🪡
* اصلا ها عجیب دلبری : )))
بعد از هَمه ؛
ولی حتی کلمه ها هم نمیتونن توصیف کنن که من چقدر از داشتنِتو ، کنارِتو و بودنِ باتو خوشحالم : ))💘🪡
امشب به قشنگ ترین شکل ممکن کنارِ تو گذشت و بابتش خیلی ذوق ذوقی ام : )
بعد از هَمه ؛
بهقولِمجریبرنامهعصرخانواده : اگه وطنِمون ایران بشه هیچکس نمیاد برامون آبادش بکنه ، جز خو
بهقولِمجریبرنامهمحفلِعیدانه :
جریانِ زندگی یه وقتایی با شیطنتِ بچهها رنگیتر میشه ، یه وقتایی با مهربونی پدربزرگ و مادربزرگها عطریتر میشه ، یه وقتایی حسِ قلبی پدر و مادرها نسبت به بچههاشون آدمرو به زندگی و به ادامه مسیری که پیش گرفته امیدوارتر میکنه ، جریانِ زندگی دقیقا همون چیزاییِ که با همه فراز و نشیبش ، با همه دستاندازهاش ، با همه پیچ و خمهاش ، بعضی وقتها با همه سختیها و پیچیدگیهاش ما رو به رشد وا میداره ، ما رو به نزدیکتر شدن به هدف و قله و مقصد امیدوار میکنه ، و زندگی یعنی همین ، یعنی همین نفس کشیدنِ کنار کسانی که دوسشون داریم ، برامون مهمن ، گاهی به اشک ، گاهی به لبخند ، گاهی به غمِ درون ، گاهی به همین حماسهی توی خیابون ، و گاهی به صبر برای گذروندنِ روزهای سخت ، که شکل های متفاوتی داره ، هر کسی براش یه فرمی داره ، یه قالبی داره ، یکی سعی میکنه حالِ دیگران رو خوب کنه ، یکی دوست داره توی لحظه ادمها رو امیدوار تر کنه ، یکی میخواد به ارامش دیگران کمک کنه ، یکی میخواد به سلامت دیگران بها بده ، یکی میخواد به درمان فکر کنه ، یکی به چاره و یکی به روز های سختِ نبرد ..
ولی نمیتونم بفهمم چجوری میتونید با یه نفر یه کاری کنید که تا سر حد تنفر پیش بره ..