تو چشمات واقعا فرق میکرد ، وگرنه من آدمی نبودم انقدر راحت خودمو ببازم .
-
پاهایم نای ایستادن نداشت اما وقتی تو بودی ، طولانیترین خیابانها هم خستهام نمیکرد .
-
و او کسی بود که حتی تصور آغوشش ، صدایش ، چشمهایش ، خندههایش ، و حضورش نیز مرا از غم نجات میداد .
-