eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش شانزدهم ادامه نقد کلمات سید قاضی در حاشیه انوار نعمانیه و اما این‌که نوشته است: «أیّة شرافة لهذا الحیوان المفترس الحرام اللحم»، عرض می‌شود انسان نیز حرام‌گوشت است! پس چرا معصومین به این صورت انسانی آشکار شدند؟! گذشته از آن‌که خودِ‌ امیرالمؤمنین خود را «قسورة» و «حیدرة» نامیده است. پس باید در این بیانات نیز تردید کرد؟! و اگر گفته شود این‌ها صرفِ مَجاز و تشبیه است، به مباحث گذشته ارجاع می‌دهیم که در کلمات معصومین علیهم‌السلام مجاز نیست و طبق بیان سید اجل اعلی‌ الله‌ مقامه، در همه تشبیهات، با توضیحی حِکمی، مشبه عین مشبه‌به است. به همه این‌ها باید اضافه کرد که حقیقتِ علی صلوات الله علیه به صورت شیر نشد؛ بلکه تأکید می‌کنیم که آن مظهری موقت و جزئی بود و لباسی عرَضی بود که به‌اندازه خود، پرتوی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در او قرار گرفت. صاحب حاشیه در ادامه به علمائی که روایتِ ظهورِ حضرت به هیئت اسد را نقل کرده‌اند اشکال گرفته است و به‌خصوص به نام صاحب انوار المواهب تصریح کرده است. (عبارات کتاب انوار المواهب پس‌از این نقل خواهد شد.) هم‌چنین همهٔ این مباحث را مذهب صاحب صحیفة الابرار¹ می‌داند و تلویحاً می‌گوید که این خطاها از شیخیه است. وحال‌آن‌که این روایات و تعابیرِ روایی قبل‌از شیخیه موجود بوده است. بزرگان و علماءِ راستینِ شیخیه هم طبق مبانیِ حِکمی و قرآنی، توجیهِ این اَخبار را بیان فرموده‌اند. متأسفانه امثال صاحب این حاشیه باز هم هستند و البته گمان نمی‌رود نشانه‌ها و ترساندن‌ها و نقل آیات و روایات، در آن‌ها مؤثر باشد. در پایان این بخش، نمونه دیگری از عباراتِ هم‌فکرانِ صاحب حاشیه را نقل می‌کنیم. شخصی در حاشیهٔ روایتِ ظهور حضرت به هیئت اسد نوشته است: «هذه کلها قصة مسرودة منثورة، و کل قاص انما یسرد و ینثر علی حسب ما یراه فی نفسه عظیماً مؤثراً، و هذا الرجل الذی یقص هذه الاقاصیص قد صور عظمة الامام علی بن ابی‌طالب بصورة اسد یجیء لنوح الحسین علیه‌السلام، و لا بأس بنقلها بعد العلم بکونها قصة مسرودة، کما ان المصنف انما ینقل امثال هذه الروایات القصصیة لترویح النفوس.» (پانوشت بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۹۴) اینجا نیز جای تأسف و تأثر است که صاحب این حاشیه چگونه نیت‌خوانی کرده و مرحوم مجلسی رحمه‌الله را متهم کرده است و مرتکب تفسیر بما لایرضی صاحبه شده است. چون توضیحات لازم پیش‌از این گذشت، این عبارات را بررسی نمی‌کنیم. ⏳ادامه دارد... ————————————————— ¹ اگرچه صاحب صحیفة الابرار در یک اتجاهِ عقیدتیِ دیگر است و برخی مواضع عقیدتی وی را قبول نداریم، به‌مناسبت اشاره صاحب حاشیه به کتاب او و به‌علت این‌که برخی احقاقی‌ها در این موضوع بر مرحوم آقای کرمانی اعلی‌ الله‌ مقامه ایراد گرفته‌اند (در این وجیزه به تفصیل این ایرادها و پاسخ آن نمی‌پردازیم)، عبارت صحیفة الابرار را در این‌باره نقل می‌کنیم: «و اما ان کان الجسم بالنسبة الی تلک الحدود لا تعیناً و لم‌یک مقهوراً فهو یظهر بای صورة شاء فان شاء بصورة واحدة و ان شاء‌ بصور متعددة لانه مهیمن علی جمیع الحدود و الصور فلایشغله شأن عن شأن و لا حد عن حد و لا تعین عن تعین فیتقلب فی الصور کیف یشاء فان شاء‌ لبس صورة النطفة و استقر فی الارحام و الاصلاب [...] و ان شاء اتحد و ان شاء تعدد و ان شاء نزل فی الارض و ان شاء صعد الی السماء و ان شاء وقف فی الهواء و ان شاء شرّق و ان شاء غرّب و ان شاء ظهر بصورة الانسان و ان شاء ظهر بصورة الحیوانات الشریفة کالاسد و امثاله [...] .» (صحیفة الابرار چ قدیم، ص۲۱۸) @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش هفدهم بعضی عبارات و تصریحات بزرگان دین اعلی‌ الله‌ مقامهم و علماء شیعه درباره تجلی حضرت امیر به صورت اسد ۱. شخصی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله‌ مقامه درباره این موضوع پرسشی دارد. تمام پرسش و پاسخ را نقل می‌کنیم: «آیا بعضی از احادیث وارده که حضرات ائمه مثل علی به صورت شیر می‌شدند در کربلا و در معراج، صحت دارد یا نه؟ جواب: بلی چنین اخباری هست و امتناعی در عقل نیست از این معنی ولکن آن اخبار صحیح است به‌اصطلاح حادث یا ضعیف است و یا صحیح است به‌اصطلاح قدماء، لازم نیست دانستن آن. مجملاً ما قال آل‌محمد قلنا و ما دان آل‌محمد دنا و ما اجملوا اجملنا و ما فصلوا فصلنا و لامورهم فی جمیع المواطن سلمنا و علیهم صلینا و سلمنا.» (رساله در جواب سؤالات بعض اعیان سمنان) ۲. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع‌ الله‌ شأنَه نیز در مواضع متعدد به این مضمون اشاره فرموده‌اند. شخصی از این بزرگوار درباره ظهور حضرت امیر در دشت ارژن پرسیده است و ایشان روایتی را که پیش‌از این نقل کردیم با توضیحاتی بیان می‌فرمایند. چون این نقل با نقلی که پیش‌از این گذشت در بعضی کلمات متفاوت است، تمام پرسش و پاسخ را در این بخش می‌آوریم: «قال دام مجده: ظهور الامیر علیه‌السلام فی دشت ارزن. اقول: القصة مشهورة معروفة لاتنکر الّا انی لم‌ار حدیثها فی کتب الاخبار الّا فی مشارق الانوار علی نحو الاشارة و هذا لفظه حیث یعیب علی منکری الفضائل قال: «فمن ذلک انکارهم لحدیث سلمان و دشت ارزن و ان امیرالمومنین خلصه هناک من الاسد حین استغاث به و قالوا این کان علی هناک و کیف کان قبل ان‌یکون» انتهی. و هذا القول یعطی شهرة الحدیث و عدم جواز انکاره ولکنی لم‌اره مع قلة ما فی یدی من الکتب. نعم قد رواه محمد صالح الترمدی من العامة فی کتاب المناقب نقلاً من احسن الکبار ان علیاً علیه‌السلام کان یوماً جالساً علی غرفة یأکل الرطب و سلمان کان جالساً تحتها یخیط خرقة فرماه علی علیه‌السلام بنواة و هو ابن سبع و عشرین سنة. فقال سلمان: انت شاب و انا شایب، لاینبغی ان‌ترمینی بنواة. فقال علی علیه‌السلام: انت شائب و انا شاب؟! أ نسیت دشت ارزن و من نجاک من الاسد؟! فتحیر سلمان، فقال: بین یا علی قصتها. فقال: کنت فی الماء و تجزع من شر الاسد فدعوت و انا کنت امرّ فی ذلک الصحراء و علیّ درع و فی یدی سیف فجئت و ضربت الاسد بسیفی و قطعته نصفین. فقال سلمان: و لها علامة اخری. فاخرج علی علیه‌السلام طاقة ورد من کمه و قال: هذا ما اهدیته الی ذلک الراکب. فازداد تحیر سلمان و تفکر. فناداه هاتف: ایها الشائب التقی، اذهب الی رسول‌الله و اخبره. فذهب الی رسول‌الله صلی الله علیه و آله و قال له: انی قرأت نعتک فی الانجیل و کنت احبک و اخفی حبک عن ابی، الی ان حکی له قصة دشت ارزن الی ان قال: و یمضی من ذلک الوقت ازید من ثلثمأة سنة و لم‌ابرزه الی احد و اظهره الیوم ابن عمک فممن تعلم الغیب؟! فقال رسول‌الله صلی الله علیه و آله: لیس امثال هذه الامور عجیباً عن علی علیه‌السلام و رأیت اعجب من ذلک منه. لما وفدت سدرة المنتهی و تخلف عنی جبرئیل و مضیت الی عرش رب العالمین و کنت اسار ربی و یسارنی فرأیت اسداً فتأملته فاذا هو علی و لما رجعت اخبرنی علی بجمیع ما اسر الیّ ربی. یا سلمان، لم‌یبتل نبی و ولی و صالح و تقی من لدن آدم الی یومنا هذا ببلاء الّا و منجیه علی. هذا مختصر ما نقله فی المناقب من کتاب احسن الکبار و رواه من اربعین علاءالدولة السمنانی و قال انها اشهر من الشمس. و کفی شهادة العامة فی ثبوتها.» (مکارم‌ الابرار، ج۳۱، ص۹) ترجمه مختصر این حدیث، در بخش چهاردهم گذشت. ۳. هم‌چنین در رساله دیگری در جواب سائل که نوشته است: «[...] و رؤیة النبی صلی الله علیه و آله علیاً علیه‌السلام بصورة الاسد کما یستفاد من بعض الاخبار»، می‌فرمایند: «و اما صورة الاسد فلم‌اره فیما یحضرنی من الاخبار و کنت فی بعض القری و لم‌اتمکن من فحص الاخبار فترکته فی سنبله و ان کان له وجه لانه القسورة المشارالیه فی القرآن و الی اعدائه کأنهم حمر مستنفرة فرت من قسورة.» (مکارم‌ الابرار، ج۳۱، ص۳۸۶) ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش هجدهم ۴. این بزرگوار در مواعظ و دروس مختلف نیز به قضیه اشاره فرموده‌اند و چون برای روشن شدنِ زوایای بحث مفید است، آن عبارات را نقل می‌کنیم. در موعظه هفدهم از مواعظ یزد می‌فرمایند: «این بدن عنصری حضرت امیر ظاهری است و همهٔ این هزارهزار بدن باطن ازبرای این بدن است. پس کسی که چنین احاطه بر جمیع ملک داشته باشد و صاحب چنین سلطنتی باشد، می‏تواند در آنِ واحد صدهزار قبضه بگیرد از عناصر این عالم خاکی یا هر عالمی که بخواهد، و صدهزار بدن درست کند و در او جلوه کند و به صدهزار نظر درآید و به صدهزار مقام جلوه کند. پس عجب نیست این‌که بگویند در یک‏ شب در چهل خانه میهمان بود و عجب نیست این‌که می‏شنوید از اخبار که در یکی از غزوات، حضرت شکست داد لشکر معاویه را، پس هفده فرقه شدند و همه رو به هزیمت گذاردند و حضرت‏ امیر را می‏دیدند که در عقب هر فرقه می‏رفتند و می‏کشتند. و یکی از دوستان در جنگ جمل دید طلحه را که افتاده و مصمم سفر نار گردیده. پرسید: که تو را زخم زده؟ گفت: علی. پس گفت: علی که نیزه نداشت و او با شمشیر می‏کشد، چگونه تو را نیزه زد؟ چون آن چشم از دنیا پوشیده بود و چشم مثالی او باز شده بود گفت: چه فایده که نمی‏بینی! علی است که به آسمان بالا می‏رود و پایین می‏آید و پایین می‏آید و به من می‏رسد می‏گوید: «مت یا عدوالله»، پس نیزه می‏شود و مرا می‏کشد. و به دیگری می‏رسد می‏گوید: «مت یا عدوالله»، تیری می‏شود و او را می‏کشد و به دیگری می‏گوید: «مت یا عدوالله»، پس شمشیری می‏شود و او را می‏کشد؛ و همه را او می‏کشد. و تعجب نیست که در معراج با پیغمبر باشد و به صورت شیر شود و خاتم از او بگیرد. و تعجب نیست که به صور مختلفه درآید و در جاهای مختلفه باشد به آن واحد. به‌جهت آن‌که هرچه در ملک هست جلوه‏ای از او است و هر صاحب حیاتی از او حی است.» ۵. هم‌چنین در دروس الفطرة السلیمة که خودِ این بزرگوار تدریس فرموده‌اند، در درس نوزدهم آمده است: «مثل علی بن ابی‏طالب که یتقلب فی الصور کیف یشاء و مع‏ذلک حافظ صورت علوی خود هست و به صورت اسد درمی‏آید و به صورت سوار می‏آید و صورت اسدی معارضه نمی‏کند به آن صورت خود آن حضرت و کذلک جبرئیل به صورت اعرابی و به صورت دحیه درمی‏آید و نه این است که وقتی ملائکه در ملکوت به او نگاه کنند او را دحیه ببینند. بلکه او را جبرئیل می‏بینند.» ۶. ایشان، جزاه الله عن الاسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین، در کتابِ الفطرة السلیمة، در جلد دوم، فصل مستقلی را به این موضوع اختصاص داده و درباره ظهور حضرات معصومین علیهم‌السلام به صورت‌های مختلف و متعدد، بیانات کاملی فرموده‌اند. عنوان فصل چنین است: «فصل: ظهورهم فی کل زمان بای صورة شاءوا.» ۷. درمیان علماء شیعه رضوان‌ الله‌ علیهم اگرچه افراد مختلفی شدیداً با این موضوع برخورد کرده و رد کرده‌اند، اما برخی هم به این موضوع اشاره و آن را تأیید فرموده‌اند. ازجمله میر جلال‌الدین ارموی در حاشیه بر تفسیر جلاء الاذهان و جلاء الاحزان (مشهور به تفسیر گازُر) در جلد ۱۰، صفحه ۲۱۹، متعرض این موضوع شده و دفاع کرده است: «القسورة فی سورة المدثر «حمرٌ مستنفرة فرت من قسورة» و المراد الاسد و قد مرّ فی الحمام ما یمکن ان‌یستفاد منه امکان تأویل القسورة بعلی علیه‌السلام فتأمل. و در تاسع بحار در باب ما ظهر من معجزاته فی استنطاق الحیوانات حدیث بسیار شریف و طریفی که ازجمله فقراتش از قول آن حضرت در خطاب مر شیری را چنین نقل شده است (ص۵۶۲ چاپ امین‌الضرب) «یا لیث أ ما علمت انی اللیث و انی الضرغام و القسور و الحیدر، الحدیث. و در ارجوزه مرویه مشهوره از آن حضرت مذکور است: انا الذی سمّتنی امی حیدرة ضرغام آجام و لیث قسورة و نظیر این قبیل تعبیرات در مطاوی اخبار بسیار بلکه بی‌شمار است. لذا خلیعی شاعر معروف شیعی در خطاب به آن حضرت ضمن قصیده‌ای گفته: سماک رب العباد قسورة من حیث فرّوا کأنهم حمر و ما در کشف الکربة فی شرح دعاء الندبة در ذیل این عبارت شریفه از دعاء مبارک «و صلّ علی علیّ ابیه السید القسور» به‌تفصیل به شرح این مطلب پرداخته‌ایم.» پیش‌از این اشاره شد که در شرح ایشان بر دعاء ندبه، به این مطلب اشاره نشده است. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش نوزدهم ۸. هم‌چنین صاحب مواهب الانوار، در جلد سوم صفحه ۵۵، بررسی و دفاع کرده است. بخش‌هایی از عبارات این کتاب را نقل می‌کنیم. اهل پژوهش برای اطلاع بیشتر به اصل کتاب مراجعه کنند: «[...] آن سرور فرمود: جزاک الله فی الدارین خیراً یا اسد الله الغالب. بیت: علی مرتضی گر نیست شیر حضرت یزدان شب معراج چون خاتم گرفت از دست پیغمبر این ناچیز گوید که اسدالله از القاب مشهوره آن حضرت است و در روایات خاصه برنخوردم به چیزی که دلالت بر این داشته باشد جز آن‌که در ذیل قضیه سلمان و دشت ارژن که از مناقب معروفه امیرالمؤمنین است علیه‌السلام تصریح به این لقب از برای آن بزرگوار شده است و آن قضیه را در کتاب احسن الکبار که از مؤلفات سید سند سید محمد بن ابی‌زید بن عربشاه الحسینی العلوی الورامینی است که آن را به امر شاه طهماسب صفوی تالیف فرموده و علی بن حسن زواری مفسر که استاد مرحوم ملا فتح‌الله مفسر است آن را تلخیص نموده و به لوامع‌ الانوار اسم گذاشته چنان‌چه در ذریعه عالم جلیل معاصر که در اسامی کتب شیعه است این‌چنین نقل فرموده است و یقیناً صاحب صحیفة الابرار اشتباه نموده که این کتاب را از کتب عامه دانسته و آن را نسبت به قشیری معروف که صاحب رساله است داده. و بالجمله بعداز این‌که قضیه سلمان را در آن کتاب نقل می‌کند به اینجا می‌رسد که سلمان به حضرت رسول عرض کرد از قضیه ابتلای من در چنگ شیر در دشت ارژن و آمدن سواری... .» تا آخر جریان که در بخش‌های گذشته نقل کردیم. تا این‌که می‌نویسد: «رفع استعجاب و دفع استغراب: اعلم ان بعض المؤلفین فی المناقب و المعجزات للائمة المهدیین الهداة بعد ان ذکر هذا الخبر و الخبر المعروف و هو تعلیم امیرالمؤمنین بجبرئیل بأن قال فی جواب رب الجلیل حین سئل عنه من انت و ما اسمک و من انا و ما اسمی و کان متحیراً فی الجواب قل انت رب الجلیل و اسمک الجمیل و انا العبد الذلیل و اسمی جبرئیل و بالجملة قال بعد نقله لهذین الخبرین ما هذا لفظه ان الضعفاء یستوحشون من امثال هذا الحدیث و مراده حدیث تعلیمه علیه‌السلام بجبرئیل لانه نقله فی کتابه قبل حدیث سلمان و لایکادون یذعنون بها لقصور افهامهم من معرفة اسرار اولیاء الله مع انهم مذعنون بحکم تواتر الاخبار من الفریقین بسبق خلق انوارهم علی سائر الخلق بدهور کثیرة و انهم هم الذین علموا الملائکة التسبیح و التهلیل عند ابتداء خلقهم فلیت شعری ما المانع لمن خلق قبل الخلق ان‌یظهر فی ما شاء من الزمان لمن شاء سوی توهم انه اذ ذاک نطفة فی اصلاب الآباء و ارحام الامهات فکیف یظهر مع ذلک رجلاً سویاً و هو من اقبح التوهمات عند اصحاب الالباب اذ ادنی ما یقال فی الجواب عن ذلک ان الله الذی جعله نطفة فی الاصلاب و الارحام بعد ان کان نوراً تام الخلقة فی عالم الانوار یسبح الله و یقدسه بالسنة قدسیة ألیس بقادر علی ان‌یمثله بشراً سویاً حیث یشاء فما لکم کیف تحکمون. علی انا قد قدمنا الاشارة الی ان انوارهم الطاهرة لاتقاس بسائر الناس فانها فوق الحدود البشریة فلبسوا بها لتکمیل الخلق فلایمنعهم طور عن طور و حد عن حد و مکان عن مکان لکونهم مهیمنین علی تلک الحدود فیظهرون بای حد شاؤا فی ای مکان شاؤا فهم حال کونهم نطفاً فی الاصلاب و الارحام ان شاؤا اظهروا فی الف مکان من غیر ان‌تخلو منهم تلک الاصلاب الطاهرة و الارحام المطهرة... . این ناچیز گوید: یکی از مؤیدات خبر تمثل حضرت امیرالمؤمنین به صورت شیر در لیله معراج خبر زارع علقمی است که آن را سید سند جزائری در انوار و شیخ طریحی در منتخب و دیگران در دیگر کتب نقل کرده‌اند و مجمل ترجمه آن خبر این است که مردی اسدی زراعتی در حوالی کربلا داشت نزدیک به نهر علقمه پس بعداز رفتن لشکر از کربلا می‌گوید من عجائبی دیدم که قادر بر حکایت آنها نیستم مگر بعضی را که ازجمله این بود که... .» در ادامه صاحب مواهب خبری را که در بخش دوازدهم نقل کردیم آورده و می‌نویسد: «و صاحب ریاض‌ الشهادة این خبر را با اختلافی فاحش با این چیزی که ما در اینجا آوردیم در آن کتاب نقل نموده و ازجمله آن است که آن مرد زارع یهودی بود و این کیفیت را به سمع مبارک امام زین‌العابدین علیه‌السلام رسانید در وقتی‌که از شام مراجعت کرده و به زمین کربلا فرود آمده بودند و آن حضرت فرمود که آن شیر حضرت علی بن ابی‌طالب بود و خدا دانا است به وحدت قضیه و تعدد آن.» ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش بیستم و پایانی ۹. میرزا محمود بن محمد تبریزی، مشهور به نظام‌العلماء،¹ که خود زمانی با این‌گونه مباحث دشمنی شدید داشته، پس‌از آشنایی با شیخ مرحوم اعلی الله مقامه با حکمت محمد و آل‌محمد علیهم‌السلام این موضوع را پذیرفته و تأیید کرده است. حُسن ختام این بخش را عبارات مرحوم نظام‌العلماء قرار می‌دهیم. ایشان در رساله‌ای که در علم اخلاق نوشته، پس‌از نقل روایاتی درباره معجزات معصومین علیهم‌السلام و تغییراتی که در جسم مبارک خود و رنگ و شکل و هیئت آن به‌وجود می‌آوردند، نوشته است: «أ ما تعلم ان صورة علی علیه‌السلام و صوته یتبین علی کل احد بقدر وسعه و طاقته [...] فاذا قرع سمعک ما تلوته علیک اعلم انه اذا کان ابدانهم و اصواتهم یتجلی فی اطوار مختلفة و انحاء متشتتة فکیف انت و این انت من عقولهم و علومهم فان علومهم و ما نشأ من عقولهم یظهر علی الناس بقدر قابلیتهم و تسلیمهم [...] و ایاک ایاک ان‌تنکر هذه الاسرار الغامضة بضعف عقلک فکذبت الله و رسوله و حججه فان هذه المطالب بعون الله سبحانه و تعالی و برکة رسوله و حججه علیهم‌السلام بدیهیة عندنا، لایعرف رطنی الّا ولد بطنی، و لقد کنا اشد انکاراً منکم فوردنا عیوناً صافیة فشربنا منها شربةً لانظمأ ابداً.» (رسالة فی الاخلاق، ص۱۰۲) جمع‌بندی و نتیجه‌گیری با توجه به مبانی حکمت محمد و آل‌محمد علیهم‌السلام و توضیحات بزرگان دین اعلی‌ الله‌ مقامهم، می‌یابیم ظهور امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به‌ صورت‌های مختلف، ریشه روایی دارد و امکان عقلی و وقوعی دارد و نمونه‌هایی از آن در بعضی روایات آمده است. آنچه در درک و فهم این مسئله بسیار راهگشا است این است که بدانیم ذات امیرالمؤمنین به‌ صورت اسد یا شجره طوبی و... آشکار نشده است؛ بلکه این‌ها لباس‌هایی است جزئی و عرضی که هرازگاهی در وقت ضرورت برای خود گرفته‌اند. هم‌چنین این فضیلت، از فضایل ضروریِ این بزرگواران نیست؛ بلکه یک فضیلت نظری است و البته در الفبای فضائل معصومین علیهم‌السلام ریشه دارد. دیگر این‌که لازمه ظهور به هیئت اسد، خلع هیئت انسانی نیست. در‌میان علماء شیعه رضوان‌ الله‌ علیهم افرادی به این فضیلت اشاره کرده و تأیید فرموده‌اند و در منابع عامه نیز روایت آن مذکور است. سید محمدصادق موسوی صفر المظفر ۱۴۴۵ پایان ————————————————— ¹ میرزا محمود بن محمد تبریزی رحمه‌الله، معروف به ملاباشی و ملقب به نظام‌العلماء، از شاگردان و ملازمان عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی­ بود. او در تبریز متولد شد و دروس دینی را در همان شهر فرا گرفت. سپس به عتبات عالیات عراق مشرف شد و نزد علماء درس خواند، علماء مشهوری همچون سید علی طباطبائی، ملا محمد شریف‌‌العلماء مازندرانی، سید رضا شبّر، فرزند او سید عبدالله شبّر کاظمینی، شیخ جعفر نجفی، فرزند او شیخ موسی آل کاشف‌الغطاء و... . پس‌از تکمیل مراحل فقه و اصول، در مسیر بازگشت به تبریز (حدود سال ۱۲۳۴ق)، در کرمانشاه آوازه شیخ مرحوم­ که آن زمان در آن شهر بودند به او رسید و از ادامه سفر منصرف شد و ملازم این بزرگوار گشت. مدت‌ها در محضرشان تلمذ کرد و بعضی رسائل ایشان را به‌دستور ایشان به فارسی ترجمه نمود (ازجمله مختصر رساله حیدریه و رساله صومیه و حیاة‌النفس). بعداز چهار سال حضور در کرمانشاه و گرفتن اجازه روایت از شیخ مرحوم­ و هنگام عزیمت شیخ­ به عتبات عراق، عازم حج شد. در بعضی یادداشت‌های خود، به خاطرات کرمانشاه در محضر شیخ اعلی الله مقامه اشاره کرده است که نمونه‌ای از آن را در کتاب فیض کاشانی و امثال او از دیدگاه بزرگان مکتب استبصار نقل کرده‌ایم. وی با فتنه بابیه لعنهم‌الله هم‌زمان بود و در سال ۱۲۶۴ق مناظره و محاربه علمی با باب ملعون انجام داد. طبق قرائن تا سال ۱۲۷۱ق یا اندکی پس‌از آن در قید حیات بوده است. @AghayedNet
🔺چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه @AghayedNet
@AghayedNet_چهارشنبه- آخر ماه صفر.pdf
حجم: 110.9K
🔺چهارشنبه آخر ماه صفر، از جُنگ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد أحسائی أعلی الله مقامه @AghayedNet
🔺درباره چهارشنبه آخر ماه صفر، به‌خطّ شیخ مرحوم اعلی الله مقامه در نسخه‌ای خطی مشتمل بر فوائد نجومی و...، کتابخانه مجمع ذخائر اسلامی @AghayedNet