✔️🔻 چند پرسش و شبهه و پاسخ آنها
(برداشتی از جلسهای علمی در ماه رمضان ۱۴۴۷)
🔸بخش هشتم و پایانی
مهمان: واقعاً هضم مطالب با توجه به معلومات امروز... همان طینت را که شما میفرمایید، الآن مثلاً دیاِناِی میگویند. ولی همان دیاِناِی را هم ممکن است پنجاه سال دیگر یک چیز دیگر بگویند.
موسوی: من میگویم حتی این دیاِناِی منافاتی با نظریهٔ شیخ در بحث طینت ندارد. میخواهم این را عرض کنم. یعنی آن بحث هنوز هم کارایی خودش را در معاد دارد.
ممکن است بپرسید: چرا همهاش از این بزرگواران میگویید؟! ما اعتقاد خودمان را در بحث توحید و نبوت مرهون و مدیون این بزرگواران هستیم.
مگر ائمه علیهمالسلام نفرمودند؟! فرمودند، اما راه شرح آنها را در فرمایشات این بزرگواران دیدیم.
آقا، چرا هفده بار از شیخ مرحوم اسم بردی؟! ما این بزرگواران را شارح علم حضرت صادق علیهالسلام میدانیم.
کس دیگهای نبوده یا نیست؟! ما نیافتهایم.
چرا شما در مساجد دیگر نمیروید؟! ما اعتماد نداریم. مسائل عقیدتی هم که بیان میشود، نوعاً آمیخته به مسائل سیاسی و حزبگراییهای سیاسی و امثال اینها است. اعتماد نیست. علت این است.
چرا جدا شدهاید؟! ما را طرد کردهاند. منزوی کردهاند.
چرا فلانی را تکفیر میکنید؟! بهخاطر اینکه او اول ما را تکفیر کرد و امام به ما فرمودهاند: «من کفّر مؤمناً فقد کفر احدهما.» ازمیان تکفیرکننده و تکفیرشونده، دستکم یکی کافر است. میبینم اعتقادم درست است. معاد را که قبول دارم. جزو اصول دین میدانم. معاد را جسمانی میدانم. اما با چه جسمی است؟ جسم مناسب آخرت است. «یوم تبدّل الارض غیر الارض و السماوات.» همانطور که همین زمین و آسمان مناسب آخرت میشود، جسمش هم مناسب آنجا است. وقتی کسی این عقیده را تکفیر میکند، وظیفهام را امام علیهالسلام تعیین کرده که «من کفّر مؤمناً فقد کفر احدهما».
شما تعبیری اولِ بحثتان داشتید که ما چرا درپیِ جهانی شدنِ مکتبیم. ببینید، خودِ همین مفهوم هنوز گنگ است. جهانی شدن یعنی چه؟ آیا منظور از جهانی شدن یعنی ما میخواهیم همه را شیخی کنیم؟! نه، اصلاً ما این بحث را نداریم. یا اصلاً دنبال تبلیغ نیستیم و تبلیغ نمیکنیم. اینکه استاد ما حفظهالله بحثِ جهانی شدن را مطرح میکنند، ما هرگز دنبال این نیستیم که فلان دانشمندِ آتئیستِ آمریکایی که در دانشگاه تدریس میکند، بخواهیم شیخیاش کنیم. اصلاً معنی ندارد. او در اسلامش مانده، بعد ما بخواهیم او را شیخی کنیم؟! نه. پس این جهانی شدن یک اصطلاح است. در سخنرانیِ چهلدقیقهای یا کمتر که ایشان صحبت میکنند، فرصت بسط و توضیح دادنش نیست.
من عرض کنم که منظور از جهانی شدن این نیست که ما بخواهیم همه را شیخی کنیم. منظور از جهانی شدن مکتب شیخ احمد احسائی یعنی اینکه اندیشهٔ شیخ احمد احسائی درکنار دیگر اندیشهها مطرح شود. این میشود جهانی شدن.
ما هرگز دنبال این نیستیم که بخواهیم همه را شیخی کنیم. اصلاً معقول نیست. اولاً که دنبال حزببازی نیستیم که بخواهیم شما شیخی شوید. ما دنبال این نیستیم. بعد هم شیخیه مگر فرقهٔ خاصی است که ردای خاصی و خرقهای بخواهیم بدهیم؟! اینطوری نیست.
یکی از طلبهها در فضای مجازی با من آشنا شده. گفت که من میخواهم شیخی شوم؛ باید چهکار کنم؟ بهمزاح گفتم: برو غسل تعمید کن! چه بگویم؟! مگر ما میخواهیم چهکار کنیم؟! شیخی شدن یعنی همین که شیعهٔ اثناعشری هستیم، همین که انسان به علمای شیعه محبت داشته باشد. مثلاً بدانی حرفهای شیخ مرحوم درست است یا ایشان عالم شیعه بوده، دیگر کفایت است. اصلاً ما دنبال فرقهسازی نیستیم.
همین که نظریات مکتب استبصار (مکتب شیخیه) درکنار دیگر اندیشهها مطرح شود، این جهانی شدن است.
در مقالات، در سایتی که دارم، در کانالی که در تلگرام دارم، در لایوهایی که در اینستاگرام دارم، مرتب شواهدِ این جهانی شدن را نشان دادهام. در بلژیک یا در فرانسه دربارهٔ شیخیه کتاب نوشته میشود و نظریهٔ میرزا محمدباقر شریف طباطبائی ارائه میشود. ایشان در قهی اصفهان بهدنیا آمد. حوزه درسیاش محدود به همدان بود. بعداز واقعهٔ همدانِ ۱۳۱۵ به جندق رفت و بعداز چند سال آنجا ازدنیا رفت. اما امروز در بلژیک یا فرانسه برای ایشان کتاب نوشته میشود. من اسم این را میگذارم جهانی شدنِ مکتب. یعنی ما بیشاز این دنبال چیزی نیستیم. حال اگر شرایط رشد مهیا گردد و افرادی علاوهبر آشنایی قابلیت پذیرش هم داشته باشند، نورٌعلیٰنور است.
این یک مفهومِ مبهمی بود که نیاز بود این توضیح را درمورد آن عرض کنم.
مهمان: من واقعاً خیلی استفاده کردم. هم میخواستم از این جلسه تشکر کنم و هم از سخنرانیهای جنابعالی و همچنین سرور عزیزم. از شما خواهش میکنم سلام من را هم به ایشان برسانید.
موسوی: این لطف و التفات شما است. بنده توفیق داشتم که خدمتتان برسم و استفاده کردم.
اللهم صل علی محمد و آلمحمد
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
شهداء الفضیلة
و مستدرک آن
علامه امینی در این کتاب درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه نوشته است:
🔸«الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی [...] أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ أحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ أحمد بن محمد من آل عصفور. و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.»
🔹احمد بن زینالدین احسائی یکی از بزرگان علماء است. روایت میکند از سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشفالغطاء و سید علی صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت میکنند شیخ حسن صاحب جواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب اشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ ق ازدنیا رحلت فرمود.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
زائر المعرفة النورانیة
این کتابِ تازه در ۳۶۷ صفحه و با موضوع فضائل اهلالبیت علیهمالسلام تدوین شده است.
در فصل هفتم با عنوان «معرفة الامام بالنورانیة»، حدیث معرفت حضرت به نورانیت نقل شده. مؤلف در ابتدای فصل نگاشته است:
«فی هذا الفصل سنشیر لحدیث جوهرة نادرة اقرأه و تمعن به جیداً فکل حرف من حروفه نور علی نور و کل کلمة منه تعتلی معانی و اسرار [...] فاذا اردت انتعرف حقیقتهم فهذا الحدیث ملخص الکثیر و الکثیر من معانی الکلام و ملخص شرح الکتاب [...]» (ص۲۱۷).
پساز نقل حدیث نیز نوشته است:
«أ فَمِن هذا الحدیث تعجبون؟! فی هذا الحدیث الشریف عجائب و غرائب و اسرار لایعقلها الا المؤمنون و ملخصها معرفتهم حق المعرفة بالحقیقة النورانیة ای السماویة العلویة ذات الاسرار البهیة فما خلقنا الا للمعرفة و ما تنزلنا الا للمعرفة و ما ارتقاؤنا الا بالمعرفة، فالهدف الاساسی و اصل کل شیء هو طریق المعرفة و السباق بین العباد من اجل معرفة نعیم الولایة و معرفة ما تخلفنا عنه و انکرناه فی عالم الاظلة» (ص۲۲۳).
امید است این نفحات و نسیمهای هورقلیایی روزبهروز در جامعۀ شیعه بیشتر وزیدن بگیرد و اهل پژوهش بیشتر و بیشتر دربارۀ «علم الفضائل» تأمل و نگارش کنند. اینگونه آثار را از برکات و ثمرات زحمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم میدانیم.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
الآثار الخطیة فی الخزائن الکاظمیة
این کتاب که در دو جلد سامان یافته، نسخههای خطی کتابخانههای شهر مقدس کاظمین را معرفی کرده است. در جلد اول به کتابخانههای عمومی و در جلد دوم به کتابخانههای شخصی پرداخته است.
شایان ذکر است نسخههای خطی متعددی از آثار بزرگان دین اعلی الله مقامهم در کتابخانههای شهر کاظمین نگهداری میشود. علیرغم مخالفتهایی که بعضی افراد کاظمینی با بزرگان دین داشتهاند، وجود چنین نسخههایی جالب توجه است.
@AghayedNet
🔺نسخهای از کتاب الجامع لأحکام الشرایع نگاشتۀ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، در کتابخانۀ صحن مطهر حرم کاظمین سلام الله علیهما
@AghayedNet
علمای_شیخیه_و_نقد_مسیحیت.pdf
حجم:
3.9M
🔺مقالهٔ تازهمنتشرشده با عنوان:
علمای شیخیه و نقد مسیحیت
صرفاً جهت اطلاع پژوهشگران ارائه میگردد.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻امتیازات زیارت حضرت رضا علیهالسلام
١. مطابق تحقیق عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه اصل در ثواب و اجرِ زیارت معصومین علیهمالسلام یکسانبودن ثواب زیارت است: الاصل التساوی؛ کل ما جری لأولهم یجری لآخرهم. اما اسباب خارجه (خارج از زیارت) در زیادتی اجر و ثواب زیارت تأثیر دارد.
٢. درباره زیارت حضرت رضا علیهالسلام ثوابهایی رسیده و طبق روایاتی، زیارت ایشان از سایر ائمه افضل است. حضرت کاظم علیهالسلام فرمودند: و اقربهم حبوة زوار قبر ولدی علی صلی الله علیه. این ثوابها و این افضلیت، به علت همان اسباب خارجه است. مثل علتِ غربت و دوریِ مشهد (محل شهادت) ایشان و اینکه خواص شیعه آن حضرت را زیارت میکنند.
٣. حضرت رضا علیهالسلام را کسانی زیارت میکنند که از سرزنش و طعنه دشمنان ابائی ندارند. چنین کسانی «خواص» هستند؛ اگرچه جاهل باشند. مراد از «خواص» در اینجا غیر از معنای مصطلح آن است. معنای اصطلاحی «خواص» عارفون و اهل بصیرت عالیه هستند. اما در این موضع، منظور قائلین به امامت حضرت رضا علیهالسلام و سائر ائمه علیهمالسلام تا حضرت مهدی عجل الله فرجه هستند حتی اگر از نظر علمی در سطح پایین باشند و جاهل قلمداد شوند.
۴. یکی دیگر از علتهای افضلیت زیارت حضرت، دوری راه و تحمل مشقت راه است برای آنانی که به زیارت ایشان می روند. «خواص» سختی سفر را بر خود هموار کرده و به زیارت ایشان مشرف میشوند.
۵. آنچه ذکر شد، دو علت بود در فضیلت و امتیاز زیارت حضرت رضا علیهالسلام «به اعتبار زائر».
اینک به وجه امتیاز زیارت حضرت رضا علیهالسلام «به اعتبار مَزور» اشاره میشود.
۶. حضرت رضا علیهالسلام دور از مَسقط رأس و زادگاه خود دفن شدهاند و در غربت و دور از اهل و نزدیکان. این شرایط سبب به فراموشی سپرده شدن است و خاموششدن نور. اگر ثواب زیارت ایشان با سایر ائمه یکی بود، در واقع زیارت ایشان و ثواب آن نسبت به سایر ائمه ناقصه بود؛ زیرا در مسیر زیارت ایشان مشقتها تحمل میشد. البته اصل زیارت ائمه، در ثواب یکسان است (الاصل التساوی) ولی زیارت حضرت رضا علیهالسلام مزایایی دارد که در زیارت دیگر از معصومین علیهمالسلام نیست که به علل آن اشاره شد (دو علت به اعتبار زائر و یک علت به اعتبار مَزور.)
بهویژه وجه و علت اخیر که غریب و وحید و بعید بودن ایشان علیهالسلام است که سبب فراموش شدن و نعوذبالله مساوی با دیگر مردم شدن است. زیرا دیگران (مردم) در شرایط دوری و غربت و وحدت فراموش میشوند.
٧. ازاینرو حکمت الهی بر این جاری شد که نور این بزرگوار تمام باشد و یادش فراگیر گردد و شأنش آشکار شود. پس این سفارش و تشویق فراوان بر زیارت حضرت رضا علیهالسلام صادر شد که جبرِ کسری باشد بر آنچه بر این بزرگوار وارد آمده است.
٨. اگر گفته شود اینکه خواص، حضرت رضا علیهالسلام را زیارت میکنند ممکن است که غیر خواص هم ایشان را زیارت کنند. یا اگر گفته شود اینکه مضجع شریف حضرت دور است و مسافت زیاد و مشقت راه هم هست، این مسائل نسبت به بعضی از شیعه است و برای بعضی مشقتی نیست؛ چراکه در مشهد مقدس یا حومه آن ساکن هستند. اینها برای زیارت عتبات دیگر باید مشقت بکشند و به زیارت بروند...
٩. پاسخ میدهیم خطابات شرعیه عامه (عمومی) و لوازم آنها، همه مطابق امورِ غالبه و ابتدائیه است.
در اشکال اول میگوییم غالب زوار حضرت رضا علیهالسلام «خواص» هستند به خلاف زائران دیگر معصومین علیهمالسلام و در اشکال دوم میگوییم این خطاب در ابتداء که صادر شد، درباره کسانی گفته شد که به اعتاب دیگر معصومین علیهمالسلام نزدیک هستند و به عتبه حضرت رضا دورند.
آن هنگام که این روایت صادر شد، کسانی که نزدیک به مضجع حضرت رضا علیهالسلام بودند، اندک بودند. و الان که زیاد هستند، سبب انقلاب و دگرگونیِ حکم نمیشود؛ چراکه خطاب شرعی عام است و مطابق امور ابتدائیه بیان شده و تغییر نکرده است.
@AghayedNet