eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️به‌مناسبت رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه (در ماه ذوالقعده) و رحلت عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه (در ماه ذوالحجه) سلسله‌نوشتارهایی تقدیم می‌‌شود با عنوان: ✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا @AghayedNet
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺مکتب حدیثی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه و ارتباط آن با رؤیا 🔸 تماشا و بارگیری نسخه باکیفیت از این لینک: my.uupload.ir/p/1L05dLEg @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش نخست بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ‌ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَیْنَا وَ کَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ وَ إِمَامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلَهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ أَنْ تَأْذَنَ لِوَلِیِّکَ فِی إِظْهَارِ عَدْلِکَ فِی عِبَادِکَ وَ قَتْلِ أَعْدَائِکَ فِی بِلَادِکَ حَتَّى لَا تَدَعَ لِلْجَوْرِ یَا رَبِّ دِعَامَةً إِلَّا قَصَمْتَهَا وَ لَا بِنْیَةً إِلَّا أَفْنَیْتَهَا وَ لَا قُوَّةً إِلَّا أَوْهَنْتَهَا وَ لَا رُکْناً إِلَّا هَدَدْتَهُ وَ لَا حَدّاً إِلَّا فَلَلْتَهُ وَ لَا سِلَاحاً إِلَّا أَکْلَلْتَهُ‌ وَ لَا رَایَةً إِلَّا نَکَّسْتَهَا وَ لَا شُجَاعاً إِلَّا قَتَلْتَهُ وَ لَا جَیْشاً إِلَّا خَذَلْتَهُ وَ ارْمِهِمْ یَا رَبِّ بِحَجَرِکَ الدَّامِغِ وَ اضْرِبْهُمْ بِسَیْفِکَ الْقَاطِعِ وَ بِبَأْسِکَ الَّذِی لَا تَرُدُّهُ‌ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ‌ وَ عَذِّبْ أَعْدَاءَکَ وَ أَعْدَاءَ دِینِکَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِکَ بِیَدِ وَلِیِّکَ وَ أَیْدِی عِبَادِکَ الْمُؤْمِنِین‌. اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا بیان امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که فرمود: «اول الدین معرفته» (نهج البلاغة، ص۳۹)، روشن‌کنندۀ اولویت‌های زندگیِ مؤمنانه است. این سخن حضرت و امثال آن از فرمایشات دیگر معصومین علیهم‌السلام نشان می‌دهد آنچه با عنوان «اعتقادات»، «عقاید»، «معتَقَدات»، «بُعد حقیقت دین»، «علم مبدأ» و «اصول دین» از آن یاد می‌شود، مهم‌ترین بخشِ دین‌داریِ یک فرد متدین است. «اخلاقیات» یا «بُعد طریقت»، با همۀ رِفعتِ جایگاه، در رتبۀ دوم قرار دارد و «احکام شرعیه» یا «بُعد شریعت»، با همۀ علوّ مرتبه، در جایگاه سوم است؛ زیرا همۀ علومی که سبب می‌شود شخص از مقربان گردد، مانند علم طریقت و اخلاق، علم شریعت، تعدیل احوال نفس و...، فرع «علم مبدأ» و بالتبع فرع «علم معاد» است. امروزه از اعتقادات به «فقه اکبر»، در‌مقابل «فقه اصغر» یعنی بُعد شریعت، نیز تعبیر آورده می‌شود. بزرگان مکتب استبصار بیان فرموده‌اند که تصحیحِ اعتقادات در اخلاقیات و احکام نیز اثرگذار است. کسی که به وحدانیت حق متعال «ایمان» داشته باشد و عالم و خبیر و لطیف و سمیع و بصیر بودن خدا را «باور» کند، اخلاق او نیز اصلاح خواهد شد و به احکام شرعیه هم عمل خواهد کرد؛ چراکه خود را در مَرأیٰ و مَسمع خالق آسمان و زمین می‌بیند: «خدا می‌داند همه مسائل در اعتقادات است. همین‌که او درست شد، باقی دیگر خودش درست‌شده هست. وقتی که خدا را شناختی و خدا را عظیم شمردی، می‌گویی: البته این خدا پیغمبر باید داشته باشد. سلطان اگر بزرگ شد، البته حاکم به ولایات می‌فرستد. دیگر وقتی پیغمبر را شناختی، حاکم را شناختی که متشخص است، او دیگر اگر پاکاری را هم بفرستد، او را البته حرمت می‌داری و هرچه می‌گوید می‌شنوی. پادشاه را که نشناختی، حاکم را نمی‌شناسی. به همین‌طور حاکم را که نشناختی، پاکار را نمی‌شناسی. پس فکر کنید و سعی کنید ان‌شاء‌الله که اعتقاداتتان اعتقادی باشد یقینی. بدانید که خدا از شما یقین خواسته است در همه اوقات» (مواعظ ماه رمضان ۱۲۹۲، «موعظه هفتم»، ص۱۳۱). «علم مبدأ» یا «شناخت خدا و رسول و امام» به تعبیری اشرف علوم است. توضیحش این‌که بعضی علم‌ها مقدمه‌ای برای مسائل دیگر است و به‌اصطلاح، «یُطلَب لغیره» است و برخی علوم «یُطلب لذاته» است. دستۀ دوم نهایت و غایت از آموزش است و اشرف علوم است. هم‌چنین موضوع هر علم سبب شرافت آن علم است. علم مبدأ (و به‌ تبعیت آن علم معاد) از‌حیث موضوع نیز اشرف علوم است. در این علم، از خدا و صفات الهی بحث می‌شود و درباره رسولان و جانشینان خدا در روی زمین سخن به‌میان می‌آید. از آن طرف گمراهی‌ها نیز همین‌جا رخ می‌نمایاند: <یَعرفون نعمت الله ثم ینکرونها> (نحل: ۸۳) و <ام لم‌یعرفوا رسولهم فهم له منکرون> ( مؤمنون: ۶۹). بنابراین اعتقادات صحیح سبب نجات و اعتقادات فاسد سبب هلاکت است. در این نوشتار، ما دایرۀ بحث را به مکتب استبصار محدود نموده‌ایم. وگرنه سخن درباره جایگاه اعتقادات نزد یهود و نصارا و ادیان دیگر مقولۀ مفصلی است. هم‌چنین بررسی کردن تاریخ و ارائۀ نمونه‌های توجه به اعتقادات در این تاریخ هزار و چهارصد و اندی سالۀ اسلام و تشیع خارج از نطاق این وجیزه است. همین مقدار اشاره کنیم که «اعتقادنامه»هایی از قرن دوم هجری در‌دست است و این قدمتِ توجه به اصول عقاید حقه را در‌میان شیعیان نشان می‌دهد. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش دوم «اعتقادنامه»هایی از قرن دوم هجری در‌دست است و این قدمتِ توجه به اصول عقاید حقه را در‌میان شیعیان نشان می‌دهد. از اعتقادیۀ منسوب به حضرت رضا صلوات الله علیه (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۱) و اعتقادیۀ جناب عبدالعظیم حسنی رحمة الله علیه (التوحید، ص۸۱) گرفته، تا اعتقادیۀ شیخ صدوق (الامالی للصدوق، ص۶۳۹ تا ۶۵۳ _ الهدایة، ص۴ تا ۶۴ _ الاعتقادات) و ابراهیم نوبختی (الیاقوت). از اوائل المقالاتِ شیخ مفید و بابِ اولِ احکام النساءِ آن مرحوم تا الباب الحادی‌عشرِ علامه حلی و الفخریۀ منسوب به فرزندش فخر‌المحققین. این فهرست ادامه دارد تا قرن سیزدهم هجری و آشکار شدن امر عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنه، و آنچه در مکتب فکری آن جناب به‌نگارش درآمده است. آگاهی از آنچه تا قبل‌از قرن سیزدهم نگارش یافته را به نوشتارهای دیگر ارجاع می‌دهیم، از‌جمله کتاب عقیدة الشیعة؛ تأصیل و توثیق من خلال سبعین رسالة اعتقادیة من القرن الثانی لغایة القرن العاشر الهجری. در این تک‌نگاری، تنها بر «اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار» تمرکز می‌کنیم. بزرگان مکتب استبصار (شیخیه باقری)، در جای‌جای آثار خود (رساله‌ها، مکاتبه‌ها، درس‌ها و موعظه‌ها)، بر اهمیت بُعد حقیقت دین (اعتقادات)، بارها تأکید فرموده‌اند. استقصاء این فرمایش‌ها و تأکیدها از حوصلۀ این وجیزه خارج است و جمع‌آوری آن نیازمند کتاب مستقلی است. در این فرصت به گونه‌هایی از این فرمایش‌ها و تأکیدها اشاره می‌کنیم. این بزرگواران بیان فرموده‌اند اعظمِ ارکانِ دین اعتقادات واجبه است و بعداز آن، رکنِ عبادت اعظمِ ارکان است (جوامع الکلم، ج۷، «[ترجمۀ] الرسالة الحیدریة»، ص۴۶۴) و تأکید فرموده‌اند که «اعتقادات خود را صحیح کن» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۲، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد اول»، ص۲۵۷). توضیح فرموده‌اند: «هیئت بدن اصلی انسان تابع اعمال و اعتقادات است. پس هرگاه اعتقاد او صحیح باشد و عمل‌های او صالح باشد موافق شریعت مطهره پیغمبر آخر‌الزمان، پس هیئت او بر هیئت انسان شود» (همان، ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۵۵). و فرموده‌اند: «اعتنای خدا به اعتقادات بیشتر است از اعتنای او به اعمال.»‌ همین را توضیح داده‌اند: «کسی اعتقاد درستی نداشته باشد و نماز بکند، نماز نکرده؛ بازی کرده، تقلید درآورده. حالا یهودی که نماز کند، تو می‌گویی قبول نیست. اگر یک مسلمانی برود توی مسجد یهودی‌ها و به‌حیله آن‌جور کار یهودی‌ها را بکند، یهودی‌ها بفهمند می‌گویند این آمده بود حیله کند، بازی درآورد، عبادت نکرده. توی نصارا همین‌طور. توی گبرها همین‌طور. پس به‌طور عقل می‌فهمی، به‌طور نقل و به‌طور ضروریات می‌فهمی که اعتنای خدا به عقاید بیش از اعتنای او است به اعمال. پس اگر عقاید کسی صحیح باشد و‌لو در عمل تارک‌الصلاة باشد، این را کسی نمی‌گوید کافر شده. کسی بداند مال مردم حرام است و بخورد، کافر نمی‌شود. این ظالمینی که ظلم می‌کنند اگر اعتقاداتشان صحیح باشد، کافر نمی‌شوند. در هر دینی این مرافعات هست. در هیچ دینی بنا نیست کسی که ادعای بیجا کرد این را بگویند تو کافر شدی. پس آن‌ها فساق هستند، اما بی‌دین نمی‌شوند. اما یک اعتقاد بی‌جایی بکند انسان، دیگر کافر می‌شود. اگر هزار نماز هم بکند انسان رده‌ای بگوید به حضرت فاطمه علیهاالسلام نعوذبالله یا به حضرت امیر، یا نگوید اما در دلش با حضرت امیر قدری نِقار [= کینه] داشته باشد، این اگر نماز جمیع ثقلین را همین یک نفر بکند و تمام عمر دنیا عمر داشته باشد و نماز کند، او را خدا به رو در آتش جهنم می‌اندازد. و این مطابق تمام ادیان است. عصبیت یک ذره توش نیست. همه این حرف‌ها از‌جانب خداست و حق است و صدق است» (دروس، ج۷، «درس هجدهم، ۲۰ ربيع‌الاول ۱۲۹۸»، ص۳۰۹). هم‌چنین می‌فرمایند: «خدا بخصوصه فرمایش مى‌فرماید: <یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة‌ الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً.> پس هرچه گناه اسمش است خدا مى‌آمرزد. مى‌فرماید: <ان الله یغفر الذنوب جمیعاً.> جمیع گناهان را مى‌آرند، لکن عقاید را از سرش نمى‌گذرند. عقاید باید صحیح باشد. باید اعتقادت این باشد که خدا خدا است، پیغمبر پیغمبر است، امام امام است. حالا اینى که عرض مى‌کنم این باید جزو عقیده‌تان باشد. پس سعى کن درست کن اعتقادت را» (دروس مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، نسخه خطی). بزرگان دین اعتقادات را روح اعمال معرفی فرموده‌اند: «پس ان‌شاءالله سعی کنید اعتقاداتتان را درست کنید که آن اعتقادات مانند روحی است دمیده در بدن اعمال. همین‌که روح در بدن دمیده شد، تربیت می‌کند بدن را» (مواعظ ماه رمضان ۱۲۹۳، «موعظه نهم»، ص۱۸۷). و «اعتقادات و معرفت‌ها روح اعمال است» (مواعظ ماه رمضان ۱۲۹۵، «موعظه بیست و پنجم»، ص۴۲۰). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش سوم اعتقادات را سبب «جبر کسر اعمال» می‌دانند و می‌فرمایند: «اعتقاداتت را درست بکن، آن‌وقت اعمال زود جبر کسرش خواهد شد. اگر عمل ناقص است، توبه و عذرخواهی دواش است. اما آدم اعتقادش درست نباشد، اصل که خراب است، فرع‌ها همه بی‌حاصل است. اعتقادات اصل دین و اصول دین است. اصل دین مانند ریشه درخت است. ریشه درخت اگر در جای محکمی و جای نمناکی است و آبی هست که به ریشه برسد، این درخت را نمی‌گذارد بخشکد. اگر یک‌وقتی هم سرما زد و برگ‌هاش ریخت، یک‌وقتی دیگر باز برگ می‌کند. اگر یک‌وقتی میوه‌اش ریخت، وقتی دیگر میوه می‌کند. لکن اگر ریشه در آب نباشد، خواه هوا سرد باشد خواه گرم، میوه نمی‌کند. شاخ و برگ و ثمری ندارد، اگر ریشه نباشد. پس اصل دین و ایمان را سعی کن درست کن تا ریشه ایمانت در آب بماند. [...] و اما اعتقاداتت درست نباشد و ریشه در آب نباشد، کسی مغرور به شاخ و برگ شود، شاخ و برگ برای سوزاندن خوب است. کسی که اعتقادش صحیح باشد یقیناً از اهل نجات است، اگرچه اعمالش درست نباشد. و اگر اعتقادش درست نباشد و تمام اعمالش درست باشد، شاخ و برگی که بی‌ریشه است برای سوختن خوب است. <و قدمنا الیٰ ما عملوا من عمل فجعلناه هباءاً منثوراً.> اعمال مردم را مثل خاکستر نرم به باد می‌دهند، به‌جهتی که ریشه‌اش در آب نیست. وقتی آبی نیست و نَمی نیست، درخت پوسید و خاکستر شد، خاکستر برای باد دادن خوب است. پس ان‌شاء‌الله سعی کن تا اعتقاداتت را درست کنی. اعتقاد که درست شد، اعمال زود درست می‌شود» (مواعظ محرم ۱۲۹۷، «موعظه دوم»، ص۲۹). یکی از معانی حدیث «بنیّاتهم خُلّدوا»¹ را «اعتقادات» دانسته و فرموده‌اند: «این را هم بدانید که به نیات، مردم در آن جهنم مخلد می‌شوند، چنان‌که در بهشت هم به نیات خود مخلد می‌شوند. و یک تفسیرِ نیات امورات اعتقادیه است. پس اعتقادات را ان‌شاء‌الله باید درست کرد. در اعتقادات بازی مکن با خدا. <ان الله لایغفر ان‌یشرک به و یغفر مادون ذلک.> پس اگر گرسنه بشوی و غذایی که مکروه بوده خورده‌ای، اغماض می‌کنند. بلکه اگر میته بوده، میته نجس است حرام است، وقتی که گرسنه شدی خوردی، اغماض می‌کنند. بلکه امرت کرده‌اند که در‌حال اضطرار برو بخور. جلوت را سست کرده‌اند در اعمال. اما دیگر فکر کن ببین در اعتقادات هیچ جلو را سست نمی‌کنند. هیچ نمی‌گویند که یک‌قدری خدا را ظالم بدانی عیب ندارد، یک‌قدری خدا را عاجز بدانی عیب ندارد. هیچ در اعتقادات جلو را سست نکرده‌اند. درست دقت کنید. این‌ها مثل‌هاش است که عرض می‌کنم که پی ببرید به اصل مطلب. پس در اعمال اغماض‌ها کرده‌اند؛ چراکه خودشان استادند، می‌دانند که شریعت‌هاشان را چطور قرار بدهند. در هر‌جایی هر‌که مضطر شد، راهش را وسیع کرده‌اند. وقتی مضطر شدی، میته را بخور حلال است، اما وقتی که سد رمقی دیگر نتوانی بکنی و لابد شوی. پس در اعمال بدانید، کائناً ما کان، بالغاً ما بلغ، جلو را سست کرده‌اند. از ترک نماز چیزی بیشتر هست؟! از خوردن روزه چیزی بیشتر هست؟! [...] در اعمال این‌طور است. لکن عبرت بگیرید، دقت کنید، ببینید، هیچ خدا اذن نداده که از دل هم راضی باش. هیچ سست نکرده در اعتقادات. هیچ اذن نداده‌ که یک‌خرده از ضروریات را توی دلت انکار کنی. اگر به جمیع ضروریات قائل باشی و یک ضرورت را توی دلت وازنی، تو را می‌برند و مخلد می‌کنند در آتش جهنم و دیگر نجات نمی‌دهند، با وجودی که به جمیع ضروریات اعتقاد کرده باشی. پس در اعتقادات سخت می‌گیرد خدا. پس اعتقادات را درست کن. زیرا که خدا گفته من غیر درست نمی‌خواهم. لکن در اعمال ظاهره، هرچه را انسان مضطر شد راه نجات برایش آفریده‌اند و دستور‌العمل داده‌اند» (مواعظ محرم ۱۲۹۳، «موعظه دوم»، ص۵۰). یکی از مصادیق <لیس للانسان الّا ما سعیٰ> (نجم: ۳۹) را اعمال قلبیه و اعتقادات دانسته‌اند: «خدا می‌فرماید: <لیس للانسان الّا ما سعیٰ>؛ نیست از برای انسان مگر چیزی را که سعی کرده و عمل کرده و عمل قلبی اعتقادات است و عمل بدنی عبادات بدنی است» (مواعظ ماه رمضان ۱۳۱۶، «موعظه بیست و یکم»، ص۲۶۲). در تعبیر جالب‌توجهی اعمال را «عقاید تجسم‌یافته» و عقاید را «اعمال روحانی‌شده» دانسته‌اند: «هذه الاربعة هی اصول الایمان و حقایق الایقان و سایر امور العقاید فروع لهذه الاصول و لوازم لها و سایر الاعمال و الاحوال و الصفات هی تجسمات هذه الاربعة و ظهوراتها ففی الحقیقة الاعمال عقاید مجسّمة و العقاید اعمال مروّحة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۰، «رسالة فی جواب الحاج ملاحسن الیزدی الکثنوی»، ص۴۲۱). تأکید فرموده‌اند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه» تبدیل شود... ⏳ادامه دارد... @AghayedNet —————————————— ¹«قال ابوعبدالله علیه‌السلام: [...] فبالنّیّات خلّد هؤلاء و هؤلاء.» (الکافی، ج۳، ص۲۲۰)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش چهارم تأکید فرموده‌اند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه»¹ تبدیل شود: «این‌ها عقاید است. عقاید خوب است ملکه شود. ملکه آن چیزی است که بی‌فکر برای آدم می‌آید، احتیاج به فکر ندارد. همین‌طور که پدرت را می‌شناسی، مادرت را می‌شناسی. دیگر نباید فکر کنی که پدرم را چطور بشناسم. به همین ملکات است. دیگر آدم نمی‌ترسد که یک‌وقتی یادم می‌رود. ملکات یاد نمی‌رود، هرچه آدم کم‌حافظه باشد. پس عقاید باید ملکات انسان باشد و ملک انسان باشد. دیگر فکر نخواهد که یادش بیاید. حالا عقاید اگر ملکه هست، به‌همراه آدم هست. و والله شیطان هم اگر از دور دید این مرد آدم محکمی است، اصلش روش نمی‌آید نزدیک بیاید، بازی کند. بازیگرها پیش آدم‌های معقول روشان نمی‌آید بازی کنند. هرچه هم ملکه نیست، چیزی لفظی یادگرفته‌ای می‌گویی، این را یک‌وقتی از‌یادت می‌برد» (دروس، درس دوشنبه، ۲۵ جمادی‌الاولی ۱۳۰۶). بزرگان مکتب، به‌دلیل اهمیت اعتقادات، بعضی کتاب‌های عملیِ خود را با موضوع اعتقادات آغاز کرده‌اند! به‌ تعبیر دیگر، پیش‌از پرداختن به طهارت، صلاة، صیام، حج، زکات و سایر ابواب فقهی، اهمیت عقاید اسلامیه و ایمانیه را عنوان نموده‌اند. این کار به آن معنا است که اگر کسی اعتقادات خود را تصحیح نکرده باشد، عمل به بُعد شریعت نفعی به حال او ندارد! این روش را برخی‌از علماء متقدم نیز داشته‌اند. برای نمونه، مرحوم شیخ مفید رسالۀ احکام‌ النساء را با «باب ما يعم كافة المكلفين فرضه و لايسقط عنهم مع كمال عقولهم» (احکام النساء، ص۱۵) آغاز می‌کند و ابتدا به اهمیت عقاید می‌پردازد. کتاب الجامع لأحکام الشرایع که رسالۀ عملیِ مرحوم آقای کرمانی است مقدماتی دارد که یکی از آن‌ها بررسی اعتقادات است. می‌فرمایند: «المقصد الثانی فی مجمل من اصول العقاید التی تجب الدیانة بها و فیه فصول. فصل فی معرفة اللّه سبحانه [...]. فصل فی معرفة النبی صلی الله علیه و آله و صفاته [...]. فصل فی معرفة الامامة [...]. فصل فی ولایة اولیائهم و البراءة من اعدائهم [...].» (مکارم الابرار (عربی)، ج۲۰، «کتاب الجامع لأحکام الشرایع»، ص۴۲ و ۴۴ و ۴۶ و ۴۸) عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمه‌ای درباره جایگاه اعتقادات آغاز می‌فرمایند: «المقدمة الاولىٰ فى نبذة من البیان بان اللّه تعالى یسأل عن العقائد کما یسأل عن الاعمال. و قد ثبت ذلک باتفاق اهل الادیان السماویة باتفاق معقولهم و منقولهم فضلاً عن الاسلام الذى هو خیر ختام اذ لو لم‌یسأل عن العقائد و امضى جمیعها فاسدها و صحیحها لم‌یرسل الرسل الیهم تترى فى تعلیم العقائد و تصحیح صحیحها عن فاسدها و ابطال باطلها و احقاق حقها فلو زعم زاعم ان لوجود الرسل اثراً فى تربیة الامم دون رسالتهم الیهم و تبلیغهم ایاهم سواء تعلم الامم منهم ام لم‌یتعلموا فالرافع لذلک ان ذلک حاصل فى وجودهم اینما کانوا فلاتحتاج الامم الى ارساله سبحانه الرسل الیهم فاحتیاجهم الى ارساله الرسل و ارساله الرسل الیهم ادلّ دلیل و احکم برهان على انه سبحانه استعبدهم على العقائد الصحیحة دون الفاسدة و ان کان لوجودهم ایضاً اثر فى تربیة الامم و ذلک الاثر مقارن لتعلیمهم و تعلم الامم منهم فان تعلموا منهم و اذعنوا لهم صار اثر وجودهم لهم رحمة و ان استکبروا عن التعلم و لم‌یعتنوا بهم او استهزؤوا و انکروا لهم صار اثر وجودهم علیهم نقمة و ذلک امر لاینکره الّا من لایعتنى به و برسله و لا اعتناء لعاقل به بالجملة و لما کان القصد من وضع الکتاب عموم المنفعة لعامة الاخوان المؤمنین ناسب ان‌نبین ذلک بالفارسیة ایضاً. پس عرض مى‌کنم که [ادامۀ این عبارت در بخش بعدی]» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet —————————————— ¹«ان تکرر الافاعیل بحیث تقع بغیر توجه جدید و قصد خاص یوجب حدوث الملکات.» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۷۶)
▪️قال شیخنا الجلیل اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اعلامه... @AghayedNet
🔺کتاب ضرام الحزن الوقاد فی وفاة سيدنا و مولانا محمد بن علی الجواد علیه‌السلام از آثار مرحوم شیخ حسین آل‌عصفور میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. ازجمله، شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اعلی الله مقامه اجازه گرفته است. در دیوان الإجازات المنظومة که مشتمل است بر ۶۱ قطعه از اجازاتی که از قرن دوم تا به امروز به زبان نظم ارائه شده، به اجازۀ منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است: و إنی أجزت لهذا الفتی أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز و ذاک حقیق لنا أن یُجیز و ذاک حقیقته لا مَجاز فوفّقه ربّی لنیل المنیٰ فنعم الطریق له و المجاز 🔸حاصل معنی: من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه می‌دهم و او خوب کسی است که اجازه دریافت می‌کند. و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن گزافه نیست و حقیقت است. پروردگارم او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که می‌رود. @AghayedNet