✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش سوم
اعتقادات را سبب «جبر کسر اعمال» میدانند و میفرمایند: «اعتقاداتت را درست بکن، آنوقت اعمال زود جبر کسرش خواهد شد. اگر عمل ناقص است، توبه و عذرخواهی دواش است. اما آدم اعتقادش درست نباشد، اصل که خراب است، فرعها همه بیحاصل است. اعتقادات اصل دین و اصول دین است. اصل دین مانند ریشه درخت است. ریشه درخت اگر در جای محکمی و جای نمناکی است و آبی هست که به ریشه برسد، این درخت را نمیگذارد بخشکد. اگر یکوقتی هم سرما زد و برگهاش ریخت، یکوقتی دیگر باز برگ میکند. اگر یکوقتی میوهاش ریخت، وقتی دیگر میوه میکند. لکن اگر ریشه در آب نباشد، خواه هوا سرد باشد خواه گرم، میوه نمیکند. شاخ و برگ و ثمری ندارد، اگر ریشه نباشد. پس اصل دین و ایمان را سعی کن درست کن تا ریشه ایمانت در آب بماند. [...] و اما اعتقاداتت درست نباشد و ریشه در آب نباشد، کسی مغرور به شاخ و برگ شود، شاخ و برگ برای سوزاندن خوب است. کسی که اعتقادش صحیح باشد یقیناً از اهل نجات است، اگرچه اعمالش درست نباشد. و اگر اعتقادش درست نباشد و تمام اعمالش درست باشد، شاخ و برگی که بیریشه است برای سوختن خوب است. <و قدمنا الیٰ ما عملوا من عمل فجعلناه هباءاً منثوراً.> اعمال مردم را مثل خاکستر نرم به باد میدهند، بهجهتی که ریشهاش در آب نیست. وقتی آبی نیست و نَمی نیست، درخت پوسید و خاکستر شد، خاکستر برای باد دادن خوب است. پس انشاءالله سعی کن تا اعتقاداتت را درست کنی. اعتقاد که درست شد، اعمال زود درست میشود» (مواعظ محرم ۱۲۹۷، «موعظه دوم»، ص۲۹).
یکی از معانی حدیث «بنیّاتهم خُلّدوا»¹ را «اعتقادات» دانسته و فرمودهاند:
«این را هم بدانید که به نیات، مردم در آن جهنم مخلد میشوند، چنانکه در بهشت هم به نیات خود مخلد میشوند. و یک تفسیرِ نیات امورات اعتقادیه است. پس اعتقادات را انشاءالله باید درست کرد. در اعتقادات بازی مکن با خدا. <ان الله لایغفر انیشرک به و یغفر مادون ذلک.> پس اگر گرسنه بشوی و غذایی که مکروه بوده خوردهای، اغماض میکنند. بلکه اگر میته بوده، میته نجس است حرام است، وقتی که گرسنه شدی خوردی، اغماض میکنند. بلکه امرت کردهاند که درحال اضطرار برو بخور. جلوت را سست کردهاند در اعمال. اما دیگر فکر کن ببین در اعتقادات هیچ جلو را سست نمیکنند. هیچ نمیگویند که یکقدری خدا را ظالم بدانی عیب ندارد، یکقدری خدا را عاجز بدانی عیب ندارد. هیچ در اعتقادات جلو را سست نکردهاند. درست دقت کنید. اینها مثلهاش است که عرض میکنم که پی ببرید به اصل مطلب. پس در اعمال اغماضها کردهاند؛ چراکه خودشان استادند، میدانند که شریعتهاشان را چطور قرار بدهند. در هرجایی هرکه مضطر شد، راهش را وسیع کردهاند. وقتی مضطر شدی، میته را بخور حلال است، اما وقتی که سد رمقی دیگر نتوانی بکنی و لابد شوی. پس در اعمال بدانید، کائناً ما کان، بالغاً ما بلغ، جلو را سست کردهاند. از ترک نماز چیزی بیشتر هست؟! از خوردن روزه چیزی بیشتر هست؟! [...] در اعمال اینطور است. لکن عبرت بگیرید، دقت کنید، ببینید، هیچ خدا اذن نداده که از دل هم راضی باش. هیچ سست نکرده در اعتقادات. هیچ اذن نداده که یکخرده از ضروریات را توی دلت انکار کنی. اگر به جمیع ضروریات قائل باشی و یک ضرورت را توی دلت وازنی، تو را میبرند و مخلد میکنند در آتش جهنم و دیگر نجات نمیدهند، با وجودی که به جمیع ضروریات اعتقاد کرده باشی. پس در اعتقادات سخت میگیرد خدا. پس اعتقادات را درست کن. زیرا که خدا گفته من غیر درست نمیخواهم. لکن در اعمال ظاهره، هرچه را انسان مضطر شد راه نجات برایش آفریدهاند و دستورالعمل دادهاند» (مواعظ محرم ۱۲۹۳، «موعظه دوم»، ص۵۰).
یکی از مصادیق <لیس للانسان الّا ما سعیٰ> (نجم: ۳۹) را اعمال قلبیه و اعتقادات دانستهاند: «خدا میفرماید: <لیس للانسان الّا ما سعیٰ>؛ نیست از برای انسان مگر چیزی را که سعی کرده و عمل کرده و عمل قلبی اعتقادات است و عمل بدنی عبادات بدنی است» (مواعظ ماه رمضان ۱۳۱۶، «موعظه بیست و یکم»، ص۲۶۲).
در تعبیر جالبتوجهی اعمال را «عقاید تجسمیافته» و عقاید را «اعمال روحانیشده» دانستهاند: «هذه الاربعة هی اصول الایمان و حقایق الایقان و سایر امور العقاید فروع لهذه الاصول و لوازم لها و سایر الاعمال و الاحوال و الصفات هی تجسمات هذه الاربعة و ظهوراتها ففی الحقیقة الاعمال عقاید مجسّمة و العقاید اعمال مروّحة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۳۰، «رسالة فی جواب الحاج ملاحسن الیزدی الکثنوی»، ص۴۲۱).
تأکید فرمودهاند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه» تبدیل شود...
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
——————————————
¹«قال ابوعبدالله علیهالسلام: [...] فبالنّیّات خلّد هؤلاء و هؤلاء.» (الکافی، ج۳، ص۲۲۰)
✔️🔻 اعتقادنامهها در مکتب استبصار؛
تحلیل انگیزهها و ساختار و محتوا
🔸بخش چهارم
تأکید فرمودهاند که عقاید اسلامیه و ایمانیه باید از «حالت» خارج گردد و در وجود انسان به «ملکه»¹ تبدیل شود:
«اینها عقاید است. عقاید خوب است ملکه شود. ملکه آن چیزی است که بیفکر برای آدم میآید، احتیاج به فکر ندارد. همینطور که پدرت را میشناسی، مادرت را میشناسی. دیگر نباید فکر کنی که پدرم را چطور بشناسم. به همین ملکات است. دیگر آدم نمیترسد که یکوقتی یادم میرود. ملکات یاد نمیرود، هرچه آدم کمحافظه باشد. پس عقاید باید ملکات انسان باشد و ملک انسان باشد. دیگر فکر نخواهد که یادش بیاید. حالا عقاید اگر ملکه هست، بههمراه آدم هست. و والله شیطان هم اگر از دور دید این مرد آدم محکمی است، اصلش روش نمیآید نزدیک بیاید، بازی کند. بازیگرها پیش آدمهای معقول روشان نمیآید بازی کنند. هرچه هم ملکه نیست، چیزی لفظی یادگرفتهای میگویی، این را یکوقتی ازیادت میبرد» (دروس، درس دوشنبه، ۲۵ جمادیالاولی ۱۳۰۶).
بزرگان مکتب، بهدلیل اهمیت اعتقادات، بعضی کتابهای عملیِ خود را با موضوع اعتقادات آغاز کردهاند! به تعبیر دیگر، پیشاز پرداختن به طهارت، صلاة، صیام، حج، زکات و سایر ابواب فقهی، اهمیت عقاید اسلامیه و ایمانیه را عنوان نمودهاند. این کار به آن معنا است که اگر کسی اعتقادات خود را تصحیح نکرده باشد، عمل به بُعد شریعت نفعی به حال او ندارد! این روش را برخیاز علماء متقدم نیز داشتهاند. برای نمونه، مرحوم شیخ مفید رسالۀ احکام النساء را با «باب ما يعم كافة المكلفين فرضه و لايسقط عنهم مع كمال عقولهم» (احکام النساء، ص۱۵) آغاز میکند و ابتدا به اهمیت عقاید میپردازد.
کتاب الجامع لأحکام الشرایع که رسالۀ عملیِ مرحوم آقای کرمانی است مقدماتی دارد که یکی از آنها بررسی اعتقادات است. میفرمایند: «المقصد الثانی فی مجمل من اصول العقاید التی تجب الدیانة بها و فیه فصول. فصل فی معرفة اللّه سبحانه [...]. فصل فی معرفة النبی صلی الله علیه و آله و صفاته [...]. فصل فی معرفة الامامة [...]. فصل فی ولایة اولیائهم و البراءة من اعدائهم [...].» (مکارم الابرار (عربی)، ج۲۰، «کتاب الجامع لأحکام الشرایع»، ص۴۲ و ۴۴ و ۴۶ و ۴۸)
عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمهای درباره جایگاه اعتقادات آغاز میفرمایند:
«المقدمة الاولىٰ فى نبذة من البیان بان اللّه تعالى یسأل عن العقائد کما یسأل عن الاعمال. و قد ثبت ذلک باتفاق اهل الادیان السماویة باتفاق معقولهم و منقولهم فضلاً عن الاسلام الذى هو خیر ختام اذ لو لمیسأل عن العقائد و امضى جمیعها فاسدها و صحیحها لمیرسل الرسل الیهم تترى فى تعلیم العقائد و تصحیح صحیحها عن فاسدها و ابطال باطلها و احقاق حقها فلو زعم زاعم ان لوجود الرسل اثراً فى تربیة الامم دون رسالتهم الیهم و تبلیغهم ایاهم سواء تعلم الامم منهم ام لمیتعلموا فالرافع لذلک ان ذلک حاصل فى وجودهم اینما کانوا فلاتحتاج الامم الى ارساله سبحانه الرسل الیهم فاحتیاجهم الى ارساله الرسل و ارساله الرسل الیهم ادلّ دلیل و احکم برهان على انه سبحانه استعبدهم على العقائد الصحیحة دون الفاسدة و ان کان لوجودهم ایضاً اثر فى تربیة الامم و ذلک الاثر مقارن لتعلیمهم و تعلم الامم منهم فان تعلموا منهم و اذعنوا لهم صار اثر وجودهم لهم رحمة و ان استکبروا عن التعلم و لمیعتنوا بهم او استهزؤوا و انکروا لهم صار اثر وجودهم علیهم نقمة و ذلک امر لاینکره الّا من لایعتنى به و برسله و لا اعتناء لعاقل به بالجملة و لما کان القصد من وضع الکتاب عموم المنفعة لعامة الاخوان المؤمنین ناسب اننبین ذلک بالفارسیة ایضاً.
پس عرض مىکنم که [ادامۀ این عبارت در بخش بعدی]» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
——————————————
¹«ان تکرر الافاعیل بحیث تقع بغیر توجه جدید و قصد خاص یوجب حدوث الملکات.» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۷۶)
🔺کتاب
ضرام الحزن الوقاد فی وفاة سيدنا و مولانا محمد بن علی الجواد علیهالسلام
از آثار مرحوم شیخ حسین آلعصفور
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. ازجمله، شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اعلی الله مقامه اجازه گرفته است.
در دیوان الإجازات المنظومة که مشتمل است بر ۶۱ قطعه از اجازاتی که از قرن دوم تا به امروز به زبان نظم ارائه شده، به اجازۀ منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است:
و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقته لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنیٰ
فنعم الطریق له و المجاز
🔸حاصل معنی:
من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه میدهم و او خوب کسی است که اجازه دریافت میکند.
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن گزافه نیست و حقیقت است.
پروردگارم او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که میرود.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
فهرست نسخههای خطی
(مشتمل بر شمارههای ۱۲۰۶۵-۱۲۱۰۹ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران)
در این فهرست، دو نسخه از مثنوی مرحوم قوامالعلماء معرفی شده که در کتابخانه مذکور نگهداری میشود و یکی از این دو نسخه نسخۀ اصلی و به خط مؤلف و سراینده است.
نسخه شماره ۱۲۰۷۷ جلد اول و دوم مثنوی است که در زمان زندگی مرحوم قوامالعلماء کتابت شده. نسخه شماره ۱۲۰۷۸ جلد سوم و چهارم مثنوی است که نسخۀ اصلی و به خط آن مرحوم است.
توضیحات فهرست دربارۀ مرحوم قوامالعلماء و مثنوی او به پیوست است.
@AghayedNet