eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️قال شیخنا الجلیل اعلی الله مقامه و رفع فی دار الخلد اعلامه... @AghayedNet
🔺کتاب ضرام الحزن الوقاد فی وفاة سيدنا و مولانا محمد بن علی الجواد علیه‌السلام از آثار مرحوم شیخ حسین آل‌عصفور میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. ازجمله، شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اعلی الله مقامه اجازه گرفته است. در دیوان الإجازات المنظومة که مشتمل است بر ۶۱ قطعه از اجازاتی که از قرن دوم تا به امروز به زبان نظم ارائه شده، به اجازۀ منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است: و إنی أجزت لهذا الفتی أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز و ذاک حقیق لنا أن یُجیز و ذاک حقیقته لا مَجاز فوفّقه ربّی لنیل المنیٰ فنعم الطریق له و المجاز 🔸حاصل معنی: من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه می‌دهم و او خوب کسی است که اجازه دریافت می‌کند. و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن گزافه نیست و حقیقت است. پروردگارم او را برای رسیدن به آرزویش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که می‌رود. @AghayedNet
🔺کتاب تازه‌منتشرشده فهرست نسخه‌های خطی (مشتمل بر شماره‌های ۱۲۰۶۵-۱۲۱۰۹ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران) در این فهرست، دو نسخه از مثنوی مرحوم قوام‌العلماء معرفی شده که در کتابخانه مذکور نگهداری می‌شود و یکی از این دو نسخه نسخۀ اصلی و به خط مؤلف و سراینده است. نسخه شماره ۱۲۰۷۷ جلد اول و دوم مثنوی است که در زمان زندگی مرحوم قوام‌العلماء کتابت شده. نسخه شماره ۱۲۰۷۸ جلد سوم و چهارم مثنوی است که نسخۀ اصلی و به خط آن مرحوم است. توضیحات فهرست دربارۀ مرحوم قوام‌العلماء و مثنوی او به پیوست است. @AghayedNet
✔️🔻 اعتقادنامه‌ها در مکتب استبصار؛ تحلیل انگیزه‌ها و ساختار و محتوا 🔸بخش پنجم عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز رسالۀ عملی خود، کتاب گرانسنگ کفایة المسائل را با مقدمه‌ای درباره جایگاه اعتقادات آغاز می‌فرمایند: «[...] پس عرض مى‌کنم که به اتفاق عقول اهل ادیان با کتاب‌هاى ایشان، خداوند عالم جلّ‌شأنه اعتقادات صحیحه از بندگان خود خواسته و ایشان را به خودشان وا نگذارده که هر طایفه هر اعتقادى که داشته باشند معذور باشند در اعتقاد خود. بلکه خواسته که اعتقاد کنند به وجود و وحدانیت و صفات و اسماء او به طورى که خود او خود را توصیف کرده، نه به طورى که هر طایفه به گمان خود او را توصیف کنند. پس خواسته که اعتقاد کنند که او دانا است به هر چیزى و به زبان پیغمبران خود تعلیم کرده به ایشان که او دانا و عالم است به هر چیزى، از کلیات گرفته تا ذرات جزئیات. پس اگر قومى به گمان خود خیال کنند که او به جزئیات و ذرات موجودات دانا نیست، او امضاء نکند گمان ایشان را و مؤاخذه کند از ایشان و بازخواست کند از ایشان که چرا مرا به آن طورى که بودم و خود از خود خبر دادم به زبان پیغمبران خود به شما، ندانستید؟! و مرا توصیف نکردید به طورى که خود خود را توصیف کرده بودم از براى شما؟! و هم‌چنین خواسته که خلقْ او را قادر بر هر کارى بدانند و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده که او قادر بر هر چیزى است. پس اگر قومى به گمان خود او را عاجز از کارى دانستند و اعتقاد کردند، از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند. و هم‌چنین از خلق خواسته که او را عادل بدانند و اعتقاد کنند و به زبان پیغمبران خود به ایشان خبر داده از حال خود که ظلم نمى‌کند. پس اگر قومى به گمان خود او را ظالم دانستند و اعتقاد کردند و خلق را مجبور و مظلوم دانستند، او از ایشان مؤاخذه و بازخواست کند که چرا مرا به طورى که بودم و از خود خبر دادم ندانستید و اعتقاد نکردید؟! آیا شما مرا از خود من بهتر مى‌شناختید که دانستید که من عادل نیستم و ظالم هستم و خود ندانسته‌ام که ظالمم و شما دانسته‌اید؟! و هم‌چنین در جمیع صفات و اسماء خود به طورى که خود از خود خبر داده و به زبان پیغمبران خود به خلق رسانیده، به همان‌طور خواسته که خلق بدانند و اعتقاد کنند. و هم‌چنین است حال سایر معتقدات و سایر اعمالى که امر فرموده به‌جا آورند. پس جمیع معتقدات ممضىٰ است اگر به طورى که پیغمبران تعلیم کرده‌اند اعتقاد شود و الّا مؤاخذه الهى و بازخواست او در‌میان است. چنان‌که جمیع شرایع و اعمال باید به طورى که پیغمبران امر کرده‌اند به‌عمل آید و الّا مردود و غیر‌مقبول خواهد بود و عذاب و انتقام الهى در‌میان است. و اگر نه چنین بود و جمیع معتقدات مختلفه و جمیع شرایع و نوامیس مختلفه از طوایف مختلفه ممضى بود از‌جانب خداوند عالم جلّ شأنه، ارسال رسل و انزال کتب و وضع دین و آیین الهى لغو و بى‌فایده بود و تعالى اللّه عن ذلک علوّاً کبیراً» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲). علاوه‌بر این‌که مقدمه را با بیان جایگاه اصول عقاید حقه آغاز می‌فرمایند، در مطاوی کتاب نیز چند مسئله درباره اهمیت عقاید تنظیم فرموده‌اند. دقت شود که کفایة المسائل کتابی فقهی است؛ فقه اما مترتب بر تصحیح عقاید است: «مسئله: ثواب اعمال نیک و اعتقادات صحیحه و عقاب اعمال بد و اعتقادات باطله فوائد و ثمراتى است که از آن‌ها به‌عمل می‌آید. مثل آن‌که میوه‌هاى خوشگوار از اشجار طیبه به‌وجود می‌آید و میوه‌هاى خبیثه مثل حنظل از نبات حنظل به‌وجود می‌آید. هر تخمى که کِشته شد از عقاید و اعمال صحیحه، ثواب‌هاى آن‌ها همه گوارا خواهد بود. و هر تخمى که کشته شد از عقاید و اعمال باطله، عقاب‌هاى آن‌ها ناگوار خواهد بود. و ثواب عقاید و اعمال صحیحه مانند شیرینى شیرین است که تا شیرینى را نخورى، کام تو شیرین نشود. و عقاب عقاید و اعمال باطله مانند تلخى حنظل است که هرکس آن را خورد، کام او تلخ خواهد شد. <من یعمل مثقال ذرة خیراً یره، و من یعمل مثقال ذرة شراً یره.> <لیس للانسان الّا ما سعىٰ، و ان سعیه سوف یرىٰ، ثم یجزاه الجزاء الاوفىٰ.> آنچه مى‌کارى مى‌دروى و آنچه را سعى کرده‌اى به تو خواهد رسید. چنان‌که از آیات و احادیث معلوم مى‌شود و خلافى در آن نیست» (همان، ج۱۰، «کفایة المسائل جلد (۲)»، ص۵۷). «مسئله: عقاید و اعمال باطله مانند زهر کشنده هلاک مى‌کند و عقاید و اعمال صحیحه و توبه و انابه و سایر کفارات مقرره مانند پازهر است که رفع سمّیت را مى‌کند. <ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکرىٰ للذاکرین.> چنان‌که از آیات و احادیث معلوم مى‌شود و خلافى در آن نیست» (همان، ص۵۸). «مسئله: سزاوار است که مومن عقاید خود را در وقت وصیت کردن در حضور مؤمنین اظهار کند. چنان‌که در احادیث وارد شده و خلافى در آن نیست» (همان، ص۳۸۷). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet