eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️🔻ساختار عقاید (اصول دین) در بیان علماء امامیه در دوران غیبت امام علیه‌السلام علماء شیعه به گونه‌های متعددی ساختار عقاید را برشمرده‌اند. مرحوم سید مرتضی در رساله جمل العلم و العمل و مرحوم شیخ طوسی در ابتداء کتاب الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد ساختار دوگانه عقاید را ذکر کرده‌اند. مرحوم محقق حلی در مباحث المسلک فی اصول الدین و مرحوم فاضل مقداد در شرح خود بر الفصول النصیریه به ساختار چهارگانه نوع اول اشاره نموده‌اند. ساختار چهارگانه نوع دوم را خواجه نصیرالدین طوسی در تجریدالاعتقاد و مقدس اردبیلی در آغاز رساله اصول دین آورده‌اند. از معاصران هم علامه طباطبائی در شیعه در اسلام این ساختار را برگزیده است. ساختار چهارگانه نوع سوم را مرحوم شیخ مفید در المقنعه و احکام النساء ذکر نموده (به‌جای «معرفت شیعه»، نوشته‌‌اند: وجوب ولایت اولیای الهی و دشمنی دشمنان فاسق خدا) و بزرگان شیخیه همچون عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در ارشادالعوام و... به‌طور تفصیل به این ساختار پرداخته‌اند. و امثال مرحوم مجلسی در بعضی کتاب‌های خود، از ساختار پنج‌گانه به «الاصول الخمسة» تعبیر آورده‌‌اند. @AghayedNet
با عرض سلام و ادب و خداقوت. دو سؤال از خدمتتان داشتم: 🔸۱- آیا ازنظر شرعی، حجاب بر من واجب است و باید حتماً پوشش کامل داشته باشم و با رعایت نکردن حجاب، در درگاه خداوند گناهکارم و برای من عِقابی خواهد بود؟ اگر جواب مثبت است، حد رعایت حجاب را بفرمایید. آیا حجاب یعنی چادر؟ می‌خواهم حکم و دستور دقیق خداوند را در این زمینه برای خودم به‌عنوان یک زن بدانم. 🔸۲- بعضی احکام شرعی برای بانوان نسبت‌به آقایان برای من جای سؤال است. چون ازنظر من، با عدالت و مهربانی خدا در‌تضاد است. پاسخ: 🔹بسم الله الرحمن الرحیم حجابِ لازم و واجب، برای یک زن مسلمان از نامحرم، پوشیدن کامل تمام بدن و موی او می‌باشد، مگر صورت، دست‌ها تا مچ، و قدم‌ها. و نظر به این‌که چادر پوششی است که تا اندازه‌ای کامل است، درمیان شیعیان رسمیت پیدا کرده و در عرب‌های ایشان، عبا مشابه چادر است و رسمی است. پس چادر حجابِ کاملِ عرفیِ شیعیان شناخته شده؛ به‌طوری که اگر کسی درمیان زن‌های شیعه از چادر استفاده نکند و حتی پوشش کاملی هم داشته باشد، بی‌حجاب نامیده می‌شود. پوشش کامل موی و بدن (مگر صورت و کف دست‌ها تا مچ و قدم‌ها) از نامحرم بر هر زن مسلمان واجب است و ترک آن گناه و عقوبت دارد. باید توجه داشت که لازمهٔ این حکمِ ضروریِ اسلام این نیست که باز گذاشتنِ صورت و کف دست‌ها و قدم‌ها واجب و لازم باشد. خیر، چنین نیست. بنابراین در محیط و جامعه‌ای که مردان چشم‌چران زیاد باشند و ازاین‌جهت از نگاه کردن عمدی و لذت‌ بردن از صورتِ بازِ زن‌ها پروا ندارند، زن‌های دین‌دار و خداپرست آنان را در این معصیت و نافرمانی کمک نکنند و بسیاربسیار لازم است که تمام صورت را باز نگذارند و به این دستور و فرمان اکید الهی توجه نمایند و عمل کنند که فرموده: و تعاونوا علی البر و التقویٰ و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان. (یکدیگر را یاری کنید در نیکی‌ کردن و تقوا داشتن و کمک نکنید در گناه کردن و بر یکدیگر دشمنی نمودن.) و از آن‌طرف هم برای نامحرمان فرموده: هرگاه بدون قصد و تعمد نگاه کسی به صورت زن مؤمنه افتاد، نباید نگاه را به او دوخت. بنابراین نگاه اول (بدون قصد و تعمد) گناهی ندارد و نگاه دوم گناه است و نگاه سوم هلاکت است. پس چادر و (لااقل) مقداری صورت را پوشانیدن وسیلهٔ خوب و مناسبی برای حجابِ واجب است. 🔹و پاسخ مطلب دوم. عرض می‌کنم از دیدگاه ظاهری و ابتدائی، بدون توجه به لزوم دین‌داری و مباحث خداشناسی، و با توجه به مهربانی خداوند و بی‌نیازی از بندگیِ بندگان و سود نبردنِ او از دین‌داری آنان و زیان ندیدن او از نافرمانی ایشان، تمام احکام الهی از اول تا آخر مورد «چرا» و اشکال و اعتراض قرار می‌گیرد و نوعاً علت‌ها و فلسفه‌ها پاسخ‌گوی این چراها نمی‌باشد. مانند همین موردی که در فرمایش شما یادآوری شده است. و اما از دیدگاه شخصی که مبانی و اصول اعتقادی و دلایل خداشناسی را بررسی کرده و اعتقاد به خدا برای او یقینی شده، می‌داند که یکی‌از صفات خداوند عدل و یکی هم حکمت در کارهای او است. و یکی‌‌از کارهای او قرار دادن دین است و دینْ «اسلام» است. در مذهبِ تشیعِ دوازده‌امامی، «اسلام» همین احکام مشهور و همین عقاید معروف است که به قرآن و روایات معتبر پیامبر و امامان علیهم‌السلام مستند است و تمام این‌ها را خداوند براساس عدل و حکمت قرار داده است و شیعیانِ معتقد و آگاه وظیفهٔ خود می‌بینند که دربرابر این قرار الهی تسلیم محض بوده و بدون چون‌وچرا معتقد شوند و عمل نمایند و حتی از علل آن‌ها هم پرسش نکنند تا عبادت و اطاعتشان خالص باشد، نه برای علت‌ها و فلسفه‌ٔ آن‌ها باشد. نوع علت‌هایی هم که برای آن‌ها نقل شده علت‌های جزئی و سطحی است. و اجمالاً می‌دانند که علت‌ها و حکمت‌های آن‌ها فقط نزد خدا و پیامبر و امامان علیهم‌السلام معلوم است و ازاین‌جهت همه آن‌ها کاملاً عادلانه است و همه صلاحِ بندگان بوده؛ اگرچه ازنظر عقل‌های ما بندگان، برخی برخلاف عقل و منطق ما باشد؛ مانند همین اعتراض‌ها و چراها که در این موردِ به‌خصوص مطرح کرده‌اید. @AghayedNet
🔺پنج معنا برای حدیث نبوی السعید مَن سعد فی بطن امه... . @AghayedNet
🔺بعضی تعبیرات قرآنی، روایی و مکتبی درباره هدف آفرینش برای سطوح مختلف فکری @AghayedNet
🔺از مکتوبات یکی‌از شاگردان عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنَه: 🔸«خودم از آقای مرحوم [کرمانی] اعلی الله مقامه شنیدم که می‌فرمودند: هرکس از اولیای خدا اعراض کرد، فهمش را خدا از او می‌گیرد. و فرمودند: دیدم عالمی را که واقعاً عالم بود و اجازه هم داشت از سید مرحوم و خیلی صاحب فهم بود. چون اعراض از اولیای خدا کرد، چنان فهمش تمام شد که مسائلِ پیشِ‌پاافتادهٔ واضحِ بیّن را از رفقای بی‌سواد بی‌فهم سؤال می‌کرد.» @AghayedNet
🔺کاتب در پایان درس مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نوشته است: 🔸«بعداز درس فرمودند: یک دنیا درس بود، یک عالَم درس بود. هیچ‌جا نیست این حرف‌ها.» @AghayedNet
🔺توصیفاتی درباره مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی‌ الله‌ مقامه، در رساله‌ای خطی از علماء معاصر ایشان: 🔸استاد کُلّ فی الکل الوحید فی عصره و الوحید فی دهره الآقا الاجلّ الاکرم الماهر الباهر آقای حاجی میرزا محمدباقر ادام الله ایام افاضته. @AghayedNet
✔️زنی به نام «سعیده» و معرفی یک منبعِ عتیقِ تازه‌یاب درباره او 🔻بخش اول یکی از زیرشاخه‌های مباحث مهدویت، شهادت حضرت حجت عجل الله فرجه پس‌از ظهور ایشان است. در منابع آمده است که مدتی پس‌از ظهور، زنی به نام «سعیده» ایشان را به‌شهادت می‌رساند. متقدم‌ترین منبع درباره این زن آثار عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله مقامه است. در این یادداشت، منبعی کُهَن و متقدم‌تر از آثار شیخ مرحوم اع معرفی خواهیم کرد. ابتدائاً آنچه را تاکنون در بررسی‌های مختلف به آن اشاره شده جمع‌بندی می‌کنیم: ١. شیوه ازدنیا رفتن معصومین علیهم‌السلام از مباحث اعتقادی مهمی است که مسائل مختلفی ذیل آن قرار دارد. به‌طور خلاصه این‌که طبق روایاتی هم‌چون «ما مِنّا الّا مقتولٌ او مسموم» و هم‌چنین به‌علت لطافت و اعتدالِ فوق‌العادهٔ بدن‌های مطهرِ ایشان، این بزرگواران به مرگ طبیعی ازدنیا نمی‌روند؛ بلکه اعداء ایشان را به‌شهادت می‌رسانند. ٢. در کتاب الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب نگاشتهٔ شیخ‌ علی یزدی حائری، پس‌از نقل علائم ظهور و بعضی خصوصیات ظهور، آمده است: «فاذا تمت السبعون السنة اتی الحجة الموت فتقتله امرأة من بنی‌تمیم اسمها سعیدة و لها لحیة کلحیة الرجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز فی الطریق فاذا مات تولی تجهیزه الحسین علیه‌السلام.» (وقتی هفتاد سال حکومت حضرت حجت به‌پایان رسد، مرگ ایشان فرامی‌رسد و زنی سعیده‌نام از بنی‌تمیم، او که ریشی هم‌چون ریش مردان دارد، هنگام عبور حضرت از راه، از بالای بام، ایشان را با هاونی سنگی خواهد کشت. بعداز شهادت، امام حسین علیه‌السلام حضرت را تجهیز می‌کنند.) ٣. متقدم‌ترین منبعْ آثار عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است که معرفی سعیده، زنِ ریش‌دار، دست‌کم در چهار موضع از رسائل ایشان آمده است: حیاة النفس، العصمة و الرجعة، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و الرسالة القطیفیة. ۴. افرادی که این جریان را در کتاب‌های خود نقل کرده‌اند، بعضی متأخر از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه هستند و برخی معاصر ایشان. به‌نظر می‌رسد همه، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، از این بزرگوار نقل کرده‌اند، اشخاصی هم‌چون محمدجعفر بن سیف‌الدین استرآبادی و شیخ احمد بن صالح بن طوق قطیفی و علی‌اصغر بن علی‌اکبر بروجردی. حتی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه نیز نصّ شیخ مرحوم اع در‌این‌باره را در بعضی رسائل خود نقل فرموده‌اند. ۵. در بعضی نصوصِ متأخر، کلمه «سعیده» به «ملیحه» تغییر کرده است. ازجمله، ادوارد براون به جریان قتل امام علیه‌السلام توسط زنی به نام ملیحه اشاره‌ای دارد. (تاریخ ادبیات ایران، ج۴، ص۲۷۰ تا ۲۷۷) ۶. تنها حدیثی که با این جریان قرابتی دارد و در آن نام سعیده و بعضی خصوصیاتِ وی مطرح شده، حدیثی است در کتاب جامع‌ الاخبار؛ همان حدیثی که شیخ مرحوم اع آن را در رساله العصمة و الرجعة نقل فرموده‌اند. ٧. در سال‌های اخیر، مقاله مفصلی در این زمینه منتشر شده و در فصل‌نامه علمی‌پژوهشی مشرق موعود (سال دوازدهم، شماره ۴۸، زمستان ۱۳۹۷، صفحه ۸۷ تا ۱۱۰) به‌چاپ رسیده است. نگارندگان در بخش «نتیجه‌گیری» نوشته‌اند: «با توجه به احوال علمی احسائی و دقت در عبارات او، به ظن قوی، او این داستان را در منبعی که برای ما ناشناخته است دیده و از آنجا نقل کرده است.» آنچه در این بحث بسیار حائز اهمیت است این‌که مرحوم شیخ احمد احسائی این جریان را در منابعی روایی دیده و نقل فرموده‌اند. اما سنجش این منابع و تطبیق آن با علم مستحدث رجال موضوعِ فراخ‌دامنهٔ دیگری است. آثار شیخ مرحوم نشان‌دهندهٔ تتبعِ فراوانِ ایشان در حدیث است و به‌تعبیر نویسنده مقاله مذکور، چه‌بسا از منبعی ناشناخته این را نقل فرموده‌اند. شاید به همین زودی و با انتشار بعضی کتاب‌های خطی، منبعِ اصلیِ این روایت به‌دست آید. آنچه در این یادداشت به‌عنوان نکته‌ای تازه‌یاب ارائه می‌کنیم، منبعِ کهنِ دیگری برای جریان «سعیده» است. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
✔️زنی به نام «سعیده» و معرفی یک منبعِ عتیقِ تازه‌یاب درباره او 🔻بخش دوم و پایانی آنچه در این یادداشت به‌عنوان نکته‌ای تازه‌یاب ارائه می‌کنیم، منبعِ کهنِ دیگری برای جریان «سعیده» است. در این منبع، هم‌چون کتاب جامع الاخبار، اگرچه به جریان شهادت حضرت مهدی عجل الله فرجه اشاره نشده، اما به بعضی خصوصیاتِ این زن تصریح شده است؛ خصوصیاتی هم‌چون زن ریش‌دار، نام سعیده و نقش‌‌ او در هنگام ظهور حضرت. همین موارد نشان‌دهنده این است که این جریانْ اصلی دارد و اطراف و جوانب آن، هم‌چون قطعه‌های پازل، در چند منبع پخش شده است. گویا شیخ مرحوم رفع الله شأنَه به تمام قطعات این پازل دسترسی داشته‌اند و نقل فرموده‌اند. در یک مجموعه خطی که دربردارنده خطوط بعضی بزرگان دین اعلی الله مقامهم و بعضی تلامیذ ایشان است، به مأخذی در‌این‌باره برخوردم. معرفی این مجموعه خارج از نطاق این یادداشت است و فرصتی دیگر می‌طلبد. آنچه در این مجال مهم است این‌که در صفحه ۱۲، خط مبارک عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله درجتَه به‌چشم می‌خورد. در حاشیه صفحه، شخصی نگاشته است: «هذا خط السید الجلیل الشریف السعید الامام العلامة حجة آل‌ محمد صلی الله علیه و آله و فخر آل‌ هاشم مولانا الحاج السید کاظم الرشتی اعلی الله مقامه.» بعضی عبارات سید جلیل اع چنین است: «اقول و انا کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی وجدت فی کتاب عتیق ما هذا لفظه انه قال فی العشر بعد الستمائة و الالف یکثر الجزع [ظ] فی الناس و القتل و تملأ الارض ظلماً و جوراً و فی العشرین بعد الستمائة و الالف [...] و فی خبر آخر سنة سبع و ثمانین و سبعمائة بعد الالف تظهر امرأة اسمها سعیدة و هی ام‌لحیة و تسیر بین الرجال ثم تأتی معها مأتا الف فارس و تسیر الی العراق [...].» آنچه با موضوع مرتبط است نقل کردیم. این عبارات با عبارات کتاب جامع الاخبار مطابق است. اما آنچه حائز اهمیت است منبع این عبارات است. سید مرحوم اع جریان سعیده را از «کتاب عتیق» نقل می‌فرمایند. عموماً تعبیر کتاب عتیق در فرمایش‌های مکتبی، عنوان مشترکی را به‌خاطر می‌آورد. (هرچند در مواضعی اشاره به منابع متعددی است که بررسی این موضوع نیازمند تک‌نگاری دیگری است.) کتاب عتیق (کتاب المناقب) کتابی است که مرحوم مجلسی ره روایاتی از آن را در بحارالانوار نقل کرده است. از‌طرفی، میان روایات کتاب عتیق و کتاب انیس السمراء و سمیر الجلساء اشتراکاتی است و البته امروزه اثری از کتاب انیس السمراء... نیست، کتابی که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه مکرر از آن کتاب نقل فرموده‌اند، به‌ویژه در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة. درباره این‌که کتاب عتیق همان کتاب انیس السمراء... باشد، پژوهشگران قطع ندارند و بررسی‌هایی در‌این‌باره ارائه کرده‌اند. اما شیخ مرحوم در حاشیه نسخه‌ای از کتاب العوالم، بیان فرموده‌اند که ظاهراً این دو یکی است. عبارت این بزرگوار چنین است: «الظاهر ان هذا الکتاب هو کتاب انیس السمراء و سمیر الجلساء لان هذا الحدیث و حدیث الخیط الاصفر مذکوران فیه.» کتاب عتیق یا کتاب المناقب، به‌اشرافِ مکتبة العلامة المجلسی منتشر شده است. در این نسخه منتشرشده، حدیث خیط اصفر و حدیث معرفت نورانیت مذکور است؛ اما بعضی روایاتِ انیس السمراء... که در کتب شیخ اع آمده ملاحظه نمی‌شود. ازاین‌رو احتمال دارد نسخه فعلیِ کتاب عتیق (المناقب) نسخه کاملی نباشد و امید است پس‌از‌این نسخه کامل به‌دست آید. به‌هرروی، کتاب عتیق منبع تازه‌یابِ دیگری برای جریان سعیده است و ثابت می‌کند شیخ مرحوم اع تکه‌های این جریان را با توجه به منابعِ کهنِ روایی، ثبت و ضبط و ارائه فرموده‌اند و اینک پژوهشگران این عرصه، پس‌از دو قرن، هر قطعه را به‌تدریج در کتابخانه‌ای از اقالیم قبله خواهند یافت. شَکَرَ اللهُ سَعیَه و عَطَّرَ اللهُ رَمسَه و اَعلَی اللهُ درجتَه. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. سید محمدصادق موسوی جمادی‌الاولی ۱۴۴۵ @AghayedNet