eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الاُولی (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش اول آنانی که به محضر بزرگان دین اعلی الله مقامهم رسیدند و تَتَلْمُذ کردند و بعدها خواستند افاده کنند، ازجهتی دو دسته‌اند: گروهی علم شیخ اعلی الله مقامه را به‌خوبی دریافتند و ادراک نمودند و با اصطلاحات ایشان آشنا شدند و ازناحیه بزرگان دین رفع الله شأنَهم تأیید شدند. این گروه از شاگردان، در شهرهای مختلف، مباحث مکتبی را بیان می‌کردند و «اجازهٔ» گرفتنِ سهمِ امام علیه‌السلام را داشتند؛ همان‌طور که دیگر علماء به شاگردان زبده خود این اجازه را می‌دهند. این گروه نیز مراتب دارند. بعضی‌از ایشان به‌علت ترقی و رشد، حائز این مقام شدند که به‌دستور بزرگان، به پرسش‌ها پاسخ دهند. شاگردان متعددی چنین بودند. معرفی ایشان نیازمند تک‌نگاری دیگری است. برای نمونه، ملا عبدالرحیم بن ولی‌محمد اردبیلی که شاگرد شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما بود، بعضی آثار را به‌دستور سید مرحوم نوشت. در مقدمه رسالة فی اجوبة بعض اخوانه المؤمنین نوشته است: «قد ارسل بعض الاخوان الی جناب السید السدید و الوحید الفرید، فخر الاکابر و الاعاظم، قطب الاماجد و الافاخم، سیدنا و استادنا، السید کاظم بن القاسم الحسینی الرشتی اعلی الله ذکره و رفع رتبته، بمسائل ارید منه الجواب [...] و کان سلمه‌الله یظن بی انه قد سقط الیّ شیء من علمه، فامرنی باجابة السؤال [...].» (رساله خطی در کتابخانه دانشکده الهیات در دانشگاه تهران به‌شماره ۲۰۸د و رساله خطی در کتابخانه مرعشی به‌شماره ۶۲۸۷) از ناحیه دیگر، گروهی از شاگردان بودند و هستند که متأسفانه علم شیخ را به‌طور صحیح دریافت نکردند و نمی‌کنند و در بیان آن نیز دچار اشکال شدند و می‌شوند. بزرگان دربرابر این شاگردان واکنش‌هایی داشتند: یا این شاگردان را تأیید نفرمودند. یا حتی اگر مطلبی درباره آثارِ این تلامیذ نگاشتند، تذکراتی اصلاحی مرقوم نمودند. یا این شاگردان را به‌کلی از علم و تعلیم‌وتعلم نهی نمودند. مرحوم شیخ علی‌نقی احسائی رحمه‌الله در مقدمه الرسالة العلمیة از این دسته دوم یاد کرده و نوشته: «و قد کان اکثر من یحضر عند والدی، ایّده الله و جعلنی من کل مکروه فداه، یسمع اشیاء غیر مأنوسة، بعیدة المسلک صعبة المدرک، فیأخذها علی غیر علم و لا معرفة، و یلقیها الی مثله، فینقلها الی من یدّعی العلم، و هو مثله فی جهله، فیحمله جهله علی انکار ما یسمع من مثله قبل البیان و مشاهدة العیان، و کان الداعی الی ذلک هو جهل اکثر الطلاب مع طلب المراتب بذلک، فیتسرع من یسمع منهم ما ینقلونه مما لم‌یعرفوا بیانه الی التشنیع، جهلاً مشوباً بحسد [...].» مرحوم شیخ علی‌نقی در این عبارت بیان می‌کند که اکثر شاگردان به‌علت مأنوس نبودن با اصطلاحات و بیانات شیخ، بدون علم و معرفت فرامی‌گرفتند و مسائلی را به‌خطا به شیخ اعلی الله مقامه نسبت می‌دادند. سپس توضیح می‌دهد که در مسئله علم الهی نیز نسبت‌های ناروایی به شیخ جلیل دادند و در ادامه رساله علمیه، موضوع علم الهی را بررسی می‌کند. در این یادداشت، به نمونه‌هایی از دسته دوم اشاره می‌کنیم. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
🔺از فرمایش‌های مکتبی @AghayedNet
✔️🔻عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه: 🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است. 🔸و چون بنى‌اميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند. 〰️〰️〰️〰️ ✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد) 🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها 🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع 🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد، 🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.» @AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش اول آنانی که به محضر بزرگان دین اعلی الله مقامهم رسیدند و تَتَلْم
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش دوم عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ارشاد العوام به این دسته دوم از شاگردان اشاره کرده‌اند و فرموده‌اند که «علمِ ناتمام کُشندهٔ انسان است». در آغازِ سخن می‌فرمایند: «بدان که در این زمان بعضی جهّال پیدا شدند و چند کلمه از حکمت آموختند و آن را به‌طور کمال نگرفتند و به‌انجام نرسانیدند و به مقتضای آن عمل ننمودند، لهذا باعث شک‌وشبهه بسیار ازبرای ایشان شد که ازعهده آن برنتوانستند آمد و به‌سوی کسانی هم که خدا ایشان را در ثغور شیاطین قرار داده و ازبرای دفع شکوک و شبهاتِ ناصبین مقرر فرموده رجوع نکردند و به همان دو کلمه حکمت ناقص خود مغرور شدند و مستقل شدند، لهذا شیاطین بر ایشان زورآور شده و شبهه‌‏ها در دل ایشان انداخته و ایشان را مغرور کرده تا آن‌که اظهار شبهه‌‏های خود را کرده و گمراه که بودند و جمعی از جهّال را هم به این واسطه گمراه کردند، و آن جهّال به ریسمان پوسیده آن دو کلمه حکمت ناقص به چاه شبهات ایشان افتاده و آن شبهات را تقویت کردند و اعانت نمودند و زینت دادند و در بلاد و عباد منتشر کردند. نمی‌‏دانم چگونه بیان کنم که بر من چه گذشته و چه می‌‏گذرد!» هم‌چنین در زمان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، شخصی تفسیری بر سوره‌ای نوشت و خدمت این بزرگوار عرضه کرد. ایشان در بخشی‌از مرقومه خود بر این تفسیر، این تذکرات را نوشتند: «من که فرصت خواندن ندارم؛ کتب خودم ناخوانده مانده. ولی نوعاً می‌نویسم که قرآن کلام خدا است و شنیده‌ای که من فسّر القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار. و قول به مظنه در هیچ‌جا روا نیست و تفسیر قرآن باید در همه‌جا به نص باشد. اگر در هر آیه دلیلی بر تفسیرش از نصوص داری، خوب. و الا نگفتن بهتر از گفتن است. و قرآن اعظم از فقه است؛ چنان‌که فقه رأی و استحسان و قیاس برنمی‌دارد، قرآن به‌طریق‌اولیٰ برنمی‌دارد. خودت بخوان و هر کلمه که نصی بر آن نداری وابزن و هرچه نصی بر آن داری باقی بگذار. نه هر تأویلی و نه هر باطنی جایز است. و الله خلیفتی علیک. و السلام.» همین‌جا مناسب است که اشاره کنیم این بزرگوار در تقریظ‌هایی بر بعضی رسائل شاگردان، نهایت اعظام و اکرام را به‌عمل آورده و دیگر تذکری نفرموده‌اند. مثلاً در تقریظی که بر رساله معادیه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنَه نوشته‌اند، چنین آمده: «تقبل اللّه منكم و ايّدكم و سدّدكم. همين قول حق در مسئله است. [...] هذا الذی اعتقده، من وافق هذا فهو معی و الّا فقد فارقنی، و السلام.» مثالی دیگر رساله علی‌محمد بن محمدهاشم محمدی نائینی است که در مباحث حکمت نگاشته است. اما مشاهده می‌کنیم که در ابتداءِ این رساله یادداشتی است و این رساله چنین ارزیابی شده است: «بسم الله الرحمن الرحیم. عرض می‌شود که بعضی‌از آن را خیلی خوب نوشته‌اید، هم معنی و هم لفظا. و بعضی دیگر خارج از اصطلاحات مأنوسه شده و خوب نیست. و بعضی دیگر که اختلال دارد، چون هم در [(ظ)] کتب نوشته شده و در درس‌ها گفته می‌شود، احتیاج به نوشتن نیست.» در این یادداشت، با الفاظی محترمانه آمده است که این رساله مورد تأیید نیست. هم‌چنین رساله‌ای دیگر در معنای احدیت خدا (کلمات فی بیان معنی الاحد سبحانه) در دست است که در کشکول مرحوم ملا رضا انارکی نقل شده و تقریظی و توضیحی بر آن نگاشته شده. اما باز هم تذکری در آن دیده می‌شود: «قد دققت النظر و اصبت الفکر ولکن له تمام و هو [...]. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين. قد کتبه راقمه و منشيه عوناً لمن آمن و حجة علی من انکر ان اطلع.» در زمانی که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه در رد و نقد نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی کوشا بودند، یکی‌ از تلامیذ رساله‌ای می‌نویسد و در مجلسی خدمت ایشان نشان می‌دهد تا مطالعه بفرمایند. به‌علتِ بعضی سابقه‌های فکریِ آن شاگرد و این‌که مشخص نبوده جوششِ درونیِ او سبب آن نگارش شده یا فشار افکار عمومی، رغبتی به مطالعه نشان نمی‌دهند و می‌فرمایند: «حالا خیر، بعداز درس بدهید ببرم اندرون نگاه می‌کنم.» (حدیقة الاخوان ‌خط مرحوم سجادی، ص۵۷۹) پس‌از آن هم، تاریخ مسکوت است که تقریظی مرقوم کرده‌اند یا خیر. این برخورد را باید با واکنش ایشان مقایسه کرد دربرابر رساله‌ای که مرحوم آقای آسیدهاشم لاهیجی در رد لزوم وحدت ناطق شیعی نوشته‌اند که مرحوم آقای شریف اظهار خوشحالی و خرسندی کردند و تقریظی یادداشت نمودند. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش دوم عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ار
🔺رساله علی‌محمد بن محمدهاشم محمدی نائینی در مباحث حکمت، به‌همراه متنی در ارزیابی آن @AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش دوم عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ار
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش سوم و آخر این موضوع تلامیذ دسته دوم در همه عصرها ادامه یافته و در زمان معاصر نیز چنین است. برای مثال، استاد ما حفظه‌الله به شخصی فرموده بودند هیچ‌گونه فعالیت علمی نداشته باشد؛ چراکه روحیات او با معیارهای علمی و مکتبی سازگار نبود و هرگونه تلاش علمی را برای او سم می‌دانستند. اما متأسفانه این نصیحت را عمل نکرد و به بعضی برنامه‌های ابتدائی هم‌چون ترجمه بعضی آثار مکتبی پرداخت. با این‌که وقتی این ترجمه‌ها انجام می‌یافت و با استاد درمیان گذاشته می‌شد، ایشان اشکالات متعددی را مطرح می‌فرمودند و با اصل انتشار این ترجمه‌ها موافق نبودند، اما متأسفانه به هر وسیله و توجیهی، به نظر ایشان اعتناء نمی‌شد و بعضی‌از این ترجمه‌ها منتشر می‌گردید. ترجمه کتاب رجوم‌ الشیاطین یکی‌ از آن‌ها است. جالب است افرادی که مکتب و آثار مکتبی را رصد می‌کنند، درکنار دیگر آثار، این ترجمه را هم تهیه کرده و بر آن نقد نوشته‌اند: این کتاب قبلاً ترجمه شده بود و در سال ۱۳۹۷ مجدداً ترجمه‌ای از آن منتشر شده و «در ترجمه جدید بسیاری از الفاظ تغییر داده شده. مثلاً عبارت ”برهان الهی کشفی” تبدیل‌ شده به ”برهان خدایی شهودی” [...]. اما با وجود آن‌که به‌نظر می‌رسد ترجمه قبلی بهتر انجام شده، اما مترجم جدید توضیح نداده است که چرا با وجود بودن آن ترجمه اقدام به ترجمه دیگری کرده است.» (شیخیه؛ باورها و ریشه‌ها، تهران: انتشارات گوی، ۱۴۰۲، ص۲۲۰) باید گفت که استاد ما با اصل این ترجمه و مترجم موافق نبودند، اما متأسفانه انجام شد. البته شنیده شده که برخی ادعا کرده‌اند استاد حفظه‌الله در مراحل ترجمه اعانت کرده و با مترجم همکاری نموده‌اند و...؛ اما این مطالب از حقیقت به‌ دور است. آنچه در این یادداشت به آن پرداختیم مصادیقی از دسته دوم شاگردان بزرگان دین بود و خواستیم این نکته واضح گردد که تقریرِ صحیحِ علومِ مشایخ موضوعی است که هم از مخالفان مکتب توقع می‌رود و هم از مکتبیان. افراد مکتب و تلامیذ بزرگان نیز وظیفه دارند در این زمینه کوتاهی نکنند. این بزرگواران اعلی الله مقامهم بر انتشار صحیح علوم حقه محمد و آل‌محمد علیهم‌السلام تأکید داشته‌اند و حتی اگر ازمیان شاگردان خود کسی را دیده‌اند که در این زمینه کوشا نیست، تذکر داده یا او را از فعالیت علمی بازداشته‌اند. به‌مناسبت اشاره می‌کنیم که در همین کتاب نام‌برده (شیخیه؛ باورها و ریشه‌ها)‌ اشاره شده که در عبارت‌های دعاییِ کتابِ شرح القصیدهٔ عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه نیز دست برده شده و جاهایی که «صلی الله علیه و سلم» مرقوم فرموده‌اند، در نسخه چاپ سال ۱۳۸۷ ش به «صلی الله علیه و آله» تغییر داده شده. (شیخیه؛ باورها و ریشه‌ها، ص۲۲۷) باید اذعان کنیم همان چاپ قدیم اصح است و در چاپ بعد، به‌خطا حروف‌چینی شده است. سید مرحوم اعلی الله مقامه به‌علت این‌که سائل و مخاطب (علیرضا پاشا) از اهل سنت بوده، تعمد داشته‌اند که آداب کتابتی اهل سنت رعایت شود؛ چنان‌که این‌گونه برنامه‌ها در مراودات سایر علماء شیعه با علماء اهل سنت هم بوده است. در بعضی رسائل ملا حسین واعظ کاشفی، صلوات‌ها مانند روش اهل سنت نگاشته شده است (رک: زمانه، زندگی و کارنامه ملاحسین واعظ کاشفی، مصطفی گوهری فخرآباد، قم: دفتر تبلیغات، ۱۳۹۹). علمائی هم‌چون مرحوم شیخ بهائی بوده‌اند که ارتباطات خاصی با علماء اهل سنت داشته و در مواضعی هویت شیعی خویش را نیز مخفی کرده است. (ر‌ک: «تقیه در عمل: سفرهای بهاءالدین عاملی در قلمرو عثمانی (۹۹۱-۹۹۳/ ۱۵۸۳-۱۵۸۵)»، کتاب شیعه. استوارت، دون. ترجمهٔ رحمتی، محمدکاظم. سال چهارم: شماره اول و دوم، بهار تا زمستان ۱۳۹۲، صفحه ۲۱ تا ۴۲) به مطلب اصلی بازگردیم. اگرچه تفاصیلی درباره دسته دوم شاگردان ارائه گردید، ولی نباید از دسته اول شاگردان غافل شد. آن عزیزان بسیار محترم‌ و متعددند و همان‌طور که پیش‌از این اشاره شد، معرفی آن تلامیذ دسته اول تک‌نگاری دیگری می‌طلبد. این یادداشت را با حکایتی از مکتوبات یکی‌ از شاگردان عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنَه به‌پایان می‌بریم: «خودم از آقای مرحوم [کرمانی] اعلی الله مقامه شنیدم که می‌فرمودند: هرکس از اولیای خدا اعراض کرد، فهمش را خدا از او می‌گیرد. و فرمودند: دیدم عالمی را که واقعاً عالم بود و اجازه هم داشت از سید مرحوم و خیلی صاحب فهم بود؛ چون اعراض از اولیای خدا کرد، چنان فهمش تمام شد که مسائلِ پیشِ‌پاافتادهٔ واضحِ بیّن را از رفقای بی‌سواد بی‌فهم سؤال می‌کرد.» عَصَمَنا اللهُ و ایاکم مِن الزلل و آمَننا و ایاکم مِن الفِتَن. سید محمدصادق موسوی جمادی‌الاولی ۱۴۴۵ @AghayedNet
✔️🔻به‌مناسبت ۱۷ جمادی‌الاولی سال‌روز پایان نگارش کتاب سلطانیه از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه 🔸تقدیم می‌شود: @AghayedNet
🔺کتاب سلطانیه، چاپ جدید @AghayedNet