eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️🔻نگاهی گذرا بر مدخل «شیخیه» در کتاب فرهنگ فرق اسلامی دکتر مشکور شب گذشته (یک‌شنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۲)، «شب محمدجواد مشکور» برگزار گردید. به‌مناسبت این رویداد، مدخل «شیخیه» در فرهنگ فرق اسلامی (نوشتهٔ دکتر مشکور) را مرور می‌کنیم (فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۶۶ تا ۲۷۰). وی اگرچه این مدخلِ حدودِ پنج‌‌صفحه‌ای را این‌گونه آغاز کرده است که «گروهی از شیعهٔ امامیه و از پیروان شیخ احمد احسایی از علمای بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هستند» و رسماً شیخیه را جزو «شیعه امامیه» معرفی کرده؛ اما در ادامه، بعضی نسبت‌های ناصحیح داده است. ازجمله، عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه و باب ملعون را در یک ردیف معرفی کرده و نوشته است: «ازجملهٔ شاگردان سید [= مرحوم سید کاظم رشتی]، حاج محمدکریم‌خان کرمانی و سید علی‌محمد شیرازی معروف به باب است» (همان، ص۲۶۶). اهل فن و متخصصان این رشته می‌دانند که باب ملعون چند صباحی در عتبات عراق به‌سر برد و چند روزی در مَدرس مرحوم سید رشتی حضور یافت و به درس دیگر علماءِ آن روز هم رفت. ازاین‌رو عنوان «تلمیذ» (شاگرد)، به‌معنای متداول آن در اوساط علمیه، بر او صدق نمی‌کند. در کتاب نویافته‌هایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی، به‌تفصیل دراین‌باره بررسی‌هایی ارائه کرده‌ایم. در جایی دیگر، «رکن رابع» را به‌معنای «ناطق اول» که «احکام را بلاواسطه از امام می‌گیرد و به دیگران می‌رساند» معرفی کرده (همان، ص۲۶۹) که تقریرِ باطلی از رکن رابع است. وی نوشته است: «اصل رکن رابع را حاج محمدکریم‌خان کرمانی بنا نهاده است» (همان، ص۲۷۰) وحال‌آن‌که چنین نیست. تعبیر «رکن رابع» در کلمات مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه نیز به‌کار رفته و مبنای آن روایات معصومین علیهم‌السلام است؛ همان‌طور که در جلد چهارم ارشاد العوام تبیین شده است. هم‌چنین نوشته است که شیخیه اعتقاد به دو اصل معاد و عدل را «لغو و غیرمحتاج‌الیه» می‌دانند که تعبیراتِ ناصحیحی است؛ هرچند در ادامه توضیح داده است: «چه اعتقاد به خدا و رسول ضرورتاً مستلزم اعتقاد به قرآن و مافی‌الکتاب است و ازجمله عدل و معاد است» (همان، ص۲۷۰). تقریری ناقص از دیدگاه شیخیه درباره معاد ارائه کرده است (همان، ص۲۷۰) که نقد آن در این گزارش مختصر نمی‌گنجد. او از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه با لقب نادرست «خندق‌آبادی» نام برده و نوشته است: «بعدها معروف به میرزا محمد همدانی شد» (همان، ص۲۶۸). هر دو تعبیر (محمد همدانی و خندق‌آبادی) ناصحیح است و «خندق‌آبادی» تصحیفی از واژه «جندق» است. هرچند این بزرگوار هیچ‌گاه در منابع رسمی و غیررسمی به «جندق‌آبادی» هم شهرتی نداشته‌اند. درباره این بزرگوار نوشته است که «نخست نماینده حاج محمدکریم‌خان در همدان بود، سپس دعوی استقلال کرد» (همان، ص۲۶۸). ادعای استقلال و ریاست یکی از اصلی‌ترین تهمت‌هایی بود که به ساحت آقای شریف طباطبائی زده شد و این‌گونه وانمود کردند که آن بزرگوار حب ریاست داشته و ازاین‌رو مستقل گردیده و با محمدخان کرمانی به‌مقابله برخاسته است. این تهمت رسوب کرد و در آثار نویسندگانی راه یافت که از مؤاخذه خداوندی تغافل می‌ورزند و بی‌پروا داوری می‌کنند و دین و آخرت خود را ضایع می‌سازند، هرچند به این قیمت باشد که نامشان در تاریخ در زمرهٔ پژوهشگران ثبت شود. با مراجعه به نگاشته‌های آقای شریف طباطبائی، می‌یابیم آن بزرگوار در هیچ نوشته‌ای، تعبیری به‌کار نبرده‌اند که رایحه حب ریاست داشته باشد. بلکه ازآن‌سو، مذمت دنیا و دنیاداران را کرده‌اند و فرموده‌اند: «اما دنیاداری را [...] راه نبرده‌ام و مشق آن را نکرده و والله مهلتی در خود نیافتم که مشق کنم» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «پاسخ به ایرادات محمدعلی رفسنجانی»، ص۲۳۵). تفصیل مطلب را در مقالهٔ «داوری تاریخ؛ رقابت؟! یا نبرد با بدعت؟» نگاشته‌ایم. @AghayedNet
🔺کتاب منتشر شده اجازات علماء موجود در نسخه‌های خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی دراین کتاب اجازه‌هایی مکتبی ملاحظه می‌شود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه. در اجازه‌های متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده می‌شود. صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است. صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز به‌طور کامل نقل شده است. @AghayedNet
✔بیانی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه 🔻درباره حدیث زیارت نیمه شعبان 🔹روی الثقة الجلیل ابن‌طاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب. 🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة‌ الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لم‌یبالوا بفعل فرعون بهم. فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب. و کتب احمد بن زین‌الدین. 🔸در شرح فقره‌ای از حدیث که امام علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر مردم می‌دانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیه‌السلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، می‌فرماید: [حاصل معنی:] 🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیح‌ترین، طبیعی‌ترین و بی‌تکلف‌ترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده: هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌شتابند، به‌علت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان به‌ناحق آنان را به دار بکشند؛ همان‌گونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیه‌السلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان می‌کند. پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیه‌السلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آن‌گاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... . @AghayedNet
▪️نیمه شعبان سال ۳۲۹ق، پایان دوره غیبت صغری با رحلت آخرین سفیر امام زمان عجل الله فرجه، مرحوم علی بن محمد سمری أعلی الله مقامه (غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، به‌هم شده حزن و عید) 🔺بغداد، نمایی از ساختمان و ضریح قبلی @AghayedNet
🔺مجموعة رجالیة و تاریخیة تألیف شیخ آقابزرگ طهرانی @AghayedNet