AghayedNet
@AghayedNet
گزارش_انتقادی_از_کتاب_ملا_آقا_دربندی_ـ_چاپ.pdf
حجم:
1.6M
🔺گزارشی انتقادی از کتاب ملا آقا دربندی و مقتلنگاری
🔸شایان ذکر است که این نقد، همزمان با چاپ کتاب مذکور نگاشته و منتشر شد. پساز مدتی که فایل دیجیتالی کتاب در فضای مجازی قرار گرفت، تغییرات و تصحیحاتی در متن کتاب اعمال شده بود که در پاورقیِ این نقد اشاره کردهایم.
@AghayedNet
✔️🔻توصیههایی برای ذاکران و مداحان اهلبیت علیهمالسلام
🔸بخش اول
ذاکرین محترم مکتبی بحمدالله با موقعیت خود آشنا هستند و تأکیدات مکرر اساتید و دلسوزان و پیشکسوتان عرصه مداحی را شنیدهاند. ازاینرو تذکر به ایشان، مثل سخن گفتن با ماهیان است درباره اهمیت دریا و مایه حیات. هرچند همین ماهیان که کاملاً تأثیر دریا را در زندگی و بقاء خود وجدان و احساس کردهاند، گاهی چنان دچار غفلت میشوند که بهتعبیر مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، نزد بزرگ خود میروند که این آب و مایه حیات که میگویند، چیست و کجا است.¹
در عرصه ما هم همینطور است. با همه تبحر و آمادگی، اما گاهی باید دربرابر فرمایشات بزرگان دین اعلی الله مقامهم و استاد معظم حفظهالله زانو بزنیم و آنها را مرور کنیم تا بیدار شویم، آب حیات را ببینیم، وجدان ما بیدار شود و آن هدفی را که به فراموشی سپردهایم بهیاد آوریم. هر لحظه باید برای ما عالم ذر باشد که فرمود: ثبتت المعرفة... و نسوا الموقف و سیذکرونه یوماً مّا. (البرهان، ج۲، ص۶۱۰)
هدف از ذکر مناقب چیست؟ هدف از ذکر مصائب چیست؟ آیا اگر فقط یک نفر مستمع من باشد، آن هدف متحقق نشده؟ وحالآنکه ممکن است هزار نفر شنونده من باشند، اما آن هدف متحقق نشود و ممکن است یک نفر شنونده من باشد و هدف متحقق گردد. چرا چنین است؟ زیرا ممکن است یک نفر شنونده باشد و منِ ذاکر بدون هیچ غرض نفسانی او را بگریانم.
حضرت رضا علیهالسلام به دعبل فرمود: یا دعبل من بکیٰ و أبکیٰ علیٰ مصابنا و لو واحداً کان أجره علی الله. (بحار الانوار، ج۴۵، ص۲۵۷) نیز میشود هزار نفر شنونده باشند، اما منِ ذاکر گرفتار هزار آفت باشم، همچون ریا و سمعه و خدعه و شهوتِ خواندن و کبر و نخوت و خودپرستی و خودستایی و حبّ جاه و کذبخوانی و دروغبافی و عوامفریبی و... . اینجا است که نعوذبالله درمیان دستوپای این هزارپای گناهان گم گشتهام و زیر آنها لِه شدهام.
برای خلاصی از این هزارپای فساد،
۱. ذاکر باید خصوصیات شخصی خود را اصلاح کند
۲. ذاکر باید روش خواندن خود را اصلاح کند؛
۳. ذاکر باید محتوای قرائت خود را اصلاح کند.
۱. ذاکر باید خصوصیات شخصی خود را اصلاح کند؛ چه مستمعش یک نفر باشد و چه خواندنش آنلاین در فضای مجازی پخش شود. باید ظاهرالصلاح باشد و آرایش سر و صورتش در شأن ذاکر مکتبی باشد. جایگاه مکتبی خود را مشخص کرده باشد: آیا ارتباط او با مکتب و مجالس حسینیه فقط در گروِ خواندن او است که اگر نخوانَد، در حسینیه حاضر نشود یا در مجالس دیده نشود؟! یک درد بزرگ همین است که ذاکر ارتباط خود را با حسینیه فقط در گرو خواندن خود ببیند.
آیا خارج از حسینیه هم ظاهرالصلاح است؟! حضرت سیدالشهداء علیهالسلام فرمود: و الدین لَعِق علی السنتهم. معنایی غیراز معنای مشهور این است: ذاکرینی که دین لقلقه زبانشان است، يَحوطونَه ما دَرَّتْ معايشُهم؛ یعنی همینکه به آنها وقت داده شود که بخوانند، از دین میگویند و ذاکر مناقب و مصائب ائمهاند. فإذا مُحِّصوا بالبلاء قلّ الدّيّانون؛ (بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۸۳) اما وقتی در جامعه، در بازار و در رفتوآمدها، دچار آزمایشهای الهی میشوند، آن صفاتی که از ائمه برای همه میگویند هیچ در آنها دیده نمیشود.
۲. ذاکر باید روش خواندن خود را اصلاح کند. روش خواندن یعنی قالب خواندن. باید قالبی باشد که مناسب مجلس امام حسین علیهالسلام باشد.
در روستایی دورافتاده، شیخِ عالمی یک شاگرد داشت. این شاگرد علاوهبر شاگردی، کارهای منزل استاد را بهعهده داشت. در زمستان چوب جمع میکرد و قطعههای چوب را تهیه میکرد که استاد هروقت اراده کند، هیزم آماده باشد. با ظرافت خاصی این قطعهها را مساوی برش میزد و جلو خانه استاد میچید. به او گفتند: قرار است اینها خاکستر شود. گفت: «لایلیق بهذا الباب شیء معوج»؛ آنچه کج و نامیزان است لایق این درگاه نیست. (الشقائق النعمانیة فی علماء الدولة العثمانیة، ص۳۷)
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۴، «مثنوی»، ص۳۸۵ و ۳۸۶ _ نوای غمین، دفتر نهم، «تخمیس مثنوی جلد اول»، ص۹۴تا ۹۸.
@AghayedNet
✔️🔻توصیههایی برای ذاکران و مداحان اهلبیت علیهمالسلام
🔸بخش دوم
آیا میشود بدون آموزش، قالب صحیحی ارائه نمود، آنهم برای این مجلس و صاحب این مجلس؟! چرا ذاکرین محترم در جلسات آموزشی که قرار داده شده، شرکت نمیکنند؟! یا اگر شرکت میکنند، کجدار و مریز است؟! یا اگر بهطور مرتب شرکت میکنند، تمرکز ایشان بر مباحث آموزشی و مکتبی نیست و سخن از موضوعات دیگر است؟!
متأسفانه معمولاً شنیده میشود که ذاکرین هیچیک دیگری را قبول ندارند. این جمله نباید دربین ما جا داشته باشد. شاید ذاکری بگوید: درباره فقهاء هم فرمودهاند که به حسد عذاب میشوند (بحار الانوار، ج۲، ص۱۰۸)، ذاکرین که جای خود! پاسخ میدهیم: نباید سربلند از این امتحان بیرون آمد؟! همه علماء باید مردود شوند یا علماء حق از این امتحان سربلند بیرون میآیند؟! اگر کار شیطان این است که هیچ ذاکری ذاکری را قبول نداشته باشد، پس کو سربلندهای این امتحان؟ اگر اینجا نباشند، کجا باشند؟!
۳. ذاکر باید محتوای قرائت خود را اصلاح کند. دروغ عامدانه بر خدا و رسول روزه را باطل میکند. ذاکری که وقت میگذارد و محتوایی را مینویسد، باید آنچه از طرق مأثوره و از راه علماء ابرار و بزرگان دین به او رسیده بنویسد و بخواند. اگر بهتنهایی توانست، بسیار خوب. وگرنه از برادران ایمانی در بخش فرهنگی مجمع ذاکرین کمک بگیرد. مرحوم نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان که کتابی برای منبریها و روضهخوانها است، مرقوم فرموده است:
«پس مخفی نمانـد که کـذب بر خداونـد و رسول و ائمه طاهرین علیهمالسلام از معاصـی کبیره و گناهان عظیمه است درنزد تمام مسـلمین؛ و شمرده میشود از ضروریات دین. بلکه ابنحجر عسقلانی در کتاب زواجر نقل کرده از جماعتی که آن موجب کفر است. و اما دروغ بر غیر ایشان و دروغی که ربطی به کسـی ندارد، پس شـبهه نیست در بودن آن از معاصـی؛ بلکه بعضی علماء آن را نیز از ضروریات شمرده.» (لؤلؤ و مرجان، ص۱۰۹)
بحمدالله زمینه مناسب برای تهیه متن صحیح فراهم شده است. با حضور در جلسات هفتگی ذاکرین محترم و با ارتباط دائمی با معلمین و متعلمین، میتوان به این مهم دست یافت.
آفتی که هست این است که گاهی شخص گمان میکند مطلبی صحیح است؛ وحالآنکه صحیح نیست. و چون از جهات مختلف باخبر نیست، همان را بهعنوان متن قرار میدهد و میخواند. اگر ابتدا متن خود را به بعضی معلمین و متعلمین نشان دهد و سپس قرائت کند، از این آفت مصون و محفوظ خواهد ماند.
شخصی که نیمساعت یا سهربع فرصت دارد، میتواند مطالب را گسترش و شرح دهد. اما با توجه به وقت کمی که هر جلسه روضهخوانی و منقبتخوانی دارد، ذاکر باید مطلب را به سَختهترین و پُختهترین شکل ارائه نماید.
از همه ذاکرین محترم انتظار میرود «مکتبی» عمل کنند. علم مکتبی تحصیل کنند و متن خود را طبق این علم تنظیم نمایند. حتیالمقدور، در مجالس شبها شرکت کنند. منابر و دروس را استماع کنند. در ظاهر و باطن، شأن ذاکر بودن را حفظ بفرمایند و از نکات اجرایی مانند توجه به وزن، زمانبندی مناسب و... غفلت نورزند.
در پایان، از همه ذاکرین محترم که در زمینه رشد و تعالی مکتب دغدغهمند هستند تشکر میکنیم و از ذاکرینی که از دنیا رفتهاند یاد میکنیم و مطمئنیم چشم ایشان به الطاف حضرت سیدالشهداء علیهالسلام روشن است. همچنین قدردان وجود پیشکسوتان این عرصه هستیم؛ هرچند میدانیم اجر اصلی ایشان با حضرت سیدالشهداء صلوات الله علیه است.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
@AghayedNet
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺بعضی اجازات، تصاویر و نمونه دستخط عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺از جدیدترین آثار مستشرقان درباره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
Scientific Knowledge and Religious Milieu in Qajar Iran: Negotiating Muslim and
European Renaissance Medicine in the Subtleties of healing
🔸مقاله با عنوان:
دانش علمی و محیط دینی در ایران دوره قاجار: کشاکش طب اسلامی و طب اروپای رنسانس در دقایق العلاج
منتشرشده در ژورنال مؤسسه بریتانیایی مطالعات پارسی/ایرانی
@AghayedNet
AghayedNet
🔺از جدیدترین آثار مستشرقان درباره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه Scientific K
✔️🔻از جدیدترین آثار مستشرقان درباره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔸بخش اول
در مقاله «دانش علمی و محیط دینی در ایران دوره قاجار: کشاکش طب اسلامی و طب اروپای رنسانس در دقایق العلاج»، با تمرکز بر مرحوم آقای کرمانی و اثر پزشکی ایشان، به بررسی شکلگیری و تحولات گفتمان علمی مدرن در دل آثار متعلق به طب سنتی مسلمانان پرداخته شده است.
در ادامه، خلاصهای از این مقاله را از نظر خواهید گذراند:
مقدمه
عموم تاریخنگارانی که جهان اسلام را موضوعِ مطالعۀ خود قرار دادهاند، نقشِ پراهمیت و حیاتیِ گروههای دینی را نادیده گرفتهاند. این «غفلتِ مطالعاتی» را میتوان ناشی از نوعی صورتبندیِ ذهنی و معرفتی دانست: دوگانۀ «دین» و «علم». در این دوگانه، هرآنچه «دینی» است، لاجرم از علم تهی است و بالعکس. یعنی بخشِ قابلتوجهی از مطالعاتی که حول موضوع علم در جهان اسلام شکل گرفته، دین و مشتقات آن را از دایرۀ علم بیرون رانده است. طبق این دیدگاه، اساساً رسالههای علمای دینی، در طولِ تاریخِ سنتِ اسلامی، از ارزش «علمی» برخوردار نیستند و ذرهای علم در آنها یافت نمیشود.
در همین زمینه، مقاله اشاره میکند که «مورخان علم، در ایران و جهان اسلام، غالباً نقش محافل و مؤسسات مذهبی را بهعنوان مکانهایی برای تولید و گردش مواد علمی نادیده گرفتهاند.»
اما همچون بسیاری دیگر از روایتهای شرقشناسانه، این روایت با واقعیت تاریخی جهان اسلام مطابقت چندانی ندارد. مسلمانان، در حیات عملی و نظری خود، هیچگاه به تفکیک دین و علم نپرداختهاند و این دو امر، پیوسته در طول تاریخ سنت اسلامی، درکنار هم امتداد یافتهاند. مهم است که به این نکته توجه کنیم که علمای دینی صرفاً متولی امور دینی نبودهاند و نقشی فعال در حیات اجتماعی، سیاسی و علمیِ جامعۀ اسلامی ایفا کردهاند.
در این راستا، مقالۀ پیشرو، با تمرکز بر مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، قصد دارد وجوه علمی یک شخصیتِ برجستۀ دینی از مکتب شیخیه را مورد مطالعۀ خود قرار دهد.
دقایق العلاج نام رسالهای در دانش پزشکی است که ایشان آن را همزمان با تأسیس دارالفنون بهنگارش درآوردهاند. این رساله احتمالاً نمونهای مناسب برای فهم این موضوع است که چگونه یک عالم دینی، از هر دو منبع معرفتی علم و دین، برای نگارش اثر خود بهره برده است.
پزشکی در میانۀ سنت و مدرنیتۀ ایرانِ قاجار
مؤلفان مقاله، پساز معرفی مرحوم آقای کرمانی و اندیشه شیخیه، نشان میدهند که نمونههای فراوانی ازمیان علمای اسلامی، چه در دوران صفوی و چه در دوران قاجار، علاقۀ زیادی به دانش پزشکی داشتهاند. مقاله ذکر میکند که «دانشمندان شیعی به جمعآوری و مطالعه سنتهای پزشکی منسوب به ائمه علاقهمند بودند» که همین موضوع نیز یکی از بحثهای اصلی کتاب دقایق العلاج است. این مضمونِ مطالعاتی را میتوان در آثار مهمی چون فصول المهمة فی اصول الأئمة از شیخ حر عاملی یا بحار الانوارِ محمدباقر مجلسی نیز مشاهده کرد. البته نحوۀ مواجهۀ علماء نیز قابلتوجه است که محقق شهیر، اندرو نیومن، در مطالعۀ خود بر موارد پزشکی بحار الانوار، نشان میدهد که هدف مجلسی نه چالش با مفاهیم پزشکی عقلگرا، بلکه اشاره به امکان سازگاری میان این دو سنت (ائمه و پزشکی) است.
مقاله بعداز این نشان میدهد که بسیاری از مجموعههای سنتهای پزشکی ائمه (طبالائمه) از دوره صفوی به بعد در ایران جمعآوری شدهاند و با ذکر مثالهایی، به تدقیق این موضوع میپردازد. این سنت مطالعاتی در دوران قاجار نیز امتداد یافت، مانند ترجمه فارسی «رساله ذهبیه»، با شرحی که در سال ۱۳۳۱ قمری / ۱۹۱۳ میلادی، بهقلم سید حسین بن نصرالله موسوی عربباغی ارومیهای، تحت عنوان «ترجمه موسوی» نگاشته شد. مؤلفان با ذکر این مثالها، چنین استنتاج میکنند که این حجم از «تولید رسالهها نشاندهنده یک جنبش فرامنطقهای بود.»
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻از جدیدترین آثار مستشرقان درباره عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
🔸بخش دوم
از اینجا به بعد، مقاله درباره راهیابی ایدههای غربی در باب پزشکی و ترجمه آثار غربی در فضای ایران و اتمسفر ایرانی توضیح میدهد. تا اینکه بیان میکند: یکی از این ترجمهها در محیط نزدیک به مرحوم آقای کرمانی انجام شده بود. سید احمد بن محمد حسینی ترجمهای از یک متن عربی به نام «رساله برکالسوس» نوشت که به حاکم قاجار، فتحعلی شاه، و محمدابراهیم خان، پدر مرحوم کرمانی، تقدیم شده بود. احتمالاً آشنایی مرحوم کرمانی با افکار اروپایی این متفکر به اینجا بازمیگردد.
اکنون با اطلاع از این پیشینه، میتوان بهسراغ کتاب دقایق العلاج رفت، رسالهای نسبتاً مفصل در طب و پزشکی که به زبان عربی بهنگارش درآمده است. این کتاب راهنمایی عمومی است که به شاخههای مختلف دانش پزشکی، ازجمله نظریه پزشکی، آسیبشناسی، درمان و داروشناسی میپردازد. اما ویژگی اصلی اثر «ترکیبی» و بهاصطلاح «التقاطی بودنِ» آن است. مرحوم کرمانی عموماً بحث خود را در چارچوب طب سینایی مطرح میکند؛ یعنی ابتدا موضوعات مفهومی طرح و سپس به وجوه عملی آن اشاره میشود. در اینجا، مرحوم کرمانی یک مفهوم جدید از ترکیب انسانی ارائه میدهد که آمیزهای است از مفاهیم پاراسلسوس و نظریه اخلاط چهارگانه. درکنار اینکه ایشان از مجموعههای احادیث ائمه نیز برای تکمیل بحث خود بهره میبرد. مرحوم کرمانی مواجهۀ قابلتوجهی با دانش غربی دارد؛ ایشان پذیرندۀ محض نیست و نقشی فعال و پویا در این دادوستد ایفا میکند. بهطور مثال، مرحوم کرمانی اخلاط چهارگانه را بهعنوان مادۀ تشکیلدهندۀ ثلاثهٔ اولیۀ پاراسلسوسی درنظر میگیرد. مرحوم کرمانی تنها ایدههای پاراسلسوس را نپذیرفت؛ بلکه آنها را در چارچوب معرفتی فرهنگ میزبان بومیسازی کرد.
جمعبندی
مقالۀ مذکور تلاش میکند سیری دقیق از وضعیت دانش پزشکی و نسبت آن با دانشهای دینی ارائه دهد. در ابتدا، با ابطال دوگانۀ علم و دین، تلاش میکند پرده از یک غفلت مطالعاتی از سمت مورخان علم در جهان اسلام بردارد. مؤلفان بهدرستی نشان میدهند که محفلهای دینی و نحلههای دینی، همچون شیخیه، اتفاقاً میتوانند به موضوعات درخور تأملی در امر پژوهش بدل شوند و از این زاویه به آنها نگاه شود. نمونۀ دقایق العلاج یکی از مثالهایی است که میتوان بر آن مطالعه کرد و نوع مواجهۀ معرفتیِ آنان را مورد تأمل و مداقه قرار داد.
بهنقل از: مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
🔸معرفی خلاصه مقاله به زبان انگلیسی:
https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/05786967.2020.1857939
🔸فایل کامل مقاله:
https://eitaa.com/AghayedNet/449
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
بهمثابه یک دانشنامهنویس
@AghayedNet