✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان
جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان!
بخش اول
مدتی قبل، دکتر رسول جعفریان رسالهای «آشفته» از نویسندهای گمنام و عامیمسلک را آماده کرده و جهت درج در یادنامه استاد عبدالله انوار پیشکش نمودهاند. چون بهتازگی خود ایشان این رساله را ارائۀ عمومی نمودهاند، مناسب است به نکاتی اشاره کنیم.
نخست اینکه درج این رسالۀ «آشفته» از مؤلفی برآشفته و دور از معیارهای اوساط علمیه، در ارجنامه استاد متضلّعی همچون جناب عبدالله انوار، بسی مایه شگفت است. مدتی بعد، این رساله در کتاب مقالات و رسالات تاریخی (دفتر چهاردهم، صفحه ۳۱ تا ۷۴) نیز منتشر گردید.
ازطرفی، این حرکت دکتر جعفریان قابل تقدیر است؛ چراکه هرچند نظر دکتر بر این بوده است که حرّیّت مباحث حفظ شود، بهطور ضمنی و جانبی، نمونهای از معاندان بزرگان دین را معرفی کردهاند و ارزش بیان و بنان ایشان را آشکارتر ساختهاند.
جناب آقای جعفریان عنوان را «سهم الشریعه در نقد شیخیه» قرار دادهاند. بهنظر میرسد عنوان رسایی نیست؛ زیرا نویسندۀ این رساله شیخ و سید اعلی الله مقامهما را قبول دارد و با عبارات و تعبیرات مختلفی، به مقام علمی ایشان اذعان و اعتراف نموده است و عملاً خود را تابع ایشان میداند (مانند صفحه ۵۹). نکتهای که هست اینکه به عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی و به علیمحمد شیرازی اعتراض دارد و این دو نام را درکنار هم میآورد و بر هردو و تابعان هردو بهطور یکسان رد میکند. خود او نیز در ابتدا رساله را «سهم الشریعه» نامیده. اما بخش پسین اسم، یعنی «در نقد شیخیه»، از دکتر رسول جعفریان است و ناصواب بهنظر میرسد.
قرائن نشان میدهد نویسندۀ عامیمسلکِ این رساله از اتّجاه اسکوییه و احقاقیه بوده است و بدینوسیله خواسته هم حرمت شیخ و سید را حفظ کند و هم دو طرفِ ضدِ هم یعنی مرحوم آقای کرمانی و باب ملعون را با هم رد کند؛ که سبب شده حرکتی عجیب و تند کند و در این مقام، قلم او لاغ و فسوس نماید.
باید اشاره کنیم که متأسفانه این رساله بهخوبی ارائه نشده است و آشفتگی چاپ نیز بر آشفتگی مطالب افزوده گشته است. دکتر جعفریان یا شخصی که متصدی تایپ، مقابله و تحقیق این رساله بوده، از غلطهای متعدد چشمپوشی کردهاند؛ درنتیجه، اغلاط نسخه تصحیح نشده (در پاورقی یا متن) و غلطهای تایپی هم وجود دارد. برای نمونه، عبارت «کل اناء بما فیه یرشح» چنین ثبت شده: «یرشح فی الاناء ما فیه» (ص۵۱). نمونهای دیگر «باعث تصریع بعضی اخوان» (ص۵۳) است که ظاهراً «تصدیع» درست است. حتی مصححِ محترم از عبارت «دِهی که او را لَندَر میگفتند» (ص۶۲) گذشتهاند وحالآنکه معلوم است مراد نویسنده «قریه لنگر» بوده است.
سپاس از دکتر رسول جعفریان و سپاس از آقای مجتبی ایمانیه که این رساله را در اختیار قرار دادند تا با روحیات اتّجاه مخالف مرحوم آقای کرمانی بیشتر آشنا شویم.
آقای دکتر جعفریان در مقدمه اشاره کردهاند که نوعی «حرّیّت» در این رساله دیده میشود. بی هیچ اسائه ادبی عرض میکنیم: آیا مطمئن باشیم اینجا نیز غلط تایپی نبوده است و مراد ایشان «خریّت» نیست؟! چراکه شواهد متعدد درونمتنی از سرّ درون نویسنده خبر میدهد.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻تشکری از دکتر رسول جعفریان
جهت معرفی معاندان مرحوم آقای کرمانی و قَشمشمان!
بخش دوم و پایانی
بسیار عجیب و ازطرفی جالب است که این شخص که بهاحتمال بسیار قوی از اتّجاه احقاقیه است، همان اشکالی را بر مرحوم آقای کرمانی وارد میکند که قرةالعین وارد کرده. این نویسنده نوشته است که آقای کرمانی خود را «آثم» معرفی کرده. سپس این واژه را بررسی میکند و آقای مرحوم را گناهکار معرفی میکند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۶۵). قرةالعین نیز در یکی از رسالههایش در رد این بزرگوار و اثبات حقیت باب(!) همین را جزء ایرادهای نخستینش بر مرحوم آقای کرمانی آورده و از اینکه ایشان خود را «اثیم» نامیدهاند سوءاستفاده کرده است (ظهور الحق، ج۳، ص۵۰۴). شایان ذکر است که این بزرگوار رسالهای مرقوم فرمودهاند و درباره استفاده از تعبیر اثیم، طبق آیات و روایات و کلمات علماء توضیح فرمودهاند (مکارم الابرار (عربی)، ج۹، «رسالة فی استعمال لفظة اثیم»، ص۳۵۷ تا ۳۶۲).
نویسنده ادعا کرده که مرحوم آقای کرمانی کتاب قوانین الاصولِ میرزای قمی را سوزاندهاند (مقالات و رسالات تاریخی، دفتر چهاردهم، ص۴۸). وحالآنکه این مطلب هیچکجا گزارش نشده و کمترین طلبه میداند که در این کتاب، آیه و روایات هست و «بسم الله» هست. همچنین وقتی که نسخ متعددی از این کتاب موجود است، اصلاً سوزاندن این کتاب معنا ندارد. بنای مرحوم آقای کرمانی نیز بر حرکات نمادین نبوده است، همچون حرکتی که در سالهای اخیر انجام شد و کتاب پزشکی هاریسون سوزانده شد. اما نویسنده برخلاف «اذا جاءکم فاسق بنبإ فتبیّنوا» عمل کرده و این ادعا را در کتاب خود منعکس نموده است.
بهنظر میرسد این نویسنده، با این سطح از سواد و علمیت، این چند ورق را برای طیفی از عوام سیاه کرده است تا شاید در روحیه آنان اثر بگذارد. درنتیجه، این رساله یک سمساری از تهمتها به مرحوم آقای کرمانی است. مثل اینکه نوشته است: مردم برای کیمیا اطراف مرحوم آقای کرمانی جمع شدند (ص۶۷) و دیگر از ترّهات و مزخرفات. هرچند محقق محترم در مقدمه (ص۴۰) نگاشتهاند که این رساله حاوی نکات بدیعی است!
اما با همه دشمنی با مرحوم آقای کرمانی، نتوانسته از حق بگذرد و در مواضعی برحسب فطرت جاری شده و اذعان کرده که رد بر مرحوم آقای کرمانی بسیار دشوار است؛ چراکه آنچه در کتب ایشان است «مطالب آن دو بزرگوار است» یعنی شیخ و سید (ص۶۵) و «علما ازعهده این امر [رد مرحوم آقای کرمانی] برنمیآیند؛ زیرا که واضح و روشن است که نمیتوانند. چراکه دارای مطالب شیخ مرحوم و سید مرحوم میباشد» (ص۶۴). و در جای دیگر میگوید: «چون بسیار به آیات و احادیث و مطالب شیخ مرحوم احاطه دارد، همین باعث شده که امر بر مردم مشتبه شده» (ص۵۰).
تکلیف این نویسنده با خودش مشخص نیست. همان بهتر که او را نویسندهای متوسط با سوادی عادی بدانیم که قشمشم و خودآرا و خودنما است و از هر جرحی جهت بیحرمتی به مرحوم آقای کرمانی خودداری نکرده است و ایشان را ملعون و سامری خوانده است.
ارائه این رساله توسط دکتر جعفریان، هم روحیات مخالفان و معاندان مرحوم آقای کرمانی را نشان داد و هم این سؤال مهم را پیشرو قرار داد: بهراستی چه میشود که شخصی زحمات مرحوم آقای کرمانی در رد بابیه را نبیند و حقیقت را وارونه سازد و ایشان و ملعون باب را در یک ردیف قرار دهد و همان ایرادات بابیه را بر مرحوم آقای کرمانی تکرار کند؟!
نعوذبالله من بوار العقل و قبح الزلل.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet
🔺کتابتازهمنتشرشده
تعلیقة علی القوانین المحکمة
مباحث الأدلة العقلیة
از آثار شیخ محمدتقی هروی اصفهانی، از شاگردان عالم ربانی مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه.
وی علاوهبر این رسائل علمی، میراثی ارزشمند از بیانات سید مرحوم رفع الله شأنه باقی گذارده است. از جمله تقریرات دروس خطبه شرح القصیدة، تقریرات دروس اللوامع الحسینیة، خلاصه تفسیر آیةالکرسی، لطائف الفوائد (فوائدی مسموعه از سید مرحوم نفعنا الله بعلومه) و... .
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
چاپ جدیدی از رساله النخبة
از آثار عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
✔️🔻احیاء متن اصلی النخبة و ارائه ترجمه آن
درمیان آداب دینی، «دعاء» بهطور عام و تعقیبات نمازهای شبانهروزی بهطور خاص جایگاه ویژهای دارد و در دستورهای آیینی، بسیار بر آن تأکید و به آن ترغیب شده است. در حدیث است که انّ الدعاء مخّ العبادة (بحار الأنوار، ج۹۰، ص۳۰۲) و درباره تعقیبات فرمودهاند: «تعقیب رسانندهتر است به رزق از رفتن در بلاد بهجهت تحصیل رزق» و «تعقیب خواندن بعداز هر نمازى افضل است از نافله گزاردن بعداز آن، مگر در جایى که بهخصوص رسیده باشد» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲۳۲).
ازاینجهت عالم ربانی و حکیم صمدانی، مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، رسالهای نگاشتهاند برای موفقیتِ هرچه بیشترِ مکتبیان به خواندن تعقیبات نمازهای شبانهروزی و دعاهای صبح و شام. در وصف این اثر نورانی، استاد ما حفظهالله چنین فرمودهاند: «کتاب مبارک نخبه چه کتاب بابرکتی است. در این دعاهایی که آقای مرحوم انتخاب فرمودهاند، یک دوره معارف و یک دوره طریقت وجود دارد» (سخنرانی ۸ ماه رمضان ۱۴۰۲ ق).
در دعاهای این کتاب، موضوع ولایت اولیاءالله و برائت از اعداءالله (رکن رابع ایمان) پررنگ است و این با بیان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه بیمناسبت نیست که در مقدمه این رساله، دعاهای برگزیده را مناسب حال خود معرفی میکنند و میفرمایند: «و هذه نخبتی منها [...] علی ما يناسب حالی التی انا فيها» (مکارم الأبرار (عربی)، ج۲۳، «رسالة النخبة»، ص۳۳۳).
رساله النخبة سالها پیش، بهضمیمهٔ احراز و ادعیه و زیاراتی، بهچاپ رسیده بود و چند مرتبه تجدیدچاپ شد. در آن چاپها، عبارات مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه را به فارسی برگرداندهاند، ولی نه نام مترجم مشخص است و نه به عربی بودنِ اصلِ رساله اشارهای شده است. چون نسخه اصل نخبه دردست نبوده، همان نسخۀ ترجمهشده، با افزودن ضمیمههایی دیگر، بارها تکثیر میشده و دراختیار برادران و خواهران ایمانی قرار میگرفته است.
اینک که نوبت تجدیدچاپ این اثر ارزنده است، بهجا است که اصلِ عباراتِ آن عالم ربانی را احیاء کنیم.
اقداماتی که در این چاپ صورت گرفته به این شرح است:
۱) فرمایشات مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه از جلد ۲۳ مکارم الأبرار (عربی)، صفحه ۳۳۳ تا ۳۴۲، آورده شده و به فارسی ترجمه شده است.
۲) متن دعاهای النخبة با نسخه مکارم الأبرار مطابق شده است و غلطهایی که در چاپهای گذشته بود اصلاح گشته است. چند موضع که در منابعِ رواییِ موجود عباراتی مانندِ متن یافت نشد، در پانوشت به آنها اشاره شده یا عبارت منابع آمده است؛ مگر دو تعبیر که با بهرهگیری از نسخهای خطی، کتابتشده در سال ۱۳۰۱ ق، تصحیح شده است.
۳) آنچه در چاپهای گذشته با نسخه مکارم الأبرار متفاوت بوده است و در بعضی منابع روایی هست، برای آشنایی اهل تحقیق، در جدولی ارائه گردیده و در متن هم با * مشخص شده است.
۴) در بخش «منتخبات از ادعیه و احراز و زیارات»، این منتخبات با منابعِ رواییِ دردست مطابق شده و گزیدههای دیگری نیز به این بخش افزوده شده است.
۵) ترجمه دعاهای هر دو بخش نخبه و منتخبات، بهطور لفظبهلفظ، بهصورت زیرنویس آورده شده است.
۱۴۴۶ ق
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
الأسر الکربلائیة العلمیة
درباره خاندانهای علمی شهر کربلاء
دراین کتاب عنوان خاصی به بیت عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه اختصاص پیدا کرده و درباره شخصیت ایشان و فرزندان و شاگردان آن بزرگوار مباحثی تنظیم شده است.
هرچند بر بعضی تحلیلهای این کتاب نقد وارد است، اما صرفاً جهت اطلاع پژوهشگران فایل این بخش تقدیم حضور میگردد.
از مؤلف محترم سپاسگزاریم که فایل را در اختیار قرار دادند.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده الأسر الکربلائیة العلمیة درباره خاندانهای علمی شهر کربلاء دراین کتاب عنوان خاص
الرشتي.pdf
حجم:
2.3M
🔺بخشیاز کتاب تازهمنتشرشده الأسر الکربلائیة العلمیة
با عنوان «أسرة السادة آل الرشتی»
#شیخیه
#کتاب
@AghayedNet
✔️باز هم هانری کُربن!
🔻بهمناسبت انتشار مستند پرترهٔ دکتر امیرمعزّی
بخش نخست
دکتر حسن انصاری چند سال قبل یادداشتی منتشر کردند با عنوان «هانری کوربن بس!». اما گویا نمیشود به پیشنهاد ایشان عمل کرد! چون هرازگاهی مناسبتی پیش میآید و مجدد به کربن و افکار او مراجعه میشود.
چند سال قبل مستند مستشرق به کارگردانی آقای مسعود طاهری ساخته و در بهمن ۱۳۹۸ اکران شد و سبب گردید دربارۀ شیخیهپژوهیِ هانری کربن مقالهای منتشر کنیم.
بهتازگی نیز در جدیدترین شماره فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت (شماره ۱۷۲)، با نام «ویژهنامهای برای تبعیدی غربی»، درباره هانری کربن و آثارش گفتوگو و مذاکره شده است.
چند روزی هم هست که به کارگردانی آقای طاهری، مستند حرفهای درباره زندگی و آثار دکتر محمدعلی امیرمعزّی، شاگرد هانری کربن، اکران شده است و باز نام کربن را بهمیان آورده است. شاید همین تکرر مناسبتها دلیل این باشد که دکتر انصاری باید درباره آن یادداشت تجدیدنظر کنند. چراکه دکتر از ارتباط اندیشه هانری کربن با شیخیه کدورت خاطر دارند و گمان میکنند نگران شدن به میراث فلسفی با عینک شیخیه، واقعیتنما نیست. ادعایی که هنوز ثابت نشده و قرائن متعددی مخالف آن است.
وقتی مستند مستشرق با موضوع شخصیت هانری کربن منتشر شد، اشاره کردیم که تعجب است در آن مستند هیچ سخنی از ارتباط هانری کربن با شیخیه بهمیان نیامده است. گمان میکنم این اعتراض را به کارگردان هم منتقل کردم و پاسخ چنین بود: همهٔ ساحتهای فکری کربن در این مستند ارائه نشده و فقط به زوایایی اشاره شده است.
اما واقعیت این است که چنان نقش و اثرگذاری شیخیه در منظومه فکری هانری کربن مهم است که این «سانسورِ غیرعامدانه» در مستند مستشرق، در مستند حرفهای جبران شده است: در همان دقایق آغاز مستند، سخن از شیخیه بهمیان آمده است!
گفتنی است که بنا به سخن کارگردانش، مستند حرفهای هم ادامهٔ مستند مستشرق و دو مستند دیگر او است که «در حقیقت، تمامی این فیلمهای مستند با مضامینی مرتبط با مذهب شیعه است».
امیرمعزّی، بهعنوان شاگرد کربن و مُلهَم از او، به موضوع شیخیه اشارهٔ مستقیم کرده است. وقتی کارگردان از او درباره تأثیر علامه طباطبائی بر کربن پرسید، امیرمعزّی پاسخ داد:
«کربن، علیرغم شاید آن چیزی که نشان میداد، خیلی کمتر از آنی که فکر میکنیم تأثیرپذیر بود. شاید برای اینکه پایههای فکری و فلسفی خیلی قویای داشت که به این راحتی متزلزل نمیشد، تأثیرپذیر نبود [...] با مشایخ شیخیه خیلی نزدیک بود و خودش میگفت خیلی از آنها یاد گرفته. برایش فکر شیخی یکجور کشفی بود برایش. اصلاً نمیشناخت این موضوع را. خود شیخ احمد احسائی مثلاً، یک عارف اینطوری که درضمن صدرایی بود ولی در خیلی موارد ضد ملاصدرا بود شیخ احمد و امثال اینها. ولی درعینحال نمیشود گفت متأثر بود از شیخیه یا سید جلال آشتیانی [و علامه طباطبائی]. خیلی احترام قائل بود، ولی بهنظر من هیچ نوع تأثیری نگرفت.»
در سخنان امیرمعزّی، تناقضی آشکارا دیده میشود. ازجهتی شیخیه را کشفی جدید برای کربن معرفی میکند و ازطرفی بیان میکند که نمیشود گفت از شیخیه متأثر بوده است! بهراستی مگر میشود کسی در مسیر فکری خود «کشف» جدیدی داشته باشد و آن کشف در اندیشه او اثرگذار نباشد؟! پاسخ با اهل اندیشه است.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️باز هم هانری کُربن!
🔻بهمناسبت انتشار مستند پرترهٔ دکتر امیرمعزّی
بخش دوم و پایانی
هانری کربن آنقدر در بحث شیخیهپژوهی پیش رفت که دفتر ششم از کتاب اسلام ایرانی را به «مکتب شیخیه» اختصاص داد و بعضی اصول اعتقادی را ازمنظر شیخیه بررسی کرد (چشماندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی، جلد چهارم، بخش اول، تحقیق و ترجمه بر پایه متن فرانسوی، دکتر انشاءالله رحمتی؛ نشر سوفیا، ۱۳۹۸).
تکرار میکنم، آنقدر در بحث شیخیهپژوهی پیش رفت که زبان مخالفان شیخیه بر او دراز شد و سید جلالالدین آشتیانی، در مقدمهاش بر شرح المشاعرِ محمدجعفر لاهیجی، هم از کربن مدح و تمجید کرد و هم بر او تاخت که چرا از شیخیه دفاع کرده است (مقدمه تحقیق شرح رسالة المشاعر ملاصدرا، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶، ص۶۴) و سبب شد که برای مخاطبِ عالِم، مَثَل «یک بام و دو هوا» تداعی گردد!
منظور اینکه این قضاوت امیرمعزّی درباره اثرناپذیری کربن از شیخیه محل تأمل است.
در نقد مستند مستشرق، درباره ابعاد شیخیهپژوهی هانری کربن قلم زدهایم و در این مجال تکرار نمیکنیم.
در پایان اشاره میکنیم که رئوس دیدگاههای باطنی امیرمعزّی، بهطور منسجم، در مستند حرفهای ارائه گردیده است؛ دیدگاههایی که منابعش متون قدیمی سنت اسلامیشیعی است. ممکن است این دیدگاهها امروزه از معیارهای شناسایی باطنگرایان قلمداد شود؛ اما نمیتوان انکار کرد حتی اگر در تصاحبِ نحلههای انحرافیِ باطنی درآمده باشد، ریشه در عمق میراث شیعی دارد.
چون این یادداشت برای مخاطب خاص (آشنایان با اندیشه و آثار امیرمعزّی) است، بههمین مقدار بسنده میکنیم. وگرنه تفصیل مطلب نیازمند تکنگاری مفصلی است.
در این یادداشت، دو نکته درنظر بود: نخست، جدانشدنی بودن شخصیت هانری کربن و شیخیه؛ دوم، نقدی و تأملی بر دیدگاه شاگرد کربن، جناب آقای دکتر امیرمعزّی، درباره شیخیه و تأثیرناپذیری کربن از این مکتب.
طبیعتاً بررسی فنی و تأمل درباره تنظیم و ترتیببندی راشهای مستند حرفهای که کاری سترگ است، از نطاق این نوشتار خارج است.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet
🔺تازهمنتشرشده
مقالهای درباره مرحوم نوری رضوان الله علیه در شماره جدید مجله تراث سامراء
🔸با عنوان
«الشيخ حسين النوری الطبرسی: حياته و سيرته العلمية و الفكرية»
(۱۲۵۴ - ۱۳۲۰ / 1838 - 1903)
@AghayedNet