✔️🔻نامهای تازهمنتشرشده از فتحعلی شاه قاجار
خطاب به عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
بخش دوم و پایانی
بهتازگی کتابی با نام برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه (چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۴۰۳) منتشر شده است.
در صفحه ۱۳۴ از این کتاب تازهمنتشرشده، رسالهای از فتحعلی شاه خطاب به «جناب قدوةالمحققین آقا شیخ احمد لحائی» چاپ شده. ظاهراً منظور «لحسائی» بوده که تعبیر دیگری از «احسائی» است و محققین کتاب لغت را درنیافته و «لحائی» ثبت کردهاند.
«لحسائی» را در متون مکتبی دیدهایم. نمونهاش تعبیر عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در کتاب هدایة الصبیان است: «جناب شیخ احمد پسر شیخ زینالدین لحسائی» (مکارم الابرار (فارسی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۵؛ ج۸، ص۸).
چون این نامۀ فتحعلی شاه به زبان عربی است، غلطهای متعدد تایپی در چاپ آن رخ داده. ایکاش محققینِ کتاب متون عربی را با متخصصان فن درمیان میگذاشتند!
عنوان نامه چنین است:
«رسیله همایون که در جواب مکتوبات جناب قدوةالمحققین آقا شیخ احمد لحائی [لحسائی ظ] سمت ترقیم یافت.»
این رساله چنین آغاز میشود:
«أحمد الله علی ما حمده الحامدون [...] و بعد، نکشف نقاب حسناء توجهنا بالوجه الأحسن لوجه الشیخ الکامل الفاضل الخلیل العالم العامل النبیل جامع اصول المعالم و المعارف ناشر معارف المعالم بالعوارف الحاوی للفضائل الجلیلة الحائر [الحائز ظ] للخصائل الجمیلة علامة العلماء الأعلام مفخر الفضلاء الفخام [...].»
تاکنون این نامه دراختیار ما نبوده است و برای اولین بار در کتاب برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه بهچاپ رسیده. این نیز یکی دیگر از اسناد شهرت شیخ مرحوم در اوساط علمیه ایران و عراق است؛ چراکه همین شهرت و موقعیت سبب جلب توجه فتحعلی شاه شد.
شایان ذکر است که در صفحه ۱۳۵، نامۀ کوتاه دیگری از فتحعلی شاه خطاب به «جناب شیخ احمد» آمده که همان نامۀ مذکور در سفینة الفرامین است که پیشاز این نیز دردسترس بوده است.
بعضی مکتوبات دیگر این کتاب نیز جالبتوجه است. ازجمله، نامهای مفصل با محوریت شخص امانالله خان، والی کردستان، که در صفحات ۱۴۸ تا ۱۵۱ از کتاب یادشده چاپ شده است.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet
✔️🔻نسیم احساء از قطیف
با دیدن او احساس کردم که بهسختی اعتماد میکند. اما چند دقیقهای که گذشت، متوجه شدم اگر اطمینان کند، مهربانانه با همهٔ حواسِ خود دل میدهد. و وقتی مخاطب خود را همرشتهٔ خود بیابد و همنوا و همدرد ببیند، با تمام وجود، آنچه را تجربه کرده بیان میکند.
سخن را با نام جدّ اعلای او آغاز کردم. به او گفتم: جدّ شما شاگرد مستقیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم بوده و از خوان علم آن بزرگواران توشه برداشته و در کتابهای خود منعکس کرده است. به او گفتم: خواستم شما را زیارت کنم؛ چراکه خون «شیخ محمد آل عبدالجبار» در وجود شما جاری است. با شنیدن نام جدش، رخسارهاش گشوده شد و با احترام و تجلیل از او یاد کرد.
شیخ محمد آل عبدالجبار از علماء و فقهاء بارز شیعه بود. شخصیتی بود که علماء نجف اشرف راضی شدند که وی میان ایشان و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته حَکَم باشد و سید رشتی نیز رضایت داشتند. هرچند شرایط برگزاری مناظره هیچگاه مهیا نشد؛ اما او حسب وظیفه انسانی و شرعی خود، کتابی با عنوان خلاف علماء النجف نوشت و از سید و شیخ اعلی الله مقامهما دفاع جانانهای کرد.
سید مرحوم در برخی تصنیفات خود از او یاد کرده است. در موضعی میفرماید: «الشیخ العالم الممجد المسدد المؤید، مولانا الشیخ محمد آل عبدالجبار، کان عالماً فاضلاً فقیهاً مجتهداً حکیماً متتبعاً متدیناً متواضعاً منصفاً [...]» (جواهر الحکم، ج۷، «دلیل المتحیرین»، ص۲۸۸).
از کتابخانه جدش سؤال کردم. اشاره کرد که متأسفانه این کتابخانه به سرقت رفته. از بعضی تلاشهای معاصران برای شناسایی و جمع این میراث گسیخته سخن گفتیم. اظهار خوشحالی میکرد. اما دل پرخونی داشت.
مخطوطات چندانی از جدّ خود نداشت. چند کتاب تازهمنتشرشده از آثار ایشان را فیالمجلس تقدیم کردم، تشکر فراوان کرد.
پرسیدم: آیا خود شما برای حفظ میراث اجدادی تلاش کردهاید؟ روشن شد تمرکز او بر حفظ کتابها نیست. در زمینه دیگری فعال است: ایشان روی اَملاک و وقفیات خاندان آل عبدالجبار کار میکند و ظلمهایی را که بر زمینهای وقفی شده پیگیری میکند تا احقاق حق نماید. در قطیف دراین زمینه انگشتنما شده و با بسیاری از قضات و علماء هم درگیری دارد. خاندان پشت او را نمیگیرند (بنابر تعبیر او، بهعلت کمفرهنگی و بیسوادی و بیخبری) و او بهتنهایی تحریفهایی را که در اسناد وقفی رخ داده شناسایی کرده و پیگیری میکند. یکیدو نمونه را به تفصیل توضیح داد؛ غریب بود... . در دفاع از میراث خاندانش تعصب داشت. هنگام سخن، حزن دل و تصلب، همزمان، در چهرهاش هویدا بود.
او که بهمثابه امت واحده بود، درکنار این تلاش، برای اهلالبیت علیهمالسلام هم مدیحهسرایی میکرد. شاید در مجالی دیگر باید از اشعار او گفت و نوشت. در مجالس غم و شادیِ این بزرگواران حضور مییافت و در وقت نمازها اذان میگفت یا دعاء قرائت میکرد.
اگرچه ساکن قطیف بود، اما همکلامی با او نسیمهای احساء را درپی داشت؛ چراکه عربیت او لهجه آن نواحی را داشت و ازطرفی هم آشنا با بزرگان دین اعلی الله مقامهم بود و شاخصه مهمش این بود: همخونی با جناب شیخ محمد آل عبدالجبار.
دهم ماه صفر ۱۴۴۶ بود که او را دیدم. اما اولین دیدار ما آخرین دیدار شد. چند روزی است که عبدالعزیز آل عبدالجبار از دنیا رحلت کرده است، عبدالعزيز بن سعيد بن محمدعلی بن ضيف بن مهدی بن محمد آل عبدالجبار. او آخرین فردی است که از خاندان شیخ محمد آل عبدالجبار میشناسم و توفیق دیدارش دست داد.
خداوند خاندانهای علمیِ مکتبی را محافظت کند و نسلِ علمیِ مکتبیِ ایشان را زیاد نماید. رَحِمَ اللهُ الماضینَ مِنهم وَ اَطال بَقاءَ الغابِرین.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet
23.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺فضائل بیت المقدس
و
فیلمی قدیمی از قدس، آوریل 1897 م
@AghayedNet
هدایت شده از AghayedNet
▪️۲۷ جمادی الثانیة، سالروز وفات مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله علیه
@AghayedNet
هدایت شده از AghayedNet
@AghayedNetرویکرد_مرحوم_نوری_رضواناللهعلیه.mp3
زمان:
حجم:
33.2M
🔺فایل صوتی نشست
🔸با موضوع:
رویکرد مرحوم نوری رضوان الله علیه
به اندیشه شیخ احسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دورهٔ قاجار
در جلد اول، بخشهایی از خاتمهٔ ناصریهٔ عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نقل شده است.
در جلد دوم، مکتوبی از مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله تعالی علیه منتشر گردیده است.
@AghayedNet