پدیده چهارفصل.pdf
حجم:
801.2K
🔺بهار؛ از دیدگاه مکتب استبصار
برگرفته از کتاب گزارشی کیهانی از رسائل بزرگان مکتب استبصار (شیخیه باقری)، ص۴۴ تا ۵۱
@AghayedNet
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۴ آقای علیرضا ذکاوتی قراگوزلو از دنیا رحلت کرد.
🔺خاطرهای از دیدار و گفتوگو با جناب آقای دکتر علیرضا ذکاوتی قراگوزلو و عیادت ایشان
در تاریخ جمعه ۲۴ آذر ۱۴۰۲، دوم جمادی الثانی ۱۴۴۵
دکتر ذکاوتی نویسنده و پژوهشگر در ادبیات فارسی و عرفان اسلامی است و در بعضی مقالات خود، به کتاب گرانسنگ مباحثی پیرامون آیه شریفه بقیت الله خیر لکم... ارجاع داده است.
ایشان در کتاب سیر تاریخی نقد ملاصدرا، نامه سید جلالالدین آشتیانی را نقل کرده است که خطاب به آقای ذکاوتی نوشته بوده: «تکفیر برغانی [اینکه محمدتقی برغانی شیخ احسائی را تکفیر کرد] نه امر شرعی بود، نه امر عقلی.»
در این دیدار، درباره مرحوم شیخ احمد احسائی و مکتب ایشان و بعضی مکاتب دیگر گفتوگو کردیم و مجلداتی از کتاب بقیت الله... تقدیم ایشان شد.
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشرشده
معدن الانوار و مشكاة الأسرار: مقدّمة تفسير مفتاح الجنان فی حلّ رموز القرآن
از آثار محمّدصالح برغانی
جالب توجه است که غیراز محمدتقی برغانی، افراد مختلفی از این خاندانِ علمی به مرحوم شیخ احمد احسائی ارادت داشتند و از شاگردان ایشان محسوب میشدند.
شیخ محمدتقی برغانی، شیخ محمدصالح برغانی و شیخ ملا محمدعلی برغانی سه برادر بودند. اگرچه شیخ محمدتقی حادثه تکفیر را پیش آورد، ولی دو برادر دیگر به شیخ ارادت داشتند.
شیخ مرحوم برای سیده آمنه، دختر شیخ محمدعلی قزوینی، همسر محمدصالح برغانی، اجازهای مرقوم فرمودند. محمدصالح خود نیز از ارادتمندان به شیخ مرحوم بود. قرینهای مهم بر این ارادت، نامه مرحوم میرزا محمود نظامالعلماء است که پساز رحلت محمدصالح، برای فرزند او ملا عبدالوهاب ارسال کرد. این نامه بطلان گفتار کتاب قصصالعلماء درباره مرحوم محمدصالح برغانی را آشکار میکند.
@AghayedNet
🔺از دروس عالم ربانی، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، اعلی الله مقامه
🔸در تفاوت دلیل انّی و لمّی و استدلال در مسائل، با توجه به دلایل توحیدی:
اغلب مسائل را باید از مبادی گرفت و آمد پایین. و هر مسئله را که از بالا میگیری میآیی پایین، سیلابی است که خاشاکها را برمیدارد میرود. از پایین که به بالا میروی، خار و خسک و خاشاک و شک و شبهه در سر راهش پیدا میشود.
و ملتفت باشید که جمیع اهل باطل نه همین است عمداً چیزی را بخواهند ببندند به جایی و همهاش تقلبات باشد. لامحاله یک چیزی یک جایی داشتهاند و معذلک به راه باطل رفتهاند. و سببش همه همین است که از این راه نرفتهاند و این راه راه پرآشوب است، «ظلمات بعضها فوق بعض». و اهل حق همیشه از بالا به پایین میآیند و در این راه شک و شبهه پیدا نخواهد شد.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸اگر تربتی را که مهروموم شده است باز کنیم و مقداری از آن را داخل ظرفی دیگر بریزیم و به شخصی بدهیم، آیا اثر تربت کم میشود؟ (منظور این است که مقداری از آن را بدون حل کردن در آب، به آن شخص بدهیم تا برای مدتی استفاده کند.)
🔹پاسخ:
بهتدریج کم میشود.
🔸اشخاصی که به بیماری مسری کرونا یا دیگر بیماریهای سخت مبتلا شدهاند، آیا اجازه هست که در مدتزمان ابتلاء، هر شب یا هر روز، مقداری تربت مقدس سیدالشهداء علیهالسلام را طبقِ دستورِ استفاده، بهعنوان دواء و شفاء میل کنند؟
پاسخ:
🔹تربت برای استشفاء است و جواز مکرر خوردن آن را در فرمایشها ندیدهام؛ دارو نیست.
🔸آیا تربت را میشود به حیوان هم داد؟ (مثل مرغ در مرغداری)
پاسخ:
🔹نهی نشده. اشکالی ندارد.
🔸تماس با تربت سیدالشهداء علیهالسلام و تسبیح تربت آن حضرت بدون وضو چگونه است؟
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد. از مواردی نیست که وضو دستور داده شده است. مگر برای برداشتن تربت و مهر کردن آن که دستور مخصوصی دارد.
🔸اشکالی ندارد که مهر تربت سیدالشهداء علیهالسلام را وقتی سیاه میشود، روی حرارت بخاری قرار بدهیم؟ (نظر به اینکه فرمودهاند که گوشت و خون سیدالشهداء با تربت مخلوط شده است.)
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد. برخی مهرهای تربت را در کوره آجرپزی میپزند.
🔸آیا لعن اعداء با تسبیح تربت اشکال دارد؟
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد.
@AghayedNet
✔️🔺دیوان الإجازات المنظومة
تنظیم سید محمدرضا حسینی جلالی
و اجازهای منظوم به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔸اجازه، در اصطلاح محدّثان، معنای خاصی را افاده میکند.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد نیاز به مراسمی داشته است و به شَکلهای مختلفی انجام میشده که یکی از آن موارد «اجازه» است. اجازه انواعی دارد.
🔸دیوان الإجازات المنظومة مشتمل است بر شصت و یک قطعه از اجازاتی که از قرن دوم تا به امروز، به زبان نظم ارائه شده است.
این دیوان پیشاز این در مجله تراثنا (سال نهم، عدد ۳۵ـ۳۶)، منتشر شده بود.
🔸در بخشی از این دیوان، به اجازه منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است. وی در مقام اجازه دادن به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی چنین سروده است:
و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقته لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنیٰ
فنعم الطریق له و المجاز
🔸حاصل معنی:
من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه میدهم و او خوب کسی است که اجازه دریافت میکند.
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن گزافه نیست و حقیقت است.
پروردگارم او را برای رسیدن به آرزوهایش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که میرود.
@AghayedNet