🔺عبارت تملک شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بر کتاب غرائب الاخبار سید عبدالله شبر.
@AghayedNet
🔺تمرین خط
دستخط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه
بههمراه یادداشت این بزرگوار درباره تاریخ تشرف به حج در سال ۱۲۳۲ قمری
🔸تمرین خطّ کتبت بید الشیخ المرحوم
وشهادة حجّ بیت الله الحرام في عام ۱۲۳۲ هجریة
@AghayedNet
🔺سند وقف مدرسه علمیهای در همدان همراه گواهی صحت وقف برخیاز علماء از جمله عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
🔸سند وقفیة مدرسة علمیة في همدان من موقوفات اعتمادالدولة شیخ عليخان زنگنه، مع شهادة صحة الوقف من جانب علماء کثیرة منهم الشیخ المرحوم الأحسائي
@AghayedNet
✔️🔻 ابواسحاق ثقفی و انتشار ظاهر دین در اصفهان؛ عالم ربانی شیخ احمد احسائی (اع) و نشر باطن دین در این دیار
🔸بخش یکم
ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی از شیعیان برجسته نیمه دوم قرن سوم هجری است. نسب او به سعد بن مسعود ثقفی، عموی مختار ثقفی، میرسد و نجاشی نیز از او یاد کرده است. ابواسحاق نزدیک به پنجاه جلد کتاب نگاشت که جز چند مورد، بیشترِ آن آثار تاریخی بود و عمدتاً به تحولات شیعی اختصاص داشت؛ ازجمله: السقیفة، فدک، اخبار عمر، اخبار عثمان، مقتل عثمان، بیعة علی، الجمل، الصفین، الغارات، قیام الحسن علیهالسلام، مقتل الحسین علیهالسلام.
ازمیان همه این آثار، تنها کتاب الغارات باقی مانده است. انجمن آثار ملی، در سال ۱۳۹۵ ق (مطابق با ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ ش)، این کتاب را با تصحیح استاد محدّث ارموی چاپ کرد. در مقدمه، استاد ارموی شرححال مؤلف را همراه با فهرست مشایخ او (۳۲ نفر) و شاگردان و راویانش (۱۲ نفر) آورده است.
هجرت به اصفهان و نشر فضائل اهلبیت علیهمالسلام
نقل شده که ابواسحاق ثقفی در کوفه کتاب المعرفه را نوشت که در آن، مناقب اهلبیت علیهمالسلام و مثالب دشمنان ایشان را گردآوری کرده بود. اما اصحابش از ترس نواصب او را از انتشار آن نهی کردند و به تقیه توصیه نمودند.
مرحوم ثقفی از آنان پرسید: دورترین شهر از عقاید شیعه کدام شهر است؟
گفتند: اصفهان.
او که به صحت مطالب خود اطمینان داشت، سوگند یاد کرد که کتاب خود را تنها در اصفهان روایت کند و چنین کرد.
«کان سبب خروجه من الکوفة أنه عمل کتاب المعرفة و فیه المناقب المشهورة و المثالب. فاستعظمه الکوفیون و أشاروا علیه بأن یترکه و لا یخرجه. فقال: أیّ البلاد أبعد من الشیعة؟ فقالوا: إصفهان. فحلف [ان] لا أروی هذا الکتاب إلّا بها. فانتقل إلیها و رواه بها ثقة منه بصحة ما رواه فیه.»
علماء این واقعه را نشانۀ پایداری مرحوم ثقفی در اعتقاد به تشیع دانستهاند.
او در اصفهان به تبلیغ تشیع پرداخت و تا پایان عمر همانجا ماند. گفتهاند: گروهی از علماء قم، ازجمله احمد بن محمد بَرقی (صاحب المحاسن)، نزد او رفتند و از وی خواستند به قم مهاجرت کند. اما او نپذیرفت و در سال ۲۸۳ ق در اصفهان درگذشت.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻 ابواسحاق ثقفی و انتشار ظاهر دین در اصفهان؛ عالم ربانی شیخ احمد احسائی (اع) و نشر باطن دین در این دیار
🔸بخش دوم و پایانی
تشابه تاریخی: از ابواسحاق تا شیخ احمد احسائی (اع)
ماجرای مرحوم ثقفی، در قرن سوم هجری، یادآور حکایت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است؛ بلکه بهتعبیری، حکایت شیخ مرحوم تکرار آن واقعۀ تاریخی است، اما با تفاوتهایی.
ثقفی به اصفهان رفت، زمانی که هنوز مردم آن با اهلبیت علیهمالسلام آشنایی نداشتند و تشیع رسمی در آنجا شکل نگرفته بود. اما شیخ، در دورهای وارد اصفهان شد که این شهر به پایتخت علمی شیعه بدل شده بود.
با این حال، تشیع در آن زمان هنوز در مرحلۀ «اسلام به اهلبیت» قرار داشت؛ یعنی در ظاهر، تابع اهلبیت علیهمالسلام بود، اما در عمق علمی، پیروی کامل نداشت.
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه میفرماید:
«[...] چنانکه به پیغمبر اسلامی بود و ایمانی بود، همچنین به ائمه طاهرین هم اسلامی و ایمانی است. چنانکه در کافی مروی است که فرمودند علیهمالسلام که ما کل من یقول بولایتنا مؤمناً و إنما جعلوا أنساً للمؤمنین؛ یعنی نه هرکس قائل به ولایت ماست مؤمن است؛ ولکن خلقت شدهاند بهجهت انس بودن ازبرای مؤمنین. پس در تشیع هم مسلمی و مؤمنی است و فضائل مال مؤمنین است.
خدا در قرآن میفرماید که قالت الأعراب آمنا قل لمتؤمنوا و لکن قولوا أسلمنا و لمّا یدخل الإیمان فی قلوبکم؛ یعنی گفتند اعراب که ایمان آوردهایم. بگو به ایشان که ایمان نیاوردهاید؛ ولکن بگویید که اسلام آوردهایم. و هنوز داخل نشده است ایمان در دلهای شما.
[...] و علامت دخول ایمان در دلها انتشار ایمان است در اطراف؛ چنانکه روح در دل است و در کل بدن منتشر. [...] اگر تصدیق به رسول و ائمه علیهمالسلام از بیرون دل است، در کل بدن منتشر نمیشود و جمیع بدن به نور ایمان که عبادت است مستنیر نمیگردد. و اگر در دل است، نور ایمان هم در کل بدن منتشر میگردد [...]» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»، ص۹۵).
بنابراین، ایمان به ولایت اهلبیت باید از عمق دل برخیزد، تا در رفتار، علم، عبادت و ولایتپذیری آشکار گردد. ایمان ظاهری، بی نفوذ در دل، «اسلام» است، نه «ایمان». و ایمان ناقص، بهتعبیر اخبار، سودی ندارد.
مرحوم شیخ احمد احسائی در اصفهان
شیخ مرحوم از سرزمین عرب به ایران آمد. سینهاش مالامال از مناقب عترت طاهره و بهتبع، سرشار از بغض دشمنان ایشان بود. او در اصفهان ساکن شد؛ در زمانی که مکتب فلسفی اصفهان رونقی دوباره یافته بود. اما شیخ، بی هیچ ترس و تردیدی، به تبیین معارف اهلبیت علیهمالسلام پرداخت. او به آنچه نقل میکرد، اطمینان کامل داشت؛ همانگونه که مرحوم ثقفی در ثبت الغارات یقین داشت.
شیخ علمِ فضائل را گسترش داد و علماء بزرگی همچون ملا علی نوری در درس او حاضر شدند و به علم او شهادت دادند.
مرحوم سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه، در بخشهایی از دو نامه به ملا رجبعلی یزدی، وضعیت آن روزهای اصفهان را چنین توصیف میفرماید:
«عصرها از فوائد درس میفرمایند. همگی فضلاء حضور بههم میرسانند. آخوند ملا علی اغلب اوقات تشریف میآورند و از فرائد فوائد به خزینه سینه جای میدهند و اخذ میفرمایند.»
«آخوند ملا علی نوری و میرزا باقر نواب و حاجی ابراهیم کلباسی و آقا میرزائی مدرس و امثال اینها مکرر در مجلس درس حضور بههم می رسانند و مستفسر میشوند. والله احدی قدرت تکلم ندارد.»
از قرن سوم تا سیزدهم، اصفهان شاهد دو هجرت الهی بود: ابواسحاق ثقفی، ناقل تاریخ و فضائل اهلبیت علیهمالسلام، با نشر ظاهر دین، در انتشار ظاهر تشیع نقش داشت و شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، با تبیین معارف باطنی، عمق ایمان علوی را در دل عالمان و جامعه شیعی گسترش داد. این دو چهره، در دو عصر متفاوت اما با یک مأموریت الهی، به احیای دین در ظاهر و باطن پرداختند.
۲۱ ذوالقعده ۱۴۴۶
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸پساز وقوفِ اضطراریِ خانمها در مشعر، ایشان را شبانه برای رمی جمرات میبرند. تکلیف چیست؟
پاسخ:
🔹اگر برایشان میسّر است، فردای آن شب (روز عید) هم بههمراه آقایانشان برای رمی بروند. و اگر میسّر نیست، در روز یازدهم، پساز رمی آن دو جمره، به جمرۀ سوم که در شب عید آن را رمی کردهاند، ابتداء هفت سنگ بهنیتِ رمیِ روزِ عید بزنند و پساز آن، رمی روز یازدهم را انجام دهند.
#پرسش_و_پاسخ
🔸کسی که میخواهد در روز یازدهم، هم قضای رمی روز دهم را بهجا آورد و هم رمی آن روز را، آیا باید اول قضای رمی جمرۀ سوم را انجام دهد و سپس برگردد و بهترتیب جمرات سهگانه را رمی کند یا میتواند اول جمرۀ اول و دوم را بهنیت روز یازدهم رمی کند و سپس جمرۀ سوم را یک بار بهنیت قضای روز گذشته و یک بار بهنیت ادای همان روز رمی کند؟
پاسخ:
🔹هر دو صورت جایز است. هرکدام راحتتر است، آن را انجام دهد. ولی بهتر آن است که اگر برایش میسر است، در صبح قضای دیروز را انجام دهد و هنگام ظهر برای روز یازدهم رمی کند.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده ترجمه ظلمات الهاویة فی مثالب معاویة، اثری از مرحوم نوری رضوان الله تعالی علیه
🔺کتاب تازهمنتشرشده
چاپی تازه از
ظلمات الهاویة فی مثالب معاویة
@AghayedNet
✔️🔻کتاب کفایة المسائل،نگاشتۀ عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، از دیدگاه علماء و پژوهشگران
سخن درباره این کتاب مبارک و مهم تکنگاری مفصلی میطلبد. عجالتاً اشاره میکنیم که بهتازگی یکیاز پژوهشگران در فضای مجازی درباره این کتاب چنین نوشته است:
«کتاب فقهی دوجلدی کفایة المسائل اثر شیخ محمدباقر اصفهانی همدانی (م: ۱۳۱۹ ق) از اعقاب ملا محمدباقر محقق سبزواری (صاحب ذخیره و کفایة الأحکام) و از فقها و بزرگان شیخیه است. مرحوم استاد علامه روضاتی در تکملة طبقات أعلام الشیعة آن را معرفی کرده و نوشته: یذکر الاجماعیات فی الغالب و نثر الکتاب فی غایة السلاسة و الجودة.
تمجید مرحوم استاد روضاتی انگیزهای شد که نسخه چاپ سنگی کتاب را پیدا کرده و اکنون تقدیم محققان میشود.»
دو مطلب را میافزاییم:
نخست نقل عبارات کامل جناب روضاتی است از تکملة طبقات اعلام الشیعة (چاپ اول: تهران، مکتبة، متحف و مرکز وثائق مجلس الشوری الاسلامی، ۱۳۹۱ ش)، ص۴۷۳. ایشان مینویسد:
«الشیخ المیرزا محمدباقر الهمدانی ص۲۰۰: أقول و طبع له أیضاً کتاب کفایة المسائل فی الفقه بالفارسیة رأیت فی شهر جمادیالآخرة سنة ۱۴۱۸ نسخة مخرومة الأوّل و الآخر بحجم الربع من ص۲۱ إلی ۶۴۲ طبعة حجریة جیّدة صنعت فی مطبعة تبریز فی الظاهر یبتدأ فی المجلد الثانی من کتاب الجهاد و ینتهی بکتاب الدیات عناوینه فی طول الکتاب (مسئلة، مسئلة) یذکر الاجماعیات فی الغالب و نثر الکتاب فی غایة السلالة [السلاسة صح] و الجودة و هذا ما فی خاتمة کتاب الجهاد قال: تمام شد کتاب جهادَین بعونالله در روز یکشنبه بیست و پنجم شهر ذیقعده از سنه هزار و سیصد و هفت حامداً مصلیاً مستغفراً انتهی. و لما رأیت هذه النسخة المذکورة عند الحاج مجتبی ایمانیه نظرت فی عامة الفهارس للمطبوعات و لمأجد فیها عنواناً لکفایة المسائل فراجعنا فهرست الفبائی کتب خطی للآستانة المقدسة فی المشهد الرضوی تألیف محمدآصف فکرت فرأیت فی ص۴۶۷ أن هناک فی الخزانة نسخة من کفایة المسائل لمیرزا باقر بن جعفر الهمدانی رقمها ۲۸۰۸ بخط النسخ و تاریخها سنة ۱۳۰۶ انتهی فاهتدیت لمعرفة الکتاب و مؤلفه و الحمدلله و ذلک فی لیلة ۱۷ ج۲ سنة ۱۴۱۸ و لایخفی أن له فی الجهاد الأکبر مباحث اعتقادیة هامة و ذکر هناک من ص۲۴ إلی ۳۵ دعوة علیمحمد الشیرازی مدعی البابیة و مباهلته فی اصفهان و کان المصنف هناک حاضراً فلیراجع.»
مطلب دوم و پایانی در این مجال اینکه جناب آقای رضا استادی نیز در کتاب ده رساله (چاپ دوم: قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۰ ش)، ص۴۱۶، به این کتاب ارجاع دادهاند. مناسب است عبارت ایشان را هم نقل کنیم:
«و قال المیرزا محمدباقر بن محمدجعفر من أحفاد المحقق السبزواری فی کتابه کفایة المسائل الطبع الحجری: شهادت به امارت امیرالمؤمنین و ولایت آن بزرگوار و سایر ائمه طاهرین علیهمالسلام بعداز شهادت به توحید و نبوت بالاستقلال در هر موضعی مستحب است چنانکه در احادیث وارد شده و خلافی در آن نیست و شعار شیعه اثناعشری این است که در اذان و اقامه بعداز شهادت به توحید و نبوت شهادت به امارت و ولایت آن بزرگوار صلوات الله و سلامه علیه میدهند.»
@AghayedNet