🔺اشعاری از مرحوم علینقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی (برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علی نقی احسائی)
▪️۲۱ ذوالقعده (و طبق نقلی ۲۲) رحلت مرحوم شیخ احمد احسائی است.
@AghayedNet
AghayedNet
🔺اشعاری از مرحوم علینقی اَحسائی در رثاء پدر بزرگوارش مرحوم شیخ احمد اَحسائی (برگرفته از نسخه خطی دی
✔️اشعار مرحوم شیخ علینقی احسائی در رثاء پدر
🔻برگرفته از نسخه خطی دیوان مرحوم شیخ علینقی احسائی
١. لله محتد مجد حلّ فی جدث
طهر بطیبة مذ طابت سجایاه
٢. مطهر قد اطاب الله مغرسه
من الرذایل برّاه و صفّاه
٣. و خصّه بجوار خیر مختبر
و شاهد الصدق فیه حین اواه
۴. لو یعلم الواصف المطری مدائحه
لضاق ذرعاً بما اولاه مولاه
۵. و کفّ منحسراً عن وصف من عجزت
رؤس المنابر ان تحصی مزایاه
۶. لو یعرف الناس منه بعض ما جهلوا
ضلّوا بوصف الذی فی نعته تاهوا
〰️〰️〰️〰️〰️
حاصل معنی:
١. به خدا قسم چقدر بزرگ است آن کسی که بزرگواریها، پی در پی، بدن مطهر او را فرا گرفته است. آنچنان بدنی که پاک و پاکیزه بود و در سرزمین پاک (طیبه نام مدینه به معنای پاک و پاکیزه) جای گرفت و از این جهت شایسته دفن در آن دیار پاک شد که اخلاق و سرشت او از هرگونه آلودگی پاک بود .
٢. او چنان پاکیزه بود که خداوند عالم نهالگاهِ وجود او را از ناپاکیها و فرومایگیها و پستیها پیراسته و صاف گردانیده بود.
٣. و مخصوص گردانیده بود او را برای آرمیدن در جوار بهترین آزموده (اشاره است به مقام اصطفاء و اجتباء رسول الله صلی الله علیه و آله) و بهترین گواه برای راستی این سخنم درباره آن بزرگوار، همان فضیلتی است که در هنگام دفن او ظاهر شد (شاید اشاره باشد به خواب والی مدینه و استقبال از جنازه شیخ اعلی الله مقامه.)
۴. آن وصفکنندهای که به نیکی او را ستوده، اگر مدایحش را میدانست قطعاً خود را ناتوان مییافت در مقابل آنچه که مولایِ شیخ اع او را به آن مدایح مخصوص گردانیده است.
۵. و قطعاً از مدح او خودداری میکرد؛ چرا که هیچگونه مدحی را که لایق او باشد نمییافت. و چگونه یک مدحکننده میتواند وصف کند کسی را که تمامی مداحان بر بالای منبرها از شمارش برتریهای او عاجز و ناتوانند.
۶. اگر مردم از بعضی فضایل آن جناب که نمیدانند آگاه میشدند، قطعاً برای توصیفِ کسی که در ستودنش همگان سرگردانند، حیران میشدند؛ زیرا مدحی که شایسته او باشد نمییافتند.
@AghayedNet
🔺تصویر عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه
در موزه دولتی گرجستان (کتاب فراسوی مه، ص ۴۹)
@AghayedNet
🔺فتوایی از مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه بهخط و مهر ایشان
🔸استفتاء من الشیخ المرحوم الأحسائي بخطه ومختومة بخاتمه
@AghayedNet
🔺پاسخ چند پرسش بهخط مرحوم شیخ احمد اَحسائی نفعنا الله بعلومه
🔸رسالة مختصرة من الشیخ المرحوم کتبت بخطه
@AghayedNet
🔺سند وقف مدرسه علمیهای در همدان همراه گواهی صحت وقف برخیاز علماء از جمله عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع
🔸سند وقفیة مدرسة علمیة في همدان من موقوفات اعتمادالدولة شیخ عليخان زنگنه، مع شهادة صحة الوقف من جانب علماء کثیرة منهم الشیخ المرحوم الأحسائي
@AghayedNet
@AghayedNetبسیط الحقیقة.mp3
زمان:
حجم:
44.8M
🎧رساله در رد جمله مشهور «بسیط الحقیقة کل الأشیاء» و رد شبهه از مسئله اسماء الله و از مسئله رابطه میان خالق و مخلوق
🔸از آثار عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
📜فهرست مطالب
🔹رد جمله مشهور بسیط الحقیقة کل الاشیاء 01:09
🔹رد شبهه ازمسئله اسماء الله 25:45
🔹رد شبهه از مسئله رابطه میان خالق و مخلوق 29:29
@AghayedNet
🔺عبارت تملک شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بر کتاب غرائبالاخبار سید عبدالله شبر.
🔸درباره مناسبات علماء عتبات و ايران با شيخ مرحوم اعلی الله مقامه تاکنون تحقيقات متعددی صورت پذيرفته، اما در ارتباط با مناسبات سيد عبدالله شبر با شيخيه تاکنون توجهی از سوی محققان ابراز نشده است. موضوعات متعددی علاقه مشترک اين دو شخصیت را تشکيل میداده است.
مرحوم شبر، اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سید مرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره میکردهاند.
در اجازهای از مرحوم سيد کاظم رشتی، از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی که حاکی از عمق اعتقاد او به سيد عبدالله شبر است، ياد میکند. از گفتار سید مرحوم در دليلالمتحيرين، چنين برمیآيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با شیخ مرحوم بسيار خوب بوده است.
سید مرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن و از پسر عموی شبر بهعنوان کسانی که از دوستداران شيخ أحسايی بودهاند، ياد میکنند.
میدانيم که مرحوم شبر مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه نيز قرار گرفته بوده است.
@AghayedNet
🔺تمرین خط
دستخط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله شأنه
بههمراه یادداشت این بزرگوار درباره تاریخ تشرف به حج در سال ۱۲۳۲ قمری
🔸تمرین خطّ کتبت بید الشیخ المرحوم
وشهادة حجّ بیت الله الحرام في عام ۱۲۳۲ هجریة
@AghayedNet
▪️در ایام رحلت عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اَشادَ اللهُ شأنَه
تقدیم میشود:
@AghayedNet
✔️دیدگاه مکتب استبصار (شیخیه) درباره جابر بن حیان
🔹🔸و ارائه گزارشی از «کتاب البیان»
@AghayedNet
✔️🔻دیدگاه مکتب استبصار (شیخیه) درباره جابر بن حیان و ارائه گزارشی از «کتاب البیان»
🔸بخش اول
جابر بن حیان شخصیتی جنجالی در تاریخ اسلام و تشیع است. مؤلفات فراوانی به او منسوب است که در این کتابها اقوالی را از حضرت صادق علیهالسلام نقل کرده و از ایشان به «سیدی» تعبیر آورده است.
برخی به وجود چنین کسی با این نام و مشخصاتِ تاریخی اذعان کردهاند و برخی او را توهمی بیش نمیدانند. بعضی پژوهشگران این نام را عنوانی رمزی معرفی کردهاند و وراء این نام، جمعی اهل قلم را تصور کردهاند. بعضی او را همراه جعفر برمکی دانسته و تعبیرات کتابهای او را راجع به او دانستهاند و نَه جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام.
درباره اهداف او از نگارش در علم کیمیا و نسبتدادن آن به حضرت صادق علیهالسلام نیز گفتوگو فراوان است. آیا میخواسته وجهه عمومی حضرت را از «امام» بودن به یککیمیاگر تغییر دهد؟ یا نیت او تبلیغ امر حضرت بوده است؟ گذشته از آنکه برخی «کیمیادانیِ» حضرت صادق را زیر سؤال بردهاند!
غیر از کیمیا، بعضی معتقَدات گروههای افراطی و غالیِ شیعه در مکتوبات جابر گزارش شده است. با ترجمه کتاب «پییر لوری» در ایران با نام کیمیا و عرفان در سرزمین اسلام تردیدها درباره این شخصیت بیشتر شد. (کیمیا و عرفان در سرزمین اسلام، پییر لوری، ترجمه زینب پودینه آقایی و رضا کوهکن، چ اول، تهران: طهوری و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، ١٣٨٨ش)
در این نوشتار کوتاه در پی اثبات یا نفی دیدگاهها نیستیم؛ چراکه جرح و تعدیل این گزارهها نیازمند تکنگاری دیگری است. همینقدر اشاره میکنیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم ازو نام برده و در مباحث کیمیا، مکتوباتی از او را نقل کردهاند.
به اشاراتی در مکتوبات بزرگان دین اشاره میکنیم. نخستین اشاره، واکنش شیخمرحوم اعلیاللهمقامه است در کتاب کشکول خود. ایشان در «باب الجیم» اشعاری را درباره جابر بن حیان نقل فرمودهاند و فرزند ایشان مرحوم محمدتقی احسائی در مقابلِ این ابیات، اشعاری را سروده است. سپس شیخ مرحوم در پاسخ به اشعارِ مرحوم محمدتقی، اشعاری سرودهاند! عبارات کتاب کشکول چنین است:
«قیل:
یا ذا الذی بعلومه، ضل الاوائل و الاواخر
ما انت الا کاسر، کذب الذی سماک جابر
قال محمدتقی بن احمد بن زینالدین:
یا ذا الذی بعلومه، اغنی الاوائل و الاواخر
ما انت الا جابر، کذب الذی سماک کاسر
فالحکمة النوراء یدخل، خدرها من کان ماهر
ما کل مَن صحب الامانی، حیث صار القوم صائر
قال ابوه احمد بن زینالدین لما وقف علی مدحه لجابر:
یا ذا الذی بعلومه، ضل الاوائل و الاواخر
ما انت الا کاسر، کذب الذی سماک جابر
غطّی الضیا بظلامه، و البخل شیمة کل فاجر
کاللیل فیه مثاله، مذ صح ان اللیل کافر.» (جوامعالکلم، ج١٠، ص٨٧)
شیخمرحوم در این ابیات اخیر، موضع گوینده اشعار را تصدیق میفرمایند و به بخیلبودن جابر بن حیان اشاره کرده و «کاسر» بودن او (در مقابل جابر بودنش) را تأیید میفرمایند.
جالب است که اشاره کنیم سالها قبل دیوان شیخ مرحوم در بیروت به چاپ رسید و چون این چند بیت از شیخ مرحوم است، در پایان دیوان منتشر شد. محقق، برای توضیح این ابیات پاورقی زده و نوشته است میان روات، دو جابر را میشناسیم: جابر بن عبدالله انصاری و جابر بن یزید جعفی و شرححال مختصری از هر دو نقل کرده است و منظورش این است که این ابیات، اشاره به یکی از این دو شخصیت است و جابر بن یزید جعفی را ترجیح داده است! (دیوان الشیخ الاوحد الأحسائی، تحقیق و تعلیق: راضی ناصر السلمان، بیروت: مؤسسة البلاغ، ٢٠٠٣م، ص۵٠۵ تا۵١٠)
و حال آنکه این دو از اعاظم اصحاب ائمه بودهاند و این مذمتها مربوط به این دو نیست. بلکه منظور از «جابر» در این ابیات، همان جابر بن حیان است و تعبیر «و البخل شیمة کل فاجر» اشاره به صفت مذموم جابر بن حیان است.
قرینه دیگر بر اینکه این اشعار درباره جابر بن حیان است، سخن صلاحالدین صَفَدی است که در گزارش حال جابر بن حیان نوشته است:
«...و رأیته اذا ذکر الحجَر یقول بعد مایرمزه: و قد اوضحته فی الکتاب الفلانی فیتعب الطالب حتی یظفر بذلک المصنَف المشؤوم فیجده قد قال: و قد بینته فی الکتاب الفلانی. فلایزل یحیل علی شیء بعد شیء. و وجدت بعض الفضلاء قد کتب علی بعض تصانیفه اِما الفردوسی او غیره: هذا الذی بمقاله، غر الأوائل و الأواخر؛ ما انت الا کاسر، کذب الذی سماک جابر.» (الوافی بالوفیات، تحقیق احمد الأرناؤوط و ترکی مصطفی، ط١، بیروت: دار احیاء التراث العربی، ١۴٢٠ق، ج١١، ص٢٧)
این نخستین شاهد مکتبی درباره ابنحیان بود.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet