42.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯۲۸ ربیعالثانی، سالروز وفات مرحوم علامه امینی
📚صاحب کتاب الغدیر
@AghayedNet
✔️🔻نمونهای از اندیشه و استدلالِ برخی نویسندگانِ سبکمایه در علمالفضائل
در سلسله مباحث کتاب ارشادالعوام اشاره کردهایم که یکی از فضائل رسولخدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهمالسلام ابلاغ و تبلیغ شریعت به همه طبقات موجودات است و یکی از فروعاتِ این مسئله تجلی به هیئت اسد است.
در آن گفتار، با توجه به دلایل نقلی و مباحث حکمت، ثابت کردیم که طبق روایات، در مواضعی، امیرالمؤمنین به هیئت اسد تجلی فرمودهاند و نکته مهم این است که ذاتِ علی علیهالسلام اسد نشده است تا اشکال وارد شود که به حضرت امیر توهین شده! همچنین اشاره کردیم تجلی به هیئت اسد نافیِ هیئتِ انسانیت نیست و اثباتِ شیء نفیِ ما عدا نمیکند.
به عبارات برخیاز علماء شیعه رحمة الله علیهم اشاره کردیم که این روایات را مقبول دانسته و در کتب خود نقل کردهاند. بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز در مواضعی امکان عقلی و وقوعی اینگونه تجلی را ثابت فرمودهاند.
درمقابل، نشان دادیم که مثل سید محمدعلی قاضی، حاشیهنویسِ کتابِ الانوار النعمانیه، این حادثه را صحیح ندانسته و توجیهاتی آورده. در آن فرصت، اشکالات او را بهتفصیل پاسخ دادیم. اینک به نمونهای معاصر اشاره میکنیم.
این نمونهٔ اخیر و معاصر عبارات کتاب حدیثوارهها در کتب شیعه است. این کتاب که با محوریت احادیث مجعول نگاشته شده، از سنت سنیّه علماء شیعه رحمة الله علیهم فاصله گرفته و نوع روایات را جعلی خوانده است. سخن درباره ادعاهای نابهجای این کتاب فراوان است و دیدگاه مکتب درباره حدیثوارهها و «ما لیس بحدیث» را در تکنگاری دیگری بررسی کردهایم؛ اما آنچه مربوط به بحث ما است اینکه در صفحه ۳۲۱ به روایت تجلی حضرت امیر در کربلا اشاره کرده و عنوان حدیث را چنین گفته: «مسخ علی (ع) در قتلگاه کربلا!» سپس حکایت عربی و ترجمه آن نقل شده و چنین نتیجهگیری شده است:
«بررسی روایت
یکم. روایت مجهولی است که نه شاهد ماجرا معلوم است و نه ناقلان آن تا قرن دوازدهم!
دوم. خاستگاه این روایت، در قرن یازدهم، کتاب المنتخب طریحی است و از آن، به دیگر کتابهای بعداز خود، منتقل شده است!
سوم. این داستان، حضرت امیرمؤمنان علی (ع) را که صاحب بالاترین کمالات انسانی و مقامات معنوی و ملکوتی پساز حضرت خاتم النبیین (ص) است _ العیاذبالله _ به پایینترین درجه خلقت که همانا مرتبه حیوانیت است فرود آورده و مسخ او را رضایت داده است، تا مرثیهای ساخته و اشکی درآورده باشد!
جا داشت که علمای اسلام با خواندن این افسانه خرافی که اوج اهانت به اسلام، امامت و ولایت در آن موج میزند، صدای وااسلاما سر داده و در رد و نقد آن قلمفرسایی مینمودند؛ اما این مصیبت را کجا میتوان برد که علما و محدثین نامآوری چون سید هاشم بحرانی، علامه مجلسی، سید نعمتالله جزائری، عبدالله بحرانی اصفهانی و... نهتنها چنین نمیکنند، بلکه حریصانه آن را به دیده قبول مینگرند و برای روایت در کتابهای خود از همدیگر سبقت میگیرند؛ بدون اینکه کوچکترین نقدی داشته باشند!
چهارم. مشاهده جنّیان ازسوی داستانسُرا و گفتوگوی با آنان، از خرافات دیگر این داستان است که دیگری نیازی به پرداختن آن نیست!» (حدیثوارهها در کتب شیعه، تهران: نگاه معاصر، ۱۴۰۰، ص۳۲۳)
پاسخ میدهیم: این نویسنده خود پاسخ خود را داده و با نام بردن از اساطین علم و دانش همچون علامه مجلسی و دیگران، دیدگاه خود را سرکوب کرده است! این علمائی که نام برده با میراث شیعه و آموزههای شیعی آشناتر بودهاند یا امثال این نویسنده؟! وقتی آن بزرگواران این روایت و امثال این را تلقی به قبول کردهاند، قطعاً و حتماً و جزماً آن را صحیح میدانستهاند و معنای درستی برای آن قائل بودهاند. ما هم پیشاز این اشاره کردیم که ذات امیرالمؤمنین به هیئت اسد نشد تا موضوع مَسخ پیش آید.
نویسندهای که مشاهده جنیان و گفتوگوی با آنان را خرافه میداند و از سوره مبارکه «جن» و تفاسیر ذیل آیات آن غافل است، مخاطب اهل فن نیست و ما صرفاً ازجهت آشنایی با نمونههای نقدهای معاصران به نوشته او اشاره کردیم. و السلام علی من اتبع الهدی.
@AghayedNet
59M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 در ره عشق محو شد نام و نشان عاشقان
🔸تأملی بر محو نام بزرگان شیخیه از آثارشان
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده شمایلنگاری مذهبی در هنر قاجار
و معرفی تابلو رنگ روغنی از چهره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلیاللهمقامه
@AghayedNet
01سؤال دهــم.pdf
حجم:
325.8K
🔺فرمایش عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در پاسخ به پرسشی درباره فدک
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
شعار الاحزان
نگاشته مرحوم شیخ حسین آل عصفور
میان خاندان آل عصفور و عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه ارتباطات و مراوداتی بوده است. از جمله شیخ حسین آل عصفور به این بزرگوار اجازه داده است و احمد بن محمد آل عصفور از ایشان اعلی الله مقامه اجازه گرفته است.
همچنین در زمان حضور در احساء مناظرات و مباحثاتی با بزرگ اخباریها، شیخ محمد بن شیخ حسین آل عصفور و برادران و فرزندان او داشتند. خود ایشان در شرح حال خود میفرماید: «و لقد کان بینی و بین الشیخ محمد بن الشیخ حسین بن عصفور البحرانی رحمهم الله بحث کثیر و اکثر الإنکار علیّ ثم انصرفنا.»
پیشاز این، در مقاله «درآمدی بر میراث بحرینی عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اع» به مباحثی دراینباره اشاره کردهایم.
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علی علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلما ماتت فاطمة قال علي علیه السلام: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله «عن قلیل ینهدّ رکناک.»
(بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٧٣)
🔹وقتی که حضرت رسول از دنیا رحلت فرمودند امیرالمؤمنین فرمودند این یکی از دو رکن من بود که رسول خدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهرا از دنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسول الله فرمودند.
🔸رسول خدا یک رکن و فاطمه زهرا یک رکن دیگر است. و از نظر مرتبه هم معلوم است رکنیت رسول خدا، مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهرا رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هر دو برای آن حقیقت کلیه و طیبه محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات.
🔸و ابتداء و انتهاء برای هر شیئی دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود؛ ابتداء وجود و انتهاء وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسول خدا یکسانند. اما مرتبه به این طور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسول خدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهرا هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتداء آن تعینات است و تعین فاطمی انتهاء آن تعینات است.
🔸رکن، ما بِهِ قِوام الشیء است. آنچه که برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتداء و انتهاء بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا، دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتداء و یک رکن انتهاء. رکن ابتداء را تعین محمدی می نامند و رکن انتهاء را تعین فاطمی.
از این رو این فرمایش رسول خدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکن و فاطمه هم یک رکن؛ به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیه السلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر مقام و منزلت فاطمه زهرا سلام الله علیها روشن شد و به خصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهرا حامل آن رکن است به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet