✔️باز هم هانری کُربن!
🔻بهمناسبت انتشار مستند پرترهٔ دکتر امیرمعزّی
بخش نخست
دکتر حسن انصاری چند سال قبل یادداشتی منتشر کردند با عنوان «هانری کوربن بس!». اما گویا نمیشود به پیشنهاد ایشان عمل کرد! چون هرازگاهی مناسبتی پیش میآید و مجدد به کربن و افکار او مراجعه میشود.
چند سال قبل مستند مستشرق به کارگردانی آقای مسعود طاهری ساخته و در بهمن ۱۳۹۸ اکران شد و سبب گردید دربارۀ شیخیهپژوهیِ هانری کربن مقالهای منتشر کنیم.
بهتازگی نیز در جدیدترین شماره فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت (شماره ۱۷۲)، با نام «ویژهنامهای برای تبعیدی غربی»، درباره هانری کربن و آثارش گفتوگو و مذاکره شده است.
چند روزی هم هست که به کارگردانی آقای طاهری، مستند حرفهای درباره زندگی و آثار دکتر محمدعلی امیرمعزّی، شاگرد هانری کربن، اکران شده است و باز نام کربن را بهمیان آورده است. شاید همین تکرر مناسبتها دلیل این باشد که دکتر انصاری باید درباره آن یادداشت تجدیدنظر کنند. چراکه دکتر از ارتباط اندیشه هانری کربن با شیخیه کدورت خاطر دارند و گمان میکنند نگران شدن به میراث فلسفی با عینک شیخیه، واقعیتنما نیست. ادعایی که هنوز ثابت نشده و قرائن متعددی مخالف آن است.
وقتی مستند مستشرق با موضوع شخصیت هانری کربن منتشر شد، اشاره کردیم که تعجب است در آن مستند هیچ سخنی از ارتباط هانری کربن با شیخیه بهمیان نیامده است. گمان میکنم این اعتراض را به کارگردان هم منتقل کردم و پاسخ چنین بود: همهٔ ساحتهای فکری کربن در این مستند ارائه نشده و فقط به زوایایی اشاره شده است.
اما واقعیت این است که چنان نقش و اثرگذاری شیخیه در منظومه فکری هانری کربن مهم است که این «سانسورِ غیرعامدانه» در مستند مستشرق، در مستند حرفهای جبران شده است: در همان دقایق آغاز مستند، سخن از شیخیه بهمیان آمده است!
گفتنی است که بنا به سخن کارگردانش، مستند حرفهای هم ادامهٔ مستند مستشرق و دو مستند دیگر او است که «در حقیقت، تمامی این فیلمهای مستند با مضامینی مرتبط با مذهب شیعه است».
امیرمعزّی، بهعنوان شاگرد کربن و مُلهَم از او، به موضوع شیخیه اشارهٔ مستقیم کرده است. وقتی کارگردان از او درباره تأثیر علامه طباطبائی بر کربن پرسید، امیرمعزّی پاسخ داد:
«کربن، علیرغم شاید آن چیزی که نشان میداد، خیلی کمتر از آنی که فکر میکنیم تأثیرپذیر بود. شاید برای اینکه پایههای فکری و فلسفی خیلی قویای داشت که به این راحتی متزلزل نمیشد، تأثیرپذیر نبود [...] با مشایخ شیخیه خیلی نزدیک بود و خودش میگفت خیلی از آنها یاد گرفته. برایش فکر شیخی یکجور کشفی بود برایش. اصلاً نمیشناخت این موضوع را. خود شیخ احمد احسائی مثلاً، یک عارف اینطوری که درضمن صدرایی بود ولی در خیلی موارد ضد ملاصدرا بود شیخ احمد و امثال اینها. ولی درعینحال نمیشود گفت متأثر بود از شیخیه یا سید جلال آشتیانی [و علامه طباطبائی]. خیلی احترام قائل بود، ولی بهنظر من هیچ نوع تأثیری نگرفت.»
در سخنان امیرمعزّی، تناقضی آشکارا دیده میشود. ازجهتی شیخیه را کشفی جدید برای کربن معرفی میکند و ازطرفی بیان میکند که نمیشود گفت از شیخیه متأثر بوده است! بهراستی مگر میشود کسی در مسیر فکری خود «کشف» جدیدی داشته باشد و آن کشف در اندیشه او اثرگذار نباشد؟! پاسخ با اهل اندیشه است.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️باز هم هانری کُربن!
🔻بهمناسبت انتشار مستند پرترهٔ دکتر امیرمعزّی
بخش دوم و پایانی
هانری کربن آنقدر در بحث شیخیهپژوهی پیش رفت که دفتر ششم از کتاب اسلام ایرانی را به «مکتب شیخیه» اختصاص داد و بعضی اصول اعتقادی را ازمنظر شیخیه بررسی کرد (چشماندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی، جلد چهارم، بخش اول، تحقیق و ترجمه بر پایه متن فرانسوی، دکتر انشاءالله رحمتی؛ نشر سوفیا، ۱۳۹۸).
تکرار میکنم، آنقدر در بحث شیخیهپژوهی پیش رفت که زبان مخالفان شیخیه بر او دراز شد و سید جلالالدین آشتیانی، در مقدمهاش بر شرح المشاعرِ محمدجعفر لاهیجی، هم از کربن مدح و تمجید کرد و هم بر او تاخت که چرا از شیخیه دفاع کرده است (مقدمه تحقیق شرح رسالة المشاعر ملاصدرا، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶، ص۶۴) و سبب شد که برای مخاطبِ عالِم، مَثَل «یک بام و دو هوا» تداعی گردد!
منظور اینکه این قضاوت امیرمعزّی درباره اثرناپذیری کربن از شیخیه محل تأمل است.
در نقد مستند مستشرق، درباره ابعاد شیخیهپژوهی هانری کربن قلم زدهایم و در این مجال تکرار نمیکنیم.
در پایان اشاره میکنیم که رئوس دیدگاههای باطنی امیرمعزّی، بهطور منسجم، در مستند حرفهای ارائه گردیده است؛ دیدگاههایی که منابعش متون قدیمی سنت اسلامیشیعی است. ممکن است این دیدگاهها امروزه از معیارهای شناسایی باطنگرایان قلمداد شود؛ اما نمیتوان انکار کرد حتی اگر در تصاحبِ نحلههای انحرافیِ باطنی درآمده باشد، ریشه در عمق میراث شیعی دارد.
چون این یادداشت برای مخاطب خاص (آشنایان با اندیشه و آثار امیرمعزّی) است، بههمین مقدار بسنده میکنیم. وگرنه تفصیل مطلب نیازمند تکنگاری مفصلی است.
در این یادداشت، دو نکته درنظر بود: نخست، جدانشدنی بودن شخصیت هانری کربن و شیخیه؛ دوم، نقدی و تأملی بر دیدگاه شاگرد کربن، جناب آقای دکتر امیرمعزّی، درباره شیخیه و تأثیرناپذیری کربن از این مکتب.
طبیعتاً بررسی فنی و تأمل درباره تنظیم و ترتیببندی راشهای مستند حرفهای که کاری سترگ است، از نطاق این نوشتار خارج است.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet
🔺تازهمنتشرشده
مقالهای درباره مرحوم نوری رضوان الله علیه در شماره جدید مجله تراث سامراء
🔸با عنوان
«الشيخ حسين النوری الطبرسی: حياته و سيرته العلمية و الفكرية»
(۱۲۵۴ - ۱۳۲۰ / 1838 - 1903)
@AghayedNet
🔺اسدالله در وجود آمد
در پس پرده هرچه بود آمد
〰️〰️〰️〰️
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه:
«ولی اگر گفته بود "در ظهور آمد" بهتر بود. بهجهت آنکه اسدالله موجود بود، ولی ظاهر نبود. چنانکه فرمود که من بههمراهی هر پیغمبری در باطن بودم و همراه این پیغمبر ظاهر شدم.» (ارشاد العوام، ج١)
〰️〰️〰️〰️
اسدالله در وجود (ظهور) آمد
در پس پرده هرچه بود آمد
عالم ممکنات احیا شد
غرض خالق ودود آمد
رمزِ خلقت ظهورِ مطلق کرد
جمله ذرات در سجود آمد
پردهٔ سرّ غیب بالا رفت
علت غائی وجود آمد
خانهزاد خدا علی از غیب
پرده برداشت، در شهود آمد
اسدالله در وجود (ظهور) آمد
در پس پرده هرچه بود آمد
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻درباره میزان الموازین و مؤلف آن
میرزا نجفعلیخان بن حسنعلیخان، مؤلف این کتاب، از شاگردان میرزا محمدشفیع صدر بهشمار میرود. تفصیل حالات او در کتاب اللئالی السرد فی ذکر المیرزا محمدشفیع الصدر آمده است (ص ۶۱ بهبعد).
میرزا نجفعلیخان به مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه ارادت دارد و در دو رساله، از ایشان دفاع کرده است. نخست رسالهای است با نام مطالع الاشراق فی مسئلة الرکن الرابع که تحقیق مسئله رکن رابع را بهتفصیل آورده و بیان کرده که رکن رابع حق است. دیگر رساله ازهاق الباطل که در دفاع از ایشان برابر بعضی شاهزادگان تهران نگاشته که در نهم ربیعالاول سال ۱۲۷۷ق تألیف کرده و همان زمان چاپ شده است.
عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به میرزا نجفعلیخان التفات و نظر لطف داشتهاند و وقتی در سفر حج به استانبول رسیدهاند، این شخص به استقبال و ملاقات آمده و بر احترام و خدمتگزاری «و بر عزت و حرمت همی افزوده». (عبرة لمن اعتبر، چاپ اول، ص۲۵۴)
مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه نیز در کتاب مبارک اجتناب، از کتاب این شخص نام میبرند و تمجید میفرمایند. ایشان در پاسخِ بعضی اعتراضات، به کتاب میرزا نجعفلیخان ارجاع داده و میفرمایند:
«صاحب کتاب میزان الموازین که عالم ماهری است و از هرجا باخبر، کتاب باصواب در جواب آن چاپ بیمعنی بیاصل نوشته و براعت استهلال آن را قل یاایها الکافرون تا به آخر آن قرار داده [...].» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۶، ص۱۶۴)
کتاب میزان الموازین فی امر الدین کتابی است که ظاهراً در ردّ کتاب میزان الحقِ کارل فندر آلمانی تألیف شده است. گویا مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز کتابی در رد کارل فندر نگاشتهاند مسما به احقاق الحق. صحت این احتمال آنگاه روشن میگردد که متنِ فارسیِ احقاق الحق را با بعضی ترجمههای انگلیسیِ میزان الحق مقایسه کنیم.
@AghayedNet
🔸ابان بن تغلب از حضرت صادق علیهالسلام سؤال كرد: یا ابن رسول الله چرا زهراء «زهراء» نامیده شده است؟
حضرت فرمودند: از جهت اینکه زهراء در روز سه بار به نور برای امیرالمؤمنین علیهالسلام نور میافشاند.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه
(چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۴۰۳)
#شیخیه
@AghayedNet
✔️🔻نامهای تازهمنتشرشده از فتحعلی شاه قاجار
خطاب به عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی، اعلی الله مقامه
بخش یکم
پساز آنکه موقعیت عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی، اعلی الله مقامه، عالمگیر شد و صیت و آوازهٔ ایشان به فتحعلی شاه قاجار رسید، عرایضی خدمت ایشان ارسال کرد. مضمون بخشی از نامهها این بود که نزد او به تهران بروند.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه که درنزدشان رفتوآمد با اهل ثروت بهویژه سلاطین و حکام جایگاهی نداشت، از این مسئله ابا فرمودند و پاسخ دادند که برایشان میسر نیست.
سلطان دوباره نامه نوشت و مضمون کلام او این بود: بر من است که خدمت شما برسم؛ اما میدانید که همراه من لشکریانی هستند که نزدیک به ده هزار نفرند. اگر من بخواهم به خدمت شما بیایم، شهر یزد وادی غیرذیزرع است و این سبب ضرر به فقرای اهل یزد میشود. اگر من بیایم و چنین شود، سبب شمایید و حاشا که رضایت به سخط الهی داشته باشید. وگرنه من کوچکتر از آنم که در محضرتان مذکور گردم، چه جای آنکه بر شما تکبر ورزم.
وقتی که چنین نامهای خدمت شیخ مرحوم رسید، عزم سفر کردند بهسمت شیراز و از آنجا بهسوی عراق. اما اهل یزد و علماء آنجا خدمت شیخ عرض کردند که سفر شما سبب ضرر به بلد و اهل بلد است؛ چراکه سلطان از ما عذری قبول نمیکند و نپذیرفتن دعوتش را از چشم ما میبیند. علاوهبر اینکه زمستان سر رسیده و جنابعالی، با ضعف بنیهای که دارید، شرعاً جایز نیست که در زمستان عجم سفر کنید.
بههرروی، شیخ مرحوم پساز سنجیدن شرایط و شنیدن سخن شخصی به نام میرزا علیرضا که گفته بود اگر در این ایام به تهران سفر کنید همهٔ اسباب مناسب سفر را مهیا خواهم کرد و تا تهران همراهیتان میکنم، عازم تهران شدند.
البته میدانیم فتحعلی شاه ارتباطهای متعددی با مجتهدان و علماء داشته و مراوداتی را به نیتهای گوناگون برقرار میکرده است. اما نکته مهم این است که گریزی و گزیری برای مجتهدان و علماء نبود و دربرابر دستور شاه مملکت، جز همراهی پاسخی نداشتند. انواع این ارتباطات و مراودات در کتاب خاقان صاحبقران و علمای زمان (کاظمی موسوی، احمد، چاپ اول: تهران، نشر آگاه، ۱۳۹۷) معرفی شده است.
پساز حضور شیخ مرحوم در تهران، فتحعلی شاه عزت فراوانی بر ایشان نهاد و به این بزرگوار اعتقاد پیدا کرد. حتی نقل شده که در آن ایام در تهران و نواحی آن، زلزلههایی رخ داد که بسیاری از نواحی ری را خراب کرد. به گزارش فرزند ایشان، شیخ عبدالله احسائی، سلطان شبی در خواب دید که منادی به او میگوید: «لولا أن جناب الشیخ أحمد حرسهالله فی بلدکم لهلکت کل أهلها بالزلزلة.» سلطان وحشتزده از خواب پرید و رؤیای خود را نقل کرد و بر اعتقاد او افزوده شد (شرح أحوال الشیخ أحمد بن زینالدین الأحسائی قدسسره؛ الأحسائی، الشیخ عبدالله، تحقیق هادی مکارم التربتی، چاپ اول: لبنان، مؤسسة البلاغ؛ ج۱، ص۱۲۷).
همچنین طبق بعضیاز تحقیقات معاصر، شیخ مرحوم برای دفع فتنه وهابیت از ایران، به فتحعلی شاه توصیههایی فرمودند (فراسویِ مِه؛ موجانی، سید علی و صالحی، علیاکبر، چاپ اول: تهران، اطلاعات، ۱۴۰۱؛ ص۵۰).
میان فتحعلی شاه و این بزرگوار نامههایی ردوبدل میشد که بعضیاز آنها تاکنون دردسترس بوده است. ازجمله، نامهای است به انشاء میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله که خطاب به شیخ مرحوم نوشته است: «الحمد لله الذی شوّقنا بلقاء الشیخ الجلیل و الحبر النبیل قطب الأقطاب و لب الألباب حجة الله البالغة و نعمته السابغة» تا آخر.
همچنین نامه دیگری است که میرزا محمد منشی نائینی (فروغ) در کتابش، سفینة الفرامین (به اهتمام محمد گلبن، چاپ اول: خرمآباد، پیغام، ۱۳۷۷)، ص۱۵۸، مقداری از اوایل آن را نقل کرده است که چنین آغاز میشود:
«أحمد الله علی ما جعلنا لأحمد المختار من الأولیاء و کسانا لباس الولایة لأصحاب الکساء» تا آخر.
میرزا احمد خان عضدالدوله قاجار هم در تاریخ عضدی (تصحیح عبدالحسین نوایی، چاپ اول: تهران، نشر علم، ۱۳۷۶)، ص۱۴۷، نوشته است که مرحوم خاقان، یعنی فتحعلی شاه، این بیت شعر را خطاب به شیخ نوشت:
محرمی خواهم که پیغامی برد
نزد جانان نام گمنامی برد
بهتازگی کتابی با نام برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه (چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۴۰۳) منتشر شده که محققینِ کتاب احتمال دادهاند این منشآت بیارتباط با کتاب سفینة الانشاء (سفینة الفرامین) نباشد.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻نامهای تازهمنتشرشده از فتحعلی شاه قاجار
خطاب به عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
بخش دوم و پایانی
بهتازگی کتابی با نام برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه (چاپ اول: تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۴۰۳) منتشر شده است.
در صفحه ۱۳۴ از این کتاب تازهمنتشرشده، رسالهای از فتحعلی شاه خطاب به «جناب قدوةالمحققین آقا شیخ احمد لحائی» چاپ شده. ظاهراً منظور «لحسائی» بوده که تعبیر دیگری از «احسائی» است و محققین کتاب لغت را درنیافته و «لحائی» ثبت کردهاند.
«لحسائی» را در متون مکتبی دیدهایم. نمونهاش تعبیر عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، در کتاب هدایة الصبیان است: «جناب شیخ احمد پسر شیخ زینالدین لحسائی» (مکارم الابرار (فارسی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۵؛ ج۸، ص۸).
چون این نامۀ فتحعلی شاه به زبان عربی است، غلطهای متعدد تایپی در چاپ آن رخ داده. ایکاش محققینِ کتاب متون عربی را با متخصصان فن درمیان میگذاشتند!
عنوان نامه چنین است:
«رسیله همایون که در جواب مکتوبات جناب قدوةالمحققین آقا شیخ احمد لحائی [لحسائی ظ] سمت ترقیم یافت.»
این رساله چنین آغاز میشود:
«أحمد الله علی ما حمده الحامدون [...] و بعد، نکشف نقاب حسناء توجهنا بالوجه الأحسن لوجه الشیخ الکامل الفاضل الخلیل العالم العامل النبیل جامع اصول المعالم و المعارف ناشر معارف المعالم بالعوارف الحاوی للفضائل الجلیلة الحائر [الحائز ظ] للخصائل الجمیلة علامة العلماء الأعلام مفخر الفضلاء الفخام [...].»
تاکنون این نامه دراختیار ما نبوده است و برای اولین بار در کتاب برخیاز فرامین و منشآت عصر فتحعلی شاه بهچاپ رسیده. این نیز یکی دیگر از اسناد شهرت شیخ مرحوم در اوساط علمیه ایران و عراق است؛ چراکه همین شهرت و موقعیت سبب جلب توجه فتحعلی شاه شد.
شایان ذکر است که در صفحه ۱۳۵، نامۀ کوتاه دیگری از فتحعلی شاه خطاب به «جناب شیخ احمد» آمده که همان نامۀ مذکور در سفینة الفرامین است که پیشاز این نیز دردسترس بوده است.
بعضی مکتوبات دیگر این کتاب نیز جالبتوجه است. ازجمله، نامهای مفصل با محوریت شخص امانالله خان، والی کردستان، که در صفحات ۱۴۸ تا ۱۵۱ از کتاب یادشده چاپ شده است.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالآخره ۱۴۴۶
@AghayedNet