🔺خبر رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در روزنامه دوره قاجار
@AghayedNet
✔️🔻برای نخستین بار
انتشار جوابیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه به جزوه مناظرات طهران
💠 بخش یکم
از زمان انتشار کتب و آثار مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه، همیشه مخالفان فکری ایشان هجمههایی بر این اندیشه وارد کردهاند و در مباحث اعتقادی و تاریخی و... شبهههایی نوشته و منتشر کردهاند. یکی از این موارد جزوه مناظرات طهران است. جریان مربوط است به سفر مرحوم آقای کرمانی به تهران و مباحثات و مناظراتی که در تهران با شاهزادگان قاجار داشتند. سفری که ازنظر تاریخی مهم است؛ بهگونهای که شاعر متبحری همچون قوامالعلماء (متوفای ۱۳۲۴ ش) درباره این سفر اشعار مفصلی سروده است. برخیاز ابیات آن (یافتشده در چند برگه متفرقه بین نسخهای خطی) چنین است:
اَنِخِ البعیرَ بِبَلدَةِ الطِهرانِ / یا صاحبی رَفاقةِ الرُکبانِ
(شتر را در شهر تهران بر زمین بنشان، ای همسفر و همراهِ سواران.)
رُکبان خَیلِ الله اذ قیل ارکَبوا / لِزیارة المولیٰ عن الاوطان
(آن سوارانی که خیلاللهاند. به آنها گفته شد: برای دیدار آقای خود، از وطنهای خود سوار شترها شوید.)
و جَماعةُ الاخوان اصحابُ الصفا / لا کلُّ مَن کانت له عینانِ
(گروه اخوان و برادران اصحابِ صفا هستند. هرکه دو چشم داشت، اخوانالصفا نیست.)
ان کنتَ قد سافرتَهم متواخیاً / فبها و الّا فِرقة الغیلانِ
(اگر برادرانه با این گروه و کاروان همسفری، بسیارخوب؛ وگرنه غیر ایشان گروه دیواناند.)
و سَیَدخُل الطهرانَ خیرُ جماعة / فَاستَبشِروا یا قاطنی طهرانِ
(بهزودی بهترین گروه وارد تهران میشوند. ای ساکنان تهران، شادمان باشید.)
طهرانُکم طُهراً و طیٖباً یَمتلی / بُطنانُه کالخلدِ و الظَهرانِ
(تهران شما آکنده از پاکی و پاکیزگی و همچون بهشت آخرت و همچون دو بهشتی خواهد شد که در اواخر رجعت، از پشت کوفه آشکار میگردد.)
مَنَّ الالٰهُ علی الوریٰ بهدیة / و الضیفُ خیرُ هدیة المنانِ
(خداوند بر مردم به هدیهای منت نهاده و میهمان بهترین هدیه خدای منان است.)
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻برای نخستین بار
انتشار جوابیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه به جزوه مناظرات طهران
💠 بخش دوم
بههرروی مرحوم آقای کرمانی مناظراتی در تهران داشتند؛ اما اعتضادالسلطنه، شاهزاده علیقلی میرزا، فرزند فتحعلیشاه قاجار (۱۲۳۴ تا ۱۲۹۸ ق)، گزارشی از این مناظرات نوشته¹ و عنوان رساله را چنین قرار داده است: مناظرات ارکان دولت با جناب حاج محمدکریم خان کرمانی در دارالخلافه.
بخشیاز این مناظرات تهران به نجوم جدید و سکون یا حرکت زمین مرتبط است. در این مناظرات، میرزا عبدالغفار، نجمالدوله (۱۲۵۵ تا ۱۳۲۶ ق)، که سنّ اندکی داشت و البته بعدها صاحب تألیف شد نیز حضور داشت و خطاب به مرحوم آقای کرمانی مطالبی گفت. عبارت رساله مناظرات تهران چنین است: «میرزا عبدالغفار، پسر جناب ملا علیمحمد که طفلی دانا و عالم است، از کناره مجلس گفت [...]» (مناظرات ارکان دولت؛ چاپ سنگی، کتابخانه عمومی صاحبالامر، به شماره ۲۸۸۳؛ ص۱۶).
بهتصریح اهل فن، اعتضادالسلطنه در گزارش این مناظرات، غرضورزیهای بیشماری کرده و بهگونهای جلوه داده که مرحوم آقای کرمانی، با نگارش بیش از دویست و پنجاه رساله، بیسواد است! وحالآنکه «رسائل محمدکریم خان [...] نشان از آشنایی نسبتاً خوب او با نجوم جدید دارد» (امیرمحمد گمینی، «علمای امامیه و نجوم جدید در ایران عصر قاجار»، تاریخ علم، دوره ۱۶، شماره ۱، بهار و تابستان ۱۳۹۷، ص۷۱).
در اصالت این مناظرات تردید کلی داریم؛ بهخصوص که ازناحیه شیخیه موضعگیریهای مهمی دربرابر این مناظرات شده است. ازجمله، میرزا نجفعلی خان بن حسنعلی خان دانش خوئی تبریزی (درگذشتۀ ۱۳۰۹ ق) رساله مفصلی با نام ازهاق الباطل در ردّ رساله مناظرات نوشته است. میرزا نجفعلی خان شخص آگاه و باسوادی بوده و رسائل متعددی در موضوعات دینی دارد؛ ازجمله، رسالهای با نام میزان الموازین در نقد و ردّ یهود و نصاری.
⏳ادامه دارد...
——————————————
¹ مطابق نسخههای موجود از این رساله، نویسنده نامشخص است. مرحوم آقای کرمانی دو جوابیه دربرابر این رساله نوشتهاند که آنها را برای نخستین بار در این وجیزه نقل خواهیم کرد. در جوابیه اول، نام نویسنده را نیاوردهاند. البته کاتبِ یکی از دو نسخه موجود از جوابیه اول، پیشاز نقل این جوابیه، آن رساله را به شخصی به نام «ملا علیمحمد» نسبت داده. اما در جوابیه دوم، نویسنده «اعتضادالسلطنه» معرفی شده؛ حال یا بهدستور او بوده یا زیر نظر او نگاشته شده یا خود او مؤلف بوده است.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
الرسالة الخطابیة
از آثار عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
بهمثابه یک دانشنامهنویس
@AghayedNet
کربلای معلی
روز وفات عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
۲۲ شعبان ۱۴۴۶
@AghayedNet
▪️در ایام رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
معرفی میگردد:
🔺نامهای منتشرنشده، اثر مرحوم آقای شریف طباطبائی، پساز رحلت مرحوم آقای کرمانی، درباره حامل علم مرحوم آقای کرمانی و اشاره به موقعیت علمی آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنهما،
صفحه اول و آخر
در بخشی از نامه میفرمایند:
«اما در مسائل علمى، از توحيد گرفته الى ارش خدش، خود را ماهر میدانم. و در عقايد، محتاج به كتابى نيستم. و در فروع، اگرچه همه مسائل را حاضر ندارم [ظ] بلكه بسيارى را نمىدانم و آنهايى را كه مىدانم اغلب در نظرم نيست؛ ولكن بعداز مراجعه به اخبار و اقوال علماى ابرار، محتاج به رجوع به كسى نيستم.»
@AghayedNet
61.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺نمونهای از تفکیک میان دیانت و معاشرت
در سیره عملی عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻برای نخستین بار انتشار جوابیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه به جزوه مناظرا
✔️🔻برای نخستین بار
انتشار جوابیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه به جزوه مناظرات طهران
💠 بخش سوم
همچنین مرحوم آقای کرمانی دو جوابیه دربرابر رساله مناظرات طهران نگاشتهاند که برای نخستین بار، متن کامل این دو جوابیه را در این وجیزه نقل میکنیم:¹
بسم الله الرحمن الرحیم
بهعرض میرساند که از آن صفحات اوراقی آوردند که شخصی که خود را بیغرض نموده و سرتاپا از کلماتش غرض پیدا است تألیف کرده و بعضی حکایات در آن درج نموده. فکر کردم که اگر هیچ نگویم، شاید بعضی گمان کنند که آنها صورت واقع است و آن شخص لله و فیالله آنها را بهطور واقع نوشته. و اگر بخواهم بهطور تفصیل بنویسم جواب حکایت چه بنویسم و اگر یکیک حکایات را بنویسم و بنویسم که دروغ است، بهمحض ادعا غائبین از من قبول نمیکنند و شهود آن مجالس را که نمیتوانم حاضر کنم. و در تلو هریک هم قسم بخورم، حاصلی به احوال بهانهجویان و بداندیشان نمیدهد. پس بهطور اختصار چند کلمه به آن جناب نوشتم که اگر آن اوراق در آن صفحات بروز کند، آن جناب هم این نوشته را بنمایانند. لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة.
اما هرقدر از آن اوراق که سخنهای رکیک و استهزاء و سخریه است که آنها را درنزد من جوابی نیست و مؤمن را لایق نیست جواب از آنها.
و اما آنچه که ختم به آن کرده که فلانی سکوت کرده در آخر یا رنجید و غمین شد، اگر من از مخاصمه و مجادله به اسوء اجتناب کرده باشم در هر مجلس و دیده باشم که بنای اهل مجلس بر تمسخر است و جدال و قالقال، این مدح من است نه مذمت من؛ و اجتناب از حرام کردهام، اگرچه به نظر اهل جدال عیب و عجز بنماید. بلی، من وقتی که اهل طهران را یافتم که بنایشان به فضلفروشی و جدال و مخاصمه است، بر خود حتم کردم که سکوت اختیار کنم، اگرچه محق باشم. به این سکوتها، علم و جهل کسی معلوم نمیشود. قریب به دویست مصنَّف از من در ایران پهن است. یکی از آنها را به قاعده علمی رد کنند تا اظهار جهل من بشود. و بسیاری از آن اوراق بیان سکوت و عدم مخاصمه من بود.
و اما بعضی دیگر که ازروی محض افترا و تهمت گفته، مانند آنکه فلانی رو به بیتالمقدس یا مشرق نماز میکرد و قطبنماساز است و به اتباع خود قبلهنماها داده و همه منحرف نماز میکنند، اینها هم حاجت به رد ندارد و خود را آن مؤلف رسوا کرده و کذاب و مفتری ابراز داده و یوم الحشر یجتمع الخصوم و الخامسة ان غضب الله علیه ان کان من الکاذبین.
و اما حکایت حرکت آسمان یا زمین، کفایت میکند که خداوند با من است و احادیث گواه من و اتفاق اهل اسلام الیوم با من مطابق و آنها مطابق با قول فرنگ میگویند. و من دو کتاب یکی عربی و یکی فارسی در رد ایشان نوشتهام، راست میگویند آنها را رد کنند. ضرور حرف دیگر نیست. و حُسنش این است که رد بر من در این مسئله رد بر کتاب و سنت و اسلام میشود.
و اما حکایت حضرت امیر و ابوعبدالله علیهماالسلام که در ارشاد مفصل است هر عالمی که نگاه کند میداند که من چه نوشتهام.
و اما حکایت شاگرد جناب شیخ مرتضی که محض افترا نوشته. بیانی کردم، نهایت تصدیق را نمود و الله الشاهد.
و اما لغت «تلمیذ»، هرکسی که صرف بداند میداند که صاحب قاموس نامربوط نوشته و تلمیذ مشتق از تلم نیست. آنجاها شاید اینقدر صرفی پیدا بشود.
و اما «عزلج»، در مصباح متهجد است در دعاهای روز جمعه که پساز صوم ثلاثة ایام میخوانند و ابتدای دعا اللهم انی اسئلک باسمک الذی به ابتدعت عجائب الخلق الدعاء و آدم عاقل ادعای بیاصل نمیکند.
⏳ادامه دارد...
———————————————
¹ در ابتدای نسخهای خطی از جوابیه اول، این توضیحات قید شده است:
«این صورت تعلیقه مرحوم آقا اعلی الله مقامه است به جناب آقا میرزا محمدصادق تفریشی در جواب رسالهای که ملا علیمحمد نامی نوشته در افتراء و تهمت و پارهای اعتراضات بر آن بزرگوار ارواحنا له الفداء.»
@AghayedNet
✔️🔻برای نخستین بار
انتشار جوابیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه به جزوه مناظرات طهران
💠 بخش چهارم
و اما حکایت انحراف قبله، خدای من حاضر بوده که من قاعدهای از شاهمیر منجّم نقل کردهام. و نه قاعده از من بوده و نه من مدعی صحت آن بودهام. آنچه من گفتهام این بوده که این اقرب است از قاعده طول و عرض معروف. ولکن عیبجو را بهانه کافی است و خداوند حاکم است.
و اما حکایت لالهزار یهودی، بحول الله و قوته چنان عاجز شد از دلیل عقلی که مهر بر دهانش خورد. و اگر از خودش کسی بپرسد، شاید انصاف بدهد.
و اما کتب من بر رد یهود و عبارات تورات و انجیل که همه دروغ است، تورات و انجیل را گشوده ببینند تا غرض مؤلف کتاب معلوم شود.
و اما مجلس عزای رکنالدوله، افترا است که من گفتهام که صفت برای مضافالیه نمیآید. خداوند دروغگو را به جزای خود برساند.
و اما حکایت آیینه، نه هرچه آنها ندانند نیست؛ بنده ساختن آن را هم میدانم.
و اما لام لترونّ، وجوه عربیت منحصر به قول مفسرین نیست. شاید کسی دیگر وجهی دیگر بداند و اینها جزئی است و جواب کلی عرض میکنم.
و اما جوابهای جناب آقا علی حَکَمی، تا من بودم که نهایت مهربانی و الفت درمیان بود و دو عالم معلوم است سخن میگویند. تا مقتضی بود سخن میگفتیم و چون مقتضی سکوت آمد یا وقت نماز شد یا شام آوردند یا شب گذشت، البته انسان سکوت میکند. و اگر من غایب از مردم هستم، کتب من ایران را پر کرده و دیگر شک در حکمت من بسیار بیمزه است و به این چیزها هم کتب من محو نمیشود و از عالم برداشته نمیشود انشاءالله اینها هم جوابی نمیخواهد.
و اما جواب جناب شیخ عبدالرحیم، آنچه مؤلف نوشته خودش کافی است و عجایب فضایل حضرت امیر علیهالسلام منحصر به روایت شیخ رجب علیهالرحمه نیست.
و اما حکایت ماه رمضان، کتاب جامع فقه من درمیان است و دو رساله در این خصوص نوشتهام و حاصل فتوای من آن است که عمل به رؤیت است و یک روز احتیاط قضا میکنم اگر بیست و نه شود. و هیچ آن بحثها وارد نیست.
باری، کلیه عرض میکنم که اولاً من مدعی عصمت که نیستم که به خطا قدح من کنند. و مدعی علم ماکان و مایکون هم نیستم که به جهل به مسئلهای، جهل من فاش شود. نهایت ادعای من، اگر جرئت کنم بر تزکیه نفس، آن است که بگویم عالمی هستم از علمای اثناعشری مثل سایر علما. گیریم که جمیع آنچه گفتهاند راست و وارد باشد، چه منافات با مقام و رتبه من دارد؟! پس جز این نیست که مقصود تضییع و عیبجویی و عداوت است. اینها دخل به ایمان و کفر کسی ندارد. اینها دخل به اینکه انسان ضال و مضل باشد ندارد. مگر من مدعی علم ماکان و مایکونم که جهل به شیئی ابطال من باشد؟! یا آنکه مدعی جمیع علمی که دردست مردم است میباشم که جهل به مسئلهای نقص من باشد؟! مگر سایر علما که تعظیم آنها میکنید اینجوره نقصها را نداشتهاند و عالم به جمیع علوم بشر بودهاند؟! باری،
وقایة الله خیر من توقینا / و عادة الله فی الاعداء تکفینا
کاد الاعادی فماابقوا و ماترکوا / لعناً و طعناً و تقبیحاً و تهجینا
فکان ذاک و رد الله حاسدنا / بغیظه لمینل مأموله فینا
و لمنزد نحن فی سرّ و فی علن / علی مقالتنا الله یکفینا
و اما حکایت رکن، لعن خداوندی بر من باد اگر خیال کردهام که من رکن رابع دینم و بعداز امام منم! لعن الله المفتری! نمیدانم چه از جان من میخواهند و اذیت مرا ثواب میدانند و عند الله احتسب جمیع ذلک و لا حول و لا قوة الا بالله.
کتبه کریم بن ابراهیم فی ۸ شهر محرم ۱۲۷۶.
تمام شد مکتوب ایشان.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet