🔺از دروس عالم ربانی، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، اعلی الله مقامه
🔸در تفاوت دلیل انّی و لمّی و استدلال در مسائل، با توجه به دلایل توحیدی:
اغلب مسائل را باید از مبادی گرفت و آمد پایین. و هر مسئله را که از بالا میگیری میآیی پایین، سیلابی است که خاشاکها را برمیدارد میرود. از پایین که به بالا میروی، خار و خسک و خاشاک و شک و شبهه در سر راهش پیدا میشود.
و ملتفت باشید که جمیع اهل باطل نه همین است عمداً چیزی را بخواهند ببندند به جایی و همهاش تقلبات باشد. لامحاله یک چیزی یک جایی داشتهاند و معذلک به راه باطل رفتهاند. و سببش همه همین است که از این راه نرفتهاند و این راه راه پرآشوب است، «ظلمات بعضها فوق بعض». و اهل حق همیشه از بالا به پایین میآیند و در این راه شک و شبهه پیدا نخواهد شد.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
🔸اگر تربتی را که مهروموم شده است باز کنیم و مقداری از آن را داخل ظرفی دیگر بریزیم و به شخصی بدهیم، آیا اثر تربت کم میشود؟ (منظور این است که مقداری از آن را بدون حل کردن در آب، به آن شخص بدهیم تا برای مدتی استفاده کند.)
🔹پاسخ:
بهتدریج کم میشود.
🔸اشخاصی که به بیماری مسری کرونا یا دیگر بیماریهای سخت مبتلا شدهاند، آیا اجازه هست که در مدتزمان ابتلاء، هر شب یا هر روز، مقداری تربت مقدس سیدالشهداء علیهالسلام را طبقِ دستورِ استفاده، بهعنوان دواء و شفاء میل کنند؟
پاسخ:
🔹تربت برای استشفاء است و جواز مکرر خوردن آن را در فرمایشها ندیدهام؛ دارو نیست.
🔸آیا تربت را میشود به حیوان هم داد؟ (مثل مرغ در مرغداری)
پاسخ:
🔹نهی نشده. اشکالی ندارد.
🔸تماس با تربت سیدالشهداء علیهالسلام و تسبیح تربت آن حضرت بدون وضو چگونه است؟
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد. از مواردی نیست که وضو دستور داده شده است. مگر برای برداشتن تربت و مهر کردن آن که دستور مخصوصی دارد.
🔸اشکالی ندارد که مهر تربت سیدالشهداء علیهالسلام را وقتی سیاه میشود، روی حرارت بخاری قرار بدهیم؟ (نظر به اینکه فرمودهاند که گوشت و خون سیدالشهداء با تربت مخلوط شده است.)
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد. برخی مهرهای تربت را در کوره آجرپزی میپزند.
🔸آیا لعن اعداء با تسبیح تربت اشکال دارد؟
پاسخ:
🔹اشکالی ندارد.
@AghayedNet
✔️🔺دیوان الإجازات المنظومة
تنظیم سید محمدرضا حسینی جلالی
و اجازهای منظوم به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔸اجازه، در اصطلاح محدّثان، معنای خاصی را افاده میکند.
تحمّل حدیث و انتقال احادیث از نسلی به نسل بعد نیاز به مراسمی داشته است و به شَکلهای مختلفی انجام میشده که یکی از آن موارد «اجازه» است. اجازه انواعی دارد.
🔸دیوان الإجازات المنظومة مشتمل است بر شصت و یک قطعه از اجازاتی که از قرن دوم تا به امروز، به زبان نظم ارائه شده است.
این دیوان پیشاز این در مجله تراثنا (سال نهم، عدد ۳۵ـ۳۶)، منتشر شده بود.
🔸در بخشی از این دیوان، به اجازه منظوم شیخ حسین درّازی بحرانی آل عصفور اشاره شده است. وی در مقام اجازه دادن به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی چنین سروده است:
و إنی أجزت لهذا الفتی
أخی «أحمد» و هو نِعم المجاز
و ذاک حقیق لنا أن یُجیز
و ذاک حقیقته لا مَجاز
فوفّقه ربّی لنیل المنیٰ
فنعم الطریق له و المجاز
🔸حاصل معنی:
من به این جوان، برادرم «احمد»، اجازه میدهم و او خوب کسی است که اجازه دریافت میکند.
و سزاوار این است که او اجازه دهد و این سخن گزافه نیست و حقیقت است.
پروردگارم او را برای رسیدن به آرزوهایش موفق بدارد و این اجازه (و این مسیر) خوب راهی است برای او که میرود.
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
💠بهمناسبت ۱۳ شوال، سالروز ولادت مرحوم شهید ثانی
🔸بخش اول
یکی از اشکالات بیاساس بر مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی أعلی الله مقامه که ازناحیه مخالفان ابراز شده، این است که نعوذبالله بزرگان مکتب قدح علماء کردهاند و نقشِ اساسیِ ایشان را در تاریخ فکری تشیع تضعیف نمودهاند. این اشکال، علاوهبر دوره معاصر، در زمان بزرگان هم مطرح بوده و ایشان پاسخ عنایت کردهاند. مرحوم آقای کرمانی أعلی الله مقامه در رساله سیفصل، در فصل هشتم، پاسخ این اشکال و تهمت را بهتفصیل بیان فرمودهاند. به فقراتی از پاسخ ایشان اشاره میکنیم:
«آنچه در کتابهای من است از تعظیم علما بیشتر است از تعظیم خودشان برای ایشان. [...] آخر تفکر در امر ما نمایید که این احادیث که به ما رسیده و این دین که دستبهدست به ما رسیده بهواسطه علمای سابق رضوان الله علیهم به ما رسیده یا ما غیب میدانیم یا خود به خدمت امام رسیدهایم؟ نه والله، نه غیب میدانیم و نه به خدمت امام رسیدهایم. همه بهواسطه علمای جلیلالشأن است شکر الله مساعیهم که عمر خود را در ایصال دین و مذهب به ما صرف کردند و اخبار اهلبیت سلام الله علیهم را به ما رسانیدهاند. حال اگر ایشان را نعوذبالله متهم کنیم که بهکلی دین ما ازدست ما میرود. سهل است که من در کتب اصول خود نوشتهام که جایز نیست سوءظن به ایشان و تصدیق نکردن به ایشان و اینکه ایشان مؤید من عند اللّه بودهاند و مسدد ازجانب امام بودهاند و قدح در ایشان نصب و کفر است و عداوت با خدا و رسول و ائمه است سلام الله علیهم و رد بر ایشان بهمنزله شرک است به خداوند و بلاشک و بلاریب عدو ایشان ناصب است به آلمحمد علیهمالسلام. و آنها به این مرتبه نمیگویند و ما بهبرکت احادیث اینطور فهمیدهایم که عدو ایشان کافر و ردکننده بر ایشان مشرک است، خواه وفاتیافتهٔ ایشان و خواه حی و معاصر ایشان بدون تفاوت است؛ ولکن این حسّاد انصاف ندارند» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۷، «رساله سیفصل»، ص۴۲۰).
عالم ربانی و حکیم صمدانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه بهعنوان شخصیتی که مکتب شیخیه منتسب به ایشان است، بهطور مکرر، به کلمات علماء شیعه رحمة الله علیهم ارجاع داده و از کتب ایشان نقل فرموده است. مراجعه به آثار این بزرگوار و سایر بزرگان دین أعلی الله مقامهم پاسخی مستدل بر این اشکال است و در ادامه دراینباره تفصیل خواهیم داد.
شخصی از عالم ربانی مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه درباره عمل به کتب علماء شیعه همچون مصباح کبیر و مفتاح الفلاح و زاد المعاد پرسیده و ایشان پاسخ مرقوم فرمودهاند: «هر کتابی که برای عمل نوشته شده است در مستحبات، و از ثقه باشد و صحیح باشد، عمل کنید باکی ندارد» (مجمع الفتاوی، ص۲۴۱).
مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی نفعنا اللهُ بعلومه نیز در کتاب کفایة المسائل، در چند موضع، بیان فرمودهاند که رجوع و عمل به کتبی که فقهاء برای عمل نگاشتهاند جایز است (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۹، «کفایة المسائل جلد (۱)»، ص۲۳۴ و ۲۶۷ و ۳۴۶).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش دوم
نمونهای جالبتوجه از این برنامهٔ عملیِ بزرگانِ دین أعلی الله مقامهم توجه ویژه شیخ مرحوم رفع الله شأنه به فتاوای مرحوم شهید ثانی رحمهالله است.
زینالدین بن علی بن احمد عاملی، مشهور به شهید ثانی، از علماء و فقهاء بزرگ شیعه محسوب میشود. در خاندانی متولد شد و رشد یافت که به «سلسلةالذهب» معروف بودند.¹ کتب گرانسنگی به یادگار گذاشت که تحلیل مفاد آنها مجالی دیگر میطلبد. خوشبختانه آثار ارزشمندی در معرفی این شخصیت شیعی نگاشته شده است. یکی از متأخرترین این آثار کتاب شهید ثانی: پژوهشی در زندگی، کارنامهٔ علمی و روزگار او منتشرشده در سال ۱۳۹۵ ش است.
توجه شیخ مرحوم أعلی الله مقامه به این شخصیت و فتاوای فقهیاش، بهطور آشکار، در کتاب الکشکول تبلور یافته است. این کتاب که جمعآوری مطالب مختلف در موضوعات متعدد است، در ربیعالآخر ۱۴۴۰ ق، برای نخستین بار، بهطور کامل، حروفنگاری شد و بهعنوان مجلد دهم جوامع الکلم منتشر گردید. این جُنگ که به نام «کشکول الأحسائی» مشهور است در دو جلد نگاشته شده و تمام آن به خط مؤلف آن نیست.
جنگ ایشان امتیازهایی دارد:
نخست آنکه در دو جلد این جنگ، با مجموعهای بزرگ از احادیث اهلبیت علیهمالسلام برخورد میکنیم که برخیاز آنها درباره بیان مقامات آلمحمد علیهمالسلام و اسرار ایشان است. در قسمتهای گوناگون، درباره فضائل و مناقب ائمه موضوعهای متنوعی ذکر شده است. اما بخش نهایی آن ویژه ذکر فضائل و جایگاه حضرت ولیعصر عجل الله فرجه است. گذشته از قسمت پایانی کشکول، در جایجای کشکول، اشارهای به فضائل و مناقبِ ویژهٔ امام زمان بهچشم میخورد. بیشاز دهها مطلب درباره آن حضرت در کشکول آمده است.
دیگر امتیاز اینکه به مناسبتها احکام شرعی ذکر شده است و بهطور متنوع، به ابواب فقه پرداخته شده و در برخی مواضع نظریههای فقهاء نامی نیز نقل شده است.
دیگر امتیاز این جُنگ ترتیب و نظم آن بر مبنای حروف ابجد است.
دیگر از ویژگیهای آن ذکر بسیاری از طلسمها و امور مجرّب و برخیاز مسائل جفر و بعضیاز معالجات است که البته شیخ أعلی الله مقامه فقط آنها را نقل کرده و درستی یا نادرستی آن را تأیید نکردهاند.
ازجهتی یکی از مهمترین ویژگیهای این اثر نام بردن از کتابهایی است که از آن مطلبی نقل شده است. این نکته برای پژوهشگران و تاریخدانان بسیار جالب و مفید است.
درکنار همه منقولات که اقتضاء کتابهای کشکول است، فرمایشاتی از شیخ مرحوم أعلی الله مقامه در ذیل بعضیاز این منقولات آمده که معمولاً با «أقول» آغاز میشود. بررسی این فرمایشات تکنگاری دیگری میطلبد.
⏳ادامه دارد...
—————————————
¹ «[...] و من هنا عرفت أسرته بـسلسلةالذهب.» (الشهید الثانی زینالدین الجبعی العاملی، ص۲۴)
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش سوم
شیخ مرحوم أعلی الله مقامه در مطاوی این کتاب به مسائل فقهی مرحوم شهید ثانی عنایت ویژه داشتهاند و این فتاوا را در ابواب مختلف، مطابق ترتیب ابجد، نقل فرمودهاند. ایشان در پایان هر فتوای شهید ثانی به یکی از این اَشکال نام او را آوردهاند: «مسائل الشیخ زینالدین» (جوامع الکلم، ج۱۰، «کشکول الشیخ الأوحد أعلی الله مقامه»، ص۱۷۱) «من مسائل شیخ زینالدین» (همان، ص۴۱۳) «دروس زینالدین» (همان، ص۲۲) و «زینالدین». در اکثر مواضع به کلمه «زینالدین» اکتفا فرمودهاند (همان، ص۱۳ و ۱۷ و ۲۲ و...). نقل تکتک موارد و ارجاعدهی در این مختصر نمیگنجد.
در صفحهای از این کتاب شریف میفرمایند:
«تمت فوائد الشهید الثانی قدس الله روحه و هذا آخرها، و قد رتّبتها فی هذا المجموع علی ترتیب الحروف لیسهل الإطلاع علیها، نقلتها من نسخة ذکر فیها بعد هذا الکلام قال: و هذه الفوائد کلها مشافهة عن الشیخ زینالدین سلمه الله تعالی، هـ» (همان، ص۳۷۶).
ایشان در صفحاتی به شرح یا نقد بعضیاز این فتاوا نیز پرداختهاند. به نمونهای اشاره میکنیم:
«فائدة: الموضع المحصور ستة أذرع طولاً و أربعة عرضاً بالعرف فلو وقع فی مثل هذا القدر نجاسة و لمیعلم محلها وجب اجتنابه و ما زاد علی هذا القدر لایجب اجتنابه بل یحکم علیه بالطهارة فلو مسّ بعضه برطوبة أو صلی فی موضع ذلک لمیحکم بالنجاسة و صحّت الصلوة و نقل عن الشیخ فی النهایة أن المحل المحصور لو مسّه برطوبة لمینجس الملاقی بل ینجس لأن له حکم المشتبه به، زینالدین.
أقول: لعل تحدیده ذلک استفاده من العرف و کلام الأصحاب فیه مخالف لذلک فإنهم یطلقونه علی أکبر من ذلک و العرف یشهد لهم بعدم التحدید، أحمد» (همان، ص۳۴۶).
علاوهبر کتاب الکشکول، در جایجای آثار خود به رسالههای شهید ثانی ارجاع دادهاند. ایشان در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و الرسالة الإجماعیة، از شهید ثانی به «شیخنا الشهید الثانی» تعبیر میآورند (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱ ــ جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶). به نام رسالههای او همچون شرح الألفیة (جوامع الکلم، ج۶، «جواب الشیخ محمدکاظم بن محمدعلی»، ص۱۸۱)، مسکّن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد (شرح الزیارة الجامعة الکبیرة، ج۲، «شرح قوله علیهالسلام: سعد من والاکم و هلک من عاداکم و خاب من حجدکم و...»، ص۲۳۱)، شرح اللمعة (جوامع الکلم، ج۷، «الرسالة الحیدریة»، ص۱۰۶)، روض الجنان (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الفقهیة»، ص۶۵۶)، شرح الشرایع (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۲۶)، و... اشاره میکنند و مطالبی نقل میفرمایند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻ارتباط عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی أعلی الله مقامه
با میراث علمی شهید ثانی رحمهالله
🔸بخش چهارم
با همه ارتباط و علاقه به میراث علمی شهید ثانی، شیخ مرحوم رفع الله شأنه در مواضعی نقدهایی علمی بر دیدگاههای او دارند، چنانکه در معرفی کتاب الکشکول اشاره کردیم. بهویژه در الرسالة الإجماعیة همراه حفظ شأنیت شهید ثانی، جرحوتعدیلهایی درباره اقوال او، و نه شخصیت او، بیان میفرمایند.
مثلاً در بخشیاز این رساله مرقوم کردهاند:
«و أما قول الشهيد (ره) فی احتجاجه علی الحجية بقوة الظن فی جانب الشهرة فغير متجه [...]» (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۱۹).
و در قسمتی دیگر: «الشهيد (ره) لايجهل هذه المسألة و هو من اهل الفن» (همان، ص۱۰۵).
و در موضعی دیگر: «و لقد تتبعت كثيراً من كلامه و من كلام غيره» (همان، ص۸۲).
و در صفحهای دیگر: «فاعتراض الشهيد (ره) و نقله لهذا الكلام مدخول لا وجه له و إن أبی [...]» (همان، ص۸۱).
و در عبارتی دیگر:
«هو مع دقة نظره و سعة دائرته و شدة تنقیره (تنظره خ) لاسيما فی شرح اللمعة (فإنه خ) قد أفتی فی مواضع نفی فيها وجود النص مع وجوده [...]. فالعلماء شكر الله سعيهم و هو منهم أجل شأناً من أنيكونوا مقلدين فيما تحملوا ولكن ورد فی الحديث عنهم علیهمالسلام: لو علم الناس كيف خلق اللّٰه هذا الخلق لميلم أحد أحداً [وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۱۶۱]. [...] اللهم اغفر لی و لاتؤاخذنی بأسوء عملی اللهم اغفر لنا (و ارحمنا خ) و لإخواننا الذين سبقونا بالإيمان و لاتجعل فی قلوبنا غلاً للذين آمنوا ربنا إنک رؤوف رحيم» (جوامع الکلم، ج۶، «الرسالة الإجماعیة»، ص۸۲).
بهعنوان آخرین شاهد، به نمونهای دیگر از رساله مذکور (الرسالة الإجماعیة) اکتفا میکنیم:
«قال (ره): ”[...] و أما الشهید الثانی فقد أساء الأدب معهم کثیراً، قال بعد أنأورد ما یقرب من أربعین مسألةً ادعی الشیخ فیها الإجماع و لیس کذلک قال: و أفردنا هذه المسائل للتنبیه علی أنلایغتر الفقیه بدعوی الإجماع فقد وقع فیه الخطاء و المجازفة کثیراً من کل واحد من الفقهاء سیما من الشیخ و المرتضی. و فیه تصریح بتخطئة السید و الشیخ و غیرهما و نسبتهم إلی المجازفة مع أنه ناقض نفسه فی أماکن کثیرة [...].“
أقول: إن مقام الشهید أرفع من أنیجهل کل الجهل بأنینکر الإجماع و یقع فی الشیخ و غیره ولکن له مقاصد و لکلامه محامل و إن کنا نجوز علیه الغفلة و الخطاء ولکن بین لک أن الإجماعات المنقولة لیست من قبیل الأخبار (الآحاد خ) [...]. و قوله (ره): إنه ”أساء الأدب معهم کثیراً“ عجیب لأنه أنکر علی الشهید فی إساءة الأدب مع الشیخ و السید و لمینکر علی نفسه فی إساءة الأدب مع ألف سید مثل السید و ألف شیخ مثل الشیخ [...]» (همان، ص۱۰۷).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet