eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش سیزدهم روایت دیگر درباره ظهور حضرت امیر به هیئت اسد، در یکی از روایات معراج است که در احسن‌الکبائر قشیری نقل شده. هنگامی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه جریان دشت ارژن و نجات دادن سلمان اعلی الله مقامه را به خودِ سلمان فرمودند، او تعجب کرد و جریان را خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد. ایشان فرمودند: عجیب‌تر این‌که در معراج، در مقام سدرةالمنتهی که جبرئیل نتوانست بالاتر بیاید، هنگام مناجات با خدا، در‌برابرم اسدی را دیدم. و چون نظر کردم، مشاهده کردم علی صلوات الله علیه است. تمام این روایت را در این بخش نقل می‌کنیم: «کان امیرالمؤمنین علیه‌السلام قاعداً علی سطح بیت یأکل الرطب، و هو اذ ذاک ابن سبع و عشرین و سلمان قاعد فی صحن الدار یرقع خرقة له، فرماه علی علیه‌السلام بنواة من رطب. فقال سلمان: تمازحنی یا علی و انا شیخ کبیر و انت شاب حدث السن؟ فقال علی علیه‌السلام: یا سلمان حسبت نفسک کبیراً و رأیتنی صغیراً؟ أ نسیت دشت ارزن و من خلصک هناک من الاسد؟ فقال: و لما سمع سلمان ذلک فزع و قال: اخبرنی کیف ذلک؟ فقال علی علیه‌السلام: انک کنت واقفاً فی وسط الماء تفزع من الاسد. فعند ذلک رفعت یدک بالدعاء و سألت الله عزوجل ان‌ینجّیک منه فاستجیبت دعوتک، و قد کنت انا اذ ذاک امرّ فی تلک الصحراء، فانا ذلک الفارس الذی کان درعه علی کتفه و السیف بیده، فجردت السیف و ضربت الاسد فقسمته نصفین و خلّصتک منه. فقال سلمان: ان لذلک علامة اخریٰ. قال: فمد امیرالمؤمنین علیه‌السلام یده و اخرج من کمه طاقة ورد طری، و قال: هذه هدیتک التی اهدیتها لذلک الفارس فی ذلک المکان. قال: فلما رأی سلمان ذلک ازداد تحیراً و اذا بهاتف ینادیه: یا شیخ امض الی رسول‌الله صلی الله علیه و آله و اقصص علیه قصتک. فمضی سلمان رحمه‌الله الی رسول‌الله صلی الله علیه و آله و جعل یقص علیه قصته، و یقول: یا رسول‌الله انی قرأت نعتک فی الانجیل و رسخ حبک فی قلبی و ترکت جمیع الادیان غیر دینک و کنت اخفی ذلک عن ابی. و لما وقف علی ذلک منی اراد قتلی لکنی منعه عن ذلک اشفاقه علی امی و کان یدبر الحیلة فی قتلی، فکان یکلفنی الاعمال الصعبة و یأمرنی بها. ففررت منه لذلک الی ان وقعت فی بادیة ارزنة. فنمت به ساعة و عرض لی احتلام. و لما انتبهت سرت الی عین هناک و نزعت ثیابی و دخلت الماء لاغتسل من الجنابة. و اذا انا باسد قد طلع من ناحیة و جاء حتی وقف علی ثیابی. و لما رأیت ذلک فزعت منه و جعلت ادعو و اتضرع و اسأل الله النجاة من الاسد. و اذا انا بفارس قد طلع فضرب الاسد بسیفه فقدّه بنصفین، فخرجت انا من الماء و انکببت علی رکابه اقبّله، و کان الفصل فصل الربیع و الصحراء مشتملة علی الورد و الریاحین، فعمدت الی طاقة ورد و اهدیتها له، و لما اخذها منی غاب عنی، فلم‌ار منه بعد ذلک عیناً و لا اثراً. ‌و قد جاءت علی هذه الواقعة بضع و ثلاثمائة سنة و لم‌اقصصها عند احد و قد اخبرنی الآن بذلک ابن عمک علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام. فقال رسول‌الله صلی الله علیه و آله: یا سلمان انه لیس بعجب من اخی، فانی قد رأیت منه اعجب من ذلک. یا سلمان لما اسری بی الی السماء و بلغت سدرة المنتهی تخلف عنی جبرئیل، فعرجت الی عرش ربی، فبینا یناجینی الله تعالی و انا اناجیه و اذا انا باسد واقف قدامی، فنظرت و اذا هو علی بن ابی‌طالب، و لما رجعت الی الارض دخل علیّ علی علیه‌السلام و سلم علیّ و هنأنی بمواهب ربی و عنایاته لی، ثم جعل یخبرنی بجمیع ما جری بینی و بین ربی من الکلام. اعلم یا سلمان انه ما ابتلی احد من الانبیاء و الاولیاء منذ عهد آدم الی الآن ببلاء الّا کان علی علیه‌السلام هو الذی نجّاه من ذلک.» شایان ذکر است این روایت در کتب عامه نیز آمده است و شهادت اهل‌سنت در این زمینه، در ثبوتِ آن کفایت است. از‌جمله آن‌ها محمدصالح ترمذی است که در کتاب المناقب نقل کرده است. (در بخش‌های بعد، عبارات عامه را به نقل از مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه ارائه خواهیم کرد.) ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش چهاردهم ترجمه مختصر حدیث بخش سیزدهم خلاصه روایت این است که حضرت امیر صلوات الله علیه با جناب سلمان اعلی الله مقامه مزاح می‌فرمودند. سلمان عرض کرد: شما جوان هستید و من پیرمرد. فرمود: ای سلمان، گمان می‌کنی بزرگ‌سال هستی و من خردسال؟! آیا فراموش کرده‌ای جریان دشت ارژن را و کسی را که در آن‌جا از شیر نجاتت داد؟ وقتی سلمان این سخن را شنید، ترسید و گفت: آن جریان را به من خبر دهید. حضرت فرمودند: در وسط آب ایستاده بودی و از شیر می‌ترسیدی. دستان خود را به دعاء بلند کردی و از خدا خواستی که تو را نجات دهد. دعای تو مستجاب شد. در آن هنگام من در آن صحرا می‌گذشتم. من آن سواری بودم که زره او بر کتفش قرار داشت و شمشیر به‌دست بود. شمشیر را کشیدم و به شیر ضربه‌ای زدم که دونیم شد و تو را نجات دادم. سلمان عرض کرد: آن جریان نشانه دیگری هم دارد. حضرت امیر دست خود را در آستین کردند و برگ گلی را که تازه بود بیرون آوردند. فرمودند: این هدیه تو است که در آن مکان به آن سوار هدیه دادی. وقتی سلمان این نشانه و فرمایش را دید، بر حیرتش افزود و گویا هاتفی ندا داد که ای شیخ، نزد رسول‌خدا برو و حکایت خود را بازگو. سلمان رحمه‌الله نزد رسول‌خدا رفت و جریان را گفت و عرض کرد: یا رسول‌الله، اوصاف تو را در انجیل خواندم و محبت تو در قلبم راسخ شد و همه ادیان غیراز دین تو را ترک کردم و از پدرم مخفی می‌کردم. وقتی از موضوع باخبر شد، خواست مرا بکشد. ولی شفقت و مهربانی مادرم او را مانع شد. اما در اندیشه قتل من بود. مرا به کارهای دشوار وامی‌داشت و به آن‌ها امر می‌کرد. تا این‌که از او فرار کردم و به دشت ارزنه (دشت ارژن) رسیدم. نیاز به شست‌وشو داشتم. در آن‌جا چشمه‌ای بود. لباس خود را درآوردم و وارد آب شدم. ناگهان شیری دیدم که نزدیک شد و کنار لباس‌های من ایستاد. ترسیدم و دعاء و تضرع می‌کردم و از خدا می‌خواستم که مرا از آن شیر نجات دهد. ناگهان اسب‌سواری دیدم که ظاهر شد. شیر را با ضربه‌ شمشیری به دونیم کرد. از آب خارج شدم و بر رکاب او افتادم و می‌بوسیدم. و چون فصل بهار بود و دشت آکنده از گل‌ها و ریاحین، گلی را کندم و به سوار هدیه دادم. وقتی آن را از من گرفت، پنهان شد. پس‌از آن اثری از او ندیدم. سیصد سال از این واقعه گذشت و به کسی چیزی نگفتم. هم‌اکنون پسر عمویت علی‌ بن‌ ابی‌طالب علیه‌السلام مرا از آن جریان خبر داد. رسول‌خدا فرمودند: ای سلمان، این از برادرم علی عجیب نیست. من از او عجیب‌تر دیده‌ام. وقتی که اِسراء واقع شد و به سدرةالمنتهی رسیدم و جبرئیل دیگر با من نیامد، به عرش پروردگار عروج کردم. در حال مناجات بودم که دیدم شیری برابر من ایستاده است. نظر کردم دیدم او علی‌ بن‌ ابی‌طالب است. وقتی از معراج به زمین برگشتم، علی علیه‌السلام بر من وارد شد و بر من سلام کرد و مرا از آنچه میان من و خدا گذشته بود خبر داد. ای سلمان، بدان احدی از انبیاء الهی و اولیاء از زمان آدم تاکنون مبتلا به بلائی نشده مگر این‌که علی نجات‌دهنده او بوده است. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش پانزدهم نقل و نقدِ کلمات سید قاضی در حاشیه انوار نعمانیه مرحوم جزائری روایتِ نخست را که به وقایع کربلا مرتبط است، در کتاب الانوار النعمانیة (ج۳، ص۲۱۵) نقل کرده است. پس‌از پایان نقل، سید قاضی¹ که حاشیه‌نویسِ این چاپ از کتاب مذکور است، حاشیه مفصلی در رد این روایت و ظهور حضرت به هیئت اسد نوشته است. خلاصه آن چنین است: این سخن گناهی بزرگ و اشتباه است و خارج از جعل و تزویر نیست و اهل علم نباید هیچ اعتنائی به آن کنند؛ زیرا ظهور امیرالمؤمنین به‌ صورت شیر محال و غیرممکن است و این موضوع از احادیث جعلی غلوکنندگان است. چگونه ممکن است افضل خلق بعداز رسول‌خدا صلی الله علیه و آله از صورت انسان به صورت شیر که حیوانی درنده است تغییر شکل دهد؟! درحالی‌که صورت انسان صورت اشرف مخلوقات است و هیچ چیزی برتر از آن نتواند بود. خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم.» یا در جای دیگر می‌فرماید: «فاحسن صورکم.» در این بخش، حاشیه او را نقد خواهیم کرد و به خطاهای استدلالی صاحب حاشیه اشاره می‌کنیم. اصلِ خطاء این است که صاحب حاشیه حقیقتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را «لباسِ انسانیتِ ظاهری» گمان کرده است وحال‌آن‌که این لباس، ذات این بزرگوار نیست. علاوه‌بر این‌که هیچ لازمه‌ای وجود ندارد که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه صورتِ انسانیت را خلع کند و صورتِ اسدیت را بگیرد (چنان‌که پیش‌از این توضیح داده شد.) صاحب حاشیه گمان کرده است لزوماً حضرت صورت انسانیت را خلع فرموده و نعوذبالله حیوان شده‌اند! عبارت او چنین است: «و ینخلع من هو افضل الخلایق بعد رسول‌الله صلی الله علیه و آله عن الصورة الانسانیة.» گذشته از آن‌که طبقِ مبانیِ حِکمی که پیش‌از این گذشت و در این بخش تکرار نمی‌کنیم، گرفتن صورت‌های متعدد در عوالم مختلف، ثابت‌شده است و در روایات نیز اشارات متعددی است که از نقل آن به‌علت آن‌که ارتباط مستقیمی با موضوع ندارد می‌گذریم. شبهه‌ای که مطرح کرده است، ریشه آن در همین خطاء بنیادی است که اشاره شد. صاحب حاشیه گفته است که اگر امیرالمؤمنین به خواست خود به هیئت اسد ظاهر شده، معقول و شایسته نیست که ایشان صورت انسانی را خلع کند. پاسخ این است که هیئت اسدیت اولاً دائمی نیست که همیشه به آن صورت باشد. ثانیاً این هیئت یک لباس جزئی و مظهر کوچک است و یک عرَض است و حقیقت علی صلوات الله علیه فوق اسد و شجره طور و ملَک و ستاره است. شبهه دیگری که طرح کرده این است که اگر خدا این صورت را به علی صلوات الله علیه داده، پس نعوذبالله آن حضرت را مَسخ کرده است! به خدا پناه می‌بریم از این کژفهمی‌ها و بَدفهمی‌ها! چه کسی گفته است که حقیقتِ علی، نعوذبالله، حیوان شده است؟! این بدسلیقگی در فهم روایات فضائل است. این مظهرها مظهری جزئی است که ایشان برای اجرای بعضی حکمت‌ها برای خود می‌گرفتند و رها می‌کردند. چه ارتباطی به مَسخ دارد؟! درادامهٔ این شبهه، مَسخ امت‌های گذشته را یادآور شده است! باید گفت هرچه در این مسیر سریع‌تر برود، بیشتر به کج‌راهه می‌رود: «لایزیده سرعة السیر من الطریق الّا بُعداً.» ⏳ادامه دارد... ————————————————— ¹ سید محمدعلی قاضی، فرزند حاج میرزا باقر، در سال ۱۲۹۳ شمسی، در تبریز متولد شد. تحصیلات مقدماتی علوم دینی را از والد و عموی خود در مدرسه طالبیه تبریز فراگرفت. در سال ۱۳۱۶ شمسی، هنگام قیام مردم تبریز، به‌اتفاق پدرش، به‌خاطر مبارزه، به تهران تبعید گردید و پس‌از چند ماه توقف اجباری در تهران و ری، به تبریز بازگشت. در سال ۱۳۱۸ شمسی، برای ادامه تحصیل به قم مشرف شد و در درس آقایان گلپایگانی، حجت، صدر، بروجردی و امام راحل حاضر شد. در سال ۱۳۲۸ شمسی راهی نجف شد و در درس مدرسین آنجا هم‌چون حکیم، عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، بجنوردی و کاشف‌الغطاء شرکت کرد. در سال ۱۳۳۱ شمسی، به تبریز مراجعت نمود. با شروع نهضت انقلاب اسلامی، مبارزات او علیه رژیم پهلوی اوج گرفت. رژیم او را در قزل‌قلعه زندانی کرد و سپس به شهرهای بافت و کرمان و زنجان تبعید نمود و هم‌چنین مدت سه ماه به‌سبب فشارها و ضربات روحی و جسمی، در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری شد. بعداز خارج شدن از بیمارستان، به عراق تبعید شد و یک سال در آنجا به‌سر برد. بعداز یک سال به ایران بازگشت. قاضی طباطبایی در دهم آبان ۱۳۵۸ شمسی، مصادف با عید سعید قربان، نماز عید را اقامه کرد و در خطبه نماز گفت: که را تهدید به قتل می‌کنند؟ من از شهادت نمی‌ترسم و آماده‌ام و از خدا می‌خواهم. در همان روز، بعداز اقامه نماز مغرب و عشاء، در راه مراجعت به منزل، در خیابان مورد اصابت گلوله منافقین قرار گرفت. @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش شانزدهم ادامه نقد کلمات سید قاضی در حاشیه انوار نعمانیه و اما این‌که نوشته است: «أیّة شرافة لهذا الحیوان المفترس الحرام اللحم»، عرض می‌شود انسان نیز حرام‌گوشت است! پس چرا معصومین به این صورت انسانی آشکار شدند؟! گذشته از آن‌که خودِ‌ امیرالمؤمنین خود را «قسورة» و «حیدرة» نامیده است. پس باید در این بیانات نیز تردید کرد؟! و اگر گفته شود این‌ها صرفِ مَجاز و تشبیه است، به مباحث گذشته ارجاع می‌دهیم که در کلمات معصومین علیهم‌السلام مجاز نیست و طبق بیان سید اجل اعلی‌ الله‌ مقامه، در همه تشبیهات، با توضیحی حِکمی، مشبه عین مشبه‌به است. به همه این‌ها باید اضافه کرد که حقیقتِ علی صلوات الله علیه به صورت شیر نشد؛ بلکه تأکید می‌کنیم که آن مظهری موقت و جزئی بود و لباسی عرَضی بود که به‌اندازه خود، پرتوی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام در او قرار گرفت. صاحب حاشیه در ادامه به علمائی که روایتِ ظهورِ حضرت به هیئت اسد را نقل کرده‌اند اشکال گرفته است و به‌خصوص به نام صاحب انوار المواهب تصریح کرده است. (عبارات کتاب انوار المواهب پس‌از این نقل خواهد شد.) هم‌چنین همهٔ این مباحث را مذهب صاحب صحیفة الابرار¹ می‌داند و تلویحاً می‌گوید که این خطاها از شیخیه است. وحال‌آن‌که این روایات و تعابیرِ روایی قبل‌از شیخیه موجود بوده است. بزرگان و علماءِ راستینِ شیخیه هم طبق مبانیِ حِکمی و قرآنی، توجیهِ این اَخبار را بیان فرموده‌اند. متأسفانه امثال صاحب این حاشیه باز هم هستند و البته گمان نمی‌رود نشانه‌ها و ترساندن‌ها و نقل آیات و روایات، در آن‌ها مؤثر باشد. در پایان این بخش، نمونه دیگری از عباراتِ هم‌فکرانِ صاحب حاشیه را نقل می‌کنیم. شخصی در حاشیهٔ روایتِ ظهور حضرت به هیئت اسد نوشته است: «هذه کلها قصة مسرودة منثورة، و کل قاص انما یسرد و ینثر علی حسب ما یراه فی نفسه عظیماً مؤثراً، و هذا الرجل الذی یقص هذه الاقاصیص قد صور عظمة الامام علی بن ابی‌طالب بصورة اسد یجیء لنوح الحسین علیه‌السلام، و لا بأس بنقلها بعد العلم بکونها قصة مسرودة، کما ان المصنف انما ینقل امثال هذه الروایات القصصیة لترویح النفوس.» (پانوشت بحار الانوار، ج۴۵، ص۱۹۴) اینجا نیز جای تأسف و تأثر است که صاحب این حاشیه چگونه نیت‌خوانی کرده و مرحوم مجلسی رحمه‌الله را متهم کرده است و مرتکب تفسیر بما لایرضی صاحبه شده است. چون توضیحات لازم پیش‌از این گذشت، این عبارات را بررسی نمی‌کنیم. ⏳ادامه دارد... ————————————————— ¹ اگرچه صاحب صحیفة الابرار در یک اتجاهِ عقیدتیِ دیگر است و برخی مواضع عقیدتی وی را قبول نداریم، به‌مناسبت اشاره صاحب حاشیه به کتاب او و به‌علت این‌که برخی احقاقی‌ها در این موضوع بر مرحوم آقای کرمانی اعلی‌ الله‌ مقامه ایراد گرفته‌اند (در این وجیزه به تفصیل این ایرادها و پاسخ آن نمی‌پردازیم)، عبارت صحیفة الابرار را در این‌باره نقل می‌کنیم: «و اما ان کان الجسم بالنسبة الی تلک الحدود لا تعیناً و لم‌یک مقهوراً فهو یظهر بای صورة شاء فان شاء بصورة واحدة و ان شاء‌ بصور متعددة لانه مهیمن علی جمیع الحدود و الصور فلایشغله شأن عن شأن و لا حد عن حد و لا تعین عن تعین فیتقلب فی الصور کیف یشاء فان شاء‌ لبس صورة النطفة و استقر فی الارحام و الاصلاب [...] و ان شاء اتحد و ان شاء تعدد و ان شاء نزل فی الارض و ان شاء صعد الی السماء و ان شاء وقف فی الهواء و ان شاء شرّق و ان شاء غرّب و ان شاء ظهر بصورة الانسان و ان شاء ظهر بصورة الحیوانات الشریفة کالاسد و امثاله [...] .» (صحیفة الابرار چ قدیم، ص۲۱۸) @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش هفدهم بعضی عبارات و تصریحات بزرگان دین اعلی‌ الله‌ مقامهم و علماء شیعه درباره تجلی حضرت امیر به صورت اسد ۱. شخصی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله‌ مقامه درباره این موضوع پرسشی دارد. تمام پرسش و پاسخ را نقل می‌کنیم: «آیا بعضی از احادیث وارده که حضرات ائمه مثل علی به صورت شیر می‌شدند در کربلا و در معراج، صحت دارد یا نه؟ جواب: بلی چنین اخباری هست و امتناعی در عقل نیست از این معنی ولکن آن اخبار صحیح است به‌اصطلاح حادث یا ضعیف است و یا صحیح است به‌اصطلاح قدماء، لازم نیست دانستن آن. مجملاً ما قال آل‌محمد قلنا و ما دان آل‌محمد دنا و ما اجملوا اجملنا و ما فصلوا فصلنا و لامورهم فی جمیع المواطن سلمنا و علیهم صلینا و سلمنا.» (رساله در جواب سؤالات بعض اعیان سمنان) ۲. عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع‌ الله‌ شأنَه نیز در مواضع متعدد به این مضمون اشاره فرموده‌اند. شخصی از این بزرگوار درباره ظهور حضرت امیر در دشت ارژن پرسیده است و ایشان روایتی را که پیش‌از این نقل کردیم با توضیحاتی بیان می‌فرمایند. چون این نقل با نقلی که پیش‌از این گذشت در بعضی کلمات متفاوت است، تمام پرسش و پاسخ را در این بخش می‌آوریم: «قال دام مجده: ظهور الامیر علیه‌السلام فی دشت ارزن. اقول: القصة مشهورة معروفة لاتنکر الّا انی لم‌ار حدیثها فی کتب الاخبار الّا فی مشارق الانوار علی نحو الاشارة و هذا لفظه حیث یعیب علی منکری الفضائل قال: «فمن ذلک انکارهم لحدیث سلمان و دشت ارزن و ان امیرالمومنین خلصه هناک من الاسد حین استغاث به و قالوا این کان علی هناک و کیف کان قبل ان‌یکون» انتهی. و هذا القول یعطی شهرة الحدیث و عدم جواز انکاره ولکنی لم‌اره مع قلة ما فی یدی من الکتب. نعم قد رواه محمد صالح الترمدی من العامة فی کتاب المناقب نقلاً من احسن الکبار ان علیاً علیه‌السلام کان یوماً جالساً علی غرفة یأکل الرطب و سلمان کان جالساً تحتها یخیط خرقة فرماه علی علیه‌السلام بنواة و هو ابن سبع و عشرین سنة. فقال سلمان: انت شاب و انا شایب، لاینبغی ان‌ترمینی بنواة. فقال علی علیه‌السلام: انت شائب و انا شاب؟! أ نسیت دشت ارزن و من نجاک من الاسد؟! فتحیر سلمان، فقال: بین یا علی قصتها. فقال: کنت فی الماء و تجزع من شر الاسد فدعوت و انا کنت امرّ فی ذلک الصحراء و علیّ درع و فی یدی سیف فجئت و ضربت الاسد بسیفی و قطعته نصفین. فقال سلمان: و لها علامة اخری. فاخرج علی علیه‌السلام طاقة ورد من کمه و قال: هذا ما اهدیته الی ذلک الراکب. فازداد تحیر سلمان و تفکر. فناداه هاتف: ایها الشائب التقی، اذهب الی رسول‌الله و اخبره. فذهب الی رسول‌الله صلی الله علیه و آله و قال له: انی قرأت نعتک فی الانجیل و کنت احبک و اخفی حبک عن ابی، الی ان حکی له قصة دشت ارزن الی ان قال: و یمضی من ذلک الوقت ازید من ثلثمأة سنة و لم‌ابرزه الی احد و اظهره الیوم ابن عمک فممن تعلم الغیب؟! فقال رسول‌الله صلی الله علیه و آله: لیس امثال هذه الامور عجیباً عن علی علیه‌السلام و رأیت اعجب من ذلک منه. لما وفدت سدرة المنتهی و تخلف عنی جبرئیل و مضیت الی عرش رب العالمین و کنت اسار ربی و یسارنی فرأیت اسداً فتأملته فاذا هو علی و لما رجعت اخبرنی علی بجمیع ما اسر الیّ ربی. یا سلمان، لم‌یبتل نبی و ولی و صالح و تقی من لدن آدم الی یومنا هذا ببلاء الّا و منجیه علی. هذا مختصر ما نقله فی المناقب من کتاب احسن الکبار و رواه من اربعین علاءالدولة السمنانی و قال انها اشهر من الشمس. و کفی شهادة العامة فی ثبوتها.» (مکارم‌ الابرار، ج۳۱، ص۹) ترجمه مختصر این حدیث، در بخش چهاردهم گذشت. ۳. هم‌چنین در رساله دیگری در جواب سائل که نوشته است: «[...] و رؤیة النبی صلی الله علیه و آله علیاً علیه‌السلام بصورة الاسد کما یستفاد من بعض الاخبار»، می‌فرمایند: «و اما صورة الاسد فلم‌اره فیما یحضرنی من الاخبار و کنت فی بعض القری و لم‌اتمکن من فحص الاخبار فترکته فی سنبله و ان کان له وجه لانه القسورة المشارالیه فی القرآن و الی اعدائه کأنهم حمر مستنفرة فرت من قسورة.» (مکارم‌ الابرار، ج۳۱، ص۳۸۶) ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✔️«فَرَّت مِن قَسوَرَة ع» 🔻واکاویِ امکانِ عقلی و وقوعیِ تجلیِ حضرت امیر علیه‌السلام به هیئت اَسَد در کربلا و معراج 🔸بخش هجدهم ۴. این بزرگوار در مواعظ و دروس مختلف نیز به قضیه اشاره فرموده‌اند و چون برای روشن شدنِ زوایای بحث مفید است، آن عبارات را نقل می‌کنیم. در موعظه هفدهم از مواعظ یزد می‌فرمایند: «این بدن عنصری حضرت امیر ظاهری است و همهٔ این هزارهزار بدن باطن ازبرای این بدن است. پس کسی که چنین احاطه بر جمیع ملک داشته باشد و صاحب چنین سلطنتی باشد، می‏تواند در آنِ واحد صدهزار قبضه بگیرد از عناصر این عالم خاکی یا هر عالمی که بخواهد، و صدهزار بدن درست کند و در او جلوه کند و به صدهزار نظر درآید و به صدهزار مقام جلوه کند. پس عجب نیست این‌که بگویند در یک‏ شب در چهل خانه میهمان بود و عجب نیست این‌که می‏شنوید از اخبار که در یکی از غزوات، حضرت شکست داد لشکر معاویه را، پس هفده فرقه شدند و همه رو به هزیمت گذاردند و حضرت‏ امیر را می‏دیدند که در عقب هر فرقه می‏رفتند و می‏کشتند. و یکی از دوستان در جنگ جمل دید طلحه را که افتاده و مصمم سفر نار گردیده. پرسید: که تو را زخم زده؟ گفت: علی. پس گفت: علی که نیزه نداشت و او با شمشیر می‏کشد، چگونه تو را نیزه زد؟ چون آن چشم از دنیا پوشیده بود و چشم مثالی او باز شده بود گفت: چه فایده که نمی‏بینی! علی است که به آسمان بالا می‏رود و پایین می‏آید و پایین می‏آید و به من می‏رسد می‏گوید: «مت یا عدوالله»، پس نیزه می‏شود و مرا می‏کشد. و به دیگری می‏رسد می‏گوید: «مت یا عدوالله»، تیری می‏شود و او را می‏کشد و به دیگری می‏گوید: «مت یا عدوالله»، پس شمشیری می‏شود و او را می‏کشد؛ و همه را او می‏کشد. و تعجب نیست که در معراج با پیغمبر باشد و به صورت شیر شود و خاتم از او بگیرد. و تعجب نیست که به صور مختلفه درآید و در جاهای مختلفه باشد به آن واحد. به‌جهت آن‌که هرچه در ملک هست جلوه‏ای از او است و هر صاحب حیاتی از او حی است.» ۵. هم‌چنین در دروس الفطرة السلیمة که خودِ این بزرگوار تدریس فرموده‌اند، در درس نوزدهم آمده است: «مثل علی بن ابی‏طالب که یتقلب فی الصور کیف یشاء و مع‏ذلک حافظ صورت علوی خود هست و به صورت اسد درمی‏آید و به صورت سوار می‏آید و صورت اسدی معارضه نمی‏کند به آن صورت خود آن حضرت و کذلک جبرئیل به صورت اعرابی و به صورت دحیه درمی‏آید و نه این است که وقتی ملائکه در ملکوت به او نگاه کنند او را دحیه ببینند. بلکه او را جبرئیل می‏بینند.» ۶. ایشان، جزاه الله عن الاسلام و المسلمین خیر جزاء المحسنین، در کتابِ الفطرة السلیمة، در جلد دوم، فصل مستقلی را به این موضوع اختصاص داده و درباره ظهور حضرات معصومین علیهم‌السلام به صورت‌های مختلف و متعدد، بیانات کاملی فرموده‌اند. عنوان فصل چنین است: «فصل: ظهورهم فی کل زمان بای صورة شاءوا.» ۷. درمیان علماء شیعه رضوان‌ الله‌ علیهم اگرچه افراد مختلفی شدیداً با این موضوع برخورد کرده و رد کرده‌اند، اما برخی هم به این موضوع اشاره و آن را تأیید فرموده‌اند. ازجمله میر جلال‌الدین ارموی در حاشیه بر تفسیر جلاء الاذهان و جلاء الاحزان (مشهور به تفسیر گازُر) در جلد ۱۰، صفحه ۲۱۹، متعرض این موضوع شده و دفاع کرده است: «القسورة فی سورة المدثر «حمرٌ مستنفرة فرت من قسورة» و المراد الاسد و قد مرّ فی الحمام ما یمکن ان‌یستفاد منه امکان تأویل القسورة بعلی علیه‌السلام فتأمل. و در تاسع بحار در باب ما ظهر من معجزاته فی استنطاق الحیوانات حدیث بسیار شریف و طریفی که ازجمله فقراتش از قول آن حضرت در خطاب مر شیری را چنین نقل شده است (ص۵۶۲ چاپ امین‌الضرب) «یا لیث أ ما علمت انی اللیث و انی الضرغام و القسور و الحیدر، الحدیث. و در ارجوزه مرویه مشهوره از آن حضرت مذکور است: انا الذی سمّتنی امی حیدرة ضرغام آجام و لیث قسورة و نظیر این قبیل تعبیرات در مطاوی اخبار بسیار بلکه بی‌شمار است. لذا خلیعی شاعر معروف شیعی در خطاب به آن حضرت ضمن قصیده‌ای گفته: سماک رب العباد قسورة من حیث فرّوا کأنهم حمر و ما در کشف الکربة فی شرح دعاء الندبة در ذیل این عبارت شریفه از دعاء مبارک «و صلّ علی علیّ ابیه السید القسور» به‌تفصیل به شرح این مطلب پرداخته‌ایم.» پیش‌از این اشاره شد که در شرح ایشان بر دعاء ندبه، به این مطلب اشاره نشده است. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا