✔️🔻 چند پرسش و شبهه و پاسخ آنها
(برداشتی از جلسهای علمی در ماه رمضان ۱۴۴۷)
🔸بخش هفتم
مهمان: در طیِ این دویست سال، از علمای دینی کسانی نبودهاند که توضیحاتشان در رابطه با مسائل دینی بالادست اینها باشد؟ یعنی در رابطه با تمام مسائل دینی، در رابطه با تبیین قرآن، تشریح قرآن، تفسیر قرآن.
موسوی: فرمایشاتی که علماء فرمودهاند، همهاش روی چشم ما جا دارد و شکی در این مسئله نیست. احتمالاً علمایی برتر از بزرگان بودهاند؛ ممکن است بعضیهایشان را پیدا کرده باشیم، ممکن است بعضیهایشان را هم بیخبر باشیم. ما که عالِم به کل جهان نیستیم. ممکن است الآن در آفریقا عالِمی باشد که خیلی برتر از شیخ باشد. ما هیچ تعصبی نداریم.
در بحث رکن رابع همین را میگوییم. من آدرس بدهم. ارشاد العوام نوشتهٔ حاج محمدکریم کرمانی است. ایشان خودش، ازنظر علمی، از امثال ما خیلی به شیخ مرحوم نزدیکتر است. ایشان در ارشاد العوام میفرماید: بسا در زمان شیخ احمد احسائی کسی برتر از شیخ بوده باشد، ولی ما نشناختهایم و درنیافتهایم. ما رکن رابع را در ایشان منحصر نمیکنیم (مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»، ص۲۵۴).
تفاوتِ ما با کرمانیها همین است. شیخیهٔ کرمان، مشهور به ناطقیه، به لزوم وحدت ناطق شیعی قائلاند. ما به عنوان شیخیهٔ باقریه شهرت داریم، یعنی تابعان حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی (۱۲۳۹ تا ۱۳۱۹ ق). ما دقیقاً درمقابل آنها میگوییم: ارشاد دارد این را میگوید که در زمان شیخ، چهبسا برتر از شیخ هم بود. در زمان شیخ، ممکن بود برتر از شیخ باشد. همین امروز شاید در آفریقا برتر از بزرگان ما باشد، ما بیخبریم.
آنچه بهدست ما رسیده علوم این بزرگواران است. در معرفت درمقابل وحدتوجود، رد وحدتموجود، شناخت مسائل مربوط به علمالفضائل ائمهٔ اطهار، ما امروز خودمان را مدیون این بزرگواران میدانیم.
آقا، چرا همهاش از این بزرگواران میگویید؟! از علمای دیگر هم بگویید!
ما از علمای دیگر هم میگوییم. ببینید کتب بزرگانمان در فقه و اصولفقه پُر و آکنده است از نظرات علمای دیگر. ابنادریس در سرائر چه گفته، فلانی چه گفته. علمای مختلفی بودهاند که علوم مختلف را بیان کردهاند. در کفایة المسائل میفرمایند: چنانکه فقهاء فرمودهاند. یعنی بحث اجماع فقهاء، در مسائل مختلف، خیلی اهمیت دارد. اینطور نیست که علماء را کلاً کنار گذاشته باشیم. اما امروز ما خودمان را مدیون بزرگان دین میدانیم. مثلاً در معاد، مدیون شیخ احمد احسائی میدانیم.
مهمان: یعنی این معاد را به این صورت که آقای شیخ احمد احسائی گفتند، ائمه معصومین نگفتند؟!
موسوی: فرمودهاند: «ان حدیثنا صعب مستصعب» (بحار الانوار، ج۲، ص۱۹۰)؛ احادیث ما سخت است. حضرات معصومین صلوات الله علیهم معاد را همینگونه بیان کردهاند. اما برای نمونه، حضرت صادق علیهالسلام دربارۀ طینت میفرمایند: «تبقیٰ فی القبر مستدیرة» (همان، ج۷، ص۴۳). آنچه از انسان میماند چیست؟ طینتِ انسان. این طینت چیست؟ در روایتها، هیچ شرحی نداریم. علماء در شرحِ همین حدیثِ طینت بحثها دارند. «تبقیٰ فی القبر مستدیرة»؛ طینت بهطور مستدیر در قبر میماند. بعضیها گفتهاند: در قبر، چیزی کروی میماند که مثلاً اندازهٔ عدس است. مفصل بحث دارد. من وارد نشوم. اما بزرگان مکتب استبصار شرح دادهاند.
اینکه شما میگویید: آیا ائمه نفرمودند؟ چرا، فرمودند. اما در زمان این بزرگواران علیهمالسلام تقیه بوده. حتی در زمان این بزرگواران، برخیاز پرسشکنندهها سنی بودند و باید مسئله را مناسب حال آنان پاسخ میفرمودند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻 چند پرسش و شبهه و پاسخ آنها
(برداشتی از جلسهای علمی در ماه رمضان ۱۴۴۷)
🔸بخش هشتم و پایانی
مهمان: واقعاً هضم مطالب با توجه به معلومات امروز... همان طینت را که شما میفرمایید، الآن مثلاً دیاِناِی میگویند. ولی همان دیاِناِی را هم ممکن است پنجاه سال دیگر یک چیز دیگر بگویند.
موسوی: من میگویم حتی این دیاِناِی منافاتی با نظریهٔ شیخ در بحث طینت ندارد. میخواهم این را عرض کنم. یعنی آن بحث هنوز هم کارایی خودش را در معاد دارد.
ممکن است بپرسید: چرا همهاش از این بزرگواران میگویید؟! ما اعتقاد خودمان را در بحث توحید و نبوت مرهون و مدیون این بزرگواران هستیم.
مگر ائمه علیهمالسلام نفرمودند؟! فرمودند، اما راه شرح آنها را در فرمایشات این بزرگواران دیدیم.
آقا، چرا هفده بار از شیخ مرحوم اسم بردی؟! ما این بزرگواران را شارح علم حضرت صادق علیهالسلام میدانیم.
کس دیگهای نبوده یا نیست؟! ما نیافتهایم.
چرا شما در مساجد دیگر نمیروید؟! ما اعتماد نداریم. مسائل عقیدتی هم که بیان میشود، نوعاً آمیخته به مسائل سیاسی و حزبگراییهای سیاسی و امثال اینها است. اعتماد نیست. علت این است.
چرا جدا شدهاید؟! ما را طرد کردهاند. منزوی کردهاند.
چرا فلانی را تکفیر میکنید؟! بهخاطر اینکه او اول ما را تکفیر کرد و امام به ما فرمودهاند: «من کفّر مؤمناً فقد کفر احدهما.» ازمیان تکفیرکننده و تکفیرشونده، دستکم یکی کافر است. میبینم اعتقادم درست است. معاد را که قبول دارم. جزو اصول دین میدانم. معاد را جسمانی میدانم. اما با چه جسمی است؟ جسم مناسب آخرت است. «یوم تبدّل الارض غیر الارض و السماوات.» همانطور که همین زمین و آسمان مناسب آخرت میشود، جسمش هم مناسب آنجا است. وقتی کسی این عقیده را تکفیر میکند، وظیفهام را امام علیهالسلام تعیین کرده که «من کفّر مؤمناً فقد کفر احدهما».
شما تعبیری اولِ بحثتان داشتید که ما چرا درپیِ جهانی شدنِ مکتبیم. ببینید، خودِ همین مفهوم هنوز گنگ است. جهانی شدن یعنی چه؟ آیا منظور از جهانی شدن یعنی ما میخواهیم همه را شیخی کنیم؟! نه، اصلاً ما این بحث را نداریم. یا اصلاً دنبال تبلیغ نیستیم و تبلیغ نمیکنیم. اینکه استاد ما حفظهالله بحثِ جهانی شدن را مطرح میکنند، ما هرگز دنبال این نیستیم که فلان دانشمندِ آتئیستِ آمریکایی که در دانشگاه تدریس میکند، بخواهیم شیخیاش کنیم. اصلاً معنی ندارد. او در اسلامش مانده، بعد ما بخواهیم او را شیخی کنیم؟! نه. پس این جهانی شدن یک اصطلاح است. در سخنرانیِ چهلدقیقهای یا کمتر که ایشان صحبت میکنند، فرصت بسط و توضیح دادنش نیست.
من عرض کنم که منظور از جهانی شدن این نیست که ما بخواهیم همه را شیخی کنیم. منظور از جهانی شدن مکتب شیخ احمد احسائی یعنی اینکه اندیشهٔ شیخ احمد احسائی درکنار دیگر اندیشهها مطرح شود. این میشود جهانی شدن.
ما هرگز دنبال این نیستیم که بخواهیم همه را شیخی کنیم. اصلاً معقول نیست. اولاً که دنبال حزببازی نیستیم که بخواهیم شما شیخی شوید. ما دنبال این نیستیم. بعد هم شیخیه مگر فرقهٔ خاصی است که ردای خاصی و خرقهای بخواهیم بدهیم؟! اینطوری نیست.
یکی از طلبهها در فضای مجازی با من آشنا شده. گفت که من میخواهم شیخی شوم؛ باید چهکار کنم؟ بهمزاح گفتم: برو غسل تعمید کن! چه بگویم؟! مگر ما میخواهیم چهکار کنیم؟! شیخی شدن یعنی همین که شیعهٔ اثناعشری هستیم، همین که انسان به علمای شیعه محبت داشته باشد. مثلاً بدانی حرفهای شیخ مرحوم درست است یا ایشان عالم شیعه بوده، دیگر کفایت است. اصلاً ما دنبال فرقهسازی نیستیم.
همین که نظریات مکتب استبصار (مکتب شیخیه) درکنار دیگر اندیشهها مطرح شود، این جهانی شدن است.
در مقالات، در سایتی که دارم، در کانالی که در تلگرام دارم، در لایوهایی که در اینستاگرام دارم، مرتب شواهدِ این جهانی شدن را نشان دادهام. در بلژیک یا در فرانسه دربارهٔ شیخیه کتاب نوشته میشود و نظریهٔ میرزا محمدباقر شریف طباطبائی ارائه میشود. ایشان در قهی اصفهان بهدنیا آمد. حوزه درسیاش محدود به همدان بود. بعداز واقعهٔ همدانِ ۱۳۱۵ به جندق رفت و بعداز چند سال آنجا ازدنیا رفت. اما امروز در بلژیک یا فرانسه برای ایشان کتاب نوشته میشود. من اسم این را میگذارم جهانی شدنِ مکتب. یعنی ما بیشاز این دنبال چیزی نیستیم. حال اگر شرایط رشد مهیا گردد و افرادی علاوهبر آشنایی قابلیت پذیرش هم داشته باشند، نورٌعلیٰنور است.
این یک مفهومِ مبهمی بود که نیاز بود این توضیح را درمورد آن عرض کنم.
مهمان: من واقعاً خیلی استفاده کردم. هم میخواستم از این جلسه تشکر کنم و هم از سخنرانیهای جنابعالی و همچنین سرور عزیزم. از شما خواهش میکنم سلام من را هم به ایشان برسانید.
موسوی: این لطف و التفات شما است. بنده توفیق داشتم که خدمتتان برسم و استفاده کردم.
اللهم صل علی محمد و آلمحمد
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
شهداء الفضیلة
و مستدرک آن
علامه امینی در این کتاب درباره عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه نوشته است:
🔸«الشیخ أحمد بن زین الدین الأحسائی [...] أحد فطاحل العلماء یروی عن سیدنا بحر العلوم و الشیخ کاشف الغطاء و السید صاحب الریاض و السید مهدی الشهرستانی و الشیخ أحمد بن الحسن البحرانی و الشیخ أحمد بن محمد من آل عصفور. و یروی عنه صاحب الجواهر و الحاج میرزا ابراهیم الکلباسی صاحب الإشارات توفی سنة ۱۲۴۱.»
🔹احمد بن زینالدین احسائی یکی از بزرگان علماء است. روایت میکند از سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشفالغطاء و سید علی صاحب ریاض و سید مهدی شهرستانی و شیخ احمد بحرانی و شیخ احمد آل عصفور. و از او روایت میکنند شیخ حسن صاحب جواهر و حاج میرزا ابراهیم کلباسی صاحب اشارات. مرحوم اَحسائی در سال ۱۲۴۱ ق ازدنیا رحلت فرمود.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
زائر المعرفة النورانیة
این کتابِ تازه در ۳۶۷ صفحه و با موضوع فضائل اهلالبیت علیهمالسلام تدوین شده است.
در فصل هفتم با عنوان «معرفة الامام بالنورانیة»، حدیث معرفت حضرت به نورانیت نقل شده. مؤلف در ابتدای فصل نگاشته است:
«فی هذا الفصل سنشیر لحدیث جوهرة نادرة اقرأه و تمعن به جیداً فکل حرف من حروفه نور علی نور و کل کلمة منه تعتلی معانی و اسرار [...] فاذا اردت انتعرف حقیقتهم فهذا الحدیث ملخص الکثیر و الکثیر من معانی الکلام و ملخص شرح الکتاب [...]» (ص۲۱۷).
پساز نقل حدیث نیز نوشته است:
«أ فَمِن هذا الحدیث تعجبون؟! فی هذا الحدیث الشریف عجائب و غرائب و اسرار لایعقلها الا المؤمنون و ملخصها معرفتهم حق المعرفة بالحقیقة النورانیة ای السماویة العلویة ذات الاسرار البهیة فما خلقنا الا للمعرفة و ما تنزلنا الا للمعرفة و ما ارتقاؤنا الا بالمعرفة، فالهدف الاساسی و اصل کل شیء هو طریق المعرفة و السباق بین العباد من اجل معرفة نعیم الولایة و معرفة ما تخلفنا عنه و انکرناه فی عالم الاظلة» (ص۲۲۳).
امید است این نفحات و نسیمهای هورقلیایی روزبهروز در جامعۀ شیعه بیشتر وزیدن بگیرد و اهل پژوهش بیشتر و بیشتر دربارۀ «علم الفضائل» تأمل و نگارش کنند. اینگونه آثار را از برکات و ثمرات زحمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم میدانیم.
@AghayedNet
🔺کتاب تازهمنتشرشده
الآثار الخطیة فی الخزائن الکاظمیة
این کتاب که در دو جلد سامان یافته، نسخههای خطی کتابخانههای شهر مقدس کاظمین را معرفی کرده است. در جلد اول به کتابخانههای عمومی و در جلد دوم به کتابخانههای شخصی پرداخته است.
شایان ذکر است نسخههای خطی متعددی از آثار بزرگان دین اعلی الله مقامهم در کتابخانههای شهر کاظمین نگهداری میشود. علیرغم مخالفتهایی که بعضی افراد کاظمینی با بزرگان دین داشتهاند، وجود چنین نسخههایی جالب توجه است.
@AghayedNet
🔺نسخهای از کتاب الجامع لأحکام الشرایع نگاشتۀ مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه، در کتابخانۀ صحن مطهر حرم کاظمین سلام الله علیهما
@AghayedNet
علمای_شیخیه_و_نقد_مسیحیت.pdf
حجم:
3.9M
🔺مقالهٔ تازهمنتشرشده با عنوان:
علمای شیخیه و نقد مسیحیت
صرفاً جهت اطلاع پژوهشگران ارائه میگردد.
@AghayedNet