🔹لطفت اگر که بر سرِ احسانِ ما شود
🔹وصلت، شها، چو دارویِ درمانِ ما شود
🔹پایان شبِ سیاه ز هجرانِ ما شود
🔸تا آسمان ز حلقهبهگوشانِ ما شود
🔸کو عشوهای ز ابروی همچون هلالِ تو؟!
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
کنکاشی در خاطرات و یادداشتهای آقا ضیاءالدین تویسرکانی
در این کتاب یادداشتهای یک روحانی، از عصر ناصری تا حدود سال ۱۳۳۱ ق جمعآوری شده است.
یکیاز یادداشتهای تویسرکانی، گزارش او از واقعه همدان است.
وی در بخشیاز گزارش خود نوشته است:
«جماعت متشرعه اولاً میرزا علیمحمد نام نایب حاجی میرزا باقر را در کوچه میگیرند، و زنده او را مجروح مینمایند و آتش میزنند با نفت که بر سرش میریزند.
قریب چهل عمارت معتبر را غارت نموده آتش زده، و خراب نموده با خاک یکسان کرده و دکاکین جماعت شیخیه که در کاروانسراها و بازار بوده نیز میشکنند، و غارت مینمایند...
تا از طهران حکم شد، افواج ملایر و تویسرکان و چند فوج دیگر و سوارهای عراق و غیره به سرکردگی صدیقنظام و منصورالملک و فخرالملک و ریاست جناب حسامالملک اطراف همدان را گرفتند، و توپها از مصلا به همدان به محله جولاق بستند
تا آنکه روز پنجشنبه عید ۱۳۱۶ جمعی از آقایان همدان را دستگیر نمودند... قریب پنجاه نفر از اهالی همدان دست و پا و سر برید. خود داعی همدان بودم.»
@AghayedNet
✔️🔻معبود و جهت عبادت
💠بخش اول
یکیاز پژوهشگران در کانال تلگرامی خود نوشتهاند:
«... در شماری از مکتوباتِ برادرانِ دانشیِ علومِ اجتماعی میخواندم که زیارت نخبگان، هرچه بیشتر، بهسمت انتزاع میرود و زیارت عوام بهسمت ماده. میپذیرم و وجدان کردهام. اما بالاتر از این دو، زیارتِ مؤمنان است (نه اینکه آن دو مرتبه مؤمن نیستند). مؤمن به اینکه خدای منزّهِ از ماده، مسیر وصول عباد به خودش را همین ماده قرار داده در شمار مهمی از منزلگاهها.»
گزارهٔ «مسیر رسیدن بندگان به خدا همین ماده است»، در تعالیم بزرگان دین اعلی الله مقامهم بهنحو احسن و پختهتر و سختهتر بیان شده است. بهتعبیر دیگر، این گزاره تکهای از یک پازل بهشمار میرود.
بزرگان دین دو اصطلاح مهم را بیان فرمودهاند: «معبود» و «جهت عبادت». معبود خدا است و جهت عبادت همان دستوراتی است که خدا قرار داده که با انجام آن دستورات، معبود عبادت شده است.
خدا دستور داده است مرا بپرستید. اما «جهت عبادت» کعبه است، وضو و غسل است، رکوع و سجود است، حج است، خمس و زکات است. تمامِ ابوابِ فقهی جهتهای عبادت است.
خداوند برای دیگر مراتب ما نیز «جهات عبادت» قرار داده است. اندیشه صحیح و سالم، تحصیل علوم دینی، خیالات نیکو و پسندیده و... جهات عبادت مراتب ما است.
در مکتب استبصار، بر تعبیر «معبود» و «جهت عبادت» تأکید شده است؛ تعبیری که به مطلبی مهم اشاره دارد که علاوهبر «اعتقاد» که اثبات و شناخت معبود باشد، در «عمل» هم باید به دستورات معبود عمل نمود.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ارشادالعوام تفکیک میان «معبود» و «جهت عبادت» را بهتفصیل بیان فرمودهاند که خلاصهای از آن فرمایشات را نقل میکنیم.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻معبود و جهت عبادت
💠بخش دوم
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اشاد اللهُ شأنَه در کتاب ارشادالعوام میفرمایند:
۱. بدانكه فرق است مابين معبود و جهت عبادت و اين فرق را علما و حكما برنخوردهاند مگر كمی و لابد است كه بشناسی تا عبادت تو صحيح باشد.
بدانكه معبود آن كسی است كه تو بنده و برده اويی و او تو را خلق كرده و محتاج به تو و مثل تو نيست.
۲. چون اين را يافتی پس بايد بدانی كه خدای تو نبايد كه به عقل و فهم و ادراك و تصور تو بيرون آيد و نبايد مثل تو باشد كه اگر غير از چنين كسی را خدا دانی مشرک میباشی به خدای عزوجل و بتپرستی پس آنكه به خاطر گذشت و به تصور درآمد و تو او را يافتی معبود نباشد و شايسته آن نيست كه او را بپرستی.
۳. و اما جهت عبادت كه گفتيم آن كس يا آن چيز است كه خدای معبود يگانه گفته است كه تو رو به آن كنی يا خدمتی به نسبت به او بكنی يا كاری برای او كنی يا حرفی درباره او بزنی يا اطاعتی از او بكنی يا چيزی از او بطلبی يا چيزی به او بدهی و امثال اينها (در ضمن مثال، توضیح میفرمایند.)
۴. اگرچه خداوند از برای بندگان خود جهت عبادت قرار داده است لكن معبود، اوست و مقصود او و نبايد كه شخص ملتفت جهت باشد و جهت طلبد اگرچه بايد مباشر جهت و رو به جهت باشد. نمیبينی كه بايد در نماز ملتفت دست خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت پای خود شوی كه كجا گذاری و ملتفت زبان خود شوی كه چگونه او را حركت دهی ولی در همه اين احوال مكلفی به آنكه توجه به خدا داشته باشی و از غير او غافل باشی و او را طلبی بلكه او را عبادت كنی چنانكه گويا او را میبينی و گويا در نزد پادشاه مقتدری ايستادهای كه قادر و قاهر است و مطلع و آگاه بر ظاهر و باطن تو است.
۵. چون اين مطلب شريف را دانستی پس بدانكه فرق مابين معبود و جهت عبادت آن شد كه تو جهت عبادت را برای معبود میخواهی نه معبود را برای جهت عبادت. يعنی هرگاه معبود تو را به خدمتی ديگر وادارد دست از آن جهت برمیداری و به جهتی ديگر خواهی متوجه شد و اگر دل به جهت بسته بودی در مثل اين وقت دست از آن معبود برمیداشتی كه چرا امر به خلاف آن جهت مطلوب كرد.
۶. چون از برای بنده مراتب بسيار است يعنی عقلی دارد و نفسی و جسمی و از برای جسم مدرکهای جسمانی است و از برای نفس مدرکهای نفسانی و از برای عقل مدرکهای عقلانی و هريك هم همجوره و همجنس خود را درک میكند و از حد خود بالاتر نمیرود چنانكه در محل خود شرح اين مطلب را دادهايم و خدا نه از جنس جسم مردم است كه با مدرکهای جسمانی فهميده شود و نه از جوره نفس مردم است كه با مدرکهای نفسانی دانسته شود و نه از جوره عقل مردم است كه با عقل مردم ادراک شود و مردم با جسم غير از جسمانیها را نمیتوانستند ببينند و با نفس غير از نفسانیها را و با عقل غير از عقلانیها را و همه اين سه مرتبه بنده بودند و خدا را بايست عبادت كنند و خدا از ادراک همه بالاتر و برتر بود و هر سه از فهم او عاجز. پس از برای هر سه جهت عبادت ضرور شد كه هريك جهت مشاكل خود را طلبند و خدا را پرستند.
و مثل را در جسم آوريم تا به آن واسطه مطلب را برخوری. پس چون جسم را پشت و رويی بود و لابد بايستی كه رو به جهتی كند از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و فوق و تحت و خدا در جهت نبود يكی از جهات را برگزيد و جهت عبادت خود قرار داد و روی مردم را امر كرد كه رو به آن جهت كنند كه آن كعبه باشد و كعبه معبود و خدا نيست ولی جهت خدمتی است كه مردم مأمور به آن خدمت میباشند… . (تکتک جهات عبادت را در هر رتبهای شرح میفرمایند.)
@AghayedNet