🔺کتاب تازه منتشر شده
دعائم الحکمة
یک مجلد، مشتمل بر رسالههای نویافته و فهرست تفصیلی رسائل مجموعه دعائم الحکمة
@AghayedNet
✔️🔻نگاهی نو به سَرهنویسی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
و ارتباط آن با بابیانِ زردشتیتبارِ دورهٔ قاجار
بخش اول
مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در دورهای میزیستند که نهضت سادهنویسی در نثر فارسی شدت گرفته بود و اشخاصی همچون عباسمیرزا قائممقام فراهانی به سادهنویسی روی آورده بودند (نثری که یادآور و احیاگر نثر سدههای چهارم و پنجم فارسی است) و ازطرفی بابیه و بعداز آن بهائیه درحال تبلیغ آموزههای خود بودند.
اگرچه بابیان ابتدائاً به متونی مخلوط از عربی و فارسی یا فارسیِ عربیمآب روی آورده بودند، ولی برای خود مخاطبان بالقوهای میدیدند و درپی جلب و جذب آنان بودند. آن مخاطبان زردشتیانِ ایران بودند. کسانی که ازطرفی از جامعه مسلمانان طرد شده بودند و ازسویی منتظر آمدن بهرام ورجاوند (منجی) بودند. بابیان و بهائیان بر اشتراکات خود با زردشتیان تأکید کردند و زمینه پیوستن آنان به بابیت و بهائیت را مهیا کردند.
درباره این پرسش که چه شد زردشتیان حاضر شدند دین خود را تغییر دهند و بهائی شوند و فصلی مهم را در تاریخ ادیان در ایران رقم بزنند، بررسیهایی انجام شده. ازجمله مایکل فیشر در رساله دکتری خود که در سال ۱۹۷۳م در دانشگاه کالیفرنیا دفاع شده، در یکیاز فصول، به بهائی شدن زردشتیان پرداخته و با استفاده از منابع دردسترس، این تغییر دین را بهاختصار گزارش و تحلیل کرده است. همچنین دکتر سوزان استایلز منک در پایاننامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «تغییر دین زردشتیان به دیانت بهائی در یزد» که در سال ۱۹۸۳ در دانشگاه آریزونا دفاع شده، در پنج فصل به این موضوع پرداخته است. منابع تحلیلی دیگری در این زمینه وجود دارد که تازهترین آنها، بهزبان فارسی، مقاله «گرایش زردشتیان به بهائیت در اواخر دوره قاجار» نوشته محمدهادی نجاتی گرانی از دانشگاه ادیان و مذاهب قم است.
یکیاز شگردهای بابیان و بهائیان برای جذب زردشتیان، نوشتن نامه و مکتوبات به پارسی سره بود. این کار بهخصوص در زمان بهاءالله و سپس عبدالبهاء پررنگتر شد. این شیوه و همچنین شیوههای جذب دیگر، سبب شد تعدادی از زردشتیان (هزار و پانصد نفر از حدود دههزار زردشتی) در ابتداء به بابیت و پساز آن به بهائیت گرویدند. (نشستِ «وضعیت زرتشتیان در دوره قاجار با تأکید بر نقشِ مانِکْجی»، دانشگاه ادیان و مذاهب قم، چهارشنبه ۱۴ آذرماه ۱۳۹۷)
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه از پیشگامانِ مبارزه با دعوت بابیه هستند. اَخبار و فعالیتهای بابیه بهسمع مرحوم آقای کرمانی میرسید و به شکلهای مختلف پاسخ و نقد و رد میفرمودند. احتمال میدهیم خبرِ بابی شدنِ بعضی زردشتیان به ایشان رسیده است.
نخستین زردشتیِ بابیشده سهراب کاوس است. باب ملعون در شعبان ۱۲۶۰ قمری که قریب چهار ماه از اظهار بدعتش میگذشت، بههمراه ملا محمدعلی قدوس و غلامش برای مناسک حج به مکه رفت و جریانهایی در آن سفر رخ داد که تفصیل آن، راست یا دروغ، در کتب بهائیان موجود است. وقتی باب از سفر بازگشت، شخصی به نام محمدرضا فرزند حاج رحیم، معروف به مخملباف که از تجار شهر کاشان بود، به دیدن باب رفت. این تاجر پساز مراجعت به کاشان، بابی شدنِ خود را اظهار کرد که سبب شد علماء کاشان برآشفتند و حکومت او را اذیت کرد. در این هیاهو و احوال، طبق گزارش بهائیان، سهراب کاوس که در کنج کاروانسرا به کسبوکار مشغول بود و زردشتی بود، از حجره بیرون آمد و سبب این هیاهو را پرسید. چون آگاه شد که این تاجر را اذیت میکنند و ازطرفی هم به دیانت و امانت او آگاهی داشت، در مقام «تحری حقیقت»! برآمد و نهایتاً در سلک مؤمنین به نقطه اعلی (حسب تعبیر بابیان) درآمد. شخصی سیّاح هم از سهراب کاوس یاد کرده و نوشته که «شخصی گبری» در زمره بابیان داخل گشت. تفصیل جریان در کتاب تنی چند از پیشگامان پارسینژاد در عهد رسولی، نوشته عنایتخدا سفیدوش، آمده است.
بههرروی بابی شدن زردشتیان یکیاز آسیبهای حرکت باب ملعون بود و مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه بهمثابه یک عالم شیعی و ردکننده جریان بابیه، متفطن شده بودند. این بزرگوار گاهی بهشکل موعظه ردیههای خود را مطرح میکردند و گاهی بهصورت نوشتن رسالههای مستقل و گاهی درضمن رسائل.
بهنظر میرسد مرحوم آقای کرمانی در کنار ردیههای علمی، یعنی ردیههایی با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین و توجه دادن به ضروریات دین و مذهب و نشان دادنِ ضعفهای علمیِ بابیه، شیوهای عملی هم درپیش گرفتهاند و آن استفاده از فارسی سره در بعضی نگارشهای خاص است.
ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻نگاهی نو به سَرهنویسی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه
و ارتباط آن با بابیانِ زردشتیتبارِ دورهٔ قاجار
بخش دوم
در کمتر کتابی از مرحوم آقای کرمانی میبینیم که بر سرهنویسی تأکید فرموده باشند. اما در دو کتاب که ازقضا در ایام ادعاهای باب ملعون بوده، این روش را بهکار گرفتهاند تا عملاً بفرمایند که این روش بابیه برای جذب زردشتیان، امتیازِ بابیه قلمداد نمیشود و من هم که بهعنوان عالمِ شیعیِ اثناعشری درمقام ردّ بابیه هستم، میتوانم از این روش استفاده کنم و بهدنبال جمع کردن طرفدار و دعوت باطل هم نیستم!
ایشان در خطبه جلد اول و جلد دوم از کتاب ارشادالعوام سرهنویسی فرمودهاند.
شایان ذکر است که «خطبهٔ» کتاب معرِّفِ کتاب است و اهمیت بهسزایی دارد. کتاب ارشادالعوام نیز سمبل کتابهای ایشان به زبان فارسی بوده و مورد توجه موافقان و مخالفان است. ازاینرو تأکید ایشان بر سرهنویسی در خطبه این کتاب نمیتواند بدون علت باشد.
تأکید ایشان بر سرهنویسی در ارشادالعوام به خطبه کتاب محدود نمیشود. وقتی به نسخه اصلی و خطیِ ارشادالعوام بهخط مصنف اعلی الله مقامه مراجعه میکنیم، میبینیم خطخوردگیها و اصلاحاتی در آن نسخه هست. بخشیاز آن اصلاحات تبدیل کلمه عربی به واژه فارسی است! برای نمونه در جلد سوم ارشادالعوام (نسخه خطی)، ص۵۵۳، س۶، مرقوم فرمودهاند:
یعنی قسم به فجر و شبهای دهگانه و به شفع / متن جایگزینشده: / به جُفت و به طاق.
ایشان با حذف کلمه «شفع»، معادل فارسی آن (جُفت) را جایگزین فرمودهاند.
بههرروی با توجه به وقایع سیاسی و اجتماعیِ دورهٔ مرحوم آقای کرمانی اع، میتوانیم در کنار سادهنویسی و فارسینویسی این بزرگوار برای عوام (چراکه «ارشادالعوام» بوده)، یکیاز عللِ سرهنویسیِ این بزرگوار را مقابله عملی با این شگرد بابیه و بهائیه قلمداد کنیم.
در پایان، تمام خطبه جلد اول و جلد دوم کتاب ارشادالعوام را نقل میکنیم.
خطبه جلد اول کتاب ارشادالعوام:
«ستایش خدایی را سزاست که پرورنده جهانیان است و بخشاینده و مهربان و دارای روز پایان. تو را میپرستیم و از تو یاری میجوییم. بنما به ما راه راست را راه کسانی را که انعام به ایشان کردی که نه خشم کرده شدهاند و نه گمراهان. و درود بر پیغمبری باد که رخساره یزدان است و راهنمای گمراهان و بر دودمان آن که همگی پاکاناند و پساز او بزرگان و بر آنان که فروغ خدایی از چهره ایشان نمایان است و همه نیکیها ایشان را شایان. و دور شوند از بخشایش بیکران یزدان گمراهانی که گمراهکننده ناتواناناند و دشمن نیکان و دوست دشمنان ایشان.»
خطبه جلد دوم کتاب ارشادالعوام:
«سپاس بیچندوچون خدایی را سزاست که از دانش و بینش بندگان بیرون است. و درود بیآغازوانجام پیغمبری را رواست که از ستایش آفرینش فزون است. و ستایش بیمرّ دودمان او را شایان است که مر آفرینش را رهنموناند و نزدیکان او که از بلندی پاک از چندوچون. و دور شوند از بخشایش بیانجام خدا کسانی که ایشان را دشمناند و پیروان ایشان را راهزن.»
خداوند بر درجات مرحوم آقای کرمانی بیفزاید و چشم ایشان به خدماتشان در ردّ بابیه روشن باشد.
سید محمدصادق موسوی
ربیعالاول ۱۴۴۵
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻نگاهی نو به سَرهنویسی عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه و ارتباط آن با بابیان
🔺تصویر نسخه خطی ارشادالعوام به دستخط مصنف اعلی الله مقامه
صفحه نخست از جلد دوم و صفحه ۵۵۳
@AghayedNet
🔺باب الغیبة فی سامراء کتابی منتشر شده در سال ۱۹۳۸م درباره درگاه چوبی سردابِ سُرمَنرأی
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامهما که در ماه ربیع الثانی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه ربیع الثانی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet