✔️🔻 معرفی و نقد نرمافزار جدید دانشنامه فِرق و مذاهب
🔸جدیدترین افتراء بر مکتب شیخیه
@AghayedNet
✔️ در هرچه تو را شمار باشد / آن کن که صلاح کار باشد
🔻معرفی و نقد نرمافزار جدید دانشنامه فِرق و مذاهب؛ جدیدترین افتراء بر مکتب شیخیه
نسخه اولیه این نرمافزار آماده گردیده و هنوز عرضه نشده است. در حوزه فرقهشناسی، این نرمافزار که نخستین نرمافزارِ مؤسسه نور دراین موضوع است، احتمالاً یکیاز نرمافزارهای شاخص خواهد بود.
محتوای نرمافزار زیرشاخههای متعددی دارد. از «تعریف الفرقة» آغاز شده و عنوانهایی همچون «الیهودیة» و «المسیحیة» و «سایر الادیان» در آن دیده میشود. به فرقههای ریز و درشت نیز اشاره شده است. «الجوالقیة» و «المحدثة» و «النفیسیة» نمونههایی از عناوین ریزتر است.
در این میان، مدخل «الشیخیة» نیز تنظیم گردیده و طبق همان اندیشه رسوبگرفته (نعوذ بالله، شیخیه بهمثابه فرقهای جداشده از بدنه تشیع اثناعشری)، مطالبی درباره آن آمده است. ریزعنوانها در مدخل شیخیه چنین است:
الشیخیة (تعریف الشیخیة)، عقائد الشیخیة (التوحید، العدل، النبوة، الامامة، المعاد)، خصائص الشیخیة (منهج الشیخیة، دعاوی الشیخیة، الاحکام الفقهیة عند الشیخیة، الرسوم و العادات فی الشیخیة)، تاریخ الشیخیة (منشأ الشیخیة، تطورات الشیخیة)، رجال الشیخیة (مؤسس الشیخیة، مشاهیر الشیخیة)، آثار الشیخیة، مناطق الشیخیة، الآراء حول الشیخیة، الایرادات علی الشیخیة، مناسبات الشیخیة مع سایر الفرق، فِرَق الشیخیة.
متعرضِ «فرقهانگاریِ» شیخیه نمیشویم. در جای خود ثابت شده است که شیخیه، همچون اخباریه و اصولیه، مشربی فکری در تشیع اثناعشری است. امثال علامه طباطبائی به این مهم تصریح کردهاند و چندی پیش در همایشی آموزشی در مشهد مقدس، مدرّس آن دوره به «مکتب» و «مشرب» بودن شیخیه تصریح نمود. پس همانطور که در این نرمافزار عنوان اخباریه و اصولیه و مکتب تفکیک دیده نمیشود، نباید از شیخیه نیز یاد میشد.
صرفنظر از این اشکال زیربنایی، وقتی به مطالبِ عناوینِ مربوط به شیخیه مراجعه میکنیم، مییابیم صرفاً مانند مغازه «سمساری» است! یعنی جمعآوری مطالب از منابع نامعتبرِ مختلف، بدون مراجعه به منابع دستاول و کتابهای جوابیه.
برای نمونه، بخشی است با عنوان «المعاد الجسمانی و الروحانی عند الشیخیة». در ذیل آن، ۱۳ مطلب از ۱۳ منبع نقل شده؛ اما دریغ از ارجاع به منابع دستاول. بعضی منابع آن رَسته چنین است: موسوعة الادیان فی العالَم؛ شیخیگری، بابیگری ازنظر فلسفه، تاریخ، اجتماع؛ فرهنگ فرق اسلامی.
این جمعآوری هیچ کمکی به شناخت اندیشهها ندارد. تصریحات بزرگان شیخیه به معاد جسمانی نقل نشده است. تحقیقات مفصل ایشان و پاسخهایشان به شبهات نیامده و «همانا که تنها به داور شده». آیا این نرمافزار راهگشای فکر پژوهشگران خواهد بود؟! دراین مغازه سمساری متاعی جدید یا افترائی جدید بر شیخیه آورده است.
برای مثال، یکیاز منابع منتشرشده درباره شیخیه فرهنگ جامع فرق اسلامی است. پیشاز این نقدی منتشر کردیم و تأکید نمودیم آقای حسن خمینی در این فرهنگ، در بررسی شیخیه، متأسفانه دچار خبطهای متعددی شدهاند.
نمونه عجیب دیگر، در بحث «معاد»، نقلقولِ این نرمافزار از الموسوعة المفصلة فی الفرق و الادیان و الملل و المذاهب و الحرکات القدیمة و المعاصرة است. این جملهٔ عجیب در نرمافزار آمده است:
«و یعتقد هؤلاء بالرجعة و یفسرونها بأن الله بعد ان غاب عن صور الائمة رجع و تجلی تجلیاً اقوی فی الرکن الرابع الذی هو الشیخ احمد و مَن یأتی بعده!»
(شیخیه قائل به «رجعت» هستند و آن را اینگونه تفسیر میکنند که وقتی خدا از صورتهای ائمه غائب شد، در رکن رابع تجلی قویتری کرد که شیخ احمد و جانشینان او باشند!)
سبحانالله از این تهمت و بهتان!
اولاً در بحث معاد، نقلقولی درباره رجعت آمده! ثانیاً رجعت را بهمعنای رجعت خدا در صور ائمه و رکن رابع معنا کرده است و این جمله در این نرمافزار منعکس شده! این بررسیها هیچ زیبندهٔ جدیدترین پژوهشِ کشوری درباره فِرق نیست.
آنچه اشاره شد نمونهای از خروارخروار خطاهای پژوهشیِ این نرمافزار درباره شیخیه است.
حال که این نرمافزار در مراحل ابتدایی است و صرفاً نسخه اولیه آماده شده و نهایی نشده است، پیشنهاد میکنیم اولاً عنوان «الشیخیة» از این نرمافزار حذف شود. اگر با این مهم موافقت نمیشود، در مرحله بعد، در نقلقولها تجدیدنظر گردد و مطالب، با توجه به منابع دستاول و کتبِ پاسخ شبهات، مجدداً تنظیم شود.
خداوند به محققان انصاف در پژوهش و پیروی از حق و حقیقت عنایت کند.
سید محمدصادق موسوی
ربیعالثانی ۱۴۴۵
@AghayedNet
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اَلّلهمّ صَلّ عَلی مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّد وَ عَجِّل لِوَلِیکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیةَ وَ النَّصرَ وَ اجْعَلْنا مِن اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ اَتباعِهِ وَ شیعَتِهِ وَ اَرِنا فِی آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَولِیائِهِمْ عَلَیهِمُالسَّلامُ ما یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِم ما یَحْذَرونَ اِٰله الْحَقِّ آمین یا ذَاالْجَلالِ وَ الاِکْرام یا اَرْحَمَ الرّاحِمین.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️ اصل طهارت
🔻حکایتی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
مرحوم ملا حسین مؤمن یزدی، در یکیاز نوشتههای خود حکایتی را به زبان فارسی از مرحوم شیخ احمد احسائی رفع الله شأنَه نقل میکند:
مؤلف گوید که سؤال کردم از جناب شیخ عارف خود [شیخ احمد احسائی] سلّمه الله تعالی در دهلیز خانه ایشان و جناب شیخ علی ولد ارجمند ایشان حاضر بود از حجرهای که زمین آن خاک باشد و طفل در اکثر آن بول کرده و شخصی جاروب کرده است آن حجره را. آیا آن غبار طاهر است یا نه؟
فرمود سلّمهالله که آن غبار خشک است؟
عرض کردم: بلی.
فرمود: طاهر است.
پس بحث کرد شیخ علی بر جناب شیخ به اینکه میگوید فلانی این حجره را طفل در مجموع آن بول کرده و جاروب کردهاند، یعنی از خاک که بول به آن رسیده. پس چگونه میفرمایید که آن طاهر است؟!
فرمود سلّمهالله: هرگاه خاکی است که بول به آن رسیده و بس، و احتمال خاک طاهری که بر آن خاک نجس نشسته باشد نمیرود، پس نجس است. ولکن چگونه ممکن است این احتمال آنکه خاک طاهر بر آن خاک نجس ننشسته باشد؟! آخر هرگاه هیچ چیز دیگر نباشد، غباری که بالذات در هوا است خواهد بود. آیا نمیبینی که کتاب یا پارچه هرگاه در تاقچه گذارند خودبهخود بالای آن از هوا چقدر غبار میگیرد؟ و هرگاه این احتمال میرود، اصل طهارت است.
پس فرمود سلّمهالله: بلکه هر چیزی که در آن احتمال طهارت برود و اگرچه احتمال ضعیفی بوده باشد، اصل در آن طهارت است.
پس فرمود: آیا نظر نمیکنی بهسوی قول معصوم که سؤال کرده شد که من بول میکنم پس به دست من میرسد. پس صورت من عرق میکند. پس فراموش میکنم و دست را به صورت میمالم. معصوم فرمود که پاک است.
شیخ فرمود که این از آن جهت است که احتمال ضعیف میرود که شاید محل نجس به صورت نرسیده باشد. پس همهچیز چنین است و اگر چنین نباشد، در دین حرج لازم میآید.
انتهی کلامه سلّمه الله تعالی.
@AghayedNet
✔️رکن رابع
🔺مرحوم ملا محمدرضا انارکی (از شاگردان مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه) در یکی از رسائل خود، پساز بیان اینکه مفهوم اصطلاح رکن رابع در گزارههای دینی وجود دارد، اینگونه مینویسد:
🔹چنانکه خود حقیر از آقای مرحوم [حاج محمدکریم کرمانی] اعلی الله مقامه شنیدم که فرمودند: وزیر مختار در طهران بر من بحث کرد و گفت که این رکن رابعی را که شما آوردهاید در ملت اسلام نبوده و تازه پیدا شده.
🔸فرمودند: من گفتم: اگر ثابت کنم که از زمان حضرت آدم تاکنون همیشه بوده چه میگویی؟ گفت: قبول میکنم.
🔹گفتم: بگو ببینم دوستی دوستان [حضرت] آدم بر مصدقین و دوستانش واجب بوده یا خیر؟ گفت: بلی. گفتم: مراد از رکن رابع همین است[: دوستی با دوستان خدا، دشمنی با دشمنان خدا، ولایت اولیاءالله و برائت از اعداءالله، تولی و تبری]. گفت: اگر مرادتان از رکن رابع این است همیشه بوده و بدعت و تازه نیست؛ و قبول کرد.
🔸مرد ارمنی، در مذهبی که داشت، تصدیق رکن رابع را کرد و گفت: این معنی همیشه بوده و تازه و بدعت نیست؛ وحالآنکه کسانی که خود را مسلم میخوانند آن را منکر میشوند و قبول نمیکنند.
@AghayedNet
✔️🔻ساختار عقاید (اصول دین) در بیان علماء امامیه
در دوران غیبت امام علیهالسلام علماء شیعه به گونههای متعددی ساختار عقاید را برشمردهاند.
مرحوم سید مرتضی در رساله جمل العلم و العمل و مرحوم شیخ طوسی در ابتداء کتاب الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد ساختار دوگانه عقاید را ذکر کردهاند.
مرحوم محقق حلی در مباحث المسلک فی اصول الدین و مرحوم فاضل مقداد در شرح خود بر الفصول النصیریه به ساختار چهارگانه نوع اول اشاره نمودهاند.
ساختار چهارگانه نوع دوم را خواجه نصیرالدین طوسی در تجریدالاعتقاد و مقدس اردبیلی در آغاز رساله اصول دین آوردهاند. از معاصران هم علامه طباطبائی در شیعه در اسلام این ساختار را برگزیده است.
ساختار چهارگانه نوع سوم را مرحوم شیخ مفید در المقنعه و احکام النساء ذکر نموده (بهجای «معرفت شیعه»، نوشتهاند: وجوب ولایت اولیای الهی و دشمنی دشمنان فاسق خدا) و بزرگان شیخیه همچون عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در ارشادالعوام و... بهطور تفصیل به این ساختار پرداختهاند.
و امثال مرحوم مجلسی در بعضی کتابهای خود، از ساختار پنجگانه به «الاصول الخمسة» تعبیر آوردهاند.
@AghayedNet
#پرسش_و_پاسخ
با عرض سلام و ادب و خداقوت. دو سؤال از خدمتتان داشتم:
🔸۱- آیا ازنظر شرعی، حجاب بر من واجب است و باید حتماً پوشش کامل داشته باشم و با رعایت نکردن حجاب، در درگاه خداوند گناهکارم و برای من عِقابی خواهد بود؟ اگر جواب مثبت است، حد رعایت حجاب را بفرمایید. آیا حجاب یعنی چادر؟ میخواهم حکم و دستور دقیق خداوند را در این زمینه برای خودم بهعنوان یک زن بدانم.
🔸۲- بعضی احکام شرعی برای بانوان نسبتبه آقایان برای من جای سؤال است. چون ازنظر من، با عدالت و مهربانی خدا درتضاد است.
پاسخ:
🔹بسم الله الرحمن الرحیم
حجابِ لازم و واجب، برای یک زن مسلمان از نامحرم، پوشیدن کامل تمام بدن و موی او میباشد، مگر صورت، دستها تا مچ، و قدمها. و نظر به اینکه چادر پوششی است که تا اندازهای کامل است، درمیان شیعیان رسمیت پیدا کرده و در عربهای ایشان، عبا مشابه چادر است و رسمی است. پس چادر حجابِ کاملِ عرفیِ شیعیان شناخته شده؛ بهطوری که اگر کسی درمیان زنهای شیعه از چادر استفاده نکند و حتی پوشش کاملی هم داشته باشد، بیحجاب نامیده میشود. پوشش کامل موی و بدن (مگر صورت و کف دستها تا مچ و قدمها) از نامحرم بر هر زن مسلمان واجب است و ترک آن گناه و عقوبت دارد. باید توجه داشت که لازمهٔ این حکمِ ضروریِ اسلام این نیست که باز گذاشتنِ صورت و کف دستها و قدمها واجب و لازم باشد. خیر، چنین نیست. بنابراین در محیط و جامعهای که مردان چشمچران زیاد باشند و ازاینجهت از نگاه کردن عمدی و لذت بردن از صورتِ بازِ زنها پروا ندارند، زنهای دیندار و خداپرست آنان را در این معصیت و نافرمانی کمک نکنند و بسیاربسیار لازم است که تمام صورت را باز نگذارند و به این دستور و فرمان اکید الهی توجه نمایند و عمل کنند که فرموده: و تعاونوا علی البر و التقویٰ و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان. (یکدیگر را یاری کنید در نیکی کردن و تقوا داشتن و کمک نکنید در گناه کردن و بر یکدیگر دشمنی نمودن.) و از آنطرف هم برای نامحرمان فرموده: هرگاه بدون قصد و تعمد نگاه کسی به صورت زن مؤمنه افتاد، نباید نگاه را به او دوخت. بنابراین نگاه اول (بدون قصد و تعمد) گناهی ندارد و نگاه دوم گناه است و نگاه سوم هلاکت است. پس چادر و (لااقل) مقداری صورت را پوشانیدن وسیلهٔ خوب و مناسبی برای حجابِ واجب است.
🔹و پاسخ مطلب دوم. عرض میکنم از دیدگاه ظاهری و ابتدائی، بدون توجه به لزوم دینداری و مباحث خداشناسی، و با توجه به مهربانی خداوند و بینیازی از بندگیِ بندگان و سود نبردنِ او از دینداری آنان و زیان ندیدن او از نافرمانی ایشان، تمام احکام الهی از اول تا آخر مورد «چرا» و اشکال و اعتراض قرار میگیرد و نوعاً علتها و فلسفهها پاسخگوی این چراها نمیباشد. مانند همین موردی که در فرمایش شما یادآوری شده است.
و اما از دیدگاه شخصی که مبانی و اصول اعتقادی و دلایل خداشناسی را بررسی کرده و اعتقاد به خدا برای او یقینی شده، میداند که یکیاز صفات خداوند عدل و یکی هم حکمت در کارهای او است. و یکیاز کارهای او قرار دادن دین است و دینْ «اسلام» است. در مذهبِ تشیعِ دوازدهامامی، «اسلام» همین احکام مشهور و همین عقاید معروف است که به قرآن و روایات معتبر پیامبر و امامان علیهمالسلام مستند است و تمام اینها را خداوند براساس عدل و حکمت قرار داده است و شیعیانِ معتقد و آگاه وظیفهٔ خود میبینند که دربرابر این قرار الهی تسلیم محض بوده و بدون چونوچرا معتقد شوند و عمل نمایند و حتی از علل آنها هم پرسش نکنند تا عبادت و اطاعتشان خالص باشد، نه برای علتها و فلسفهٔ آنها باشد. نوع علتهایی هم که برای آنها نقل شده علتهای جزئی و سطحی است. و اجمالاً میدانند که علتها و حکمتهای آنها فقط نزد خدا و پیامبر و امامان علیهمالسلام معلوم است و ازاینجهت همه آنها کاملاً عادلانه است و همه صلاحِ بندگان بوده؛ اگرچه ازنظر عقلهای ما بندگان، برخی برخلاف عقل و منطق ما باشد؛ مانند همین اعتراضها و چراها که در این موردِ بهخصوص مطرح کردهاید.
@AghayedNet
🔺بعضی تعبیرات قرآنی، روایی و مکتبی درباره هدف آفرینش
برای سطوح مختلف فکری
@AghayedNet