✔️زنی به نام «سعیده» و معرفی یک منبعِ عتیقِ تازهیاب درباره او
🔻بخش اول
یکی از زیرشاخههای مباحث مهدویت، شهادت حضرت حجت عجل الله فرجه پساز ظهور ایشان است. در منابع آمده است که مدتی پساز ظهور، زنی به نام «سعیده» ایشان را بهشهادت میرساند. متقدمترین منبع درباره این زن آثار عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی رفع الله مقامه است. در این یادداشت، منبعی کُهَن و متقدمتر از آثار شیخ مرحوم اع معرفی خواهیم کرد.
ابتدائاً آنچه را تاکنون در بررسیهای مختلف به آن اشاره شده جمعبندی میکنیم:
١. شیوه ازدنیا رفتن معصومین علیهمالسلام از مباحث اعتقادی مهمی است که مسائل مختلفی ذیل آن قرار دارد. بهطور خلاصه اینکه طبق روایاتی همچون «ما مِنّا الّا مقتولٌ او مسموم» و همچنین بهعلت لطافت و اعتدالِ فوقالعادهٔ بدنهای مطهرِ ایشان، این بزرگواران به مرگ طبیعی ازدنیا نمیروند؛ بلکه اعداء ایشان را بهشهادت میرسانند.
٢. در کتاب الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب نگاشتهٔ شیخ علی یزدی حائری، پساز نقل علائم ظهور و بعضی خصوصیات ظهور، آمده است:
«فاذا تمت السبعون السنة اتی الحجة الموت فتقتله امرأة من بنیتمیم اسمها سعیدة و لها لحیة کلحیة الرجل بهاون صخر من فوق سطح و هو متجاوز فی الطریق فاذا مات تولی تجهیزه الحسین علیهالسلام.»
(وقتی هفتاد سال حکومت حضرت حجت بهپایان رسد، مرگ ایشان فرامیرسد و زنی سعیدهنام از بنیتمیم، او که ریشی همچون ریش مردان دارد، هنگام عبور حضرت از راه، از بالای بام، ایشان را با هاونی سنگی خواهد کشت. بعداز شهادت، امام حسین علیهالسلام حضرت را تجهیز میکنند.)
٣. متقدمترین منبعْ آثار عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه است که معرفی سعیده، زنِ ریشدار، دستکم در چهار موضع از رسائل ایشان آمده است: حیاة النفس، العصمة و الرجعة، شرح الزیارة الجامعة الکبیرة و الرسالة القطیفیة.
۴. افرادی که این جریان را در کتابهای خود نقل کردهاند، بعضی متأخر از شیخ مرحوم اعلی الله مقامه هستند و برخی معاصر ایشان. بهنظر میرسد همه، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، از این بزرگوار نقل کردهاند، اشخاصی همچون محمدجعفر بن سیفالدین استرآبادی و شیخ احمد بن صالح بن طوق قطیفی و علیاصغر بن علیاکبر بروجردی.
حتی عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله مقامه نیز نصّ شیخ مرحوم اع دراینباره را در بعضی رسائل خود نقل فرمودهاند.
۵. در بعضی نصوصِ متأخر، کلمه «سعیده» به «ملیحه» تغییر کرده است. ازجمله، ادوارد براون به جریان قتل امام علیهالسلام توسط زنی به نام ملیحه اشارهای دارد. (تاریخ ادبیات ایران، ج۴، ص۲۷۰ تا ۲۷۷)
۶. تنها حدیثی که با این جریان قرابتی دارد و در آن نام سعیده و بعضی خصوصیاتِ وی مطرح شده، حدیثی است در کتاب جامع الاخبار؛ همان حدیثی که شیخ مرحوم اع آن را در رساله العصمة و الرجعة نقل فرمودهاند.
٧. در سالهای اخیر، مقاله مفصلی در این زمینه منتشر شده و در فصلنامه علمیپژوهشی مشرق موعود (سال دوازدهم، شماره ۴۸، زمستان ۱۳۹۷، صفحه ۸۷ تا ۱۱۰) بهچاپ رسیده است. نگارندگان در بخش «نتیجهگیری» نوشتهاند:
«با توجه به احوال علمی احسائی و دقت در عبارات او، به ظن قوی، او این داستان را در منبعی که برای ما ناشناخته است دیده و از آنجا نقل کرده است.»
آنچه در این بحث بسیار حائز اهمیت است اینکه مرحوم شیخ احمد احسائی این جریان را در منابعی روایی دیده و نقل فرمودهاند. اما سنجش این منابع و تطبیق آن با علم مستحدث رجال موضوعِ فراخدامنهٔ دیگری است.
آثار شیخ مرحوم نشاندهندهٔ تتبعِ فراوانِ ایشان در حدیث است و بهتعبیر نویسنده مقاله مذکور، چهبسا از منبعی ناشناخته این را نقل فرمودهاند. شاید به همین زودی و با انتشار بعضی کتابهای خطی، منبعِ اصلیِ این روایت بهدست آید.
آنچه در این یادداشت بهعنوان نکتهای تازهیاب ارائه میکنیم، منبعِ کهنِ دیگری برای جریان «سعیده» است.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️زنی به نام «سعیده» و معرفی یک منبعِ عتیقِ تازهیاب درباره او
🔻بخش دوم و پایانی
آنچه در این یادداشت بهعنوان نکتهای تازهیاب ارائه میکنیم، منبعِ کهنِ دیگری برای جریان «سعیده» است.
در این منبع، همچون کتاب جامع الاخبار، اگرچه به جریان شهادت حضرت مهدی عجل الله فرجه اشاره نشده، اما به بعضی خصوصیاتِ این زن تصریح شده است؛ خصوصیاتی همچون زن ریشدار، نام سعیده و نقش او در هنگام ظهور حضرت.
همین موارد نشاندهنده این است که این جریانْ اصلی دارد و اطراف و جوانب آن، همچون قطعههای پازل، در چند منبع پخش شده است. گویا شیخ مرحوم رفع الله شأنَه به تمام قطعات این پازل دسترسی داشتهاند و نقل فرمودهاند.
در یک مجموعه خطی که دربردارنده خطوط بعضی بزرگان دین اعلی الله مقامهم و بعضی تلامیذ ایشان است، به مأخذی دراینباره برخوردم. معرفی این مجموعه خارج از نطاق این یادداشت است و فرصتی دیگر میطلبد.
آنچه در این مجال مهم است اینکه در صفحه ۱۲، خط مبارک عالم ربانی مرحوم حاج سید کاظم رشتی اعلی الله درجتَه بهچشم میخورد.
در حاشیه صفحه، شخصی نگاشته است:
«هذا خط السید الجلیل الشریف السعید الامام العلامة حجة آل محمد صلی الله علیه و آله و فخر آل هاشم مولانا الحاج السید کاظم الرشتی اعلی الله مقامه.»
بعضی عبارات سید جلیل اع چنین است:
«اقول و انا کاظم بن قاسم الحسینی الرشتی وجدت فی کتاب عتیق ما هذا لفظه انه قال فی العشر بعد الستمائة و الالف یکثر الجزع [ظ] فی الناس و القتل و تملأ الارض ظلماً و جوراً و فی العشرین بعد الستمائة و الالف [...] و فی خبر آخر سنة سبع و ثمانین و سبعمائة بعد الالف تظهر امرأة اسمها سعیدة و هی املحیة و تسیر بین الرجال ثم تأتی معها مأتا الف فارس و تسیر الی العراق [...].»
آنچه با موضوع مرتبط است نقل کردیم.
این عبارات با عبارات کتاب جامع الاخبار مطابق است. اما آنچه حائز اهمیت است منبع این عبارات است.
سید مرحوم اع جریان سعیده را از «کتاب عتیق» نقل میفرمایند.
عموماً تعبیر کتاب عتیق در فرمایشهای مکتبی، عنوان مشترکی را بهخاطر میآورد. (هرچند در مواضعی اشاره به منابع متعددی است که بررسی این موضوع نیازمند تکنگاری دیگری است.)
کتاب عتیق (کتاب المناقب) کتابی است که مرحوم مجلسی ره روایاتی از آن را در بحارالانوار نقل کرده است.
ازطرفی، میان روایات کتاب عتیق و کتاب انیس السمراء و سمیر الجلساء اشتراکاتی است و البته امروزه اثری از کتاب انیس السمراء... نیست، کتابی که عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه مکرر از آن کتاب نقل فرمودهاند، بهویژه در کتاب شرح الزیارة الجامعة الکبیرة.
درباره اینکه کتاب عتیق همان کتاب انیس السمراء... باشد، پژوهشگران قطع ندارند و بررسیهایی دراینباره ارائه کردهاند. اما شیخ مرحوم در حاشیه نسخهای از کتاب العوالم، بیان فرمودهاند که ظاهراً این دو یکی است. عبارت این بزرگوار چنین است:
«الظاهر ان هذا الکتاب هو کتاب انیس السمراء و سمیر الجلساء لان هذا الحدیث و حدیث الخیط الاصفر مذکوران فیه.»
کتاب عتیق یا کتاب المناقب، بهاشرافِ مکتبة العلامة المجلسی منتشر شده است. در این نسخه منتشرشده، حدیث خیط اصفر و حدیث معرفت نورانیت مذکور است؛ اما بعضی روایاتِ انیس السمراء... که در کتب شیخ اع آمده ملاحظه نمیشود. ازاینرو احتمال دارد نسخه فعلیِ کتاب عتیق (المناقب) نسخه کاملی نباشد و امید است پسازاین نسخه کامل بهدست آید.
بههرروی، کتاب عتیق منبع تازهیابِ دیگری برای جریان سعیده است و ثابت میکند شیخ مرحوم اع تکههای این جریان را با توجه به منابعِ کهنِ روایی، ثبت و ضبط و ارائه فرمودهاند و اینک پژوهشگران این عرصه، پساز دو قرن، هر قطعه را بهتدریج در کتابخانهای از اقالیم قبله خواهند یافت. شَکَرَ اللهُ سَعیَه و عَطَّرَ اللهُ رَمسَه و اَعلَی اللهُ درجتَه.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالاولی ۱۴۴۵
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، شاگرد بارز مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، اعلی الله مقامهما که در ماه جمادی الاولی نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه جُمادَی الاُولی (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست
🔸بخش اول
آنانی که به محضر بزرگان دین اعلی الله مقامهم رسیدند و تَتَلْمُذ کردند و بعدها خواستند افاده کنند، ازجهتی دو دستهاند:
گروهی علم شیخ اعلی الله مقامه را بهخوبی دریافتند و ادراک نمودند و با اصطلاحات ایشان آشنا شدند و ازناحیه بزرگان دین رفع الله شأنَهم تأیید شدند. این گروه از شاگردان، در شهرهای مختلف، مباحث مکتبی را بیان میکردند و «اجازهٔ» گرفتنِ سهمِ امام علیهالسلام را داشتند؛ همانطور که دیگر علماء به شاگردان زبده خود این اجازه را میدهند.
این گروه نیز مراتب دارند. بعضیاز ایشان بهعلت ترقی و رشد، حائز این مقام شدند که بهدستور بزرگان، به پرسشها پاسخ دهند. شاگردان متعددی چنین بودند. معرفی ایشان نیازمند تکنگاری دیگری است. برای نمونه، ملا عبدالرحیم بن ولیمحمد اردبیلی که شاگرد شیخ مرحوم و سید مرحوم اعلی الله مقامهما بود، بعضی آثار را بهدستور سید مرحوم نوشت. در مقدمه رسالة فی اجوبة بعض اخوانه المؤمنین نوشته است:
«قد ارسل بعض الاخوان الی جناب السید السدید و الوحید الفرید، فخر الاکابر و الاعاظم، قطب الاماجد و الافاخم، سیدنا و استادنا، السید کاظم بن القاسم الحسینی الرشتی اعلی الله ذکره و رفع رتبته، بمسائل ارید منه الجواب [...] و کان سلمهالله یظن بی انه قد سقط الیّ شیء من علمه، فامرنی باجابة السؤال [...].» (رساله خطی در کتابخانه دانشکده الهیات در دانشگاه تهران بهشماره ۲۰۸د و رساله خطی در کتابخانه مرعشی بهشماره ۶۲۸۷)
از ناحیه دیگر، گروهی از شاگردان بودند و هستند که متأسفانه علم شیخ را بهطور صحیح دریافت نکردند و نمیکنند و در بیان آن نیز دچار اشکال شدند و میشوند. بزرگان دربرابر این شاگردان واکنشهایی داشتند: یا این شاگردان را تأیید نفرمودند. یا حتی اگر مطلبی درباره آثارِ این تلامیذ نگاشتند، تذکراتی اصلاحی مرقوم نمودند. یا این شاگردان را بهکلی از علم و تعلیموتعلم نهی نمودند.
مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمهالله در مقدمه الرسالة العلمیة از این دسته دوم یاد کرده و نوشته:
«و قد کان اکثر من یحضر عند والدی، ایّده الله و جعلنی من کل مکروه فداه، یسمع اشیاء غیر مأنوسة، بعیدة المسلک صعبة المدرک، فیأخذها علی غیر علم و لا معرفة، و یلقیها الی مثله، فینقلها الی من یدّعی العلم، و هو مثله فی جهله، فیحمله جهله علی انکار ما یسمع من مثله قبل البیان و مشاهدة العیان، و کان الداعی الی ذلک هو جهل اکثر الطلاب مع طلب المراتب بذلک، فیتسرع من یسمع منهم ما ینقلونه مما لمیعرفوا بیانه الی التشنیع، جهلاً مشوباً بحسد [...].»
مرحوم شیخ علینقی در این عبارت بیان میکند که اکثر شاگردان بهعلت مأنوس نبودن با اصطلاحات و بیانات شیخ، بدون علم و معرفت فرامیگرفتند و مسائلی را بهخطا به شیخ اعلی الله مقامه نسبت میدادند. سپس توضیح میدهد که در مسئله علم الهی نیز نسبتهای ناروایی به شیخ جلیل دادند و در ادامه رساله علمیه، موضوع علم الهی را بررسی میکند.
در این یادداشت، به نمونههایی از دسته دوم اشاره میکنیم.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش اول آنانی که به محضر بزرگان دین اعلی الله مقامهم رسیدند و تَتَلْم
🔺صفحهای از مخطوط رساله علمیه مرحوم شیخ علینقی احسائی رحمهالله
@AghayedNet
✔️🔻عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه:
🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنىاميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.
〰️〰️〰️〰️
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد)
🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
AghayedNet
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست 🔸بخش اول آنانی که به محضر بزرگان دین اعلی الله مقامهم رسیدند و تَتَلْم
✔️🔻مُردم اندر حسرت فهم درست
🔸بخش دوم
عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در کتاب ارشاد العوام به این دسته دوم از شاگردان اشاره کردهاند و فرمودهاند که «علمِ ناتمام کُشندهٔ انسان است». در آغازِ سخن میفرمایند:
«بدان که در این زمان بعضی جهّال پیدا شدند و چند کلمه از حکمت آموختند و آن را بهطور کمال نگرفتند و بهانجام نرسانیدند و به مقتضای آن عمل ننمودند، لهذا باعث شکوشبهه بسیار ازبرای ایشان شد که ازعهده آن برنتوانستند آمد و بهسوی کسانی هم که خدا ایشان را در ثغور شیاطین قرار داده و ازبرای دفع شکوک و شبهاتِ ناصبین مقرر فرموده رجوع نکردند و به همان دو کلمه حکمت ناقص خود مغرور شدند و مستقل شدند، لهذا شیاطین بر ایشان زورآور شده و شبههها در دل ایشان انداخته و ایشان را مغرور کرده تا آنکه اظهار شبهههای خود را کرده و گمراه که بودند و جمعی از جهّال را هم به این واسطه گمراه کردند، و آن جهّال به ریسمان پوسیده آن دو کلمه حکمت ناقص به چاه شبهات ایشان افتاده و آن شبهات را تقویت کردند و اعانت نمودند و زینت دادند و در بلاد و عباد منتشر کردند. نمیدانم چگونه بیان کنم که بر من چه گذشته و چه میگذرد!»
همچنین در زمان مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، شخصی تفسیری بر سورهای نوشت و خدمت این بزرگوار عرضه کرد. ایشان در بخشیاز مرقومه خود بر این تفسیر، این تذکرات را نوشتند:
«من که فرصت خواندن ندارم؛ کتب خودم ناخوانده مانده. ولی نوعاً مینویسم که قرآن کلام خدا است و شنیدهای که من فسّر القرآن برأیه فلیتبوّأ مقعده من النار. و قول به مظنه در هیچجا روا نیست و تفسیر قرآن باید در همهجا به نص باشد. اگر در هر آیه دلیلی بر تفسیرش از نصوص داری، خوب. و الا نگفتن بهتر از گفتن است. و قرآن اعظم از فقه است؛ چنانکه فقه رأی و استحسان و قیاس برنمیدارد، قرآن بهطریقاولیٰ برنمیدارد. خودت بخوان و هر کلمه که نصی بر آن نداری وابزن و هرچه نصی بر آن داری باقی بگذار. نه هر تأویلی و نه هر باطنی جایز است. و الله خلیفتی علیک. و السلام.»
همینجا مناسب است که اشاره کنیم این بزرگوار در تقریظهایی بر بعضی رسائل شاگردان، نهایت اعظام و اکرام را بهعمل آورده و دیگر تذکری نفرمودهاند. مثلاً در تقریظی که بر رساله معادیه عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی رفع الله شأنَه نوشتهاند، چنین آمده:
«تقبل اللّه منكم و ايّدكم و سدّدكم. همين قول حق در مسئله است. [...] هذا الذی اعتقده، من وافق هذا فهو معی و الّا فقد فارقنی، و السلام.»
مثالی دیگر رساله علیمحمد بن محمدهاشم محمدی نائینی است که در مباحث حکمت نگاشته است. اما مشاهده میکنیم که در ابتداءِ این رساله یادداشتی است و این رساله چنین ارزیابی شده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم. عرض میشود که بعضیاز آن را خیلی خوب نوشتهاید، هم معنی و هم لفظا. و بعضی دیگر خارج از اصطلاحات مأنوسه شده و خوب نیست. و بعضی دیگر که اختلال دارد، چون هم در [(ظ)] کتب نوشته شده و در درسها گفته میشود، احتیاج به نوشتن نیست.»
در این یادداشت، با الفاظی محترمانه آمده است که این رساله مورد تأیید نیست.
همچنین رسالهای دیگر در معنای احدیت خدا (کلمات فی بیان معنی الاحد سبحانه) در دست است که در کشکول مرحوم ملا رضا انارکی نقل شده و تقریظی و توضیحی بر آن نگاشته شده. اما باز هم تذکری در آن دیده میشود:
«قد دققت النظر و اصبت الفکر ولکن له تمام و هو [...]. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين. قد کتبه راقمه و منشيه عوناً لمن آمن و حجة علی من انکر ان اطلع.»
در زمانی که مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه در رد و نقد نظریه لزوم وحدت ناطق شیعی کوشا بودند، یکی از تلامیذ رسالهای مینویسد و در مجلسی خدمت ایشان نشان میدهد تا مطالعه بفرمایند. بهعلتِ بعضی سابقههای فکریِ آن شاگرد و اینکه مشخص نبوده جوششِ درونیِ او سبب آن نگارش شده یا فشار افکار عمومی، رغبتی به مطالعه نشان نمیدهند و میفرمایند:
«حالا خیر، بعداز درس بدهید ببرم اندرون نگاه میکنم.» (حدیقة الاخوان خط مرحوم سجادی، ص۵۷۹)
پساز آن هم، تاریخ مسکوت است که تقریظی مرقوم کردهاند یا خیر. این برخورد را باید با واکنش ایشان مقایسه کرد دربرابر رسالهای که مرحوم آقای آسیدهاشم لاهیجی در رد لزوم وحدت ناطق شیعی نوشتهاند که مرحوم آقای شریف اظهار خوشحالی و خرسندی کردند و تقریظی یادداشت نمودند.
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet