eitaa logo
AghayedNet
1.7هزار دنبال‌کننده
722 عکس
87 ویدیو
99 فایل
﷽ مکتب استبصار Aghayed.net t.me/AghayedNet t.me/AghayedNet_bot eitaa.com/AghayedNet http://Instagram.com/aghayednet https://castbox.fm/channel/id6414695 @aghayednet.channel" rel="nofollow" target="_blank">https://youtube.com/@aghayednet.channel?si=fDGvtaq_4pDX0Ex9
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️🔻نمونه‌ای از اندیشه و استدلالِ برخی نویسندگانِ سبک‌مایه در علم‌الفضائل در سلسله مباحث «فرّت من قسورة» اشاره کردیم که یکی‌ از فضائل رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم‌السلام ابلاغ و تبلیغ شریعت به همه طبقات موجودات است و یکی‌ از فروعاتِ این مسئله تجلی به هیئت اسد است. در آن نوشتار، با توجه به دلایل نقلی و مباحث حکمت، ثابت کردیم که طبق روایات، در مواضعی، امیرالمؤمنین به هیئت اسد تجلی فرموده‌اند و نکته مهم این است که ذاتِ علی اسد نشده است تا اشکال وارد شود که به حضرت امیر توهین شده! هم‌چنین اشاره کردیم تجلی به هیئت اسد نافیِ هیئتِ انسانیت نیست و اثباتِ شیء نفیِ ما عدا نمی‌کند. به عبارات برخی‌از علماء شیعه رحمة الله علیهم اشاره کردیم که این روایات را مقبول دانسته و در کتب خود نقل کرده‌اند. بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز در مواضعی امکان عقلی و وقوعی این‌گونه تجلی را ثابت فرموده‌اند. درمقابل،‌ نشان دادیم که مثل سید محمدعلی قاضی، حاشیه‌نویسِ کتابِ الانوار النعمانیه، این حادثه را صحیح ندانسته و توجیحاتی آورده. در آن مقاله، اشکالات او را به‌تفصیل پاسخ دادیم. نگارنده به‌تازگی به نمونه‌ای معاصر برخورده است. این نمونهٔ اخیر و معاصر عبارات کتاب حدیث‌واره‌ها در کتب شیعه است. این کتاب که با محوریت احادیث مجعول نگاشته شده، از سنت سنیّه علماء شیعه رحمة الله علیهم فاصله گرفته و نوع روایات را جعلی خوانده است. سخن درباره ادعاهای نابه‌جای این کتاب فراوان است و دیدگاه مکتب درباره حدیث‌واره‌ها و «ما لیس بحدیث» را در تک‌نگاری دیگری بررسی کرده‌ایم؛ اما آنچه مربوط به بحث ما است این‌که در صفحه ۳۲۱ به روایت تجلی حضرت امیر در کربلا اشاره کرده و عنوان حدیث را چنین گفته: «مسخ علی (ع) در قتلگاه کربلا!» سپس حکایت عربی و ترجمه آن نقل شده و چنین نتیجه‌گیری شده است: «بررسی روایت یکم. روایت مجهولی است که نه شاهد ماجرا معلوم است و نه ناقلان آن تا قرن دوازدهم! دوم. خاستگاه این روایت، در قرن یازدهم، کتاب المنتخب طریحی است و از آن، به دیگر کتاب‌های بعداز خود، منتقل شده است! سوم. این داستان، حضرت امیرمؤمنان علی (ع) را که صاحب بالاترین کمالات انسانی و مقامات معنوی و ملکوتی پس‌از حضرت خاتم النبیین (ص) است _ العیاذبالله _ به پایین‌ترین درجه خلقت که همانا مرتبه حیوانیت است فرود آورده و مسخ او را رضایت داده است، تا مرثیه‌ای ساخته و اشکی درآورده باشد! جا داشت که علمای اسلام با خواندن این افسانه خرافی که اوج اهانت به اسلام، امامت و ولایت در آن موج می‌زند، صدای وااسلاما سر داده و در رد و نقد آن قلم‌فرسایی می‌نمودند؛ اما این مصیبت را کجا می‌توان برد که علما و محدثین نام‌آوری چون‌ سید هاشم بحرانی، علامه مجلسی، سید نعمت‌الله جزائری، عبدالله بحرانی اصفهانی و... نه‌تنها چنین نمی‌کنند، بلکه حریصانه آن را به دیده قبول می‌نگرند و برای روایت در کتاب‌های خود از همدیگر سبقت می‌گیرند؛ بدون این‌که کوچک‌ترین نقدی داشته باشند! چهارم. مشاهده جنّیان از‌سوی داستان‌سُرا و گفت‌وگوی با آنان، از خرافات دیگر این داستان است که دیگری نیازی به پرداختن آن نیست!» (حدیث‌واره‌ها در کتب شیعه، تهران: نگاه معاصر، ۱۴۰۰، ص۳۲۳) پاسخ می‌دهیم: این نویسنده خود پاسخ خود را داده و با نام بردن از اساطین علم و دانش هم‌چون علامه مجلسی و دیگران، دیدگاه خود را سرکوب کرده است! این علمائی که نام برده با میراث شیعه و آموزه‌های شیعی آشناتر بوده‌اند یا امثال این نویسنده؟! وقتی آن بزرگواران این روایت و امثال این را تلقی به قبول کرده‌اند، قطعاً و حتماً و جزماً آن را صحیح می‌دانسته‌اند و معنای درستی برای آن قائل بوده‌اند. ما هم پیش‌از این اشاره کردیم که ذات امیرالمؤمنین به هیئت اسد نشد تا موضوع مَسخ پیش‌ آید. نویسنده‌ای که مشاهده جنیان و گفت‌وگوی با آنان را خرافه می‌داند و از سوره مبارکه «جن» و تفاسیر ذیل آیات آن غافل است، مخاطب اهل فن نیست و ما صرفاً از‌جهت آشنایی با نمونه‌های نقدهای معاصران به نوشته او اشاره کردیم. و السلام علی من اتبع الهدی. جمادی‌الاولی ۱۴۴۵ @AghayedNet
@AghayedNet_فدک.pdf
حجم: 107.8K
🔺فرمایش عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در پاسخ به پرسشی درباره فدک @AghayedNet
🔺رساله حلقه کریمیه در ساخت اسطرلاب از آثار عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه مصنفِ رساله تغییراتی در ساخت اسطرلاب رایج داده و مزیت‌های دیگری بر آن افزوده‌اند و به این اعتبار، به نام خود ثبت کرده و «حلقه کریمی» نامیده‌اند. این نسخه از رساله را محمدباقر بن ابراهیم خراسانی با خطی نیکو استنساخ کرده و در بعضی قسمت‌ها حاشیه‌ای توضیحی مرقوم نموده. در پایان نیز تصویر دو سطح حلقه کریمی را رسم کرده و در گوشه‌ای از آن نوشته است: «عمل حقیر محمدباقر خراسانی ۱۲۹۹». این رساله (چاپ‌شده در مکارم الابرار (فارسی)، ج۱۵، ص۲۸۲ تا ۳۰۲) یکی‌ از آثار مربوط به هیئةالافلاک است و علاوه‌بر جهات مکتبی، از منظر تاریخ علم نیز جالب‌توجه است. در سال‌های اخیر، علاقمندان این رشته به این رساله و حلقه اقبال نشان داده‌اند و مدیر رصدخانه دانشگاه کاشان این حلقه را ساخته و معرفی کرده است. @AghayedNet
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺دیدار و گفت‌وگو با جناب آقای دکتر علیرضا ذکاوتی قراگزلو و عیادت ایشان دکتر ذکاوتی نویسنده و پژوهشگر در ادبیات فارسی و عرفان اسلامی است و در بعضی مقالات خود، به کتاب گرانسنگ مباحثی پیرامون آیه شریفه بقیت الله خیر لکم... ارجاع داده است. ایشان در کتاب سیر تاریخی نقد ملاصدرا، نامه سید جلال‌الدین آشتیانی را نقل کرده است که خطاب به آقای ذکاوتی نوشته بوده: «تکفیر برغانی [این‌که محمدتقی برغانی شیخ احسائی را تکفیر کرد] نه امر شرعی بود، نه امر عقلی.» در این دیدار، درباره مرحوم شیخ احمد احسائی و مکتب ایشان و بعضی مکاتب دیگر گفت‌وگو کردیم و مجلداتی از کتاب بقیت‌ الله‌‌‌... تقدیم ایشان شد. @AghayedNet
🔺از فرمایش‌های مکتبی @AghayedNet
✔️🔻مرچ واژه «مرچ» که مَرِچ و مِرِچ ضبط شده، به‌قولی همان فلفل گرد است که در هندی به این نام می‌نامند (مثمر، سراج‌الدین آرزو، ص۱۸۳) یا قسمتی از شجره فلفل است (حبیب السیر، ج۴، ص۶۷۳). اما در دروس و مواعظ مرحوم آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه به‌طور مکرر به‌عنوان نوعی مَزه به‌کار رفته است: «میوه‌ها همه‌اش ابتدائاً تلخ می‌شود، مرچ می‌شود.» در جایی دیگر: «اول خرماها چیز مرچ بدمزه‌‏اى است. خرده‌‏خرده آب مى‏‌خورد، کم‌‏کم خرما و شیرین مى‌‏شود.» و در موضعی دیگر: «اول وهله که میوه بیرون می‌‏آید، یک چیز مرچ عفصی است و خرده‌خرده می‏‌رسد و شیرین می‏‌شود.» در لغت‌نامه‌های متداول، برای این کلمه معنایی که به‌ نوعی مزه اشاره داشته باشد یافت نشد. نگارنده احتمال داده بود که در گویش منطقه همدان چنین باشد. این بزرگوار سال‌های متمادی به‌ دستور عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در همدان حضور داشتند و طبیعی است که برای مخاطب همدانی از گویش آن منطقه استفاده بفرمایند. خوشبختانه به‌تازگی در کتاب واژه‌نامه‌ی همدانی، مدخل «مرچ» را ملاحظه کردم و مسجّل شد که این لفظ در گویش همدان معنای به‌خصوصی دارد: «مِرچ merč: گَس، مزه خوردنی‌هایی که باعث جمع شدن جدار داخلی دهان شود، مثل بِه و میوه نارس.» (ص۳۹۱) درنتیجه «مِرچ»، به همین ریخت، صحیح است و آن را نوعی مزه (گَس) باید توضیح داد. _________ مشارکت برخی همراهان کانال عقایدنت جناب دوستدار: ...کلمه مرچ در گویش جندق بسیار رایج بود و ما زیاد به‌کار می‌بردیم و هرگز کسی نگفت از کجاست. جناب انصاری: سلام علیکم ورحمة الله یادداشت جنابعالی پیرامون واژه‌ی "مرچ" را مطالعه کردم. عرض می‌شود که "مرچ"، هم‌دسته‌ی واژه‌ی معروفِ "ملچ" است. به صدای حاصل از جمع شدن دهان به هنگام خوردن مواد ترش یا گَس، ملچ و مولوچ گویند. در اینجا، ملچ (در ضبط غیر معروف: به کسر میم و لام) به مرچ تغییر آوایی داشته است که بخاطر قرابت آوایی و نزدیکی مخرج این دو حرف است. در ضمن، اسمِ نتیجه‌ی ماده بر خود ماده گذاشته شده است؛ مثل اینکه کسی سَم بخواهد بخورد، می‌گویند که فلانی می‌خواهد مرگ بخورد! @AghayedNet