✔بیانی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔻درباره حدیث زیارت نیمه شعبان
🔹روی الثقة الجلیل ابنطاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لمیبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زینالدین.
🔸در شرح فقرهای از حدیث که امام علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم میدانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیهالسلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، میفرماید:
[حاصل معنی:]
🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیحترین، طبیعیترین و بیتکلفترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده:
هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیهالسلام میشتابند، بهعلت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان بهناحق آنان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیهالسلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان میکند.
پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آنگاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
▪️نیمه شعبان سال ۳۲۹ق، پایان دوره غیبت صغری با رحلت آخرین سفیر امام زمان عجل الله فرجه، مرحوم علی بن محمد سمری أعلی الله مقامه
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، بههم شده حزن و عید)
🔺بغداد، نمایی از ساختمان و ضریح قبلی
@AghayedNet
✔️🔻مجموعه شیخ آقابزرگ طهرانی و نویافتهای درباره سرداب غیبت در سُرّمَنرأی
در یکی از سفرها به عتبات عالیات عراق، پساز زیارت مشاهد کربلای معلی و نجف اشرف و کاظمین، به سرّمنرأی مشرف شدیم. پساز زیارت، در کتابفروشی عتبه عسکریَین علیهماالسلام به عناوین کتابها نگاهی انداختیم. برخیاز کتب بهتازگی چاپ و منتشر شده بود. یکی از این کتابها مجموعه و جُنگی بود از پژوهشگر مشهور، شیخ آقابزرگ طهرانی، با نام مجموعة رجالیة و تاریخیة. آن را تهیه کردیم و چون ساعات پایانی حضورمان در عراق بود، فرصتی نبود و بلافاصله پساز مراجعت مطالعه و بررسی شد.
در ماه شعبان و ایام ولادت امام زمان صلوات الله علیه، مناسب است به نکاتی پیرامون این مجموعه اشاره کنیم.
در این مجموعه و جُنگ، اختصاراتی از کتاب ریاض العلماء (نوشتهٔ میرزا عبدالله افندی اصفهانی) و الکنی و الالقاب (نگاشتهٔ شیخ عباس قمی) و لباب الالقاب (اثرِ میرزا حبیبالله رشتی) نقل شده است. شیخ آقابزرگ نکاتی تاریخی از مسافرت خود به مشهد مقدس و قاهره و مکه معظمه را نیز مکتوب کرده. بعضی اجازات مشایخ عامه نیز نقل شده است. همچنین فهارسِ بعضی کتابهای شیعه نیز درج گردیده. این فهارس در کتاب الذریعة نیامده و برای نخستین بار منتشر شده است.
در این مجموعه، از رسائلی از عالمان ربانی اعلی الله مقامهم نیز یاد شده است: مرحوم شیخ احمد اَحسائی (صفحه ١٧٩) و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی (صفحه ١۴٨) و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی (التذکرة و چهارفصل در صفحات ٢۴۶ و ٢۶٩). همچنین درباره ترجمه دلیل المتحیرینِ سید مرحوم، اثر میرزا محمدرضی، در صفحه ٢٣۴، و نوشتهٔ سید جعفر نجفی به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه، در صفحه ٣١۶، گزارشی ارائه شده است.
علاوهبر آنچه اشاره شد، در دو موضع، شیخ آقابزرگ طهرانی نکاتی را درباره سرداب غیبت در سرّمنرأی متذکر شده است.
در نوشتارهای گذشته اشاره کردهایم که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بهنقل از پدر بزرگوارشان، مرحوم زینالدین اَحسائی، جریانی را درباره سرداب غیبت نقل کردهاند. در این مجال آن را تکرار نمیکنیم و تنها به بخش آخر مقاله «شرفالشمس» ارجاع میدهیم.
آنچه شیخ آقابزرگ را به توضیح واداشته معرفی کتاب مرآة الصفا نوشتهٔ ابوالحسن علی بن حسن زواری است که در سال ٩۵١ ق و به زبان فارسی نگاشته است. مرآة الصفا کتاب مبسوطی درباره حج است و یک مقدمه و پنج فصل و خاتمه دارد. مقدمه درباره کعبه و همچنین قبله شهرها است. فصلهای پنجگانه درباره مناسک حج است و خاتمه کتابالمزاری است مبسوط در چهارده مطلب به عدد معصومین علیهمالسلام. مطلب چهاردهم درباره زیارت حضرت حجت علیهالسلام در سرداب غیبت است. در اینجا است (مجموعة رجالیة و تاریخیة، ص۱۰۴) که شیخ آقابزرگ تعلیقی نگاشته است.
همان سال، مجموعهٔ تازهمنتشرشدهٔ شیخ آقابزرگ طهرانی و تعلیق او بر مرآة الصفا را خدمت استاد معظم حفظهالله ارائه کردیم. به همین مناسبت، ایشان مطلبی را درباره سرداب غیبت مرقوم فرمودند.
در این ایام مبارک، یادداشت استاد معظم (منتشرشده در کتاب کاوشی در کیفیت غیبت امام عصر (عج)، «ضمیمه (۱۷)»، ص۴۷۹ تا ۴۸۲) را بازنشر میکنیم:
«از برکات و عنایات حضرت بقیةالله علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه، اخیراً مجموعهای خطی از آقابزرگ طهرانی با عنوان مجموعة رجالیة و تاریخیة، بهکوشش عتبه مقدسه عسکریین علیهماالسلام، در سال ١۴٣٨ ق منتشر گردیده که در آن از کتابی نام میبرد به نام مرآة الصفا (فارسی) که مؤلف آن «المولی المفسّر ابیالحسن علی بن الحسن الزواری» است. این کتاب بهطور مبسوط درباره «حج» نوشته شده و مؤلفْ آن را در «سلطانیه» تألیف کرده و به خط «هدایة[الله] بن نورالله» میباشد. مؤلفِ این کتاب در سال ٩۵١ از تألیف آن فراغت یافته و کتاب را بر یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه تنظیم نموده است.
آقابزرگ طهرانی درباره مطالب این کتاب نوشته است: «فالمقدمة فیما یتعلق بالکعبة و القبلة للبلاد و الفصول فی مناسک الحج و الخاتمة مزار مبسوط فی اربعةعشر مطلباً بعدد المعصومین. و المطلب الرابععشر فی زیارة الحجة علیهالسلام فی مقامه الذی غاب فیه و هو السرداب بسامراء و لفظه ”زیارت مقام صاحبالزمان که در آنجا غائب شده و آن سردابی است در مشهد عسکریین“.» آقابزرگ طهرانی پساز نقل این عبارت چنین نوشته است: «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور.»
بنابر گزارش آقابزرگ طهرانی این کتاب ۶٢٢ سال بعداز غیبت کبریٰ نوشته شده و صراحت دارد در اینکه حضرت علیهالسلام در این سرداب غائب شدهاند و قطعاً مراد مؤلف، که عالمی از علمای شیعه اثناعشری بوده، همین سرداب مشهور و معروف است که شیعیانْ آن حضرت علیهالسلام را در آن زیارت میکنند و آن را سرداب غیبت مینامند. و بدیهی است که مقصود مؤلف سرداب منزل حضرت عسکری علیهالسلام که در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نام برده شده نمیباشد. پس مطابق حکایت منقول از شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه مراد و مقصود مؤلف کتاب مرآة الصفا همین سرداب مشهور بوده است و مؤیّد آن حکایت میباشد و سرّ و علت نامیده شدن این سرداب به «سرداب غیبت» هم روشن میشود. بهخصوص تعبیر مؤلف از این سرداب به «مقام صاحبالزمان» کاملاً ادعاء ما را ثابت مینماید؛ زیرا دأب و روش شیعه بر این بوده که در هر جایی که از امامی از امامان علیهمالسلام اثری و نشانی باشد آنجا را مقام آن امام مینامند. مانند مقامات مبارکه مسجد کوفه و مانند مقامات مبارکه مسجد سهله و مانند مقامات بعضیاز امامان علیهمالسلام در نجف اشرف یا در کربلاء معلّیٰ.
با این توضیح، اشتباه آقابزرگ طهرانی هم روشن میشود که نوشته «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور» زیرا گمان کرده مراد و مقصود مؤلف مرآة الصفا همان سردابی است که در منزل حضرت عسکری علیهالسلام بوده و در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نقل شده است و نامیدنِ آن سرداب به سرداب غیبت قطعاً اشتباه است که متأسفانه شهرت یافته است و آقابزرگ طهرانی این تعبیر را ریشه و اصل این اشتباه قلمداد نموده است. خداوند از او بگذرد و به آقا محمدصادق موسوی هم جزای خیر عنایت فرماید که در تحقیقات خود به این مجموعه دست یافته است.
ناگفته نماند که آقابزرگ طهرانی در گزارش دیگری در همین مجموعه، درباره این کتاب مرآة الصفا نوشته است: «مرآة الصفا فی المزار فی اربعةعشر مطلباً آخرها لزیارة مقام الحجّة الذی غاب فیه، و فی کلامه هذا مسامحة و مراده المکان الذی لمیر بعده بحیث یعرف شخصه» (مجموعة رجالیة و تاریخیة، ص۳۲۱). در این گزارش، محترمانهتر نوشته و به گمان خود خواسته کلام مؤلف را توجیه کند که مرادش این است که حضرت علیهالسلام پساز آن، بهطوری که شناخته بشوند دیده نشدند.
آنچه تعبیر مؤلف مرآة الصفا را تأیید میکند، که با حکایت منقول از شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه هم مطابقت دارد، مطالبی است که از علماء عامّه درباره «سرداب غیبت» نقل کردیم که شیعیانِ آن زمان، برای باقی ماندن این معجزات حضرت مهدی علیه السلام و عجل الله تعالی له الفرج، مانند شبیهخوانیهای عاشورائی، نزد این سرداب مقدس غیبت، در روزهای جمعه اجتماع مینمودند و بهمنظورِ نمادِ هنگامۀ ظهورِ حضرت علیهالسلام، به آن بزرگوار متوسل میشدند و اسبی را هم آماده مینمودند و انتظار خود را برای ظهور آن حضرت علیهالسلام اظهار میکردند و تا زمان سلطنت سلیم بن خان از بنیعثمان ادامه داشته و او مانع انجام این مراسم گردید و مغرضان از علماء عامّه از این مراسم مانند مراسم عزاداری شیعیان انتقاد کرده و میکنند. فذرهم فی طغیانهم یعمهون.»
@AghayedNet
🔺اجازه مرحوم شیخ حسین آلعصفور بحرانی به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلی الله مقامه
@AghayedNet
🔺کتاب تازه منتشر شده
رسالتان فی الفضائل و العقائد
از آثار شیخ محمد بن عبدعلی آل عبدالجبار حائری قطيفی
مرحوم محمد بن عبدعلی آل عبدالجبار، از علماء بارز مکتبی است. در عظمت ایشان همین بس که وقتی جریانِ مناظرهٔ سید مرحوم اعلی الله مقامه در نجف اشرف پیش آمد، این بزرگوار شیخ محمد آل عبدالجبار را هم بهعنوان حَکَم معرفی فرمودند (جواهر الحکم، ج۷، «دلیل المتحیرین»، ص۲۸۸ _ انوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الاحساء و البحرین، ص۳۱۷).
این عالم مکتبی پساز جریان نجف و مناظره نکردن آقایان با سید مرحوم، رسالهای با عنوان خلاف علماء النجف نگاشت.
ازجملهٔ آثار او، هدی العقول الی احادیث الاصول در شرح اصول کافی است که بخشیاز آن به ما رسیده است.
رسالهٔ دیگرِ ایشان در رد بر صوفیه و خرافات آنها است که با نام رسالة فی ردّ وحدة الوجود و الحلول و الاتحاد چاپ شده است.
تاکنون علاوهبر پارهای از اسناد تاریخی، ۱۳۱ رساله از ایشان شناسایی شده است (الشیخ محمد آل عبدالجبار القطیفی توثیق ببلیوغرافی بآثاره المخطوطة و المطبوعة، ص۶۱ تا ۱۷۴).
@AghayedNet
🔺دو کتاب تازه منتشر شده
تحیة الزائر
و
تسلیة الحزین لفقد الاحباب و البنین
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
مرحوم شبر اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سید مرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره میکردهاند.
در اجازهای از مرحوم سيد کاظم رشتی، ایشان از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی ياد میکنند که حاکی از عمق اعتقادشان به سيد عبدالله شبر است. از گفتار سید مرحوم در دليل المتحيرين، چنين برمیآيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با مرحوم شیخ احمد اَحسایی رفع الله شأنه بسيار خوب بوده است.
سید مرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن، و از پسرعموی شبر، بهعنوان کسانی که از دوستداران شيخ مرحوم بودهاند ياد میکنند.
میدانيم که مرحوم شبر مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه نيز قرار گرفته بوده است.
@AghayedNet