🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش سوم
تفاسیر متعددی برای مثال «عمیان و فیل» نوشتهاند. در مقابسات ابوحیان توحیدی آمده است:
«سمعت اباسلیمان یقول: قال افلاطن: ان الحق لمیصبه الناس فی کل وجوهه و لااخطأوه فی کل وجوهه بل اصاب منه کل انسان جهة. قال: و مثال ذلک عمیان انطلقوا الى فیل و اخذ کل واحد منهم جارحة منه فجسها بیده و مثلها فی نفسه. فاخبر الذی مس الرجل ان خلقة الفیل طویلة مدورة شبیهة باصل الشجرة و [جذع] النخلة و اخبر الذی مس الظهر ان خلقته شبیهة بالهضبة [العالیة] و الرابیة المرتفعة و اخبر الذی مس اذنه انه منبسط دقیق یطویه و ینشره. فکل واحد منهم قد ادی بعض ما ادرک و کل ما¹ یکذب صاحبه و یدعى علیه الخطأ و الغلط و الجهل فیما یصفه من خلق الفیل. فانظر الى الصدق کیف جمعهم و انظر الى الکذب و الخطأ کیف دخل علیهم حتى فرقهم» (المقابسات، ص۲۵۹).
سخن در اینجا پیرامون این است که مردم به همهٔ وجوهِ حقیقت نمیرسند و هرکدام وجهی از آن را درک میکنند.
مولوی نیز در مثنوی، پساز نقل ماجرا میگوید:
چشمِ حس همچون کف دست است و بس / نیست کف را بر همهیْ او دسترس
چشمِ دریا دیگر است و کف دگر / کف بهل وز دیدهٔ دریا نگر
جنبش کفها ز دریا روز و شب / کف همی بینی و دریا نی عجب
ما چو کشتیها به هم برمیزنیم / تیرهچشمیم و در آبِ روشنیم
ای تو در کشتی تن رفته به خواب / آب را دیدی نگر در آب آب
(مثنوی معنوی، ج۲، دفتر سوم، ص۵۴۶، بیت ۱۲۶۹ تا ۱۲۷۳)
او از «چشم حس» و چشم ظاهر درمقابل «چشم دریا» و چشم دل سخن میگوید و اشاره میکند که آنچه با نگاه غیبی میتوان دید کاملاً متفاوت است با آنچه دید ظاهری میبیند. هرچند بهطور ظریف به اندیشهٔ متصوّفانهٔ خود نیز اشاره کرده و «دریا» و «کف» را برابر هم بهکار برده است. توضیح اینکه منظور از «کف» در نگاه ظاهر کفِ دست است که اشاره به حواس پنجگانه و ظاهری دارد. ولی در لایهای دیگر، به کف و موج دریا اشاره دارد که درواقع همان دریا است. کسی که نگاه ظاهربین دارد کف و موج میبیند؛ اما کسی که نگاه عمیق دارد جز دریا نمیبیند.
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹ در اصل، همینگونه است.
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش چهارم
نگاه دیگر به قضیه «عمیان و فیل» در کتاب گرداگرد فیل؛ الهیات تطبیقی تنوع دینی (CIRCLING THE ELEPHANT; A Comparative Theology of Religious Diversity) نوشتهٔ جان تاتامانیل (John J. Thatamanil) مطرح شده است. وی کتاب را با نقل یک داستان قدیمی آغاز کرده (Introduction: Revisiting an Old Tale) که متضمن جریان عمیان و فیل است و بقیه بخشهای کتاب مرتبط با این جریان است. با عنوانهایی همچون «اختلاف مذهبی و الهیات مسیحی: تفکر درمورد چیزی، با چیزی و درون چیزی» (فصل ۱)، «حدود و عهود شمولگرایی و انحصارگرایی» (فصل ۲)، «هیچکس بهتنهایی صعود نمیکند (No One Ascends Alone)» (فصل ۳)، «الهیات تطبیقی بعداز دین است؟» (فصل ۴)، «معنی مذهبی و جهتگیری کیفی و جامع» (فصل ۵)، «تواضع در پذیرش از مذاهب دیگر» (فصل ۶)، «خدا ازجهت منشأ، واحد است یا وابسته و اشاره به قاعده تثلیث در مسیحیت» (فصل ۷).
وی در این کتاب پیامهایی دارد که به مهمترین آنها، بهزعمِ منِ نگارنده، اشاره میشود:
۱. چند سؤال: این جهانهای مذهبی از کجا آمدهاند؟ آیا خودجوش هستند؟ جواب «خیر» است. بهنقل از عالمی بودایی به نام نات هان، (Thich Nhat Hanh (1926 – 2022)) «ما از هم جدا نیستیم. ما بهگونهای ناگسستنی به هم وابستهایم. گل سرخ زباله است، فاحشه غیر فاحشه است، مرد ثروتمند زن بسیارفقیر است، بودایی غیر بودایی است، غیر بودایی نمیتواند جز بودایی باشد؛ چون ما با هم هستیم». سنتهای ما از قوانینِ متافیزیکیِ حاکم بر واقعیت مستثنا نیستند. هیچچیز آنطوری که هست جدا از رابطه نیست. پس اگر چنین است، ادیان جوامعِ دیوارکشیدهشده و منحصر نمیباشند. چیزی که وجود دارد دیوار را دوست نمیدارد (Circling the elephant, p 250).
۲. چه در سیاست تجاری و چه مبادلات بین مذهبی، آنچه سود من است نباید بهضرر تو تمام شود. ما مرزهای نزدیک بههم یا دیوار نداریم. سنتهای ما فقط ازطریق رابطه بهوجود آمدهاند و فقط ازطریقِ رابطهٔ مداوم زنده میمانند. جایی که نفوذپذیری وجود دارد زندگی وجود دارد و مرگ جایی است که نفوذپذیری نیست (Circling the elephant, p 251).
۳. کتاب گرداگرد فیل انزواگرایی مذهبی را رد میکند و خواستار بیدفاعی کامل است. من اگر بخواهم واقعاً بیکرانی باز و پذیرا باشم، باید دربرابر راز همسایهام بیدفاع باشم. اگر من کاملاً در حرکت بهسوی زندگی الهی باشم، باید در حرکت بهسوی همسایهام، پذیرایی و عشق داشته باشم. مهاجرت بهسوی خدا جز مهاجرت بهسوی تقدس همسایهام نیست (Circling the elephant, p 251).
۴. من باید از آنچه نمیدانم و تو دقیقاً میدانی لذت ببرم؛ زیرا گفتار و کردار تو مشابه من نیست. یک آهنگِ کوچکِ درحاشیهرفتهٔ سنتِ من، برخی اوقات، قطعه طولانی موسیقی تو است. در داخل و خارج، من و تو در ارتباط هستیم و نه در یک گروهبندیِ مطلق. از بُعد هستیشناسی، مذهبها منزوی نیستند. متمایز هستند، ولی از هم جدا نیستند. نمیتوان استدلال کرد که هر دین یک جهانبینی یا رویهٔ تفسیریِ واحدی دارد. جهانبینیِ واحدِ مسیحی یا جهانبینیِ واحدِ بودایی وجود ندارد (Circling the elephant, p 251).
⏳ادامه دارد...
@AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل
و کاربستهای این تمثیل در آثار مکتبی
🔸بخش پنجم
۵. خطوط بین کارنامههای مذاهب مسیحی و هندو بههمریخته است. شناخت گاندی از مسیح و ساختار دین او باعث پرورش ظرفیت غیرخشونتآمیز و خلاقیتِ بینِ مذهبی گردید. ما از این فرایندهای انتقال و دگرگونی چه میسازیم؟ صلیب درحالحاضر جزئی از کارنامه مذهبی برخیاز هندوها شده است. درضمن اتخاذ یک رویکرد مسیحی، مرگ مسیح برروی صلیب نمیتواند جدای از عشق او به موعظه و تعلیم دشمن باشد. با مطالعه این دگرگونیها و این دور زدنها و گرداگردیها، ممکن است تعجب کنیم که چگونه به این اتفاقنظر رسیدهایم که گنجینههای دینی خود را آن هنگامی میتوانیم بفهمیم که آنها را بدهیم و دوباره دریافت کنیم، درحالی که این گنجینهها در این تبادلات غنی و دگرگون شدهاند (Circling the elephant, p 253).
۶. الهیات تطبیقی یعنی آنچه من میگویم درباره تو و سنت تو از واقعیت بینهایت و دانش خودم و تقدیر و تشکرم از آنچه تو میدانی. این وابستگی بینابین شناخت خدا و شناخت همسایه معنیِ عمیقِ جمعگراییِ ارتباطی یا ائتلاف است. ما باید با هم گرداگرد فیل بچرخیم، اگر قرار است یکدیگر را بفهمیم؛ چه رسد به اینکه فیل را درک کنیم. اگر بخواهم بدانم که چرا تو فیل را بهطریقه خود نامگذاری کردهای و مثلاً فیل را ستون یا طناب آویزان از آسمان نامیدهای، باید تلاش کنم تا مانند تو بدانم و این مستلزم آن است که من هم از آن جهتی که تو به فیل نزدیک شدهای نزدیکش شوم. درحقیقت، من باید چند نفر شوم، بدون رها شدن از وفاداری به آنچه از سنتِ خود میدانم. در حرکت بهسوی آنچه تو میدانی، من باید خطر دگرگون شدن را بهجان بخرم. باید تلاش کنم تا ببینم چگونه ممکن است حق با هر دوی ما باشد، چگونه تفسیرِ من و تو درکنار هم بیشاز تفسیرِ منِ تنها به من آموزش میدهد (Circling the elephant, p 254).
بهنظر میرسد پیام کتاب گرداگرد فیل به رسمیت شناختن ادیان مختلف و سنن متفاوت است؛ چراکه هرکدام بخشیاز حقیقت را بازگو میکنند. نویسنده بر الهیات تطبیقی و الهیات سازنده تأکید میکند و این سخنش را میتوان بهعنوان شعار کتاب درنظر گرفت: «ما باید با هم گرداگرد فیل بچرخیم، اگر قرار است یکدیگر را بفهمیم؛ چه رسد به اینکه فیل را درک کنیم.»¹
وی بعضی تناقضات را کاملاً ظاهری و بیریشه میداند و مثال میزند و میگوید: بعضی اختلافات مانند این گفتوگو است که کسی میگوید: صندلی سبز است و طرف مقابل میگوید: ای بیخرد، صندلی از چوب است (Circling the elephant, p 4).
از نگاه دینی و مکتبی، میتوانیم بگوییم این تمثیل برای نگاه ظاهری به حقایق غیبی مناسب است؛ اما آیا لزوماً تکتک این نگاهها باید محفوظ بماند و همهٔ این نگاهها را درکنار هم داشت تا به حقیقت برسیم؟! نویسندهٔ کتاب گرداگرد فیل بر این باور است. اما بزرگان دین اعلی الله مقامهم میفرمایند که این نگاههای تکبعدی (نگاه عمیان به فیل) لزوماً نگاه صحیحی نیست و چهبسا از بُن خطا باشد.
⏳ادامه دارد...
—————————————————
¹ “We must circle the elephant together if we are to understand each other, let alone the elephant.” (Circling the elephant, p 254)
@AghayedNet
AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سالهای مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است.
@AghayedNet
19.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺یادداشتی کوتاه بر نسخهای از تفسیر مرآة الأنوار و مشکاة الأسرار
@AghayedNet