✔️از فتنهاش سیاه بود صبح روشنم
🔻تأملی بر افسونگریهای باب ملعون در اوایل امرش
بخش دوم و پایانی
نمونهای دیگر: یکی از کتابهایی که دانشگاه تهران و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در سال ۱۳۸۷ شمسی، (از سلسله انتشارات همایش بینالمللی قرطبه و اصفهان دو مکتب فلسفه اسلامی در شرق و غرب در سال ۱۳۸۱ شمسی)، آن را بهچاپ رساند، کتاب الرسائل الفقهیة فی الغناء بود. جالب است که اشاره کنیم این کتاب بهتازگی با همین ریخت تجدید چاپ شده است.
دهمین رساله چنین عنوانی دارد: «رساله غنا، سید کاظم بن قاسم حسینی گیلانی رشتی حائری».
درمیان آثار سید مرحوم اعلی الله مقامه چنین رسالهای گزارش نشده و با مراجعه به مجموعه جواهر الحکم نیز مییابیم این بزرگوار چنین رسالهای نداشتهاند. اما در الرسائل الفقهیة فی الغناء، با توجه به نسخه کتابخانه ملک و نسخه کتابخانه ملی، این رساله نگاشتهٔ سید مرحوم معرفی شده است (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۸۳ و ۴۸۴).
با مراجعهای سطحی به متن رساله، مییابیم این رساله از باب ملعون است، بهویژه که در موضعی میگوید: «چنانچه در رساله تفسیر هاء و رسائل دیگر، استدلال ابطال قول بعضیاز ایشان شده» (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۹۱). قرینه قویتر اینکه عین همین رساله در مجموعه آثار مبارکه حضرت نقطه اولی، ش۱۴، که با اجازه محفل بهائیان تنظیم شده و مشتمل بر مکتوبات باب ملعون است، با عنوان «جواب سؤال غنا» منعکس شده است.
شایان ذکر است که در کتاب الرسائل الفقهیة فی الغناء، پیشاز شروع رساله، متنی مفصل به زبان عربی نقل شده که چنین آغاز میشود: «الحمد لله الذی تقدس بقدس قیومیته عن نعت الجوهریات [...]» (الرسائل الفقهیة فی الغناء، ص۴۸۶). این متنی مستقل از رساله غنا است و باز هم از باب ملعون است؛ اما چون پژوهشگرانِ کتاب اصل رساله غنا را درست ارزیابی نکردهاند، گمان کردهاند این متن عربی دیباچهٔ این رساله است و هردو (متن عربی و رسالهٔ فارسیِ غناء) را درحکم یک رساله فرض کردهاند، آنهم نه از باب ملعون که از سید مرحوم اعلی الله مقامه ثبت نمودهاند! هرچند آنچه سبب خطای محققان شده، نسخه کتابخانه ملک بوده که به نام سید مرحوم اعلی الله مقامه ثبت کردهاند و امید است که بر این یادداشت مطلع شوند و اصلاحیهای منتشر کنند.
این هم نمونهای از تأثیر حیلهگری علیمحمد باب و مشتبه نمودن امر است.
نویسنده معاصر، جویا جهانبخش، چنین تعبیر آورده است: «[...] البته آنهم در زمانی که باب هنوز مدعی دین جدیدی نشده بود و خود را فردی مسلمان و شیعی و نماینده امام زمان علیهالسلام معرفی میکرد و کسانی چون ملا محمدتقیِ هروی به احتمالِ اینکه شاید در این مدعا صادق باشد، بهطرف او جلب شده بودند. طولی نکشید که رسوایی احوال باب بر همگان هویدا گردید و مدّعیات پوچ جدیدی که درمیان آورد جای شکی در بطلان مرام و مُعتقَد وی باقی نگذاشت» (تمهیدِ طابعِ رسالهای در احوال و افعال «باب» ضلالتمآب و تابعین او از ملا محمدتقی هروی اصفهانی، به اهتمام جویا جهانبخش، چاپشده در جشننامه استاد سید احمد حسینی اشکوری، ص۳۹۳).
هرچند به بیان استاد معظم ما حفظهالله، ازباب عبرت و نَه ملامت، تعجب است از کسانی که در ابتدای امر مفتون این شخص شدند و آنها هم معفو نیستند.
درهرصورت، این دو مثال مشتی نمونه خروار از شدت جریانات و پیچیدگی برنامههای باب ملعون در مفتون ساختن علماء است، چه علماء شیخی و چه سایر علماء شیعه؛ که در محل خود ثابت شده اکثر گروندگان به او علماء غیرشیخی بودهاند.
بهقول رهی معیری در معنای منفی آن، خطاب به باب ملعون باید گفت:
از فتنهات سیاه بود صبح روشنم
ای تیرهشب که فتنه بر آن ماه روشنی
الا لعنة الله علی القوم الظالمین.
سید محمدصادق موسوی
جمادیالاولی ۱۴۴۶
@AghayedNet
🔺️کتاب تازهمنتشرشده
الرسائل الفقهیة فی الغناء
دراین کتاب رسالهای بهنام عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه منتشر شده که خطای محققان کتاب و فهرستنویسان نسخ خطی است.
تفصیل ماجرا اینجا.
@AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود
🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام
مناقبنویسی و مثالبنویسی، موضوعی فراخدامنه در تاریخ فریقَین است. بهویژه کتابهایی که اهلسنتوجماعت در مناقب و فضائل اهلبیت علیهمالسلام تألیف کردهاند، از جهات متعددی نزد شیعه اهمیت بهسزایی دارد.
مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب سلطانیه، مباحثی در زمینه اثبات امامت ائمه اطهار علیهمالسلام مطرح کردهاند. ایشان فصل مفصلی را به روایات از اهلسنت اختصاص دادهاند و از کتب عامه این موضوع را اثبات فرمودهاند. در این فصل از شخصیتهای مشهور اهلسنت همچون ابراهیم بن محمد حموینی و ابنالمؤید موفق بن احمد خوارزمی و... روایاتی نقل کردهاند.
نخستین نقل ایشان، از «آمِدی سُنی» است. بررسی شخصیت آمدی و کتاب او، مرکزیتِ این یادداشت است.
ابتداءً عبارات کتاب سلطانیه دراینباره را نقل میکنیم:
«فصـل
در بيان بعضی از احاديث كه از طرق عامه رسيده است كه بايد ائمه دوازده باشند به جهت اتمام حجت ذكر میشود.
در كتاب مناقب آمدی سنی از صحيحين روايت كرده از جابر بن سمرة كه گفت شنيدم كه رسول خدا میفرمود كه بعد از من دوازده امير باشند پس كلمهای فرمود كه نشنيدم آن را. از پدرم پرسيدم چه فرمود گفت فرمود همه آنها از قريشند و اين حديث در ميان عامه كالمتواتر است.
و باز در همانجا از كتاب اعلام الوری روايت كرده است از حضرت امام زينالعابدين علیهالسلام از آباء كرام خود كه پيغمبر صلی الله علیه و آله فرمود يا علی دوازده نفر از اهلبيت من باشند كه خدا علم مرا و فهم مرا به ايشان داده اولشان توئی ای علی و آخرشان قائم است كه خدا بر دست او فتح میكند مشارق و مغارب زمين را.»
درباره این فقرات از کتاب سلطانیه تأملاتی را ضمن چند بخش ارائه میکنیم:
١. حدیث اول درباره امامت ائمه اطهار بهنقل از جابر بن سمرة است. جابر بن سَمُرَة بن عَمرو بن جُنادة بن جُنْدب سُوائی، از صحابه رسولخدا صلی الله علیه و آله و راوی حدیث اثنیعشر خلیفه است. در منابع حدیثی اهل سنّت همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم حدیثی با اختلافاتی اندک در متن از جابر نقل شده است که به حدیث اثنیعشر خلیفه مشهور است. بنا بر آن رسولخدا صلی الله علیه و آله در جمعی از اصحاب ــ از جمله جابر که کودکی خردسال بوده و پدرش ــ فرمود که این امت دوازده امیر خواهد داشت، به گفته جابر پیامبر در ادامه سخن خود مطلبی فرمود که وی آن را نشنیده بود، اما پدرش سمره ادامه سخن پیامبر را برای او نقل کرد: این دوازده امیر جملگی از قریش هستند، در منابع حدیثی و احتجاجی امامیه به این حدیث در مقام تأییدِ اعتقاد شیعه دوازده امامی استناد شده است.
٢. حدیث دوم حدیثی است منقول در کتب شیعه. متن حدیث، با اندکی اختلاف چنین است:
وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَيِّدِ الْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ يَا عَلِيُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا. (إعلام الورى بأعلام الهدى، ج٢، ص١٧٣، الفصل الثانی فی ذكر بعض الأخبار التی جاءت من طرق الشيعة الإمامية فی النص على إمامة الاثنی عشر من آل محمد عليهم السلام)
٣. شخصیتهایی که با لقب آمِدی شناختهشده و شهرت دارند، دو نفرند: نخستین نفر ابوالفتح آمدی، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی است که صاحب غررالحکم و درر الکلم است. وی طبق قرائنی شیعه بوده است و اگر هم درباره حضرت امیر علیهالسلام «کرّم الله وجهه» بهکار برده، یا تقیتاً بوده یا این عبارت دعائی توسط نساخ اضافه شده است. در کتاب غررالحکم، روایتی که مرحوم آقای کرمانی اع نقل کردهاند (روایت جابر بن سمرة) نیامده است.
شخص دیگر سیفالدین آمدی صاحب غایةالمرام است. وفات او را ۶٣١ق گزارش کردهاند. برخی میان او و ابوالحسن آمدی تفاوت قائل شدهاند و برخی این دو شخصیت را یکی دانستهاند.
۴. طبق متن کتاب سلطانیه، در کتاب مناقبِ آمدیِ سنی، از کتاب إعلامالوری نقل شده است. بنابراین آمدیِ سنی، باید معاصر یا متأخرتر از فضل بن حسن طَبرِسی، صاحب إعلامالوری باشد. وفات طبرسی در سال ۵۴٨ق در سبزوار واقع شد و نعش او را به مشهد مقدس حمل کرده و در نزدیک حرم مطهر حضرت رضا علیهالسلام دفن کردند؛ امروز در خیابانی واقع شده است که بهنام هموست، رحمة الله علیه.
🔸برای مطالعه متن کامل لینک زیر را لمس یا کلیک کنید:
🔻🔻🔻
https://aghayednet.ir/managheb/
AghayedNet
✔️گامی کوتاه برای شناسایی و بازسازیِ کتابی سُنی و مفقود 🔻 در فضائل امیرالمؤمنین علیهالسلام مناقب
🔺کتاب تازهمنتشرشده
درباره حدیث رسولخدا صلی الله علیه و آله درباره دوازده خلیفه
از نویسنده تونسی
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
@AghayedNetبازخوانی_دیدگاه_علامه_طباطبایی_درباره_شیخیهاز_جلسات_خصوصی_با_هانری.mp3
زمان:
حجم:
48.7M
🔺🎙فایل صوتی نشست
🔹با موضوع:
بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه
🔸از جلسات خصوصی با هانری کربن تا کتاب شیعه در اسلام
🗓جمادی الاولی ۱۴۴۶
Instagram.com/aghayednet
@AghayedNet
AghayedNet
🔺🎙فایل صوتی نشست 🔹با موضوع: بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه 🔸از جلسات خصوصی با هانری کر
🔺بخشیاز مباحث نشستِ
بازخوانی دیدگاه علامه طباطبایی درباره شیخیه
@AghayedNet
Ershad.pdf
حجم:
369.2K
🔺دیدگاه مکتب استبصار درباره حضرت زهرا سلام الله علیها
🔸ارشادالعوام، جلد سوم، فصل دوم از بخشِ «مقام ابوابیت»
#شیخیه
@AghayedNet